کانال کتاب و کتابخوانی
409 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
این دنیا بی‌عشق به منزله‌ی دنیای مرده‌ای است و پیوسته ساعتی فرا می‌رسد که انسان از زندان‌ها و کار و تلاش خسته می‌شود و چهره‌ی عزیز و قلبی را که از مهربانی شکفته باشد می‌خواهد ...

#آلبر_کامو
📓 طاعون
پایان خوب زندگی علم نیست، بلکه عمل است.

#توماس هنری ‌هاکسلی
من چیزهای ساده را دوست دارم
کتاب‌ها را...
تنهایی را...
یا بودن با کسی که تو را می‌فهمد..

#دافنه_دو_موریه
زندگی کدوم قسمت زندگیه?
وجبهای عمرم را به امید وجب دیگر بدون لذت زندگی در آن گذراندم ،
روزگاری دیدم
همه قسمتهای زندگی پشت سرم خاطره ای شدند،
ایکاش کسی میگفت
زندگی یعنی لذت زندگی کردن هر قسمتی از زندگی...

#ع_دباغ
هیچگاه دل آنان که بیصدا گریه میکنند را نشکنید،
اینها کسی را برای پاک کردن اشکهایشان ندارند.

#حسين پناهی
چه تشابه زیبایست در این خلقت
اشک و باران
آفتاب سوزان و سوز دل
بی تابی و تندباد
عشق و نور
صداي آب و صدای محبت
دل بزرگ و آسمان أبي
درخت تنها و دل تنها
پاییز و جدایی
غم دل و سیاهی شب
خاک تشنه و قلبهای خسته
شور قلب و خروش آبشار
پرواز پرنده و پرواز در رویاها
گندمزار طلایی و خانه آرزوها
امید و بهار سبز
باز شدن گلها و خنده های معشوق
سو سوی آفتاب و ریز نگاه معشوق.....

#ع_دباغ
یک روز از سرِ بی کاری به بچه های کلاس گفتم انشایی بنویسند با این عنوان که "فقر بهتر است یا عطر؟"
قافیه ساختن از سرگرمی هایم بود. چند نفری از بچه ها نوشتند "فقر". از بین علم و ثروت همیشه علم را انتخاب می کردند. نوشته بودند که"فقر" خوب است چون چشم و گوش آدم را باز می کند و او را بیدار نگه می دارد ولی عطر، آدم را بیهوش و مدهوش می کند. عادت کرده بودند مجیز فقر را بگویند چون نصیبشان شده بود.
فقط یکی از بچه ها نوشته بود "عطر". انشایش را هنوز هم دارم. جالب بود. نوشته بود "عطر حس های آدم را بیدار می کند که فقر آنها را خاموش کرده است"

#فریبا_وفی
📗 رویای تبت
وقتی آدم کسی را دوست دارد همیشه چیزی برای گفتن یا نوشتن به او پیدا می کند ، تا آخر عمر...

#کریستین_بوبن
📙 ابله محله
آیا این شب است که باعث می شود من به تو فکر کنم؟
یا من هستم که برای فکر کردن به تو انتظار شب را می کشم؟

#ازدمیر_اصف
کتاب را هرگز کسی نمی خواند، بلکه ما لا به لای کتاب ها خود را می خوانیم...

#سفر_درونی
#رومن_رولان
اورسولا: ما از اينجا نمي رويم، همينجا مي مانيم، چون در اينجا صاحب فرزند شده ايم.
خوزه آركاديو بوئنديا: اما هنوز مرده اي در اينجا نداريم. وقتي كسي مرده اي زير خاك ندارد، به آن خاك تعلق ندارد.
اورسولا: اگر قرار باشد من بميرم تا بقيه در اينجا بمانند، خواهم مُرد...

كتاب: صد_سال_تنهايي
#گابريل_گارسيا_ماركز
گور به گور، فاکنر
من در جستجو هستم. می‌دانم نیاز به جست و جو دارم، باید خود رابجویم. من چندان چیزی نیستم، باد به گلو نمی‌اندازم. ولی هر چه هست، می‌دانم که هستم و برای خودم یک زندگی دارم…زندگی ناچیزی دارم…زندگی همچین طولانی نیست. تنها یک بار هم هست…من حق دارم…من وظیفه دارم که آن را به هدر ندهم، سر سری از آن نگذرم.

#رومن_رولان
📕 جان شیفته
فساد یک جامعه دو قسم است:

یکی موقعی که مردم قوانین را مراعات نمی کنند، این درد چاره پذیراست.

و دیگر آنکه قوانین، مردم را فاسد می کند که این درد درمانی ندارد، زیرا درد ناشی از خودِ درمان است.

#شارل_دو_منتسکیو
از وقتی که دوستم مرا ترک کرده است، کاری ندارم به جز راه رفتن، راه می روم تا فراموش کنم.
راه می روم.
می گریزم.
دور می شوم...
دوستم دیگر برنمی گردد،
اما من حالا دونده دوی استقامت شده ام...!

#شل_سیلور_استاین
اگر بازیگر زندگی خود نباشی

بازیچه آن میشوی...

#لوییز_هی
📸 ‏سال ۱۹۴۰ در اوجِ بمباران‌های لندن توسط آلمان، مردم به یک کتابخانه عمومیِ تخریب‌شده رفته‌اند و برای مطالعه کتاب انتخاب می‌کنند ...



📚 @Academic_Library
چهل نامه کوتاه به همسرم، نادر ابراهیمی
نمی دانم چرا می گویم، آه از دستِ تو!
دست های تو زیباترین فعل ها را رقم می زدند، نوازش می کردند، شعر می نوشتند، آهنگ می نواختند، چای می ریختند؛...
دست های تو، رفیقِ صمیمی دست های من
اما
آه از پاهای تو!
چه ساده رفتند...

#روزبه_معین
📘 عطر چشمان او