باید جهان را بهتر از آنچه تحویل گرفتهای تحویل بدهی.
خواه با فرزندی خوب یا باغچهای سرسبز
اگر فقط یک نفر با بودن تو سادهتر نفس کشید،یعنی تو موفق شدهای
#گابریل گارسیا مارکز
خواه با فرزندی خوب یا باغچهای سرسبز
اگر فقط یک نفر با بودن تو سادهتر نفس کشید،یعنی تو موفق شدهای
#گابریل گارسیا مارکز
من چنین سعادتی را نمی خواهم.
این را بدانید که من هرگز، هرگز، علاقه ای به خوشبخت بودن ندارم.
من آگاه بودن را ترجیح می دهم.
#آندره_ژید
📙 آهنگ عشق
این را بدانید که من هرگز، هرگز، علاقه ای به خوشبخت بودن ندارم.
من آگاه بودن را ترجیح می دهم.
#آندره_ژید
📙 آهنگ عشق
خود گنه کاریم و از دنیا شکایت می کنیم
غافل از خود دیگری را هم قضاوت می کنیم
کودکی جان میدهد از درد و فقر و ما هنوز
چشم می بندیم و هر شب خواب راحت می کنیم
#شیخ بهایی
غافل از خود دیگری را هم قضاوت می کنیم
کودکی جان میدهد از درد و فقر و ما هنوز
چشم می بندیم و هر شب خواب راحت می کنیم
#شیخ بهایی
هیچوقت امیدت را از دست نده، شاید آن زمان که امیدت را از دست میدهی دو ثانیه قبل از خوشبختی باشد...
#انیس_لودیگ
#انیس_لودیگ
گاهی راحت تر آن است
با وجود اندوهی که در درونتان موج می زند
لبخند بزنید تا اینکه بخواهید
به همه عالم علت غمگینی خود را
توضیح دهید!
#ساراماگو
با وجود اندوهی که در درونتان موج می زند
لبخند بزنید تا اینکه بخواهید
به همه عالم علت غمگینی خود را
توضیح دهید!
#ساراماگو
وقتی او مینوشت من همان مرکبی بودم که بر صفحه سفید روزگار میریختم
شاید قلمی مرا با حرکات موزونش به سویی میبرد
نمیدانم شاید به اخر خط یا شروع خطی دیگر
#ع_دباغ
شاید قلمی مرا با حرکات موزونش به سویی میبرد
نمیدانم شاید به اخر خط یا شروع خطی دیگر
#ع_دباغ
عاشقی جرم قشنگی ست مرا دار نزن
شده ام عاشق تو ، عشق مرا جار نزن
اي که از راز دل عاشق من با خبری
عشق پنهان مرا تهمت انکار نزن
شده ام بسته به عشقت ، به يقين می دانی
پس تو هم قلب مرا زخمه ی بسیار نزن
خواستم تا که شوم عاشق شیرین صفتت
عشق شيرين مرا ، مهر خریدار نزن
عاشقم باش عزیزم تو نگو عشق خطاست
به خطا زخم بر این عاشق تبدار نزن
من که ديگر شده ام عاشق و دلبسته ی تو
تو بیا سنگ به این خسته ی بيمار نزن
#آنجلا_راد
شده ام عاشق تو ، عشق مرا جار نزن
اي که از راز دل عاشق من با خبری
عشق پنهان مرا تهمت انکار نزن
شده ام بسته به عشقت ، به يقين می دانی
پس تو هم قلب مرا زخمه ی بسیار نزن
خواستم تا که شوم عاشق شیرین صفتت
عشق شيرين مرا ، مهر خریدار نزن
عاشقم باش عزیزم تو نگو عشق خطاست
به خطا زخم بر این عاشق تبدار نزن
من که ديگر شده ام عاشق و دلبسته ی تو
تو بیا سنگ به این خسته ی بيمار نزن
#آنجلا_راد
کاش میشد
برای ساعتی مُرد ...!
آن وقت است
که میفهمی ...
چه کسی ،
از نبودنت دق میکند ،
و چه کسی ذوق ...!
دلم ؛
ساعتی مُردن میخواهد ...!
#حسین پناهی
برای ساعتی مُرد ...!
آن وقت است
که میفهمی ...
چه کسی ،
از نبودنت دق میکند ،
و چه کسی ذوق ...!
دلم ؛
ساعتی مُردن میخواهد ...!
#حسین پناهی
اگر از دورترین کرانه های فضا به زمین بنگریم، به کوچکی ذره ی غبار خواهد بود.
دفعه ی بعد که کلمه ی "انسانیت" را مینویسی، این را به یاد داشته باش.
#پل_استر
📕 سفر در اتاق کتابت
دفعه ی بعد که کلمه ی "انسانیت" را مینویسی، این را به یاد داشته باش.
#پل_استر
📕 سفر در اتاق کتابت
یاد دارم در غروبی سرد سرد،
می گذشت از کوچه ما دوره گرد،
داد می زد: کهنه قالی می خرم،
دست دوم، جنس عالی می خرم،
کوزه و ظرف سفالی می خرم،
گر نداری، شیشه خالی می خرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست،
عاقبت آهی کشید، بغض اش شکست،
اول #ماه است و #نان در سفره نیست،
ای خدا شکرت، ولی این زندگی است؟!!!
سوختم، دیدم که بابا پیر بود،
بدتر از او، خواهرم دلگیر بود،
بوی نان تازه هوش اش برده بود،
اتفاقا مادرم هم، روزه بود،
صورت اش دیدم که لک برداشته،
دست خوش رنگ اش، ترک برداشته،
باز هم بانگ درشت پیرمرد،
پرده اندیشه ام را پاره کرد...،
دوره گردم، کهنه قالی می خرم،
دست دوم، جنس عالی می خرم،
کوزه و ظرف سفالی می خرم،
گر نداری، شیشه خالی می خرم،
خواهرم بی روسری بیرون دوید،
گفت: "آقا، #سفره خالی می خرید؟!!
#قیصر_امین_پور
یاد دارم در غروبی سرد سرد،
می گذشت از کوچه ما دوره گرد،
داد می زد: کهنه قالی می خرم،
دست دوم، جنس عالی می خرم،
کوزه و ظرف سفالی می خرم،
گر نداری، شیشه خالی می خرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست،
عاقبت آهی کشید، بغض اش شکست،
اول #ماه است و #نان در سفره نیست،
ای خدا شکرت، ولی این زندگی است؟!!!
سوختم، دیدم که بابا پیر بود،
بدتر از او، خواهرم دلگیر بود،
بوی نان تازه هوش اش برده بود،
اتفاقا مادرم هم، روزه بود،
صورت اش دیدم که لک برداشته،
دست خوش رنگ اش، ترک برداشته،
باز هم بانگ درشت پیرمرد،
پرده اندیشه ام را پاره کرد...،
دوره گردم، کهنه قالی می خرم،
دست دوم، جنس عالی می خرم،
کوزه و ظرف سفالی می خرم،
گر نداری، شیشه خالی می خرم،
خواهرم بی روسری بیرون دوید،
گفت: "آقا، #سفره خالی می خرید؟!!
#قیصر_امین_پور
فرمول زندگی من خیلی ساده است
صبحها از خواب بیدار میشوم و شب ها به تخت خوابم برمیگردم ..!
در این بین سعی میکنم به کسی آزار نرسانم
#کری_گرانت
صبحها از خواب بیدار میشوم و شب ها به تخت خوابم برمیگردم ..!
در این بین سعی میکنم به کسی آزار نرسانم
#کری_گرانت
یک روز از سرِ بی کاری به بچه های کلاس گفتم انشایی بنویسند با این عنوان که "فقر بهتر است یا عطر؟"
قافیه ساختن از سرگرمی هایم بود. چند نفری از بچه ها نوشتند "فقر". از بین علم و ثروت همیشه علم را انتخاب می کردند. نوشته بودند که"فقر" خوب است چون چشم و گوش آدم را باز می کند و او را بیدار نگه می دارد ولی عطر، آدم را بیهوش و مدهوش می کند. عادت کرده بودند مجیز فقر را بگویند چون نصیبشان شده بود.
فقط یکی از بچه ها نوشته بود "عطر". انشایش را هنوز هم دارم. جالب بود. نوشته بود "عطر حس های آدم را بیدار می کند که فقر آنها را خاموش کرده است"
#فریبا_وفی
📗 رویای تبت
قافیه ساختن از سرگرمی هایم بود. چند نفری از بچه ها نوشتند "فقر". از بین علم و ثروت همیشه علم را انتخاب می کردند. نوشته بودند که"فقر" خوب است چون چشم و گوش آدم را باز می کند و او را بیدار نگه می دارد ولی عطر، آدم را بیهوش و مدهوش می کند. عادت کرده بودند مجیز فقر را بگویند چون نصیبشان شده بود.
فقط یکی از بچه ها نوشته بود "عطر". انشایش را هنوز هم دارم. جالب بود. نوشته بود "عطر حس های آدم را بیدار می کند که فقر آنها را خاموش کرده است"
#فریبا_وفی
📗 رویای تبت
انشايم كه تمام شد،
معلم با خط كش چوبی اش زد پشتِ دستم و گفت:
"جمله هايت زيباست ...
گفتم:
"اجازه خانوم ؟!
پس چرا می زنيد؟!"
نگاهم كرد،
پوزخندِ تلخی زد و گفت:
ميزنم تا همیشه يادت بماند،
خوب نوشتن و
زيبا فكر كردن در اين دنيا، تاوان دارد...
#زندگی
معلم با خط كش چوبی اش زد پشتِ دستم و گفت:
"جمله هايت زيباست ...
گفتم:
"اجازه خانوم ؟!
پس چرا می زنيد؟!"
نگاهم كرد،
پوزخندِ تلخی زد و گفت:
ميزنم تا همیشه يادت بماند،
خوب نوشتن و
زيبا فكر كردن در اين دنيا، تاوان دارد...
#زندگی
به یک جایی از زندگی که رسیدی،
می فهمی رنج را نباید امتداد داد
باید مثل یک چاقو که چیزها را می برد و از میانشان می گذرد از بعضی آدم ها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی!
#ویلیام_فاکنر
امروز ۶ ژوئیه سالروز درگذشت «ویلیام کاتبرت فاکنر» نویسنده و شاعر آمریکایی و برنده نوبل ادبیات و دو جایزه «پولیتزر» است که او را یکی از تأثیرگذارترین نویسندگان قرن بیستم میدانند.
می فهمی رنج را نباید امتداد داد
باید مثل یک چاقو که چیزها را می برد و از میانشان می گذرد از بعضی آدم ها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی!
#ویلیام_فاکنر
امروز ۶ ژوئیه سالروز درگذشت «ویلیام کاتبرت فاکنر» نویسنده و شاعر آمریکایی و برنده نوبل ادبیات و دو جایزه «پولیتزر» است که او را یکی از تأثیرگذارترین نویسندگان قرن بیستم میدانند.
گفت:
همه ش که نباید تو فکر اتفاقای افتاده باشی، گاهی هم باید به اتفاقای نیفتاده فکر کنی.
به پاهات فکر کن که هنوز داریشون،
به چشمات که هنوز سر جاشونن،
به خونه ات که هنوز سیل نبرده تش،
به مادرت که هنوز زنده اس.
بالاخره یه چیزایی توو زندگی هست که اتفاق نیفتادن و تو میتونی به خاطر همونا خوشحال باشی.
گفتم پس عشق چی؟
آخه هنوز تو عمرم عاشق نشدم.
گفت:
راستشو بخوای
عشق تنها چیزیه که
نمیدونی اتفاق افتادنش بهتره
یا اتفاق نیفتادنش !
#بابک_زمانی
📓 بعد از ابر
همه ش که نباید تو فکر اتفاقای افتاده باشی، گاهی هم باید به اتفاقای نیفتاده فکر کنی.
به پاهات فکر کن که هنوز داریشون،
به چشمات که هنوز سر جاشونن،
به خونه ات که هنوز سیل نبرده تش،
به مادرت که هنوز زنده اس.
بالاخره یه چیزایی توو زندگی هست که اتفاق نیفتادن و تو میتونی به خاطر همونا خوشحال باشی.
گفتم پس عشق چی؟
آخه هنوز تو عمرم عاشق نشدم.
گفت:
راستشو بخوای
عشق تنها چیزیه که
نمیدونی اتفاق افتادنش بهتره
یا اتفاق نیفتادنش !
#بابک_زمانی
📓 بعد از ابر
چندان فرقی میان شخصی که کتاب نمیخواند با کسی که سواد خواندن ندارد، وجود ندارد!
“نیوتن”
“نیوتن”
از افلاطون پرسيدند :
شگفت انگيز ترين رفتار انسان چيست؟
پاسخ داد : از كودكى خسته مى شود ،براى بزرگ شدن عجله مى كند و سپس دلتنگ دوران كودكى خود مى شود .
ابتدا براى كسب مال و ثروت از سلامتى خود مايه مى گذارد سپس براى باز پس گرفتن سلامتى از دست رفته پول خود را خرج مى كند .
طورى زندگى مى كند كه انگار هرگز نخواهد مرد ، و بعد طورى مى ميرد كه انگار هرگز زندگى نكرده است .
انقدر به آينده فكر مى كند كه متوجه از دست رفتن امروز خود نيست ، در حالى كه زندگى گذشته يا آينده نيست، زندگى همين حالاست.
شگفت انگيز ترين رفتار انسان چيست؟
پاسخ داد : از كودكى خسته مى شود ،براى بزرگ شدن عجله مى كند و سپس دلتنگ دوران كودكى خود مى شود .
ابتدا براى كسب مال و ثروت از سلامتى خود مايه مى گذارد سپس براى باز پس گرفتن سلامتى از دست رفته پول خود را خرج مى كند .
طورى زندگى مى كند كه انگار هرگز نخواهد مرد ، و بعد طورى مى ميرد كه انگار هرگز زندگى نكرده است .
انقدر به آينده فكر مى كند كه متوجه از دست رفتن امروز خود نيست ، در حالى كه زندگى گذشته يا آينده نيست، زندگى همين حالاست.