دو احتمال وجود دارد:
یا ما در کهکشان،
تنها هستیم یا تنها نیستیم.
و هر دو، به یک اندازه، وحشتناک است.
#آرتور_سی_کلارک
📕 اودیسه فضایی
یا ما در کهکشان،
تنها هستیم یا تنها نیستیم.
و هر دو، به یک اندازه، وحشتناک است.
#آرتور_سی_کلارک
📕 اودیسه فضایی
نیمی از جهان افرادی هستند که چیزی برای گفتن دارند و نمی توانند بگویند و نیم دیگر افرادی هستند که چیزی برای گفتن ندارند ولی همیشه حرف می زنند.
#رابرت_فراست
#رابرت_فراست
تا زمانی که زنده هستی، زندگی کن.
اگر زندگی را در حد کمال درک کنی،
وحشتِ مرگ از بین میرود.
اگر کسی در زمانِ مناسب زندگی نکند،
در زمان مناسب هم نمیمیرد.
#اروین_دی_یالوم
📓 وقتی نیچه گریست
اگر زندگی را در حد کمال درک کنی،
وحشتِ مرگ از بین میرود.
اگر کسی در زمانِ مناسب زندگی نکند،
در زمان مناسب هم نمیمیرد.
#اروین_دی_یالوم
📓 وقتی نیچه گریست
متاسفانه ما مردم فقط هنگامی در برابر جور و بیداد و توهین، رگهای گردنمان ورم میکند که خود به شخصه گرفتار آن شده باشیم.
#احمد_شاملو
#احمد_شاملو
تو می دانی
حتی اگر کنارم نشسته باشی
باز هم دلتنگ تو ام
حالا ببین
نبودنت با من چه می کند...
#عباس_معروفی
حتی اگر کنارم نشسته باشی
باز هم دلتنگ تو ام
حالا ببین
نبودنت با من چه می کند...
#عباس_معروفی
بیشتر بدبختی ها ،
خراب کاری ها
و اشتباهات انسانی را
کسانی به بار آورده اند ،
که ادعا داشته اند چیزی می دانند.
#ویسواوا_شیمبورسکا
خراب کاری ها
و اشتباهات انسانی را
کسانی به بار آورده اند ،
که ادعا داشته اند چیزی می دانند.
#ویسواوا_شیمبورسکا
جوهر عشق « رنج بردن » برای چیزی و « پروردن » آن است ، یعنی عشق ورنج جدایی ناپذیرند . آدمی چیزی را دوست می دارد که برای آن رنج برده باشد ، و رنج چیزی را بر خویشتن هموار می کند که عاشقش باشد .
#اریک_فروم
📕 هنر عشق ورزیدن
#اریک_فروم
📕 هنر عشق ورزیدن
زمان آدمها را دگرگون میکند اما تصویری را که از آنها داریم ثابت نگه میدارد. هیچ چیزی دردناکتر از این تضاد میان دگرگونی آدمها، و ثبات خاطره نیست!
# مارسل پروست
# مارسل پروست
هميشه به قلبت بگو كه ترس از رنج
از خود رنج بدتر است
تاريكترين لحظه ی شب لحظه ی پيش از برآمدن آفتاب است!
#پائولو_كوئلیو
از خود رنج بدتر است
تاريكترين لحظه ی شب لحظه ی پيش از برآمدن آفتاب است!
#پائولو_كوئلیو
تاریکی، نمیتواند بر تاریکی غلبه کند،
تنها روشنی میتواند آن را انجام دهد؛
نفرت، نمیتواند بر نفرت غلبه کند،
تنها عشق میتواند آن را انجام دهد...
#مارتین_لوترکینگ
تنها روشنی میتواند آن را انجام دهد؛
نفرت، نمیتواند بر نفرت غلبه کند،
تنها عشق میتواند آن را انجام دهد...
#مارتین_لوترکینگ
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
صدا کن مرا
صدای تو خوبست
صدای تو
سبزینه آن گیاه عجیبی ست
که در انتهای صمیمیت حزن میروید
سهراب سپهري
صدای تو خوبست
صدای تو
سبزینه آن گیاه عجیبی ست
که در انتهای صمیمیت حزن میروید
سهراب سپهري
مصریان باستان اعتقاد داشتند
که پس از مرگ،
از آنها تنها دو سوال پرسیده
می شود:
آیا شادی را یافتی؟
آیا شادی را آفریدی؟
#لئو_بوسکالیا
که پس از مرگ،
از آنها تنها دو سوال پرسیده
می شود:
آیا شادی را یافتی؟
آیا شادی را آفریدی؟
#لئو_بوسکالیا
خدا گفت: ليلي عشق مي ورزد تا نميرد. دنيا، ليلي زنده مي خواهد.
ليلي آه نيست، ليلي اشك نيست، ليلي معشوقي مرده در تاريخ نيست، ليلي زندگي ست...
اگر ليلي بميرد، ديگر چه كسي ليلي به دنيا بياورد؟ چه كسي گيسوان دختران عاشق را ببافد؟
چه كسي طعام نور را در سفره هاي خوشبختي بچيند؟ چه كسي غبار اندوه را از طاقچه هاي زندگي بروبد؟
چه كسي پيراهن عشق را بدوزد؟
ليلي! قصه ات را دوباره بنويس.
ليلي، به قصه اش برگشت.
اين بار نه به قصد مردن
كه به قصد زندگي.
و آن وقت به ياد آورد كه تاريخ پر بوده از ليلي هاي ساده گمنام.
#ليلي_نام_تمام_دختران_زمين_است
#عرفان_نظر_آهاري
ليلي آه نيست، ليلي اشك نيست، ليلي معشوقي مرده در تاريخ نيست، ليلي زندگي ست...
اگر ليلي بميرد، ديگر چه كسي ليلي به دنيا بياورد؟ چه كسي گيسوان دختران عاشق را ببافد؟
چه كسي طعام نور را در سفره هاي خوشبختي بچيند؟ چه كسي غبار اندوه را از طاقچه هاي زندگي بروبد؟
چه كسي پيراهن عشق را بدوزد؟
ليلي! قصه ات را دوباره بنويس.
ليلي، به قصه اش برگشت.
اين بار نه به قصد مردن
كه به قصد زندگي.
و آن وقت به ياد آورد كه تاريخ پر بوده از ليلي هاي ساده گمنام.
#ليلي_نام_تمام_دختران_زمين_است
#عرفان_نظر_آهاري
ایکاش صبح که بیدار میشدیم
دلمان به شوق مهرورزی بی تابی میکرد،
فکر مان در راه پیشرفتها آسودگی نداشت،
چشم هامان با اشک همدلی سیراب میشد،
دست هامان به عشق یاری بلند میشد، پاهامان استوار در کوچه راه امیدها و همپای دردمندان بود،
ایکاش
بود آن شبهایی که با وجدانی آرام به خواب ارزوهای نسل فرزندانمان چشم می بستیم ،
ایکاش نبود صبحی که بیدار میشدیم به شوق کاغذهای رنگین ،
فلز زرد، با چشمی خودبین ،
با پایی تنها، با دستی بی مهر،
و فکری غرق در تجمل به ماده ها ،
گویی که زندگی میکنیم،
و نبود شبهایی که با قلب بی احساس چشم به خواب می زدیم،
ایکاش
انسانیت آرزوي شب و روز مان بود.
ایکاش
#ع_دباغ
دلمان به شوق مهرورزی بی تابی میکرد،
فکر مان در راه پیشرفتها آسودگی نداشت،
چشم هامان با اشک همدلی سیراب میشد،
دست هامان به عشق یاری بلند میشد، پاهامان استوار در کوچه راه امیدها و همپای دردمندان بود،
ایکاش
بود آن شبهایی که با وجدانی آرام به خواب ارزوهای نسل فرزندانمان چشم می بستیم ،
ایکاش نبود صبحی که بیدار میشدیم به شوق کاغذهای رنگین ،
فلز زرد، با چشمی خودبین ،
با پایی تنها، با دستی بی مهر،
و فکری غرق در تجمل به ماده ها ،
گویی که زندگی میکنیم،
و نبود شبهایی که با قلب بی احساس چشم به خواب می زدیم،
ایکاش
انسانیت آرزوي شب و روز مان بود.
ایکاش
#ع_دباغ