Forwarded from 💎مجله ترنم💎
Forwarded from نیکوکاری دستهای مهربان
نقاش مشهوری درحال اتمام نقاشی اش بود.
آن نقاشی بطورباورنکردنی زیبا بودو میبایست در مراسم ازدواج شاهزاده خانمی نمایش داده میشد.
نقاش آنچنان غرق هیجان ناشی از نقاشی اش بودکه ناخودآگاه در حالیکه آن نقاشی را تحسین میکرد، چند قدم به طرف عقب رفت.
نقاش هنگام عقب رفتن پشتش را نگاه نکرد
که یک قدم به لبه پرتگاه ساختمان بلندش فاصله دارد.
شخصی متوجه شد که نقاش چه میکند .
میخواست فریاد بزند،اما ممکن بود نقاش بر حسب ترس غافلگیر شود و یک قدم به عقب برود و نابود شود،مرد به سرعت قلمویی رابرداشت ودوید روی آن نقاشی زیبا را خط خطی کرد.
نقاش که این صحنه را دید باسرعت و عصبانیت تمام جلو آمد تا آن مرد را بزند.
اما آن مرد تمام جریان را که شاهدش بود را برایش تعریف کرد که چگونه در حال سقوط بود.
براستی گاهی آینده مان را بسیار زیبا ترسیم میکنیم
اما گویا خالق هستی میبیند چه خطری در مقابل ماست و نقاشی زیبای مارا خراب میکند.
گاهی اوقات از آنچه زندگی بر سرمان آورده ناراحت میشویم
اما یک مطلب را هرگز فراموش نکنیم:
خداي مهربان ما همیشه بهترین را برایمان می خواهد . به زور و اصرار چیزی را از او نخواه.
آن نقاشی بطورباورنکردنی زیبا بودو میبایست در مراسم ازدواج شاهزاده خانمی نمایش داده میشد.
نقاش آنچنان غرق هیجان ناشی از نقاشی اش بودکه ناخودآگاه در حالیکه آن نقاشی را تحسین میکرد، چند قدم به طرف عقب رفت.
نقاش هنگام عقب رفتن پشتش را نگاه نکرد
که یک قدم به لبه پرتگاه ساختمان بلندش فاصله دارد.
شخصی متوجه شد که نقاش چه میکند .
میخواست فریاد بزند،اما ممکن بود نقاش بر حسب ترس غافلگیر شود و یک قدم به عقب برود و نابود شود،مرد به سرعت قلمویی رابرداشت ودوید روی آن نقاشی زیبا را خط خطی کرد.
نقاش که این صحنه را دید باسرعت و عصبانیت تمام جلو آمد تا آن مرد را بزند.
اما آن مرد تمام جریان را که شاهدش بود را برایش تعریف کرد که چگونه در حال سقوط بود.
براستی گاهی آینده مان را بسیار زیبا ترسیم میکنیم
اما گویا خالق هستی میبیند چه خطری در مقابل ماست و نقاشی زیبای مارا خراب میکند.
گاهی اوقات از آنچه زندگی بر سرمان آورده ناراحت میشویم
اما یک مطلب را هرگز فراموش نکنیم:
خداي مهربان ما همیشه بهترین را برایمان می خواهد . به زور و اصرار چیزی را از او نخواه.
وقتی میخوانم ، خش خش صفحات با ورق زدنها، چون روزهای سپری شده زندگیم ، خاطرات را از دورها نزدیکم میسازد، هر جمله شادی ، شادم و هر تلخی، تلخیهای روزگار را در سیمای ذهنم متصور میسازد.
وقتی مینویسم ، مرکب قلم احساسات درونم را بر صفحه کاغذی عمرم پخش میکند، چقدر آرامبخش است وقتی نقشهای این صفحه با رقص موزونی جمله ای می آفرينند که آواز خواندنش مستم میکند.
Forwarded from خانه خبر فرهنگ و هنر آذربایجان شرقی
پانزدهمین نمایشگاه بین المللی کتاب تبریز
۲ تا ۷ آبان ماه ۱۳۹۶
نمایشگاه بین المللی تبریز
ساعات بازدید: ۱۰ الی ۲۰
@azarshnews
۲ تا ۷ آبان ماه ۱۳۹۶
نمایشگاه بین المللی تبریز
ساعات بازدید: ۱۰ الی ۲۰
@azarshnews
روزها سپری میشود، گذشته ها از من دور میشوند و اینده به سرعت مرا به سوی خود میخوانند
اسمش زندگی است
روزها و شبها ، غم ها و شادیها ، تلخیها و شیرینیها
اسمش زندگی است
روزها و شبها ، غم ها و شادیها ، تلخیها و شیرینیها
در شهرستان مهربان، مدير مدرسه خانم عزیزیان،
تشکر فراوان از زحمات سرکار
تشکر فراوان از زحمات سرکار