زیباترین انسانهایی که دیدم...
چشم رنگی ها نبودند!!!
قد بلندها...
لب برجسته ها!!!
مو بلوندها...
هیچ کدام...
زیباترین نیستند!!!
مدلهای برندهای معروف...
زیباترین نیستند!!!
آنهایی که شبیه به ستارگان سینمای جهان اند...
زیباترین نیستند!!!
زیباترین ها...
فقط...
شبیه به حرفهایشان هستند...
و چقدر دوست داشتنی اند...
انسانهایی که...
شبیه به حرفهایشان هستند!!!
آنهایی که بوی انسانیت...
از ده متریشان...
به مشامت می رسد!!!
آنهایی که چایت...
کنارشان سرد میشود...
و...
آرامششان در وجودت...
رخنه میکند!!!
اگر در زندگیتان...
یک زیباترین دارید...
قدرش را بدانید...
آنها بسیار...
اندک اند!!!
بعضی ها چهره شان خیلی
معمولیست
امّـــــــــــا
آنچه در قسمت چپ سینه شان
می تپد دل نیست،
اقیــــانــــوس محبّـــت است.
بعضیها تُنِ صدایشان خیلی
معمولیست ،
امّــــــــــا
سخن که میگویند، در جادوی
کلامشان غرق میشوی
بعضیها قد و قامتشان معمولیست
امّــــــــــا
حضورشان طپش قلب می آورد
بعضیها خیلی معمولی هستند
امّـــــــــا
همین معمولی بودنشان ، از آنها
جذابیتی منحصر به فرد میسازد..
#احمدشاملو
چشم رنگی ها نبودند!!!
قد بلندها...
لب برجسته ها!!!
مو بلوندها...
هیچ کدام...
زیباترین نیستند!!!
مدلهای برندهای معروف...
زیباترین نیستند!!!
آنهایی که شبیه به ستارگان سینمای جهان اند...
زیباترین نیستند!!!
زیباترین ها...
فقط...
شبیه به حرفهایشان هستند...
و چقدر دوست داشتنی اند...
انسانهایی که...
شبیه به حرفهایشان هستند!!!
آنهایی که بوی انسانیت...
از ده متریشان...
به مشامت می رسد!!!
آنهایی که چایت...
کنارشان سرد میشود...
و...
آرامششان در وجودت...
رخنه میکند!!!
اگر در زندگیتان...
یک زیباترین دارید...
قدرش را بدانید...
آنها بسیار...
اندک اند!!!
بعضی ها چهره شان خیلی
معمولیست
امّـــــــــــا
آنچه در قسمت چپ سینه شان
می تپد دل نیست،
اقیــــانــــوس محبّـــت است.
بعضیها تُنِ صدایشان خیلی
معمولیست ،
امّــــــــــا
سخن که میگویند، در جادوی
کلامشان غرق میشوی
بعضیها قد و قامتشان معمولیست
امّــــــــــا
حضورشان طپش قلب می آورد
بعضیها خیلی معمولی هستند
امّـــــــــا
همین معمولی بودنشان ، از آنها
جذابیتی منحصر به فرد میسازد..
#احمدشاملو
زندگی، جیره مختصری ست
مثل یک فنجان چای
و کنارش عشق است،
مثل یک حبه قند ،
زندگی را با عشق
نوش جان باید کرد.
#سهراب سپهری
مثل یک فنجان چای
و کنارش عشق است،
مثل یک حبه قند ،
زندگی را با عشق
نوش جان باید کرد.
#سهراب سپهری
گاهی
تنها چیزی که برای خوبی حالم می ماند
رفتن پای کوه
قدم زدن در کنار شقایق های بهار
نشستن در کنار اونها
بوییدن عطر شون
لمس گلبرگهای قرمز
و حرف زدن
با زنبورهای نشسته بر گلهاست
چه میشود کرد
باید خود و شقایق ها رو به باد بهاری سپرد
شاید حرفهای دلمون را به بالاها برسونه،
#ع_دباغ
تنها چیزی که برای خوبی حالم می ماند
رفتن پای کوه
قدم زدن در کنار شقایق های بهار
نشستن در کنار اونها
بوییدن عطر شون
لمس گلبرگهای قرمز
و حرف زدن
با زنبورهای نشسته بر گلهاست
چه میشود کرد
باید خود و شقایق ها رو به باد بهاری سپرد
شاید حرفهای دلمون را به بالاها برسونه،
#ع_دباغ
رویاهای بزرگ داشته باش!
هیچ محدودیتی درباره ی اینکه تو چقدر میتوانی خوب باشی و چقدر رشد کنی وجود نداره...
#برایان_تریسی
هیچ محدودیتی درباره ی اینکه تو چقدر میتوانی خوب باشی و چقدر رشد کنی وجود نداره...
#برایان_تریسی
زندگى خيلى كوتاه است !
قوانين را كنار بگذار ، بدىها را ببخش ، آهسته و طولانى ببوس ، يك عاشق واقعى باش ، تا مىتوانى بخند ...
#مارك_تواين
قوانين را كنار بگذار ، بدىها را ببخش ، آهسته و طولانى ببوس ، يك عاشق واقعى باش ، تا مىتوانى بخند ...
#مارك_تواين
هیچ رابطه ای قادر به از بین بردن تنهایی نیست.
هر یک از ما در هستی تنهاییم ولی می توانیم
در تنهایی یکدیگر شریک شویم
همانطور که عشق درد تنهایی را جبران می کند...
#اروین د یالوم
هر یک از ما در هستی تنهاییم ولی می توانیم
در تنهایی یکدیگر شریک شویم
همانطور که عشق درد تنهایی را جبران می کند...
#اروین د یالوم
وقتی دائم بگویی گرفتارم، هیچ وقت آزاد نمی شوی
وقتی دائم بگویی وقت ندارم، هیچوقت زمان پیدا نمی کنی
وقتی دائم بگویی فردا انجامش می دهم، آن فردا هیچوقت نمی آید!
#افلاطون
وقتی دائم بگویی وقت ندارم، هیچوقت زمان پیدا نمی کنی
وقتی دائم بگویی فردا انجامش می دهم، آن فردا هیچوقت نمی آید!
#افلاطون
از خود میپرسم جهنم چیست؟
به نظر من،
رنجِ ناتوانی از دوستداشتن است.
#فئودور_داستایوفسکی
📗 برادران کارامازوف
به نظر من،
رنجِ ناتوانی از دوستداشتن است.
#فئودور_داستایوفسکی
📗 برادران کارامازوف
ما كه از هر چیز ترسیدیم ،
سرِمان آمد ...!
بیا تمرین كنيم ،
كمی از خوشبختی بترسیم !
#حسین_پناهی
سرِمان آمد ...!
بیا تمرین كنيم ،
كمی از خوشبختی بترسیم !
#حسین_پناهی
Forwarded from Roga magazine مجله رگا
هیچوقت نمیتوانی؛
چیزی راکه قرار است از دست بدهی
نگه داری
توفقط قادر هستی
چیزی راکه داری
قبل از انکه از دست برود
عاشقانه دوست داشته باشی...
#کامپلو
چیزی راکه قرار است از دست بدهی
نگه داری
توفقط قادر هستی
چیزی راکه داری
قبل از انکه از دست برود
عاشقانه دوست داشته باشی...
#کامپلو
گفت: به خودت یک فرصت دوباره بده
وارد یه رابطه شو!!
گفتم: هر رابطهای یه وقتی تموم میشه
چرا باید شروعش کرد؟!
گفت: یه شیشه عطرم بالاخره یه روز
تموم میشه
چرا باید خریدش؟
مهم نیست کی قراره عطرت تموم
بشه
مهم اینه که روزای زیادی رو
برات قشنگ میکنه..
#بابک_زمانی
وارد یه رابطه شو!!
گفتم: هر رابطهای یه وقتی تموم میشه
چرا باید شروعش کرد؟!
گفت: یه شیشه عطرم بالاخره یه روز
تموم میشه
چرا باید خریدش؟
مهم نیست کی قراره عطرت تموم
بشه
مهم اینه که روزای زیادی رو
برات قشنگ میکنه..
#بابک_زمانی
وقتی کسی را دوست دارید هر چند وقت یکبار به او یادآوری کنید تا فراموش نکند قلبی برای او میتپد...
#ویلیام_شکسپیر
#ویلیام_شکسپیر
گاهی فقط گوشِ شنوایِ هم باشیم .
باور کنید همه ی مشکلاتِ جهان ، معطلِ نصیحت هایِ من و شما نیست ...
بعضی سوال ها ، جواب نمی خواهند ، و بعضی اشک ها بدونِ مقصر می ریزند !
آدم ها گاهی دلشان می گیرد ؛ نه اینکه حتما مشکلِ بزرگی داشته باشند ، نه اینکه حتما جنایتی در کار باشد .
آدم ها از شنیده نشدن ها ، دلشان می گیرد ...
باورت که کردند ، پناه می آورند ، دردِ دل می کنند و از زمین و زمان گله دارند .
بغض می کنند ، اشک می ریزند ، حرف می زنند ، آرام می شوند ...
می روند و سکانسِ بودنشان را با انگیزه ی بیشتری ادامه می دهند .
به همین سادگی ...
بیایید نظر ندهیم ، سرزنش نکنیم ، دنبالِ مجرم نباشیم ، و ژستِ آدم هایِ فهمیده و کامل را به خود نگیریم !
فقط "گوش" باشیم ، گوشی شنوا برایِ حرف هایِ مانده در گلویِ یخ زده شان ...
خوب کردنِ حالِ دیگران ، فقط کمی "درک" می خواهد .
آدم ها آنقدرها هم سخت و پیچیده نیستند !
گاهی تمامِ مشکلاتشان ، با یک شنیدنِ ساده حل می شود .
و دنیایِ خسته شان ؛ جایِ زیباتری می شود ، برایِ زیستن ...
باور کنید همه ی مشکلاتِ جهان ، معطلِ نصیحت هایِ من و شما نیست ...
بعضی سوال ها ، جواب نمی خواهند ، و بعضی اشک ها بدونِ مقصر می ریزند !
آدم ها گاهی دلشان می گیرد ؛ نه اینکه حتما مشکلِ بزرگی داشته باشند ، نه اینکه حتما جنایتی در کار باشد .
آدم ها از شنیده نشدن ها ، دلشان می گیرد ...
باورت که کردند ، پناه می آورند ، دردِ دل می کنند و از زمین و زمان گله دارند .
بغض می کنند ، اشک می ریزند ، حرف می زنند ، آرام می شوند ...
می روند و سکانسِ بودنشان را با انگیزه ی بیشتری ادامه می دهند .
به همین سادگی ...
بیایید نظر ندهیم ، سرزنش نکنیم ، دنبالِ مجرم نباشیم ، و ژستِ آدم هایِ فهمیده و کامل را به خود نگیریم !
فقط "گوش" باشیم ، گوشی شنوا برایِ حرف هایِ مانده در گلویِ یخ زده شان ...
خوب کردنِ حالِ دیگران ، فقط کمی "درک" می خواهد .
آدم ها آنقدرها هم سخت و پیچیده نیستند !
گاهی تمامِ مشکلاتشان ، با یک شنیدنِ ساده حل می شود .
و دنیایِ خسته شان ؛ جایِ زیباتری می شود ، برایِ زیستن ...
به نام پروردگار
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب
و کتابخوانی ایجاد شده و تلاش دارد قشر های مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید
در این راستا موارد مهم ذیل مد نظر میباشند:
-آگاهي دادن به مردم
- ایجاد انگیزه و علاقه به کتاب
- آموزش راههای کتابخوانی
- انتخاب کتاب به تناسب مخاطب و ارایه مشاوره
- برگزاری همایشها و مسابقات
- حمایت مادی و معنوی
از اعضا ی محترم تقاضا داریم ، به توسعه فرهنگ کتاب خوانی در جامعه کمک کنند،
با احترام :
دباغ
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب
و کتابخوانی ایجاد شده و تلاش دارد قشر های مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید
در این راستا موارد مهم ذیل مد نظر میباشند:
-آگاهي دادن به مردم
- ایجاد انگیزه و علاقه به کتاب
- آموزش راههای کتابخوانی
- انتخاب کتاب به تناسب مخاطب و ارایه مشاوره
- برگزاری همایشها و مسابقات
- حمایت مادی و معنوی
از اعضا ی محترم تقاضا داریم ، به توسعه فرهنگ کتاب خوانی در جامعه کمک کنند،
با احترام :
دباغ
یک حکیم سالخوردهی چینی از دشتی پر از برف رد میشد که به زنی برخورد که گریه میکرد.
حکیم پرسید:
– شما چرا گریه میکنید؟
– چون به زندگیام فکر میکنم، به جوانیام، به آن چهرهی زیبایی که در آینه میدیدم و مردی که دوستش داشتم این از رحمت خدا به دور است که به من توانایی به خاطر آوردن گذشته را داده است
او میدانست که من بهار زندگیام را به خاطر میآورم و گریه میکنم.
حکیم در آن دشت پر برف ایستاد و به نقطهای خیره شد و به فکر فرو رفت
عاقبت، گریهی زن بند آمد.
او پرسید:
– شما در آنجا چه میبینید؟
حکیم پاسخ داد:
– دشتی پر از گل سرخ، خداوند وقتی به من توانایی به یاد آوردن را داد، نسبت به من لطف داشت، میدانست که من در زمستان همیشه میتوانم بهار را به خاطر بیاورم و لبخند بزنم.
#مكتوب
#پائولو_کوئلیو
حکیم پرسید:
– شما چرا گریه میکنید؟
– چون به زندگیام فکر میکنم، به جوانیام، به آن چهرهی زیبایی که در آینه میدیدم و مردی که دوستش داشتم این از رحمت خدا به دور است که به من توانایی به خاطر آوردن گذشته را داده است
او میدانست که من بهار زندگیام را به خاطر میآورم و گریه میکنم.
حکیم در آن دشت پر برف ایستاد و به نقطهای خیره شد و به فکر فرو رفت
عاقبت، گریهی زن بند آمد.
او پرسید:
– شما در آنجا چه میبینید؟
حکیم پاسخ داد:
– دشتی پر از گل سرخ، خداوند وقتی به من توانایی به یاد آوردن را داد، نسبت به من لطف داشت، میدانست که من در زمستان همیشه میتوانم بهار را به خاطر بیاورم و لبخند بزنم.
#مكتوب
#پائولو_کوئلیو