بدترین قسمت زندگي انتظار کشیدن است،
و بهترین قسمت زندگی داشتن کسی است که ارزش انتظار کشیدن را داشته باشد .
#ریچارد باخ
و بهترین قسمت زندگی داشتن کسی است که ارزش انتظار کشیدن را داشته باشد .
#ریچارد باخ
ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ ﻭ ﺷﮑﻨﺠﻪﺁﻭﺭﺗﺮﯾﻦ ﻋﮑﺲﻫﺎ، ﺁﻥﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﻝ ﻭ ﻧﻪ ﺑﺎ ﺩﻭﺭﺑﯿﻦ ﻭ ﻓﻠﺶ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺟﻮﺭ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ. ﯾﺎ ﺍﮔﺮ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻭﺳﺎﯾﻞ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺷﻮﺩ، ﻫﺮﮔﺰ ﻇﺎﻫﺮ ﻧﻤﯽﺷﻮﻧﺪ!
#گونتر_گراس
📕 طبل حلبی
#گونتر_گراس
📕 طبل حلبی
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
زمين نو آباد، جلد اول و دوم ، از شولوخف
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
Sholokhov_Zamine_No_Abad_1.pdf
6.4 MB
گلولهها از بدن بیرون میآمدند و به داخل مسلسلها برمی گشتند، و قاتلها عقب می رفتند و عقبعقبکی از پنجره پایین می پریدند. وقتی آبی ریخته میشد، دوباره بلند می شد و توی لیوان می رفت.
خونی که ریخته شده بود دوباره داخل بدن می شد و دیگر هیچکجا، نشانه ای از خون نبود. زخمها بسته می شدند. آدمی که تف کرده بود، تفش به دهانش برمی گشت.
اسبها عقبعقبکی می تاختند و آدمی که از طبقه هفتم افتاده بود، بلند میشد و از پنجره می رفت تو.
یک دنیای وارونهی راستکی بود، و این قشنگترین چیزی بود که توی این زندگی کوفتیام دیده بودم!
#رومن_گاری
📗 زندگی در پیش رو
خونی که ریخته شده بود دوباره داخل بدن می شد و دیگر هیچکجا، نشانه ای از خون نبود. زخمها بسته می شدند. آدمی که تف کرده بود، تفش به دهانش برمی گشت.
اسبها عقبعقبکی می تاختند و آدمی که از طبقه هفتم افتاده بود، بلند میشد و از پنجره می رفت تو.
یک دنیای وارونهی راستکی بود، و این قشنگترین چیزی بود که توی این زندگی کوفتیام دیده بودم!
#رومن_گاری
📗 زندگی در پیش رو
آرامش چیست؟
برکهها را دیدهای؟ آرام تر از برکهها مردابها هستند. آرامش شکلی از مرداب هاست. اما درون آنها ترسناک و تحمل ناپذیر زشت و کثیف است. مثل خانههای بزرگ و مجلل با حیاطهای بزرگ که ثروتمندان با آن به جهان فخر میفروشند.
ببین چطور از دور آرام و زیبا به چشم میآیند. اما باور کن در درونشان موجی از اندوهی پنهان میلغزد و اتاقها به روی آدمها بسته است و دیدارها همیشه کوتاه و فاصلهها همواره بیشتر. حتی مهربانیهایشان رسمی است آری آن چه این افراد را فریب میدهد قناعت بر فردیتی دروغین است که از طریق رفتاری رسمی شکل میگیرد، رفتاری که میان صدای بیهودهی چنگالها و بشقابها میان فاصلهی انگار بی پایان میزها و اتاقها شکل میگیرد. اما کافی است در تنهاترین لحظههای این آدمها با آنها باشیم وقتی که عریان بدون هیچ لباس و آرایشی در مقابل آینه قرار میگیرند یعنی در برابر حقیقت خودشان میایستند فقط کافی است به حرفهای پنهانشان گوش کنی آن وقت خواهی دید که تمام غصههای دنیا در چشمهایشان لانه دارد.
میدانی چرا؟ زیرا آنها بیش از دیگران در پی آرامش میگردند و رنجها درست از همین جا آغاز میشود.
#هیوا_مسیح
📙 ما عشق
برکهها را دیدهای؟ آرام تر از برکهها مردابها هستند. آرامش شکلی از مرداب هاست. اما درون آنها ترسناک و تحمل ناپذیر زشت و کثیف است. مثل خانههای بزرگ و مجلل با حیاطهای بزرگ که ثروتمندان با آن به جهان فخر میفروشند.
ببین چطور از دور آرام و زیبا به چشم میآیند. اما باور کن در درونشان موجی از اندوهی پنهان میلغزد و اتاقها به روی آدمها بسته است و دیدارها همیشه کوتاه و فاصلهها همواره بیشتر. حتی مهربانیهایشان رسمی است آری آن چه این افراد را فریب میدهد قناعت بر فردیتی دروغین است که از طریق رفتاری رسمی شکل میگیرد، رفتاری که میان صدای بیهودهی چنگالها و بشقابها میان فاصلهی انگار بی پایان میزها و اتاقها شکل میگیرد. اما کافی است در تنهاترین لحظههای این آدمها با آنها باشیم وقتی که عریان بدون هیچ لباس و آرایشی در مقابل آینه قرار میگیرند یعنی در برابر حقیقت خودشان میایستند فقط کافی است به حرفهای پنهانشان گوش کنی آن وقت خواهی دید که تمام غصههای دنیا در چشمهایشان لانه دارد.
میدانی چرا؟ زیرا آنها بیش از دیگران در پی آرامش میگردند و رنجها درست از همین جا آغاز میشود.
#هیوا_مسیح
📙 ما عشق
به یک آدم ضعیف آزادی بده، خودش آن آزادی را دست بسته برایت پس میآورد. برای یک دل سادهی بیچاره آزادی هم ارزشی ندارد.
اگر میخواهی زندگی به کامت باشد، نباید مخالفت کنی، مخالفت هیچ چیزی را درست نمیکند.
میدانی ارباب، تو هرچه میخواهی بگو. حساب کار همین است، آدم چه چیزها که نمیبیند. وقتی به خشم آمدهای دست به دشنه میبری، یا اگر دشنه نداشتی با دست خالی با حریف گلاویز میشوی، مثل یک قوچ به دیوار شاخ میزنی. می خواهی خرخرهی طرف را با دندان بجوی؛ اما حالا اگر حریف خودش خنجر به دستت بدهد و سینهاش را برایت لخت کند، دست از پا خطا نمیکنی.
#فئودور_داستایوفسکی
📕 بانوی میزبان
اگر میخواهی زندگی به کامت باشد، نباید مخالفت کنی، مخالفت هیچ چیزی را درست نمیکند.
میدانی ارباب، تو هرچه میخواهی بگو. حساب کار همین است، آدم چه چیزها که نمیبیند. وقتی به خشم آمدهای دست به دشنه میبری، یا اگر دشنه نداشتی با دست خالی با حریف گلاویز میشوی، مثل یک قوچ به دیوار شاخ میزنی. می خواهی خرخرهی طرف را با دندان بجوی؛ اما حالا اگر حریف خودش خنجر به دستت بدهد و سینهاش را برایت لخت کند، دست از پا خطا نمیکنی.
#فئودور_داستایوفسکی
📕 بانوی میزبان
تغییر، در درون باید اتفاق بیافتد،
بدون این تحول،
انقلاب،
تعویض پوسته است...
#غزاله_علیزاده
📕 خانه ادریسی ها
بدون این تحول،
انقلاب،
تعویض پوسته است...
#غزاله_علیزاده
📕 خانه ادریسی ها
باور نداشتم که زنی بتواند
شهری را بسازد و به آن
آفتاب و دریا ببخشد و تمدن.
دارم از یک شهر حرف میزنم!
تو سرزمین منی
صورت و دست های کوچکت،
صدایت،
من آنجا متولد شده ام
و همان جا میمیرم!
#نزار_قبانی
📕 گزینه اشعار
شهری را بسازد و به آن
آفتاب و دریا ببخشد و تمدن.
دارم از یک شهر حرف میزنم!
تو سرزمین منی
صورت و دست های کوچکت،
صدایت،
من آنجا متولد شده ام
و همان جا میمیرم!
#نزار_قبانی
📕 گزینه اشعار
نگاهت رنج عظیمی است،
وقتی بیادم میآورد که چه چیزهای فراوانی را
هنوز به تو نگفتهام...
#آنتوان_دوسنت_اگزوپری
وقتی بیادم میآورد که چه چیزهای فراوانی را
هنوز به تو نگفتهام...
#آنتوان_دوسنت_اگزوپری