کانال کتاب و کتابخوانی
407 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
چگونه کسی که گرمش است
‏کسی را که سردش است
‏درک می‌کند؟

#الكساندر_سولژنيتسين
📕 یک روز از زندگی ایوان دنیسوویچ
در مدتی که در قرنطینه به سر می‌بردم مادر به دیدارم آمد. به طریقی توانسته بود نوانخانه را ترک کند و در صدد برآمده بود سرپناهی برای ما پیدا کند. حضور او در حکم یک دسته گل بود. ظاهرش چنان سرزنده و دوست‌داشتنی بود که راستش من از سر و وضع ژولیده و کله‌ی تراشیده‌ام خجل شدم.پرستار رو به مادر کرد و گفت: ببخشید که صورتش کثیف است.


مادر خندید، چه خوب کلماتِ مهرآمیزش را به یاد می‌آورم که وقتی مرا تنگ در بغل گرفت و بوسید، گفت: "با همه‌ی کثافتت هنوز هم دوستت دارم."

#چارلی چاپلین
آنچه پایانـے ندارد
نه تویـے
و نه من
این انسانیت است که تا ابد
فریاد کشیده خواهد شد

#چگوارا
سخت ترین لحظه
زمانی است که
ندانی بروی ...!
یا بمانی......!!
شکر خدا که خواب هست و آنچه را که بیداری از ما دریغ می‌کند به ما ارزانی می‌دارد...

#نیکوس_کازانتزاکیس
📗 برادرکشی
فال امشب حافظ،
انسان خوب، از پرل باک
گاهی
سر کوچه زمان به انتظار مینشینم،
تا از آنهايي که از گذشته ها می آيند بپرسم
آيا از من
در گذشته ها عطری به مشام شان
یا
رد پایی به دیده شان مانده است.

#ع_دباغ
هیچ وقت یکی را با همه وجودت دوست نداشته باش!
یک‌تکه از خودت را نگه دار برای روزهایی که هیچ کسی را جز خودت نداری!

#موروکامی
دری كه به سوی زندگی باز می شود
به طرف انسان نمی آيد،
بلكه انسان بايد به سوی آن برود...!

📙 آرزوهای بزرگ
#چارلز_دیکنز
روزهای زندگی ما همه یکسان نیستند. برخی روزها کوهستانی و دشوارند و پیمودنشان بی‌نهایت زمان می‌برد و برخی دیگر سرازیرند که می‌توان با شتاب تمام و آوازخوان آنها را پشت سر گذاشت...

#مارسل_پروست
📓 در جستجوی زمان از دست رفته
بیش از حد خود را تحت فشار نگذارید، بهترين اتفاقات، درست زمانی روی می‌دهند که انتظارش را نداری.

#گابریل_گارسيا_ماركز
در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم
عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم

با عقل آب عشق به یک جو نمی رود
بیچاره من که ساخته از آب و آتشم

#شهریار
فورا شروع کردم به بستن بار سفر. چمدان قهوه ای کهنه ای بیرون کشیدم و داخلش چند تکه لباس چپاندم. بعد در اتاق خوابم دنبال چیزهای خاطره انگیز گشتم ،ولی تا یادم افتاد وظیفه شان زنده کردن خاطرات است ،دست از جستجو کشیدم .گور پدرشان .دوست نداشتم خاطراتم را با خودم ببرم این طرف و آن طرف .خیلی سنگین بودند .

کتاب :جز از کل
#استیو تولتز
گرسنگی قیمت ها را به من یاد داد، فکر نان تازه مرا کاملا از خود بی خود می کرد، من غروب ها ساعت های متمادی بی هدف در شهر پرسه می زدم و به هیچ چیز دیگر فکر نمی کردم به جز نان.
چشم هایم می سوخت، زانوهایم از ضعف خم می شد و حس می کردم چیزی مثل گرگ درنده در وجودم هست. نان !

#هاینریش_بل
نان سال های جوانی
خداوند ما را برای
خودش آفریده است پس
قلبمان آرام نمی گیرد مگر
وقتی که به او روی می آوریم.

#سنت_آگوستین
اگر ترجيح میدی دو چهره داشته باشی
حداقل یکیش رو زیبا بساز

مرلین مونرو