آنچه در ما انگیزه جست و جو ایجاد میکند، امیدواری است؛ همان امیدواری که فنا ناپذیر است. حتی در ناامیدترین انسانها. هیچکس نمیتواند لحظهای را بدون امید زندگی کند. دانشمندانی که خلاف این عقیده را دارند و ادعا میکنند که به راحتی میتوانند در یک زندگی بدون امید سر کنند، هم به خود و هم به دیگران دروغ میگویند.
به اعتقاد پاسکال، حتی آن کسی که خود را به دار میآویزد، به زندگی بهتر از این امیدوار است و از این رو تن به چنین عملی میدهد که به دار آویخته شدن، تبدیل به تنها راه سعادت شده است. او با این کار معتقد است که پس از این نفس راحتتری خواهد کشید… بنابراین او هم امید دارد!
امید غذای روح و سرچشمهی آرامش آن است. روح نیز به اندازه جسم نیازمند تنفس و تغذیه است. تنفس روح، عشق و زیبایی است که در تنهایی و سکوت معنا میشود. تنفس روح، نیکویی است و سخن نیک.
30 اثر از کریستین بوبن
#کریستین بوبن
به اعتقاد پاسکال، حتی آن کسی که خود را به دار میآویزد، به زندگی بهتر از این امیدوار است و از این رو تن به چنین عملی میدهد که به دار آویخته شدن، تبدیل به تنها راه سعادت شده است. او با این کار معتقد است که پس از این نفس راحتتری خواهد کشید… بنابراین او هم امید دارد!
امید غذای روح و سرچشمهی آرامش آن است. روح نیز به اندازه جسم نیازمند تنفس و تغذیه است. تنفس روح، عشق و زیبایی است که در تنهایی و سکوت معنا میشود. تنفس روح، نیکویی است و سخن نیک.
30 اثر از کریستین بوبن
#کریستین بوبن
طوری کار کنید که انگار هیچ گاه
به پول نیاز ندارید.
طوری عاشق شوید که انگار
هیچ گاه صدمه ندیده اید.
طوری برقصید که انگار
هیچ کس شما را نمی بیند...
#بلامی
به پول نیاز ندارید.
طوری عاشق شوید که انگار
هیچ گاه صدمه ندیده اید.
طوری برقصید که انگار
هیچ کس شما را نمی بیند...
#بلامی
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
بیابان تاتارها، از دینو بوتزاتی
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
4_555155876269261531.pdf
3.4 MB
جملاتی زیبا از دیل کارنگی
چیزی بگو که ارزش آن بیش از خاموشی باشد.
مردم سه دستهاند: یا نوکر پول، یا رفیق پول، یا ارباب پول.
بدبختی انسان از جهل نیست از تنبلی است.
مرور زمان به خودی خود بسیاری از نگرانیها را از بین میبرد.
دیگران را همانگونه که هستند، بپذیرید.
ما به وسیله چهار چیز با مردم در تماس هستیم. ارزش موقعیت ما از روی این چهار چیز معلوم میشود: آنچه انجام میدهیم، آنچه جلوه میکنیم، آنچه میگوییم، آنطور که میگوییم.
برای جلب علاقه باید اظهار علاقهمندی کرد.حس غرور و خودبینی در تمام مردم یکسان است؛ تفاوتش تنها در نحوه ظهور آن است.
برخی از خندهها از گریه بالاتر است.
نعمتهای خود را بشمار نه محرومیتها را.برای زندگی فکر کنید، اما غصه نخورید.
ما چقدر دیر متوجه میشویم که زندگی و حیات یعنی همان دقایق و ساعاتی که با کمال شتابزدگی و بی رحمی انتظار گذشتن آنرا داشتیم.
با دیگران بخند نه بر دیگران.
دو نفر از پنجره زندان به بیرون مینگریستند؛ یکی گل و لای را میدید و دیگری ستارههای درخشان را.
اگر میخواهید فردی را با رای و نظر خود همراه کنید، بگذارید در کمال آزادی حرفش را بزند.
برای راه یافتن به دل هر کس باید از چیزی سخن گفت که نزد او عزیزتر است.
بگذار مخاطب خیال کند فکری که تو به او تلقین کردهای از خود اوست.
بهترین وسیله غلبه در مشاجره و مباحثه، جلوگیری از ورود به مشاجره و مباحثه است.
بهترین شکل خوش آمد گویی این است که دربارهٔ هر کس حرفی را به زبان بیاورید که او در مورد خود فکر میکند.
اگر دنیای حقیقی را رها کنیم و به سوی دنیای رؤیایی که ساخته ذهن خودمان است پیش برویم، آن زمان است که دیوانگی را برای خود خریدهایم.
بدون درک مطلب هر قدر هم در جهت رفع و حل مشکل تلاش کنیم نتیجهای جز بهم ریختگی و اغتشاش فکری در برنخواهد داشت.
چیزی بگو که ارزش آن بیش از خاموشی باشد.
مردم سه دستهاند: یا نوکر پول، یا رفیق پول، یا ارباب پول.
بدبختی انسان از جهل نیست از تنبلی است.
مرور زمان به خودی خود بسیاری از نگرانیها را از بین میبرد.
دیگران را همانگونه که هستند، بپذیرید.
ما به وسیله چهار چیز با مردم در تماس هستیم. ارزش موقعیت ما از روی این چهار چیز معلوم میشود: آنچه انجام میدهیم، آنچه جلوه میکنیم، آنچه میگوییم، آنطور که میگوییم.
برای جلب علاقه باید اظهار علاقهمندی کرد.حس غرور و خودبینی در تمام مردم یکسان است؛ تفاوتش تنها در نحوه ظهور آن است.
برخی از خندهها از گریه بالاتر است.
نعمتهای خود را بشمار نه محرومیتها را.برای زندگی فکر کنید، اما غصه نخورید.
ما چقدر دیر متوجه میشویم که زندگی و حیات یعنی همان دقایق و ساعاتی که با کمال شتابزدگی و بی رحمی انتظار گذشتن آنرا داشتیم.
با دیگران بخند نه بر دیگران.
دو نفر از پنجره زندان به بیرون مینگریستند؛ یکی گل و لای را میدید و دیگری ستارههای درخشان را.
اگر میخواهید فردی را با رای و نظر خود همراه کنید، بگذارید در کمال آزادی حرفش را بزند.
برای راه یافتن به دل هر کس باید از چیزی سخن گفت که نزد او عزیزتر است.
بگذار مخاطب خیال کند فکری که تو به او تلقین کردهای از خود اوست.
بهترین وسیله غلبه در مشاجره و مباحثه، جلوگیری از ورود به مشاجره و مباحثه است.
بهترین شکل خوش آمد گویی این است که دربارهٔ هر کس حرفی را به زبان بیاورید که او در مورد خود فکر میکند.
اگر دنیای حقیقی را رها کنیم و به سوی دنیای رؤیایی که ساخته ذهن خودمان است پیش برویم، آن زمان است که دیوانگی را برای خود خریدهایم.
بدون درک مطلب هر قدر هم در جهت رفع و حل مشکل تلاش کنیم نتیجهای جز بهم ریختگی و اغتشاش فکری در برنخواهد داشت.
به شهامتِ زیادی نیاز است تا آدمی جهان را در شکوهمندیِ آلودهاش ببیند و همچنان آن را دوست داشته باشد...
#اسکار_وایلد
#اسکار_وایلد
باید جهان رابهتر از آنچه تحویل گرفتهای،تحویل بدهی، خواه با فرزندی خوب،یا باغچهای سرسبز
اگر فقط یک نفر با بودن تو سادهتر نفس کشید،یعنی تو موفق شدهای
#گابریل گارسیا مارکز
اگر فقط یک نفر با بودن تو سادهتر نفس کشید،یعنی تو موفق شدهای
#گابریل گارسیا مارکز
بعضیها اين جورين، وقتی يه نيش ميخورن، فكر میكنن اگه ديگرونم نيش بخورن درد اونا كمتر میشه !
📘 چوب به دستهای ورزیل
#غلامحسین_ساعدی
📘 چوب به دستهای ورزیل
#غلامحسین_ساعدی
مردم گناهِ بدحالیشان، چه بسا گناهِ بدیشان را به گردنِ کسانی میاندازند که جز آناناند...
#فریدریش_نیچه
📕 غروب بتها
#فریدریش_نیچه
📕 غروب بتها
به نظر من: « عشق حقیقی آن است که به تو عشق بورزند؛ بدون این که شایستگی اش را داشته باشی ...
#میلان کوندرا
#میلان کوندرا
ای کاش میدانستم زندگی کردهام یا نه، زندگی میکنم یا نه، زندگی خواهم کرد یا نه، این همه چیز را ساده میکند...
#ساموئل_بکت
#ساموئل_بکت
تو روی نیمکتی نشستهای این سر دنیا که تمام آنچه میخواهی، یکیست که آن سر دنیا، روی نیمکتی نشسته است که تمام آنچه میخواهد، تویی. نیمکتهای دنیا را، بد چیدهاند...
#زویا_پیرزاد
#زویا_پیرزاد
می نشینم کنار شمع ،
نور و گرمای ضعيفی دارد ،
ولی
از صدها چراغ بیشتر دوستش دارم،
چون
در کنارم با عشق می سوزد.
#ع_دباغ
نور و گرمای ضعيفی دارد ،
ولی
از صدها چراغ بیشتر دوستش دارم،
چون
در کنارم با عشق می سوزد.
#ع_دباغ
وصیت نامه آلبرت_انیشتین:
آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است.
در چنین روزی، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه، زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید. بگذارید آن را بستر زندگی بنامم. بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند.
چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب، چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشم های یک زن ندیده است.
قلبم را به کسی هدیه بدهید که از قلب جز خاطره ی دردهایی پیاپی و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد.
خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده اند و کمکش کنید تا زنده بماند تا نوه هایش را ببیند.
کلیه هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که هر هفته خون او را تصفیه می کند.
استخوان هایم، عضلاتم، تک تک سلول هایم و اعصابم را بردارید و راهی پیدا کنید که آنها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید.
هر گوشه از مغز مرا بکاوید، سلول هایم را اگر لازم شد، بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا به کمک آنها پسرک لالی بتواند با صدای دو رگه فریاد بزند و دخترک ناشنوایی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود.
آن چه را که از من باقی می ماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید، تا گلها بشکفند. اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم، ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند.
گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید. عمل خیری انجام دهید، یا به کسی که نیازمند شماست، کلام محبت آمیزی بگویید.
اگر آنچه را که گفتم برایم
انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند…
#آلبرت_انیشتین
آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است.
در چنین روزی، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه، زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید. بگذارید آن را بستر زندگی بنامم. بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند.
چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب، چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشم های یک زن ندیده است.
قلبم را به کسی هدیه بدهید که از قلب جز خاطره ی دردهایی پیاپی و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد.
خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده اند و کمکش کنید تا زنده بماند تا نوه هایش را ببیند.
کلیه هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که هر هفته خون او را تصفیه می کند.
استخوان هایم، عضلاتم، تک تک سلول هایم و اعصابم را بردارید و راهی پیدا کنید که آنها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید.
هر گوشه از مغز مرا بکاوید، سلول هایم را اگر لازم شد، بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا به کمک آنها پسرک لالی بتواند با صدای دو رگه فریاد بزند و دخترک ناشنوایی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود.
آن چه را که از من باقی می ماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید، تا گلها بشکفند. اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم، ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند.
گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید. عمل خیری انجام دهید، یا به کسی که نیازمند شماست، کلام محبت آمیزی بگویید.
اگر آنچه را که گفتم برایم
انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند…
#آلبرت_انیشتین
🔺فهرست ۱۵ کشوری که مردم آن بیش از همه عاشق کتاب و کتابخوانی هستند
@jaarchi
@jaarchi