وقتی او مینوشت من همان مرکبی بودم که بر صفحه سفید روزگار میریختم
شاید قلمی مرا با حرکات موزونش به سویی میبرد
نمیدانم شاید به اخر خط یا شروع خطی دیگر
#ع_دباغ
شاید قلمی مرا با حرکات موزونش به سویی میبرد
نمیدانم شاید به اخر خط یا شروع خطی دیگر
#ع_دباغ
عاشقی جرم قشنگی ست مرا دار نزن
شده ام عاشق تو ، عشق مرا جار نزن
اي که از راز دل عاشق من با خبری
عشق پنهان مرا تهمت انکار نزن
شده ام بسته به عشقت ، به يقين می دانی
پس تو هم قلب مرا زخمه ی بسیار نزن
خواستم تا که شوم عاشق شیرین صفتت
عشق شيرين مرا ، مهر خریدار نزن
عاشقم باش عزیزم تو نگو عشق خطاست
به خطا زخم بر این عاشق تبدار نزن
من که ديگر شده ام عاشق و دلبسته ی تو
تو بیا سنگ به این خسته ی بيمار نزن
#آنجلا_راد
شده ام عاشق تو ، عشق مرا جار نزن
اي که از راز دل عاشق من با خبری
عشق پنهان مرا تهمت انکار نزن
شده ام بسته به عشقت ، به يقين می دانی
پس تو هم قلب مرا زخمه ی بسیار نزن
خواستم تا که شوم عاشق شیرین صفتت
عشق شيرين مرا ، مهر خریدار نزن
عاشقم باش عزیزم تو نگو عشق خطاست
به خطا زخم بر این عاشق تبدار نزن
من که ديگر شده ام عاشق و دلبسته ی تو
تو بیا سنگ به این خسته ی بيمار نزن
#آنجلا_راد
کاش میشد
برای ساعتی مُرد ...!
آن وقت است
که میفهمی ...
چه کسی ،
از نبودنت دق میکند ،
و چه کسی ذوق ...!
دلم ؛
ساعتی مُردن میخواهد ...!
#حسین پناهی
برای ساعتی مُرد ...!
آن وقت است
که میفهمی ...
چه کسی ،
از نبودنت دق میکند ،
و چه کسی ذوق ...!
دلم ؛
ساعتی مُردن میخواهد ...!
#حسین پناهی
اگر از دورترین کرانه های فضا به زمین بنگریم، به کوچکی ذره ی غبار خواهد بود.
دفعه ی بعد که کلمه ی "انسانیت" را مینویسی، این را به یاد داشته باش.
#پل_استر
📕 سفر در اتاق کتابت
دفعه ی بعد که کلمه ی "انسانیت" را مینویسی، این را به یاد داشته باش.
#پل_استر
📕 سفر در اتاق کتابت
یاد دارم در غروبی سرد سرد،
می گذشت از کوچه ما دوره گرد،
داد می زد: کهنه قالی می خرم،
دست دوم، جنس عالی می خرم،
کوزه و ظرف سفالی می خرم،
گر نداری، شیشه خالی می خرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست،
عاقبت آهی کشید، بغض اش شکست،
اول #ماه است و #نان در سفره نیست،
ای خدا شکرت، ولی این زندگی است؟!!!
سوختم، دیدم که بابا پیر بود،
بدتر از او، خواهرم دلگیر بود،
بوی نان تازه هوش اش برده بود،
اتفاقا مادرم هم، روزه بود،
صورت اش دیدم که لک برداشته،
دست خوش رنگ اش، ترک برداشته،
باز هم بانگ درشت پیرمرد،
پرده اندیشه ام را پاره کرد...،
دوره گردم، کهنه قالی می خرم،
دست دوم، جنس عالی می خرم،
کوزه و ظرف سفالی می خرم،
گر نداری، شیشه خالی می خرم،
خواهرم بی روسری بیرون دوید،
گفت: "آقا، #سفره خالی می خرید؟!!
#قیصر_امین_پور
یاد دارم در غروبی سرد سرد،
می گذشت از کوچه ما دوره گرد،
داد می زد: کهنه قالی می خرم،
دست دوم، جنس عالی می خرم،
کوزه و ظرف سفالی می خرم،
گر نداری، شیشه خالی می خرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست،
عاقبت آهی کشید، بغض اش شکست،
اول #ماه است و #نان در سفره نیست،
ای خدا شکرت، ولی این زندگی است؟!!!
سوختم، دیدم که بابا پیر بود،
بدتر از او، خواهرم دلگیر بود،
بوی نان تازه هوش اش برده بود،
اتفاقا مادرم هم، روزه بود،
صورت اش دیدم که لک برداشته،
دست خوش رنگ اش، ترک برداشته،
باز هم بانگ درشت پیرمرد،
پرده اندیشه ام را پاره کرد...،
دوره گردم، کهنه قالی می خرم،
دست دوم، جنس عالی می خرم،
کوزه و ظرف سفالی می خرم،
گر نداری، شیشه خالی می خرم،
خواهرم بی روسری بیرون دوید،
گفت: "آقا، #سفره خالی می خرید؟!!
#قیصر_امین_پور
فرمول زندگی من خیلی ساده است
صبحها از خواب بیدار میشوم و شب ها به تخت خوابم برمیگردم ..!
در این بین سعی میکنم به کسی آزار نرسانم
#کری_گرانت
صبحها از خواب بیدار میشوم و شب ها به تخت خوابم برمیگردم ..!
در این بین سعی میکنم به کسی آزار نرسانم
#کری_گرانت
یک روز از سرِ بی کاری به بچه های کلاس گفتم انشایی بنویسند با این عنوان که "فقر بهتر است یا عطر؟"
قافیه ساختن از سرگرمی هایم بود. چند نفری از بچه ها نوشتند "فقر". از بین علم و ثروت همیشه علم را انتخاب می کردند. نوشته بودند که"فقر" خوب است چون چشم و گوش آدم را باز می کند و او را بیدار نگه می دارد ولی عطر، آدم را بیهوش و مدهوش می کند. عادت کرده بودند مجیز فقر را بگویند چون نصیبشان شده بود.
فقط یکی از بچه ها نوشته بود "عطر". انشایش را هنوز هم دارم. جالب بود. نوشته بود "عطر حس های آدم را بیدار می کند که فقر آنها را خاموش کرده است"
#فریبا_وفی
📗 رویای تبت
قافیه ساختن از سرگرمی هایم بود. چند نفری از بچه ها نوشتند "فقر". از بین علم و ثروت همیشه علم را انتخاب می کردند. نوشته بودند که"فقر" خوب است چون چشم و گوش آدم را باز می کند و او را بیدار نگه می دارد ولی عطر، آدم را بیهوش و مدهوش می کند. عادت کرده بودند مجیز فقر را بگویند چون نصیبشان شده بود.
فقط یکی از بچه ها نوشته بود "عطر". انشایش را هنوز هم دارم. جالب بود. نوشته بود "عطر حس های آدم را بیدار می کند که فقر آنها را خاموش کرده است"
#فریبا_وفی
📗 رویای تبت
انشايم كه تمام شد،
معلم با خط كش چوبی اش زد پشتِ دستم و گفت:
"جمله هايت زيباست ...
گفتم:
"اجازه خانوم ؟!
پس چرا می زنيد؟!"
نگاهم كرد،
پوزخندِ تلخی زد و گفت:
ميزنم تا همیشه يادت بماند،
خوب نوشتن و
زيبا فكر كردن در اين دنيا، تاوان دارد...
#زندگی
معلم با خط كش چوبی اش زد پشتِ دستم و گفت:
"جمله هايت زيباست ...
گفتم:
"اجازه خانوم ؟!
پس چرا می زنيد؟!"
نگاهم كرد،
پوزخندِ تلخی زد و گفت:
ميزنم تا همیشه يادت بماند،
خوب نوشتن و
زيبا فكر كردن در اين دنيا، تاوان دارد...
#زندگی
به یک جایی از زندگی که رسیدی،
می فهمی رنج را نباید امتداد داد
باید مثل یک چاقو که چیزها را می برد و از میانشان می گذرد از بعضی آدم ها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی!
#ویلیام_فاکنر
امروز ۶ ژوئیه سالروز درگذشت «ویلیام کاتبرت فاکنر» نویسنده و شاعر آمریکایی و برنده نوبل ادبیات و دو جایزه «پولیتزر» است که او را یکی از تأثیرگذارترین نویسندگان قرن بیستم میدانند.
می فهمی رنج را نباید امتداد داد
باید مثل یک چاقو که چیزها را می برد و از میانشان می گذرد از بعضی آدم ها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی!
#ویلیام_فاکنر
امروز ۶ ژوئیه سالروز درگذشت «ویلیام کاتبرت فاکنر» نویسنده و شاعر آمریکایی و برنده نوبل ادبیات و دو جایزه «پولیتزر» است که او را یکی از تأثیرگذارترین نویسندگان قرن بیستم میدانند.
گفت:
همه ش که نباید تو فکر اتفاقای افتاده باشی، گاهی هم باید به اتفاقای نیفتاده فکر کنی.
به پاهات فکر کن که هنوز داریشون،
به چشمات که هنوز سر جاشونن،
به خونه ات که هنوز سیل نبرده تش،
به مادرت که هنوز زنده اس.
بالاخره یه چیزایی توو زندگی هست که اتفاق نیفتادن و تو میتونی به خاطر همونا خوشحال باشی.
گفتم پس عشق چی؟
آخه هنوز تو عمرم عاشق نشدم.
گفت:
راستشو بخوای
عشق تنها چیزیه که
نمیدونی اتفاق افتادنش بهتره
یا اتفاق نیفتادنش !
#بابک_زمانی
📓 بعد از ابر
همه ش که نباید تو فکر اتفاقای افتاده باشی، گاهی هم باید به اتفاقای نیفتاده فکر کنی.
به پاهات فکر کن که هنوز داریشون،
به چشمات که هنوز سر جاشونن،
به خونه ات که هنوز سیل نبرده تش،
به مادرت که هنوز زنده اس.
بالاخره یه چیزایی توو زندگی هست که اتفاق نیفتادن و تو میتونی به خاطر همونا خوشحال باشی.
گفتم پس عشق چی؟
آخه هنوز تو عمرم عاشق نشدم.
گفت:
راستشو بخوای
عشق تنها چیزیه که
نمیدونی اتفاق افتادنش بهتره
یا اتفاق نیفتادنش !
#بابک_زمانی
📓 بعد از ابر
چندان فرقی میان شخصی که کتاب نمیخواند با کسی که سواد خواندن ندارد، وجود ندارد!
“نیوتن”
“نیوتن”
از افلاطون پرسيدند :
شگفت انگيز ترين رفتار انسان چيست؟
پاسخ داد : از كودكى خسته مى شود ،براى بزرگ شدن عجله مى كند و سپس دلتنگ دوران كودكى خود مى شود .
ابتدا براى كسب مال و ثروت از سلامتى خود مايه مى گذارد سپس براى باز پس گرفتن سلامتى از دست رفته پول خود را خرج مى كند .
طورى زندگى مى كند كه انگار هرگز نخواهد مرد ، و بعد طورى مى ميرد كه انگار هرگز زندگى نكرده است .
انقدر به آينده فكر مى كند كه متوجه از دست رفتن امروز خود نيست ، در حالى كه زندگى گذشته يا آينده نيست، زندگى همين حالاست.
شگفت انگيز ترين رفتار انسان چيست؟
پاسخ داد : از كودكى خسته مى شود ،براى بزرگ شدن عجله مى كند و سپس دلتنگ دوران كودكى خود مى شود .
ابتدا براى كسب مال و ثروت از سلامتى خود مايه مى گذارد سپس براى باز پس گرفتن سلامتى از دست رفته پول خود را خرج مى كند .
طورى زندگى مى كند كه انگار هرگز نخواهد مرد ، و بعد طورى مى ميرد كه انگار هرگز زندگى نكرده است .
انقدر به آينده فكر مى كند كه متوجه از دست رفتن امروز خود نيست ، در حالى كه زندگى گذشته يا آينده نيست، زندگى همين حالاست.
در زندگی وقتی،
کاری برای انجام دادن
چیزی برای عشق ورزیدن يا
انگیزه ای برای امیدوار بودن داشتی
بدان که فرد خوشبختی خواهی بود ...
#ارسطو
کاری برای انجام دادن
چیزی برای عشق ورزیدن يا
انگیزه ای برای امیدوار بودن داشتی
بدان که فرد خوشبختی خواهی بود ...
#ارسطو
...چون او چیزی دارد که از هر خصلتی گران بهاتر است و آن قلبی شریف و با صفا است! صفتی طلایی که او در تمام طول زندگی آن را از دست نداده و از تباهی حفظ کرده است. او در زیر ضرباتی سنگین سقوط کرده و سنگ شده و شکست دیده و سر خورده و نیروی زندگیش را باخته اما عهد نشکسته و وفادار مانده است. هیچ آوای نابهنجاری صفای قلبش را تیره نساخته و منجلابی که تا گردن در آن فرو رفته طهارت او را نیالوده است و هیچ دروغِ به گل آراسته ای او را فریب نمی دهد و هیچ چیز قادر نیست او را به راه کج بکشاند.
اگر به قعر دریایی از پلیدی و خباثت فرو رود، اگر تمام جهان به زهر آلوده شود و زیر و رو گردد، آبلوموف هرگز در برابر خداوندِ دروغ و مجاز کرنش نخواهد کرد. روح او همیشه پاک و تابان باقی خواهد ماند... روح او روحی مصفاست، روحی بلورین است، انسانهایی نظیر او سخت کمیابند، مرواریدِ توده هایند ... وقتی کسی او را شناخت، جز دوست داشتنش چاره ای ندارد...
کتاب: #ابلوموف
#گنچاروف_ایوان
اگر به قعر دریایی از پلیدی و خباثت فرو رود، اگر تمام جهان به زهر آلوده شود و زیر و رو گردد، آبلوموف هرگز در برابر خداوندِ دروغ و مجاز کرنش نخواهد کرد. روح او همیشه پاک و تابان باقی خواهد ماند... روح او روحی مصفاست، روحی بلورین است، انسانهایی نظیر او سخت کمیابند، مرواریدِ توده هایند ... وقتی کسی او را شناخت، جز دوست داشتنش چاره ای ندارد...
کتاب: #ابلوموف
#گنچاروف_ایوان
مشکلات راه مدرسه
در روزهای بارانی مجبورم کرد
بخاطر پاها و کفشهایم،
به باران
با همه عظمتش بدبین شوم...
#حسین پناهی
در روزهای بارانی مجبورم کرد
بخاطر پاها و کفشهایم،
به باران
با همه عظمتش بدبین شوم...
#حسین پناهی
همه مان افرادی معمولی هستیم.
خسته کننده ایم
شگفت انگیزیم
همه مان خجالتی هستیم
شجاعیم، قهرمانیم، بی پناهیم،
فقط به روزش بستگی دارد!
#برد_ملتزر
خسته کننده ایم
شگفت انگیزیم
همه مان خجالتی هستیم
شجاعیم، قهرمانیم، بی پناهیم،
فقط به روزش بستگی دارد!
#برد_ملتزر
ما ز هر صاحب دلی
یک رشته فن آموختیم
عشق از لیلی و
صبر از کوه کن آموختیم
گریه از مرغ سحر،
خودسوزی از پروانه ها
صد سرا ویرانه شد،
تا ساختن آموختیم!
شهریار
یک رشته فن آموختیم
عشق از لیلی و
صبر از کوه کن آموختیم
گریه از مرغ سحر،
خودسوزی از پروانه ها
صد سرا ویرانه شد،
تا ساختن آموختیم!
شهریار
ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻓﻬﻤﯿﺪﻩﺍﻡ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﺎﻫﯽﻫﺎ، ﻣﻮﻗﻊ ﭘﯿﺮﯼ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﯿﺸﺎﻥ ﺭﺍ
ﺑﯽﺧﻮﺩﯼ ﺗﻠﻒ ﮐﺮﺩﻩﺍﻧﺪ .
ﺩﺍﯾﻢ ﻧﺎﻟﻪ ﻭ ﻧﻔﺮﯾﻦ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ....
ﻣﻦ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ، ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺭﺍﺳﺘﯽ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻮ ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﺟﺎ، ﻫﯽ ﺑﺮﻭﯼ ﻭ
ﺑﺮﮔﺮﺩﯼ ﺗﺎ ﭘﯿﺮ ﺑﺸﻮﯼ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻ، ﯾﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻃﻮﺭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻫﻢ ﺗﻮﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﮐﺮﺩ ....؟ !
#ﺻﻤﺪ_ﺑﻬﺮﻧﮕﯽ
📓 ﻣﺎﻫﯽ ﺳﯿﺎﻩ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ
ﺑﯽﺧﻮﺩﯼ ﺗﻠﻒ ﮐﺮﺩﻩﺍﻧﺪ .
ﺩﺍﯾﻢ ﻧﺎﻟﻪ ﻭ ﻧﻔﺮﯾﻦ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ....
ﻣﻦ ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺪﺍﻧﻢ ﮐﻪ، ﺭﺍﺳﺘﯽ ﺭﺍﺳﺘﯽ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻮ ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﺟﺎ، ﻫﯽ ﺑﺮﻭﯼ ﻭ
ﺑﺮﮔﺮﺩﯼ ﺗﺎ ﭘﯿﺮ ﺑﺸﻮﯼ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻ، ﯾﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻃﻮﺭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻫﻢ ﺗﻮﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﮐﺮﺩ ....؟ !
#ﺻﻤﺪ_ﺑﻬﺮﻧﮕﯽ
📓 ﻣﺎﻫﯽ ﺳﯿﺎﻩ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ