کانال کتاب و کتابخوانی
409 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
‍ باید باور کنیم
تنهایی
تلخ‌ترین بلای بودن نیست،
 چیزهای بدتری هم هست،
روزهای خسته‌ای که در خلوت خانه پیر می‌شوی…
 و سال‌هایی که ثانیه به ثانیه از سر گذشته است.
تازه تازه پی می‌بریم که تنهایی تلخ‌ترین بلای بودن نیست ،
چیزهای بدتری هم هست:
دیر آمدن! دیر آمدن!

#چارلز_بوکفسکی
زخم‌ها خوب می‌شوند، جایشان
کم‌کم از بین می‌رود...

ولی یک زنگ تلفن
برای برگرداندنِ تمام دردها کافیست...!

#اوریانا فالاچی
اي دوست بيا تا غم فردا نخوريم
اين يك دم عمر را غنيمت شمريم

فردا كه از اين دير كهن درگذريم
با هفت هزار سالگان سر به سريم...

#خيام
قطعه‌ای_کتاب

لطیفه جالبی بین مردم برزیل رواج دارد که نگرشی در قبال کارهای دولتی به دست می‌دهد.

دو شیر از باغ وحشی می‌گریزند و هر کدام راهی را در پیش می‌گیرند.
یکی از شیرها به یک پارک جنگلی پناه می‌برد، اما به محض آن‌که بر اثر فشار گرسنگی رهگذری را می‌خورد به دام می‌افتد.
ولی شیر دوم موفق می‌شود چند ماهی در آزادی به سر ببرد و هنگامی هم که گیر می‌افتد و به باغ وحش بازگردانده می‌شود حسابی چاق و چله است.
شیر نخست که در آتش کنجکاوی می‌سوخت از او پرسید: «کجا پنهان شده بودی که این همه مدت گیر نیفتادی؟!
شیر دوم پاسخ می‌دهد:

«توی یکی از ادارات دولتی».
هر سه روز در میان یکی از کارمندان اداره را می‌خوردم و کسی هم متوجه نمی‌شد !!!
«پس چطور شد که گیر افتادی؟!!!
شیر دوم پاسخ می‌دهد:

«اشتباها آبدارچی را خوردم» چون تنها کسی بود که کاری انجام میداد و غیبت او را متوجه شدند.

#توسعه_یا_چپاول
#پیتر_اوانز
به خاطر چیزی ایستادگی کنید، در غیر این صورت به خاطر هیچ سقوط می‌کنید...

#ریچارد_استالمن
به تعظیم مردم این زمانه اعتماد نکن !
تعظیم آنان همانند خم شدن دو سر کمان است
که هر چه بهم نزدیکتر شوند تیرش کشنده تر است


#جلال_آل_احمد
به نام پادشاه مرا در اینجا زندانی کرده اند. می توانند جانم را بگیرند ولی عشقم به تو را هرگز . آری عشق زیبای من امشب تو را خواهم دید حتی اگر گردنم را به تیغ جلاد بسپارم. به خاطر خدا دیگر با این حالت غمزده دیگر برایم نامه ننویس. باید زنده بمانی و احتیاط کنی...
اگر مرا دوست داری دوباره به خودت قوت قلب بده و تمام نیرو و حضور ذهن خود را به کار بگیر. مواظب باش مادرت متوجه نشود. همه عکس ها را با خودت بیاور و مطمئن باش که ترس از بدترین شکنجه ها هم مانع خدمتگذاری من به تو نمی شود. نه، هیچ چیز قادر نیست مرا از تو جدا سازد. عشق ما عشقی پاک است و تا عمر داریم دوام خواهد داشت. بدرود، حاضرم به خاطر تو هر کاری انجام دهم. لیاقت تو بیش از اینهاست.
خداحافظ دلبند عزیزم

نامه "ولتر" نویسنده فرانسوی به معشوقه‌اش "المپ دونور" در زندان
دختری در قطار، از پائولا هاوکینز
#دختری_در_قطار
#پائولا_هاوکینز


دختری در قطار (۲۰۱۵) (به انگلیسی: The Girl on the Train) یک رمان دلهره‌آور اثر پائولا هاوکینز نویسنده بریتانیایی است.

رمان «دختری در قطار» که عنوان پرفروش‌ترین کتاب سال ۲۰۱۵ در جهان را داراست و چند ماه پس از انتشار، رکورد فروش افسانه‌ای کتاب هری پاتر را شکسته است.

«دختری در قطار» نه‌تنها یک رمان مهیج و پلیسی، بلکه تریلری روان‌شناختانه است، که موفق شد خیلی زود رکورد پرفروش‌ترین‌هایی چون هری پاتر را بشکند و همچنان در صدر باقی بماند.

«دختری در قطار» با روایتی مدرن، سراغ موضوعی کلاسیک می‌رود تا این‌بار، وحشت و خون را از میان درد و ترومای زنانه بیرون بکشد. ریچل که زنی دائم‌الخمر است برای خودش ارزشی قائل نیست؛ از نظر او زنان فقط از دو وجه قابل‌توجه‌اند: وضعیت ظاهری‌ و نقش مادری‌شان. پس با این حساب، او که ظاهری معمولی دارد و نازاست، نمی‌تواند مورد‌توجه مردی واقع شود؛ موهبتی که احتمالاً از نظر او، زن‌های دیگر قصه ـ آنا و مگان ـ از آن بهره‌مندند.

ریچل بیش از آن‌که در واقعیت زندگی کند، در خیال و بین آدم‌های خیالی‌یی که فقط خودش آن‌ها را می‌بیند سیر می‌کند؛ آن‌قدر که درگیر حوادث بین‌شان می‌شود؛ حوادثی که هیچ‌وقت رخ نداده‌اند. اما چه اتفاقی می‌افتد که زندگیِ زن‌های این داستان، در هم تنیده می‌شود؟ پائولا هاوکینز برای بیان این داستان کار مهمی کرده؛ او دقیق و موشکافانه به اطرافش وآدم‌ها ـ آدم‌‌های معمولی ـ چشم دوخته. داستان او روایتی مدرن و چند‌صدایی از ماجرای سه زن است، که هر کس از زاویه‌ی دید خودش آن‌را برای‌مان تعریف می‌کند.
گاهی
سینه ای پر از حرف داشتم که برایت بزنم
ولی باز
فقط به نگاهی پر از حرف بسنده کردم
تا
از کنار تمام رؤيا ها بگذرم،

#ع_دباغ
اگر میخواهی خوشبخت شوی ،
برای خوشبختی دیگران بکوش،
زیرا؛
آن شادی که ما به دیگران می دهیم
به خودمان برمیگردد.

#بتهوون
کنار تو
هر لحظه
گویم به خویش که خوشبختیِ
بی کران با من است...

#فریـدون مشیـری
#جرج_برنارد_شاو

حواست باشد چیزی را که دوست داری، به دست آوری.
در غیر این صورت مجبور می‌شوی چیزی را که به دست می‌آوری، دوست بداری.
آخر دیوانگی نیست که آدم همه چیز را جدی بگیرد؟ به اندازه‌ی کافی بدبختی هست و لازم نیست که آدم از این بیشترش را هم برای خودش دست و پا کند.

#گوستاو_فلوبر
دختر گفت: صحرا مردان ما را بر می گيرد و همواره بر نمی گرداند. پس به اين عادت كرده ايم و آن ها به هستی خود در ابر های بی باران، در جانوران پنهان ميان صخره ها ، در آبی كه سخاوتمندانه از زمين بر می آيد، ادامه مي دهند. به بخشی از هر چيز تبديل مي شوند. به بخشی از روح جهان.
برخي بر مي گردند و در اين هنگام تمام زن های ديگر هم شاد مي شوند، چون ممكن است مرد های آن ها هم روزی بر گردند. در گذشته به اين زن ها مي نگريستم و به شادي شان غيظ می خوردم. اينك من هم كسی را دارم كه منتظرش باشم.
من يك دختر صحرا هستم و به اين مغرورم. مي خواهم مرد من نيز آزادانه هم چون بادی حركت كند كه تپه ها را به جنبش در می آورد. مي خواهم من هم بتوانم مَردَم را در ابرها، جانوران و در آب بنگرم.
براي همين مي خواهم راه خودت را به سوی انچه مي جويی ، ادامه بدهی. تپه ها همراه با باد دگرگون می شوند، اما صحرا هميشه همان می ماند. عشق ما هم چنين است.

کتاب: #كيمياگر
#پائولو_كوئوليو
ما هم می‌توانیم خوب و نجیب باشیم،
اما فقط وقتی که
همه چیز بر وِفقِ مرادمان باشد...


#فئودور_داستایوفسکی
#برادران_کارامازوف
دوتادستاشو مشت کرد
جلوم گرفت و گفت،
اگه بگی گل کدو
گل کدومه میمونم
برای ازدست ندادنش
محکم زدم پشت دست چپش
دستشو باز کرد
گل بود...!!
اشکام جاری شد روی گونه‌هام . . .!
حواسش نبود،
وقتی با دست راستش
اشکامو پاک کرد،
دیدم توی دست راستش
هم گل بود!
انکه تو را میخواهد
به هر بهانه‌ای میماند . . .!

#حسین پناهی
در دل و جان خانه کردی عاقبت
هر دو را دیوانه کردی عاقبت

آمدی کاتش در این عالم زنی
وانگشتی تا نکردی عاقبت

#حضرت_مولانا
امنیت به چه دردش میخوره
وقتى احساس خوشحالى نکنه؟

#وودی_آلن
📓 این آب آشامیدنی نیست
من همیشه می توانم آزادانه انتخاب كنم . اما باید بدانم كه اگر انتخاب نكنم ، باز هم انتخابی كرده ام .

#ژان_پل_سارتر