ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻓﻬﻤﯿﺪﻩﺍﻡ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺎﻫﯽﻫﺎ، ﻣﻮﻗﻊ ﭘﯿﺮﯼ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﯿﺸﺎﻥ ﺭﺍ
ﺑﯽﺧﻮﺩﯼ ﺗﻠﻒ ﮐﺮﺩﻩﺍﻧﺪ .
ﺩﺍﯾﻢ ﻧﺎﻟﻪ ﻭ ﻧﻔﺮﯾﻦ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ....
ﻣﻦ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ، ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺭﺍﺳﺘﯽ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻮ ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﺟﺎ، ﻫﯽ ﺑﺮﻭﯼ ﻭ
ﺑﺮﮔﺮﺩﯼ ﺗﺎ ﭘﯿﺮ ﺑﺸﻮﯼ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻ، ﯾﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻃﻮﺭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻫﻢ ﺗﻮﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﮐﺮﺩ ....؟ !
#ﺻﻤﺪ_ﺑﻬﺮﻧﮕﯽ
📓 ﻣﺎﻫﯽ ﺳﯿﺎﻩ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ
ﺑﯽﺧﻮﺩﯼ ﺗﻠﻒ ﮐﺮﺩﻩﺍﻧﺪ .
ﺩﺍﯾﻢ ﻧﺎﻟﻪ ﻭ ﻧﻔﺮﯾﻦ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ....
ﻣﻦ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ، ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺭﺍﺳﺘﯽ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻮ ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﺟﺎ، ﻫﯽ ﺑﺮﻭﯼ ﻭ
ﺑﺮﮔﺮﺩﯼ ﺗﺎ ﭘﯿﺮ ﺑﺸﻮﯼ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻ، ﯾﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻃﻮﺭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻫﻢ ﺗﻮﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﮐﺮﺩ ....؟ !
#ﺻﻤﺪ_ﺑﻬﺮﻧﮕﯽ
📓 ﻣﺎﻫﯽ ﺳﯿﺎﻩ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ
اگر دریابیم
فقط پنج دقیقه
برای بیان آنچه میخواهیم
بگوییم فرصت داریم
تمام باجه های تلفن
از افرادی پر مـے شد
که مـے خواستند به دیگران بگویند
آنها را دوست دارند!
#کریستوفر_مورلی
فقط پنج دقیقه
برای بیان آنچه میخواهیم
بگوییم فرصت داریم
تمام باجه های تلفن
از افرادی پر مـے شد
که مـے خواستند به دیگران بگویند
آنها را دوست دارند!
#کریستوفر_مورلی
جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را
نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را
کنون با بار پیری آرزومندم که برگردم
بدنبال جوانی کوره راه زندگانی را
بهاری بود و مارا هم شکر خوابی و رویایی
چه غفلت داشتیم ای گل شبیخون خزانی را
#شهریار
نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را
کنون با بار پیری آرزومندم که برگردم
بدنبال جوانی کوره راه زندگانی را
بهاری بود و مارا هم شکر خوابی و رویایی
چه غفلت داشتیم ای گل شبیخون خزانی را
#شهریار
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ نمیﺗﺮﺳﻢ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺍﺯ نمیﺗﺮﺳﻢ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ ﯾﮏ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺑﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ!
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﮑﺮﺍﺭ نمیﺗﺮﺳﻢ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﻧﮑﺎﺭ نمیﺗﺮﺳﻢ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﮑﺮﺍﺭِ ﺍﻧﮑﺎﺭِﻫﻤﯿﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ!
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﻮﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﮐﻨﺎﺭِ ﺳﻮﺧﺘﻦِ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ !
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﺎﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺑﺎﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﺎﺧﺘﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺧﺘﻦِ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗرسم
#فروغ_فرخزاد
ﻣﻦ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺍﺯ نمیﺗﺮﺳﻢ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ ﯾﮏ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺑﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ!
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﮑﺮﺍﺭ نمیﺗﺮﺳﻢ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﻧﮑﺎﺭ نمیﺗﺮﺳﻢ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﮑﺮﺍﺭِ ﺍﻧﮑﺎﺭِﻫﻤﯿﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ!
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﻮﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﮐﻨﺎﺭِ ﺳﻮﺧﺘﻦِ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ !
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﺎﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺑﺎﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﺎﺧﺘﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺧﺘﻦِ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗرسم
#فروغ_فرخزاد
یک عمر در انتظاری تا بیابی
آن را که درکت کند و تو را همان گونه که هستی بپذیرد، و عاقبت در می یابی که او از همان آغاز
"خودت" بوده ای
#ریچارد باخ
آن را که درکت کند و تو را همان گونه که هستی بپذیرد، و عاقبت در می یابی که او از همان آغاز
"خودت" بوده ای
#ریچارد باخ
هیچ وقت
یکی را با همه ی ﻭﺟﻮﺩﺕ
ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷــﺘﻪ ﺑﺎﺵ!
ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﺍﺯ ﺧـﻮﺩﺕ ﺭﺍ سالم ﻧﮕـﻪ ﺩار
ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ هیچکس ﺭﺍ
ﺟﺰ ﺧـﻮﺩﺕ ﻧﺪﺍﺭﯼ ...
#هاراکی_موراکامی
یکی را با همه ی ﻭﺟﻮﺩﺕ
ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷــﺘﻪ ﺑﺎﺵ!
ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﺍﺯ ﺧـﻮﺩﺕ ﺭﺍ سالم ﻧﮕـﻪ ﺩار
ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ هیچکس ﺭﺍ
ﺟﺰ ﺧـﻮﺩﺕ ﻧﺪﺍﺭﯼ ...
#هاراکی_موراکامی
در عرض یک دقیقه
میشود یک نفر را خُرد کرد
در یک ساعت
میشود کسے را دوست داشت
در یک روز
میشود عاشق شد
ولــے
یک عمر طول خواهد کشید
تا کسے را فراموش کرد ...!
#گابریل_گارسیا_مارکز
میشود یک نفر را خُرد کرد
در یک ساعت
میشود کسے را دوست داشت
در یک روز
میشود عاشق شد
ولــے
یک عمر طول خواهد کشید
تا کسے را فراموش کرد ...!
#گابریل_گارسیا_مارکز
در این دنیا،
هستند کسانــے که
آنقدر گرسنه اند
که در نظرشان
خدا تصویری جز یک
"قرص نان" نیست...
#ماهاتما_گاندی
هستند کسانــے که
آنقدر گرسنه اند
که در نظرشان
خدا تصویری جز یک
"قرص نان" نیست...
#ماهاتما_گاندی
در این دنیا نه خوشبختی هست و نه بدبختی فقط قیاس یک حالت با حالتی دیگر است. تنها کسی که حد اعلای بدبختی را شناخته باشد میتواند حد اعلای خوشبختی را نیز درک کند. میبایست انسان خواسته باشد بمیرد، تا بداند زنده بودن چقدر خوب است. پس زندگی کنید و خوشبخت باشید. هرگز فراموش نکنید که تا روزی که خداوند بخواهد آینده انسان را آشکار کند، همه شناخت انسان در دو کلمه خلاصه میشود :
صبر ، امید...
#الکساندر_دوما
📓 کنت مونت کریستو
صبر ، امید...
#الکساندر_دوما
📓 کنت مونت کریستو
مرد آهسته در گوش فرزند تازه به بلوغ رسیده اش برای پند چنین نجوا کرد: " پسرم در زندگی هرگز دزدی نکن"
پسر متعجب و مبهوت به پدر نگاه کرد بدین معنا که او هرگز دست کج نداشته...!
پدر به نگاه متعجب فرزند لبخندی زد و ادامه داد: در زندگی دروغ نگو چرا که اگر گفتی صداقت را دزدیده ای،
خیانت نکن که اگر کردی عشق را دزدیده ای،
خشونت نکن اگر کردی محبت رادزدیده ای،
ناحق نگو اگر گفتی حق را دزدیده ای،
بی حیایی نکن اگر کردی شرافت را دزدیده ای...
پس در زندگی فقط دزدی نکن !!
#خالد_حسینی
📙 بادبادک باز
پسر متعجب و مبهوت به پدر نگاه کرد بدین معنا که او هرگز دست کج نداشته...!
پدر به نگاه متعجب فرزند لبخندی زد و ادامه داد: در زندگی دروغ نگو چرا که اگر گفتی صداقت را دزدیده ای،
خیانت نکن که اگر کردی عشق را دزدیده ای،
خشونت نکن اگر کردی محبت رادزدیده ای،
ناحق نگو اگر گفتی حق را دزدیده ای،
بی حیایی نکن اگر کردی شرافت را دزدیده ای...
پس در زندگی فقط دزدی نکن !!
#خالد_حسینی
📙 بادبادک باز
ما هر کسی را طوری می کُشیم
بعضی ها را با گلوله
بعضى ها را با حرف
و بعضی ها را با کارهایی که کرده ایم
و بعضی ها را با کارهایی که تا به امروز
برای آنها نکرده ایم!
#داستایوفسکی
بعضی ها را با گلوله
بعضى ها را با حرف
و بعضی ها را با کارهایی که کرده ایم
و بعضی ها را با کارهایی که تا به امروز
برای آنها نکرده ایم!
#داستایوفسکی
هر کی میبینتِت ازت میپرسه شغلت چیه؟ ازدواج کردی یا نه؟ خونه داری یا نه؛ انگار که زندگی لیست خرید از بقالیه. هیشکی ازت نمیپرسه خوشحال هستی یا نه...؟
#هیت_لجِر
#هیت_لجِر
من هرگز در حسرت بال پرندگان نخواهم بود. جذبه های جانم، از کتابی به کتاب دیگر و از صفحه ای به صفحه ی دیگر مرا به جاهای بسیار دورتر می برند.
#گوته
#گوته
کرم شب تاب گفت: رفیق خرگوش، من همیشه میکوشم مجلس تاریک دیگران را روشن کنم، جنگل را روشن کنم، اگرچه بعضی از جانوران مسخرهام میکنند و میگویند "با یک گل بهار نمیشود، تو بیهوده میکوشی با نور ناچیزت جنگل تاریک را روشن کنی." خرگوش گفت: این حرف مال قدیمیهاست. ما هم میگوییم "هر نوری هر چقدر هم ناچیز باشد، بالاخره روشنایی است."
#اولدوز_و_عروسک_سخنگو
#صمد_بهرنگی
#اولدوز_و_عروسک_سخنگو
#صمد_بهرنگی
از کسانی که بدبختی دیگران را دیده و بر روزگار خویش شکر می کنند حالم به هم میخورد.
# فئودور داستایوفسکی
# فئودور داستایوفسکی
میلتون اریکسون وقتی دوازده ساله بود دچار فلج اطفال شد. ده ماه بعد شنید که پزشکی به مادرش گفت:
پسرتان شب را تاصبح دوام نمیاورد.
اریکسون صدای گریه مادرش را شنید. فکر کرد شاید اگر شب را دوام بیاورم مادرم اینطور زجر نکشد...
تصمیم گرفت تا سپیده دم صبح بعد نخوابد وقتی خورشید بالا آمد به طرف مادرش فریاد زد: من هنوز زنده ام!
چنان شادی عظیمی درخانه در گرفت که تصمیم گرفت همیشه تمام تلاشش را بکند که یک شب دیگر درد و رنج خانواده اش را عقب بیندازد!
اریکسون در سال ۱۹۹۰ در هفتاد و پنج سالگی در گذشت و از خود چندین کتاب مهم درباره ظرفیت عظیم انسان برای غلبه بر #محدودیت هایش بجا گذاشت ...
پسرتان شب را تاصبح دوام نمیاورد.
اریکسون صدای گریه مادرش را شنید. فکر کرد شاید اگر شب را دوام بیاورم مادرم اینطور زجر نکشد...
تصمیم گرفت تا سپیده دم صبح بعد نخوابد وقتی خورشید بالا آمد به طرف مادرش فریاد زد: من هنوز زنده ام!
چنان شادی عظیمی درخانه در گرفت که تصمیم گرفت همیشه تمام تلاشش را بکند که یک شب دیگر درد و رنج خانواده اش را عقب بیندازد!
اریکسون در سال ۱۹۹۰ در هفتاد و پنج سالگی در گذشت و از خود چندین کتاب مهم درباره ظرفیت عظیم انسان برای غلبه بر #محدودیت هایش بجا گذاشت ...