گفت: دارم می روم و میخواهم بدانی که برمیگردم ،
تو را دوست دارم، چون...
به میان حرفش پرید:
چیزی نگو،
دوست داری چون دوست داری،
برای عشق ورزیدن
هیچ دلیلی وجود ندارد...!
#پائولو_کوئیلو
📕 کیمیاگر
تو را دوست دارم، چون...
به میان حرفش پرید:
چیزی نگو،
دوست داری چون دوست داری،
برای عشق ورزیدن
هیچ دلیلی وجود ندارد...!
#پائولو_کوئیلو
📕 کیمیاگر
فقط در آينده دنبال بهشت و جهنم نگرد ، هرگاه بتوانيم يکى را بدون چشمداشت و حساب و کتاب و معامله دوست داشته باشيم ، در اصل در بهشتيم.
هر گاه با يکى منازعه کنيم و به نفرت و حسد و کين آلوده شويم. با سر به جهنم افتاده ايم.
#اليف_شافاک
📕 ملت عشق
هر گاه با يکى منازعه کنيم و به نفرت و حسد و کين آلوده شويم. با سر به جهنم افتاده ايم.
#اليف_شافاک
📕 ملت عشق
آموخته ام که وابسته نباید شد به هیچ کس، و این لعنتى نشدنى ترین کارى بود که آموخته ام.
#گریز دلپذیر
# آنا گاوالدا
#گریز دلپذیر
# آنا گاوالدا
انسان نامجو سعادتش را در رد و قبول دیگران جستجو می کند؛
انسان لذت طلب سعادتش را در ارضای شهواتش دنبال میکند.
ولی انسان عاقل سعادتش را در رفتار خودش می جوید.
#مارکوس_اورلیوس
📕 تأملات
انسان لذت طلب سعادتش را در ارضای شهواتش دنبال میکند.
ولی انسان عاقل سعادتش را در رفتار خودش می جوید.
#مارکوس_اورلیوس
📕 تأملات
مهمترین اصل در بازی زندگی این است که همه بتوانیم رقبای سالمی برای یکدیگر باشیم و این خود مهمتر از بردن است، یک باخت سالم بهتر از یک برد کثیف است.
#کیم_وو_چونگ
📓 سنگفرش هر خیابان از طلاست
#کیم_وو_چونگ
📓 سنگفرش هر خیابان از طلاست
خاطراتی هست که آدمهایش رفتهاند این خاطرات غم انگیز است ، ولی آن خاطرات که آدمهایش حضور دارند اما شبیه گذشته نیستند بسیار دردناک تر است...
#گابریل_گارسیا_مارکز
#گابریل_گارسیا_مارکز
ما ملت مقلدی هستیم، هیچکداممان ابتکاری نداریم، حاضر نیستیم فکرمان را بکار بیندازیم و راههای تازه ای پیدا کنیم . بمحض اینکه می بینیم کار یکنفر گرفته همه به اون طرف حمله میبریم و می خواهیم نون او را از دستش بگیریم...
#عزیز_نسین
📘 ما مردم مقلدی هستیم
#عزیز_نسین
📘 ما مردم مقلدی هستیم
من آدم حساسی نيستم.
وقتی خانهی والدينم را ترك كردم گريه نكردم، وقتی گربهام مرد گريه نكردم، وقتی در ناسا كار پيدا كردم گريه نكردم، و حتي وقتی روی ماه پا گذاشتم گريه نكردم.
اما وقتی از روی ماه به زمين نگاه كردم، بغضم گرفت. با ترديد با پرچمی كه بنا بود روی ماه نصب كنم بازی میکردم. از آن فاصله رنگ و نژاد و مليتی نبود. ما بوديم و یک خانه ی گرد آبی. با خود گفتم انسانها برای چه میجنگند؟…شصت دستم را به سمت زمین گرفتم و تمام دارایی ام و کره زمین با آن عظمت پشت شصتم پنهان شد و من اشک ریختم...
#نيل_آرمسترانك
📕 خاطرات
وقتی خانهی والدينم را ترك كردم گريه نكردم، وقتی گربهام مرد گريه نكردم، وقتی در ناسا كار پيدا كردم گريه نكردم، و حتي وقتی روی ماه پا گذاشتم گريه نكردم.
اما وقتی از روی ماه به زمين نگاه كردم، بغضم گرفت. با ترديد با پرچمی كه بنا بود روی ماه نصب كنم بازی میکردم. از آن فاصله رنگ و نژاد و مليتی نبود. ما بوديم و یک خانه ی گرد آبی. با خود گفتم انسانها برای چه میجنگند؟…شصت دستم را به سمت زمین گرفتم و تمام دارایی ام و کره زمین با آن عظمت پشت شصتم پنهان شد و من اشک ریختم...
#نيل_آرمسترانك
📕 خاطرات
به زندگیِ بهترین و بارور ترین انسان ها و ملت ها نگاه کنید و از خود بپرسید آیا درختی که میخواهد سرافراز و پابرجا باشد میتواند با هوای بد و طوفان ها مواجه نشود؟
#فریدریش_نیچه
📙 حکمت شادان
#فریدریش_نیچه
📙 حکمت شادان
دنیا را بغل کردیم گفتند امن است ، هيچ کاری با ما ندارد، خوابمان برد بیدار شدیم دیدیم آبستن تمام دردهایش شده ایم
#حسین پناهی
#حسین پناهی
زندگی، جیره مختصری ست
مثل یک فنجان چای
و کنارش عشق است،
مثل یک حبه قند ،
زندگی را با عشق
نوش جان باید کرد.
#سهراب سپهری
مثل یک فنجان چای
و کنارش عشق است،
مثل یک حبه قند ،
زندگی را با عشق
نوش جان باید کرد.
#سهراب سپهری
باید به کودکان آموخت که جهان بی باتوم و گلوله زیباتر است!
باید به فکر ساختن یک بادبادک بود!
هنوز هم با مُشتی نخُ کمی کاغذ میشود به گیسِ طلای خورشید رسید!
کودکی که با مسلسل بازی کند،
جهان را نجات نخواهد داد!!
#اوریانا_فالاچی
📗 یک مرد
باید به فکر ساختن یک بادبادک بود!
هنوز هم با مُشتی نخُ کمی کاغذ میشود به گیسِ طلای خورشید رسید!
کودکی که با مسلسل بازی کند،
جهان را نجات نخواهد داد!!
#اوریانا_فالاچی
📗 یک مرد
من هیچوقت
بورسیهٔ دانشگاه آکسفورد نبودم.
سرکلاس زیستشناسی خوابم میبرد
و ریاضیاتم هم ضعیف بود؛
ولی توانستم تا حالا زنده بمانم!
#چارلز_بوکوفسکی
📗 عامه پسند
بورسیهٔ دانشگاه آکسفورد نبودم.
سرکلاس زیستشناسی خوابم میبرد
و ریاضیاتم هم ضعیف بود؛
ولی توانستم تا حالا زنده بمانم!
#چارلز_بوکوفسکی
📗 عامه پسند
در خیابانهای شهر راه میروم و به چهرهها، به حالت مردم، به اندامشان، به حرکات و به نگاههای بیرمقشان مینگرم. هرچه بیشتر نگاه میکنم بیشتر از خودم میپرسم چه بر سر نوع بشر آمده است؟ در واقع به جای نوع بشر همهجا نقاب میبینم: نقاب اندوه، نقاب کینه و بغض و نقاب پریشانی.
گاهی اوقات به نظرم میرسد که طلسمی شوم و خبیث بر سر شهر سایه افکنده است. وقتی همه خوابیده بودند جادوگری قدرتمند لبخند را از روی لبان مردم زدوده و به جای آن اندوه و کدورت بر چهرهها پاشیده است. فقط بغض و کینه، تهاجم و زورگویی برای انسان ها باقی گذاشته است.
کتاب: حرکت انسانم آرزوست
#سوزانا_تامارو
گاهی اوقات به نظرم میرسد که طلسمی شوم و خبیث بر سر شهر سایه افکنده است. وقتی همه خوابیده بودند جادوگری قدرتمند لبخند را از روی لبان مردم زدوده و به جای آن اندوه و کدورت بر چهرهها پاشیده است. فقط بغض و کینه، تهاجم و زورگویی برای انسان ها باقی گذاشته است.
کتاب: حرکت انسانم آرزوست
#سوزانا_تامارو
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
کتاب کودک و نوجوان،
دخترک کبریت فروش، از هانس کریستین اندرسون
دخترک کبریت فروش، از هانس کریستین اندرسون