کانال کتاب و کتابخوانی
409 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
انسان باید در طول زندگی هر روز کمی موسیقی گوش دهد کمی شعر بخواند و روزی یک تصویر زیبا ببیند تا علایق دنیوی نتواند حس زیبا شناسی را که خداوند در روح او قرار داده است را نابود کند.

#گوته
شازده کوچولو پرسید:
دوست داشتن بهتره یا دوست داشته شدن؟
روباه جواب داد:
کدوم یکی برای پرنده مهمتره؟
بالِ چپ یا بال راست؟
از داشتن چشم اما ندیدن زیبایی
داشتن گوش اما نشنیدن موسیقی
داشتن عقل اما اگاه نشدن از حقیقت
داشتن قلبی که هرگز نتپیده و نسوخته,
باید خیلی ترسید!

#تتسوکو_کوریاناگی
ونیز، پُر از توریست هایی ست که به کبوترهای ایتالیایی، غذا می دهند ولی به کبوترهای شهرِ خودشان، محل نمی گذارند ...!

#استیو_تولتز
📕 جزء از کل
آیداى خوب نازنینم!
مدت هاست که برایت چیزى ننوشته ام.
زندگى مجال نمى دهد: غم نان!
با وجود این، خودت بهتر مى دانى:
نفسى که مى کشم تو هستى؛
خونى که در رگ هایم مى دود و حرارتى که نمى گذارد یخ کنم.
امروز بیشتر از دیروز دوستت مى دارم و فردا بیشتر از امروز.
و این، ضعف من نیست
قدرت تو است...

#احمد_شاملو
📗 از نامه ها به آیدا
وقتی انسانی از درد،
دیوانه می شود
دیگران دردش را نه
فقط دیوانگی هایش را می بینند...

#مورات_منتش
با یک شمع روشن،
شمعهای زیادی را میتوان روشن کرد.

#ع_دباغ
تا وقتى آرزوهایت بهاری ست
هنوز دلی جوان داری

#ع_دباغ
کارهای آدم فانی عجیب است.
از هرچه که دارد بدش می‌آید،
ولی بعد برای همانها افسوس میخورد...

#کامیلو_خوزه_سلا
📕 خانواده پاسکوال دوآرته
حق با بودایی ها است.
آدم های گناهکار
به مرگ محکوم نمی شوند,
به زندگی محکوم می شوند...

#استیو_تولتز
📘 جز از کل
هر چه بیش تر خاطره ای را
دوست داشته باشی ،
آن خاطره قوی تر و قوی تر می شود...

#ولادیمیر_ناباکوف
دل ام تنگ میشود
گاهی به غصه های زندگی ام
گاهی به اشکهای ریخته ام
گاهی به حسرت های کشیده ام
گاهی به شبهای دلتنگی ام
گاهی به دوری های نرسیده ام
گاهی به آرزو های مانده بر دل ام
گاهی به زخم های مانده بر جان ام
گاهی به شوق های خفته بر سینه ام
گاهی به آرامش درون خود ام
گاهی به خلوت با خود ام
آری
گاهی دل تنگ میشوم.

#ع_دباغ
عشق درون ديگران نيست، بلكه درون خود ماست. ما آن احساس را بيدار مي‌كنيم، ولي براي اين‌كه بيدار شود، به ديگران نياز داريم. دنيا تنها زماني براي ما معنا دارد كه بتوانيم كسي را براي شركت دادن در هيجاناتمان بيابيم...!


یازده دقیقه
# پائولو کوئیلو
همیشه فردایی نیست
تا زندگی فرصت دیگری
برای جبران این غفلت‌ها به ما دهد،
کسانی را که دوست داری
همیـشه کنارخود داشته باش ؛
و بگو چقدر به آن‌ها علاقه و نیاز داری،
مراقبشان باش...


#گارسیا مارکز

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌
گفت: دارم اینجا می پوسم،
باید از این خراب شده برم.
گفتم :کجا میخوای بری؟
گفت: نمیدونم، هرجا غیر اینجا.
"یه جای دیگه"

گفتم: واسه تویی که نمیتونی فراموشش کنی،
هیچ جا "یه جای دیگه" نمیشه...

#بابک_زمانی
📙 بعد از ابر
پرسیدم جهنم کجاست؟
گفت :
قلبی را پیدا کن که نمی تواند
دوست داشته باشد

داستایوسکی
📙رمان برادران کارامازوف
نمی دانم چرا می گویم، آه از دستِ تو!
دست های تو زیباترین فعل ها را رقم می زدند، نوازش می کردند، شعر می نوشتند، آهنگ می نواختند، چای می ریختند؛...
دست های تو، رفیقِ صمیمی دست های من
اما
آه از پاهای تو!
چه ساده رفتند...

#روزبه_معین
📘 عطر چشمان او
راستی و یک‌رویی موهبتی است که به اندازه ی هوش و زیبایی نادر است و بی‌انصافی است که انسان آن را از همه کس طلب کند.


#رومن_رولان
#ژان_کریستف
گابریل گارسیا در این نامه‌ی کوتاه از جهان و خوانندگان خود خداحافظی کرد


اگر پروردگار لحظه‌ای از یاد می‌برد که من آدمکی مردنی هستم و فرصتی ولو کوتاه برای زنده ماندن به من می‌داد از این فرصت به بهترین وجه ممکن استفاده می‌کردم.

به احتمال زیاد هر فکری را به زبان نمی‌راندنم، اما یقیناً هرچه را می‌گفتم فکر می‌کردم.

کمتر می‌خوابیدم و بیشتر رویا می‌بافتم؛ زیرا در ازای هر دقیقه که چشم می‌بندیم، شصت ثانیه نور از دست می‌دهیم.

راه را از‌‌ همان جایی ادامه می‌دادم که سایرین متوقف شده بودند و زمانی از بستر بر می‌خواستم که سایرین هنوز در خوابند.

اگر پروردگار فرصت کوتاه دیگری به من می‌بخشید، ‌ ساده‌تر لباس می‌پوشیدم، در آفتاب غوطه می‌خوردم و نه تنها جسم که روحم را نیز در آفتاب عریان می‌کردم.

به همه ثابت می‌کردم که به دلیل پیر شدن نیست که دیگر عاشق نمی‌شوند، بلکه زمانی پیر می‌شوند که دیگر عاشق نمی‌شوند.

به بچه‌ها بال می‌دادم، اما آن‌ها را تنها می‌گذاشتم تا خود پرواز را فرا گیرند.
به سالمندان می‌آموختم با سالمند شدن نیست که مرگ فرا می‌رسد، با غفلت از زمان حال است.

یاد گرفته‌ام همه می‌خواهند بر فراز قله‌ی کوه زندگی کنند و فراموش کرده‌اند مهم صعود از کوه است.

یاد گرفته‌ام وقتی نوزادی انگشت شصت پدر را در مشت می‌فشارد، او را تا ابد اسیر عشق خود می‌کند.

یاد گرفته‌ام انسان فقط زمانی حق دارد از بالا به پایین بنگرد که بخواهد یاری کند تا افتاده‌ای را از جا بلند کند.

چه چیز‌ها که از شما یاد نگرفته‌ام .
احساساتتان را همواره بیان کنید و افکارتان را اجرا.

اگر می‌دانستم امروز آخرین روزی است که تو را می‌بینم، چنان محکم در آغوش می‌فشردمت تا حافظ روح تو گردم.

اگر می‌دانستم این آخرین دقایقی است که تو را می‌بینم، به تو می‌گفتم «دوستت دارم» و نمی‌پنداشتم تو خود این را می‌دانی.

همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران این غفلت‌ها به ما دهد.

کسانی را که دوست داری همیشه کنار خود داشته باش و بگو چقدر به آن‌ها علاقه و نیاز داری.
مراقبشان باش. به خودت این فرصت را بده تا بگویی: «مرا ببخش»، «متاسفم»، «خواهش می‌کنم»، «ممنونم» و از تمام عبارات زیبا و مهربانی که بلدی استفاده کن.

هیچکس تو را به خاطر نخواهد آورد اگر افکارت را چون رازی در سینه محفوظ داری.
خودت را مجبور به بیان آن‌ها کن.

به دوستان و همه‌ی آنهایی که دوستشان داری بگو چقدر برایت ارزش دارند. اگر نگویی فردایت مثل امروز خواهد بود و روز بی ارزشی خواهی داشت...همراه با عشق.

#گابریل_گارسیا_مارکز
از آن رو كه دوستت می دارم،
می توانی بروی،
از آن رو كه دوستت می دارم،
می بخشم بر تو ناراستی را،
از آن رو كه دوستت می دارم،
تو،
رهايی...!

#مارگوت_بيكل