می نشینم کنار شمع ،
نور و گرمای ضعيفی دارد ،
ولی
از صدها چراغ بیشتر دوستش دارم،
چون
در کنارم با عشق می سوزد.
#ع_دباغ
نور و گرمای ضعيفی دارد ،
ولی
از صدها چراغ بیشتر دوستش دارم،
چون
در کنارم با عشق می سوزد.
#ع_دباغ
همیشه کسی رو برای دوستی انتخاب کن،
که اونقدر قلبش بزرگ باشه که نخوای
برای اینکه توی قلبش جا بگیری بارها و بارها
خودت رو کوچیک کنی...
#آل_پاچینو
که اونقدر قلبش بزرگ باشه که نخوای
برای اینکه توی قلبش جا بگیری بارها و بارها
خودت رو کوچیک کنی...
#آل_پاچینو
خندهی کمرمقی روی لبهاش دوید.
گفت: "نمیدونم چرا کار ما فقیر بیچارهها همهش به خدا میافته."
#جیرجیرک
#احمد_غلامی
گفت: "نمیدونم چرا کار ما فقیر بیچارهها همهش به خدا میافته."
#جیرجیرک
#احمد_غلامی
جامعه ای با آينده شاد،
نیازمند کودکان شاد امروزی ست .
ایکاش
جامعه میتوانست
شادی کودکانه را همیشگی سازد.
#ع_دباغ
نیازمند کودکان شاد امروزی ست .
ایکاش
جامعه میتوانست
شادی کودکانه را همیشگی سازد.
#ع_دباغ
بدبختى وخوشبختى تو وجودِ خودِ آدمه...جلوى آينه, هركى به بدبختيش نگاه بكنه، بدبخت ميشه و هركى دائم به چشماى خوشبختش اش نگاه بكنه خوشبخت ميشه... مثل جهنم و بهشت كه تو وجودِ آدمه...
#شهريارمندنى_پور
📙 شرق بنفشه
#شهريارمندنى_پور
📙 شرق بنفشه
اگر اصلا زندگی دارای مفهومی باشد، پس باید رنج هم معنایی داشته باشد. رنج، بخش غیرقابل ريشه كن شدن زندگی است، گرچه به شکل سرنوشت و مرگ باشد. زندگی بشر بدون رنج و مرگ کامل نخواهدشد.
#انسان_در_جستجوي_معنا
#ويكتور_فرانكل
#انسان_در_جستجوي_معنا
#ويكتور_فرانكل
گاندی می گويد:
شاد كردن قلبی با عمل، بهتر از هزاران سر است كه به نيايش خم شده باشد!
مسيح در انجيل مي گويد:
طلب كن، به تو اعطا خواهد شد!
جستجو كن، خواهی اش يافت!
در را بزن، به رويت گشوده خواهد شد!
و مولانا با نگاهی به انجيل می سرايد:
گفت پيغمبر كه چون كوبی دری
عاقبت زان در برون آيد سری
چون نشينی بر سر كوی كسی
عاقبت بينی تو هم روی كسی
چون ز چاهی بركنی هر روز خاک
عاقبت اندر رسی در آب پاک
نيايش و دعا نيمه گمشده ی ديگر انسان است كه هم در نهايت رنج مايه تسلی و آرامش است و در يلدا شب های بی كسی، سجاده ی سبز می ريزد و هم در شادی به شكرانه لطف آن يگانه ی لطيف.
كتاب#لطفا_گوسفند_نباشيد
#محمود_نامني
شاد كردن قلبی با عمل، بهتر از هزاران سر است كه به نيايش خم شده باشد!
مسيح در انجيل مي گويد:
طلب كن، به تو اعطا خواهد شد!
جستجو كن، خواهی اش يافت!
در را بزن، به رويت گشوده خواهد شد!
و مولانا با نگاهی به انجيل می سرايد:
گفت پيغمبر كه چون كوبی دری
عاقبت زان در برون آيد سری
چون نشينی بر سر كوی كسی
عاقبت بينی تو هم روی كسی
چون ز چاهی بركنی هر روز خاک
عاقبت اندر رسی در آب پاک
نيايش و دعا نيمه گمشده ی ديگر انسان است كه هم در نهايت رنج مايه تسلی و آرامش است و در يلدا شب های بی كسی، سجاده ی سبز می ريزد و هم در شادی به شكرانه لطف آن يگانه ی لطيف.
كتاب#لطفا_گوسفند_نباشيد
#محمود_نامني
کـافکا معتقد است که این دنیای دروغ
و تزویر و مسخره را باید خـراب کـرد
و روی ویرانه اش دنیای بهتری ساخت .
#پیام_کافکا
#صادق_هدایت
و تزویر و مسخره را باید خـراب کـرد
و روی ویرانه اش دنیای بهتری ساخت .
#پیام_کافکا
#صادق_هدایت
خاتون پرسید:
_ الانه حواست کجا بود؟
مرحب به او لبخند زد. خاتون معنای لبخند او را حس کرد. مثل اینکه فهمیده بود خودش خاطر مرحب را مشغول داشته بوده. از این به خودش می نازید. یک جور غرور زنانه. حالتی که گویا در هر زنی هست. مرحب هم این را دریافت. دریافت که خاتون خوشش می آید توی دل او جا کند. این چیزها هیچ وقت به زبان نمی آیند، اما حس می شوند. مثل چیزی که نامریی هستند. دیده نمی شوند، اما هستند. حرف دیگری زده می شود، اما معنای دیگری می دهد. گویی چیزی، حالتی زیر گونه ها می دود و عریان می شود و به زبان در می آید. یک جور چیزی است که گفتنی نیست. نمی شود گفتش. هر دوشان این را حس میکردند. نه که از زبان هم بشنوند، نه. از حالت هم دریافته بودند
کتاب: #سفر
#محمود_دولت_آبادی
_ الانه حواست کجا بود؟
مرحب به او لبخند زد. خاتون معنای لبخند او را حس کرد. مثل اینکه فهمیده بود خودش خاطر مرحب را مشغول داشته بوده. از این به خودش می نازید. یک جور غرور زنانه. حالتی که گویا در هر زنی هست. مرحب هم این را دریافت. دریافت که خاتون خوشش می آید توی دل او جا کند. این چیزها هیچ وقت به زبان نمی آیند، اما حس می شوند. مثل چیزی که نامریی هستند. دیده نمی شوند، اما هستند. حرف دیگری زده می شود، اما معنای دیگری می دهد. گویی چیزی، حالتی زیر گونه ها می دود و عریان می شود و به زبان در می آید. یک جور چیزی است که گفتنی نیست. نمی شود گفتش. هر دوشان این را حس میکردند. نه که از زبان هم بشنوند، نه. از حالت هم دریافته بودند
کتاب: #سفر
#محمود_دولت_آبادی
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
4_249520935424492073.pdf
2.6 MB
زندگی شاید ان لحظه مسدودیست...
که نگاه من ...
در نی نی چشمان تو .... خود را ویران می سازد .
و در این حسی ست ..
که به اندازه یک تنهایست...
#فروغ فرخزاد
که نگاه من ...
در نی نی چشمان تو .... خود را ویران می سازد .
و در این حسی ست ..
که به اندازه یک تنهایست...
#فروغ فرخزاد
ﻣﺎ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺭ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ، ﭘﺲ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻣﻘﺼﻮﺩ ﻣﺎ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﻢ. ﺩﺳﺖ ﮐﻢ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺁﺯﺍﺭ ﻧﺪﻫﯿﻢ!
#ﺩﺍﻻﯾﯽ_ﻻﻣﺎ
#ﺩﺍﻻﯾﯽ_ﻻﻣﺎ
... احساس رقابت، احساس حقارت است. بگذار که هزار تیرانداز به روی یک پرنده تیر بیندازند. من از آنکه دو انگشت بر او باشد انگشت برمی دارم. رقیب، یک آزمایش گر حقیر بیشتر نیست. بگذار آنچه از دست رفتنی ست از دست برود.
کتاب: #بار_دیگر_شهری_که_دوست_میداشتم
#نادر_ابراهیمی
کتاب: #بار_دیگر_شهری_که_دوست_میداشتم
#نادر_ابراهیمی