کانال کتاب و کتابخوانی
410 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
اکثر نژاد بشر زیادی بود؛
به دردی نمی‌خورد.
خیلی‌ها بودند که نه تنها به دردی نمی‌خوردند، بلکه خیلی هم مضر بودند. آزار می‌رساندند. اگر از دستشان خلاص می‌شدیم، جهان بهتر می‌شد، جای بیشتری به وجود می‌آمد. هوا برای تنفس بیشتر می‌شد...

#فیلیس_هیستینگز
📕 عاشق مترسک
میدونی بهشت کجاست
یه فضا ی چند وجب در چند وجب
بین بازوهای کسی که دوستش داری

#حسین پناهی
زندگی خالی نیست
مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست
آری تاشقایق هست زندگی باید کرد.

سهراب سپهری
آدم ها
کارهایی که دوست دارند رو
پیش کسانی که دوستشون دارند
انجام میدند .

#ع_دباغ
اگر از دورترین کرانه های فضا به زمین بنگریم، به کوچکی ذره ی غبار خواهد بود.

دفعه ی بعد که کلمه ی "انسانیت" را مینویسی، این را به یاد داشته باش.

#پل_استر
📕 سفر در اتاق کتابت
يك دروغ ممكن است دنيا را دور بزند
و به جای اولش برگردد؛
اما در همين مدت، يك حقيقت هنوز دارد بند كفش های خود را می بندد تا حركت كند...!

#مارك_تواين
برای فریب دادن؛
عده ای را شیر میکنند و عده ای را خر..
مواظب باشید حیوان صفت نشوید،
بازنده، بازنده است چه درنده چه چرنده..

#خورخه_لوئیس_بورخس
ما وقتی متولد می شویم گریه می کنیم، و هر چه پس از آن می آید فقط کاستن از این گریه است. حس عجیبی که تا گلویش بالا آمده بود باعث شد که به آرامی شانه های این زن را بچسبد، زنی که دیگر دوستش نداشت...

کتاب: #بی_سایگان

#فرانسواز_ساگان
نگاه چیست وقتی الماس درون می­درخشد؟ نور مانند سایه بی رد پا نیست. نشانه­ های نور را دنبال کردم و می­دانم این نور کورسوی چراغی در باد نیست که رو به خاموشی می­رود؛ بلکه درخشش حقیقتی است که می­تابد، چه روز باشد و چه شب...

📕 قدرت حال
#اکهارت_تله
ﺗﻮ ﻭﺟﻮﺩﺕ ﺩﺷﻨﺎﻡ ﺑﻪ ﺑﺸﺮﯾﺖ ﺍﺳﺖ . ﺗﻮ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻧﺪﺍﺷﺘﯽ ﻭ ﻧﺪﯾﺪﯼ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻫﻢ ﺩﯾﺪﯼ ﺳﺮﺕ ﻧﺸﺪﻩ . ﯾﮏ ﭼﺸﻢﺍﻧﺪﺍﺯ ﺯﯾﺒﺎ ﻫﺮﮔﺰ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ، ﯾﮏ ﺻﻮﺭﺕ ﻗﺸﻨﮓ ﯾﺎ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺩﻟﻨﻮﺍﺯ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺗﮑﺎﻥ ﻧﺪﺍﺩﻩ ﻭ ﮐﻼﻡ ﻣﻮﺯﻭﻥ ﻭ ﻓﮑﺮ ﻋﺎﻟﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﻗﻠﺒﺖ ﺍﺛﺮ ﻧﮑﺮﺩﻩ.
ﺗﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﺳﯿﺮ ﺷﮑﻢ ﻫﺴﺘﯽ. ﺣﺮﺹ ﻣﯽﺯﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﻨﮕﯿﻦ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﻣﮑﺎﻥ ﻃﻮﻻﻧﯽﺗﺮ ﺑﮑﻨﯽ . ﺍﺯ ﮐﺮﻡ، ﺍﺯ ﺧﻮﮎ ﻫﻢ ﭘﺴﺖ ﺗﺮﯼ ! ﺗﻮ ﭘﺴﺘﯽ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺷﯿﺮ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﻣﮑﯿﺪﯼ. ﮐﺪﺍﻡ ﺧﻮﮎ ﺟﺎﻥ ﻭ ﻣﺎﻝ ﻫﻤﺠﻨﺲ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯾﭽﻪ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﯾﺎ ﭘﻮﻝ ﺁﻥﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﻧﺪﻭﺧﺘﻪ ﻭ ﯾﺎ ﺧﻮﺭﺍﮎ ﻭ ﺩﻭﺍﯼ ﺁﻥﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺣﺘﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩﻩ؟ ! ﺗﻮ ﺧﻮﻥ
ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺑﯽ ﮔﻨﺎﻩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺻﺒﺢ ﺗﺎ ﺷﺎﻡ ﻣﺜﻞ ﺯﺍﻟﻮ ﻣﯽﻣﮑﯽ ﻭ ﮐﯿﻒ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﻭ ﺍﺳﻢ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭ ﻭ ﺍﻋﯿﺎﻥ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ !
#صادق_هدایت
#حاجی_آقا
من چیزهای ساده را دوست دارم
کتاب‌ها را...
تنهایی را...
یا بودن با کسی که تو را می‌فهمد..

#دافنه_دو_موریه
یک خانوم آلمانی وقتی شوهرش از منزل بیرون می‌رود، کفش‌های او را پاک می‌کند، پیراهن و لباس او را کنترل می‌کند که آیا تمیز است یا نه و اگر نه باید شوهر پیراهنش را عوض کند. چرا؟

مردم می‌گویند این چه زنی است که این مرد دارد، که می‌گذارد شوهرش اینطور نامنظم بیرون بیاید؟

بله نظم در آلمان یک هنجار بسیار قوی‌است. در آلمان انسان وقتی به خانه‌ای مراجعه می‌کند، از بوی منزل و راه‌پله‌ها و رطوبت آن متوجه می‌شود، که در آلمان است‌.
این بوهای مورد علاقه به هنجار تبدیل شده است و کارخانجات به جزئیات این هنجارها و ارزشها توجه کامل دارند.


کتاب #آناتومی_جامعه
#فرامرز_رفیع_پور
"مادر ترزا":
به هر كجا كه پاي مي گذاري عشق را بگستران
اول از همه در خانه خويش
عشق را به فرزندانت
به همسرت
و به همسايه ات نثار كن!
مظهر مهر خداوندي باش
مِهر در چهره خود
مِهر در چشمان خود
مِهر در تبسم خود
مِهر در برخورد گرم خود
به خاطر بسپار : با چنان عشقي زندگي كن كه حتي اگر بنا بر تصادف در دوزخ افتادي، خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند!!
"فريدون مشيري " در تاييد سخنان مادر ترزا مي گويد:
اين نور و گرمايي كه مي رويد ز خورشيد
در پهنه منظومه ما
جان آفرين است .....
ما نيز از خورشيد چيزي كم نداريم
با نور و گرماي "محبت"
نيروي هستي بخش "خدمت "
در بين مردم مي توان آسان درخشيد،
مانند خورشيد!!

كتاب: #لطفا_گوسفند_نباشيد
#محمود_نامني
مردی نابینا زیر درختی نشسته بود!
پادشاهی نزد او آمد، ادای احترام کرد و گفت:
قربان، از چه راهی میتوان به پایتخت رفت؟
پس از او نخست وزیر همین پادشاه نزد مرد نابینا آمد و بدون ادای احترام گفت:
آقا، راهی که به پایتخت می رود کدام است؟
‌ سپس مردی عادی نزد نابینا آمد، ضربه ای به سر او زد و پرسید:‌‌
احمق،‌راهی که به پایتخت می رود کدامست؟
هنگامی که همه آنها مرد نابینا را ترک کردند، او شروع به خندیدن کرد.
مرد دیگری که کنار نابینا نشسته بود، از او پرسید:
به چه می خندی؟
نابینا پاسخ داد: اولین مردی که از من سوال کرد، پادشاه بود.
مرد دوم نخست وزیر او بود
و مرد سوم فقط یک نگهبان ساده بود.
مرد با تعجب از نابینا پرسید:
چگونه متوجه شدی؟ مگر تو نابینا نیستی؟
نابینا پاسخ داد:
فرق است میان آنها … پادشاه از بزرگی خود اطمینان داشت و به همین دلیل ادای احترام کرد…
ولی نگهبان به قدری از حقارت خود رنج می برد که حتی مرا کتک زد.

طرز رفتار هر کس نشانه شخصیت اوست..!

📚 @Academic_Library
اورسولا: ما از اينجا نمي رويم، همينجا مي مانيم، چون در اينجا صاحب فرزند شده ايم.
خوزه آركاديو بوئنديا: اما هنوز مرده اي در اينجا نداريم. وقتي كسي مرده اي زير خاك ندارد، به آن خاك تعلق ندارد.
اورسولا: اگر قرار باشد من بميرم تا بقيه در اينجا بمانند، خواهم مُرد...

كتاب: #صد_سال_تنهايي
#گابريل_گارسيا_ماركز
بهشت یعنی
یک موسیقی ملایم باشد
تو اینجا باشی
سرت روی پاهایم
دست راستم، لای موهایت
و دست چپم در حال نوشتن شعر
اما صبر کن
من که چپ دست نیستم
مهم نیست !
تا آن روز تمرین میکنم
اولویت همیشه با موهای توست ...!

#آنا گاوالدا
کتاب : من او را دوست داشتم
بگو ببینم اصلا تو چه می خواهی؟

گفتم: تو را می خواهم،
و نمی دانم آیا می توان به زنی جمله ای زیباتر و خوشایندتر از این گفت یا نه؟

#هاینریش_بل
📓 عقاید یک دلقک
تو چه غذایی را بیش از همه
دوست داری، پدر بزرگ؟
همه‌‌‌ی غذاها را، پسرم، همه را ٬
این گناه بزرگی است که آدم بگوید این غذا خوب است و آن یک بد!
چرا؟ مگر آدم حق ندارد انتخاب کند؟
البته که نه، حق ندارد!
آخر چرا؟
برای اینکه کسانی هستند که گرسنه اند.

#نیکوس_کازانتراکیس
📓 زوربای یونانی
چه ارتباط تنگی ست
بین سوز دل و اشک چشم
بین مهر دل و اشک چشم
بین شوق دیدار و اشک چشم
بین حسرت دیدار و اشک چشم
يين شادی از دل و اشک چشم
بین احساس و اشک چشم
بین فراق یار و اشک چشم
بین وصال یار و اشک چشم
بین.....
آری با اشک ها می توان
در هر حالی از زندگی ،
زندگی کرد.

#ع_دباغ
26 خرداد روز پدر در برخی قاره های دنیا ،
مبارک
پدر
با پ اش
پناه من در بی پناهی ها
پا به پای من در سخت راه ها
پشتوانه ام در شیب ها
با د اش
دوست دار من در واقعیت ها
دست گیر من در سخت روز ها
دادخواه من در بی عدالتی ها
دل دار من در غمگین روزها
دست مهربان من بر شانه ها
با ر اش
راهنمای من در گذر گاه ها
روشنی بخش من در تاریکی ها
رمان من در تمام زندگی ....
آری
تا پدر هست
رود نیرومند عشق جاریست
باید به رود زد
غرق عشقش شد
چون شاید روزی نباشد
ولی باز
آن عشق جاریست
زنده باشی پدر
یادت بخیر پدر


#ع_دباغ