کانال کتاب و کتابخوانی
410 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
.
این تابستان هم به پایان می‌رسد
گرما که تمام شد
غروب‌هایِ پاییز
مردانِ خسته
پناه میبرند به آغوشِ زنانِ فداکار
و زنانِ دلگرفته
سر می‌‌گذارند بر شانهِ مردانِ مهربان
و اینطور می‌‌شود
که پاییز می‌‌گرید
آدم‌ها چشم در چشم هم میدوزند
یک شهر میگرید
یک شهر باور می‌کند
که رستاخیز
بیداری دلِ آدم‌ها ‌ست.

#نيكى_فيروزكوهي
افسوس برین عمر گرانمایه که بگذشت
ما از سر تقصیر و خطا درنگذشتیم

پیری و جوانی پی هم چون شب و روزند
عمرما شب شد و روز آمد و بیدارنگشتیم

#سعدی
یک روز رسد غمی به اندازه کوه
یک روز رسد نشاط اندازه دشت

افسانه زندگی چنین است گلم
در سایه کوه باید از دشت گذشت

#مجتبي_كاشاني
فقط در آینده دنبال بهشت و جهنم نگرد. هرگاه بتوانیم یکی را بدون چشمداشت و حساب و کتاب و معامله دوست داشته باشیم، در اصل در بهشتیم. هرگاه با یکی منازعه کنیم و به نفرت و حسد و کین آلوده شویم با سر به جهنم افتاده‌ایم.

#اليف_شافاک
📓 ملت عشق
انسانی که دردرون آرام باشد،همه چیز دارد.انسانی که با جنگ درونی تکه تکه می شود، هیچ چیز ندارد.

#دبی_فورد
واما پاییز ؛
واما مهر ؛

محبوبم ؛
من هنوزم در قلب خزان
پیله کرده ام..
تا آمدنت
پروانه وار به دورت بچرخم
و مُهر "مهرهایم" را
قربانی قدم هایت کنم....

#یاس_اورعی
وه ... چه زیبا بود اگر پاییز بودم
وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم
نغمهٔ من ...
همچو آوای نسیم پر شکسته
عطر غم می‌ریخت بر دل‌های خسته
پیش رویم :
چهرهٔ تلخ زمستان جوانی
پشت سر :
آشوب تابستان عشقی ناگهانی
سینه‌ام :
منزلگه اندوه و درد و بدگمانی
کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز بودم.

#فروغ_فرخزاد
خدا گفت:
به دنيايتان مي آورم تا عاشق شويد، آزمونتان تنها همين است: عشق؛ و هر كه عاشق تر آمد، نزديك تر است؛ پس نزديك تر آييد، نزديك تر.

عشق، كمند من است. كمندي كه شما را پيش من مي آورد، كمندم را بگيريد و ليلي كمند خدا را گرفت، خدا گفت: عشق، فرصت گفتگو است. گفتگو با من. با من گفتگو كنيد.

و ليلي تمام كلمه هايش را به خدا داد، ليلي هم صحبت خدا شد. خدا گفت: عشق، همان نام من است كه مشتي خاك را بدل به نور مي كند و ليلي مشتي نور شد در دستان خداوند.

#ليلي_نام_تمام_دختران_زمين_است #عرفان_نظر_آهاري
هیچ کس کامل نیست. خوشبختی در آن است که انسان حد خود را بشناسد و آن را دوست بدارد.

#رومن_رولان
زندگی تر شدن پی در پی
زندگی آب تنی کردن در حوضچهٔ " اکنون" است
رخت‌ها را بکنیم
آب در یک قدمی است...

#سهراب_سپهری
هر روز که زنده بیدار می شوی، فاتحی، برو و غنایمت را طلب کن...!

#استیو تولتز
من بارها کلمه «صبر کنيد» را شنيده‌ام
اين «صبر» تقريبا به معنای «هرگز» است
آنانکه اجرای عدالت را بارها به تاخیر انداختند قصد تحقق آنرا ندارند!

#مارتین لوتر کینگ
معلمم در سيزده سالگى، سؤالى پرسيد و گفته انتظار ندارم بتواني به سؤال من پاسخ دهي. اما اگر در پنجاه سالگى هم نتواني پاسخى براى آن بيابي، در اين صورت، حتم بدان که زندگي را ضايع کرده‌ای.

"به خاطر چه چیزی بايد از شما ياد كنند؟"

#پیتر دراکر
📌 یک میوه فروشی در کرج، بدون دریافت هیچ پول یا مدرکی کتابهایش را به مردم امانت می دهد! نکته مهمتر اینکه صاحب اين ميوه فروشى حتى اگر یکی از میوه هایی که فروخته بی کیفیت و خراب باشد، آن را پس گرفته و با یک میوه سالم تعویض می کند!


@Noandishaan_Book
چه سنگدل است
سیری که گرسنه ایی را نصیحت میکند
تا درد گرسنگی را تحمل کند!

#جبران خلیل جبران
دنیای کوچک دن کامیلو، جووانی گوارسکی
سخت ترین کار در دنیا
بحث کردن با فردیست
که به خودش قول داده است، که نفهمد!

#مارك تواین
هر ثانیه که می‌گذرد
چیزی از تو را با خود می‌برد
زمان غارتگر غریبی است
همه چیز را بی‌اجازه می‌برد
و تنها یک چیز را
همیشه فراموش می‌کند
حس دوست داشتن ِتو را...

#آنتوان_دو_سنت_اگزوپری
نامه یک پدر به مدیر مدرسه پسرش در آستانه آغاز سال تحصیلی

«جناب آقای حسن محمدی

با سلام

از ما خواسته‌اید تا پیش از شروع سال تحصیلی توقعاتمان را از مدرسه‌ بیان کنیم. دوست‌تر داشتم بجای پر کردن آن فرم، خواسته‌هایم را در نامه‌ای برایتان بنویسم:

🔹از پسرم کار بخواهید. چون او را هتل نمی‌آورم، به اولین سال دبیرستان می‌فرستم. اجازه دهید بریده‌های کاغذ و تراشه‌های چوب را زمین بریزد اما خودش هم جمع کند. به بابای مدرسه بگویید مدیون من است اگر بجای پسرم چیزی را جارو کند. کاش ماهی یکبار از بچه‌ها بخواهید شیشه‌ها را تمیز کنند، خاک‌ نیمکت‌های کلاسشان را بگیرند. به پسرم نوبت دهید تا درخت‌ها و گلدان‌های مدرسه را آب دهد و برگ‌های زردشان را بگیرد.

🔹کاش صبحانه را در مدرسه بخورند و از پسرم بخواهید سفره پهن کند، چای دم کند، نان‌ خرد کند و آخرش هم به همراه بچه‌های دیگر جمع کنند و بشویند.

🔹ای کاش همین اول سال قلم‌مو و رنگ و اسپری دهید تا کلاسشان را خودشان رنگ‌آمیزی کنند. روی دیوارهایش به سلیقه روزآمدشان چیزهایی بنویسند، خط‌هایی بیندازند. شاید نشانی از فیلم‌ها، انیمیشن‌ها، فوتبالیست‌ها و ترانه‌هایی که دوست دارند بر دیوار بیفتد و دیوار کلاس، پنجره رهایی‌ باشد.

🔹بیشتر سرویس‌های بهداشتی عمومی کشور ما بهداشتی نیستند! هر کاری لازم است بکنید تا پسرم و همه بچه‌ها سرویس‌های مدرسه را مثل سرویس خانه‌هایشان نگه دارند.

🔹از پسرم بخواهید شما را نقد کند، رفتار و برنامه‌های دبیران و مشاوران و معاونان را. نترسد از گفتن. توبیخ نشود از فکر کردن. از او بخواهید برای حرف‌هایش دلیل بیاورد و تا قانع نشد دست نکشد. از مدرسه شما توقع دارم گفت‌وگو سکه رایج باشد. رفتارهای پسرم را هم ارزیابی کنید و بخواهید در فضای امن گفت‌وگوی همکلاسی‌ها از دوستانش راه حل‌های کارآمد بگیرد. این کار موثرتر از تذکر و توبیخ دبیران است.

🔹لطفا به دبیران مدرسه بگویید جواب سوال‌های پسرم را ندهند. هر وقت سوال پرسید، کمکش کنند تا خودش دنبال پاسخ بگردد.

🔹بعد از صبحگاه و قبل از شروع اولین زنگ، پنج دقیقه را اختصاص دهید تا هر کسی در مدرسه است کتاب بخواند. از خود شما گرفته تا تک به تک عوامل اجرایی و دبیران و دانش‌آموزان، کسی با کسی صحبت نکند و هر کس کتابی که دوست دارد بخواند. مدرسه بشود یک کتابخانه بزرگ. کتاب‌های درسی نشوند همه دنیایش. دنیایش را بزرگ کنید.

🔹آقای محمدی عزیز، از پسرم بخواهید داستان بنویسد، شعر بگوید، مقاله بنویسد. بخواهید برای پژوهش فیلم بسازد، عکس بیندازد. برود در آزمایشگاه خطر کند. به او بگویید پژوهش فقط در کتابخانه نیست. برود وسط شهر جستجو کند، سوال بتراشد. از پسرم بخواهید در کارگاه با چوب و فلز و چکش و اره وسیله بسازد، اختراع کند. از آنها بخواهید اپلیکیشن بازی طراحی کنند، انیمیشن تولید کنند.

🔹در بوفه مدرسه پسرم را دخالت دهید تا در کنار مسوول بزرگسال بوفه شیوه کاسبی را یاد بگیرد، حساب و کتاب و طرز برخورد با مشتری را. بگذارید خوراکی‌ها را در قفسه بچیند. بار خالی کند و بعد کارتون‌ها و مقواها را در سطل مخصوص بازیافتی‌ها بیندازد.

🔹هنگام مراسم نماز یا صبحگاه فضایی شکل نگیرد که به زور و با خواب‌آلودگی، پسر ۱۳ ساله با خدا مناجات کند. لحظاتی را شکل دهید که وقتی پسرم با خدا خلوت می‌کند بداند که خدا نزدیک‌ترین است و ارتباط قلبی او با خدا برای خودش تعالی می‌آورد نه اینکه دل مدیر و مربی پرورشی را راضی کند و کارت امتیاز بگیرد. به او و بچه‌های دیگر اجازه دهید نیایش‌هایی را که به زبان خودشان نوشته‌اند بخوانند. نیایش‌های ساده که خواسته‌های واقعی خودشا‌ن‌اند و با صداقت هستند.

🔹از معلم‌هایتان بخواهید قوانین کلاس‌ها را تنهایی وضع نکنند. از بچه‌ها کمک بگیرند و با هم قانون بگذارند. چون این قوانین را بچه‌ها باید اجرا کنند.
به پسرم حالی کنید بجای آنکه از ضعف و نمره کمِ همکلاسی‌هایش خوشحال شود، احساس بد کند. کاری کنید تا به جای احساس کمبود از نمره پایینِ خودش از کمک نکردن به دوستانش شرمنده باشد.

🔹از پسرم نخواهید در همه درس‌ها و مهارت‌ها نفر اول باشد. راستش او هم مثل بقیه بچه‌ها در خیلی کارها کم‌‌استعداد است. به او بگویید همه آدم‌ها برای همه کارها ساخته نشده‌اند، راه خودت را پیدا کن.

🔹مدیر محترم، به پسرم اجازه دهید اشتباه کند، خراب کند، گند بزند. بگذارید بارها ویران کند و بسازد. اشتباه کردن را امتیاز بدهید. بگویید فقط یک اشتباه نابخشودنی وجود دارد و آن هم هیچ کاری نکردن و بالتبع اشتباه نکردن است.

با آرزوی خوبی و زیبایی
علی‌‌اکبر زین‌‌العابدین
"شهریور ۹۸"
زنی كه حالش با يك كتاب، يك شعر، يك ترانه يا فنجانی قهوه بهتر مي شود را هيچ كس نمی تواند شكست دهد..!

#جبران_خليل_جبران