کانال کتاب و کتابخوانی
409 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
صاحب میخانه ای در روستای دوردستی نزدیک شهر اولایت اسپانیا تابلویی در آنجا نصب کرده است با این مضمون:

درست زمانی که موفق شدم به تمام جوابها دست پیدا کنم، تمام سوالات عوض شدند.

مرشد می‌گوید: ما همواره به فکر پیدا کردن جواب هستیم. احساس می کنیم که یافتن پاسخ ها برای درک معنای حیات ضروری است، اما از آن مهمتر این است که به طور کامل به زندگی دل بدهیم وبه زمان اجازه دهیم که به مرور راز های هستی مان را بر ما آشکار کند.

اگر زیاد به دنبال پیدا کردن معنا برای هستی باشیم، مانع ایفای نقش طبیعت می شویم و از درک آیات خدا عاجز می‌مانیم.

#مکتوب
#پائولوکوئلیو
اولش همه میخواهیم
توی فیلم آرتیست باشیم
و نقش اول بازی کنیم
اما آخر سر
همه میشیم سیاهی لشکر
میشیم کتک خورِ فیلم

قبول داری؟

#مصطفی_مستور
کـَرول گفت : پدر بزرگِ من در ناپل متولد شد. چیز زیادی ازش یادم نمیاد، جز اینکه شطرنج بازی کردن رو بهم یاد داد. هر بار که بازیمون تموم می شد و مهره ها رو توی جعبه ش می ذاشتيم، یه چیز بهم می گفت، هنوز صدای آرومش توی گوشمه: "می بینى کـَرول ! زندگی مثل شطرنجه؛ وقتی بازی تموم می شه، همه مهره ها ـ پیاده ها، شاه ها و وزیرها ـ همه به یک جعبه بر می گردن."
این می تونه درس خوبی برای تو هم باشه مارشال، بهش فکر کن؛ بعد از تموم شدن بازی، پیاده ها ، شاه ها و وزیرها همه به یک جعبه بر می گردن.

#دروغگويى_روى_مبل
#اروين_د_يالوم
همیشه چیزی در تعقیب آدم هست
که هیچ‌وقت دلش به‌رحم نمی‌آید.
خستگی هم نمی‌شناسد.

#چارلز_بوکفسکی
📘 عامه پسند
خوشبختی های فردی در یک جامعه موقعی حاصل میشود که افراد آن جامعه در پی خوشبختی جمع باشند.

#ع_دباغ
چه میشود کرد?
مگر میشود دنيا را پاره کرد
از تویش خوشبختی درآورد،
همینست که هست

#فروغ فرخزاد
زندگی شاید ان لحظه مسدودیست...
که نگاه من ...
در نی نی چشمان تو .... خود را ویران می سازد .
و در این حسی ست ..
که به اندازه یک تنهایست...

#فروغ فرخزاد
شادیِ کوچکی می‌خواهم.

آنقدر کوچک
که کسی نخواهد آن را از من بگیرد...


#ناظم_حکمت
دکترفرانکل از معدود کسانی بود که موفق شد از زندان آشويتس در لهستان، معروف به قتلگاه آدم‌سوزی زنده بیرون آید و بعدها نامه ای جالب خطاب به معلمان جهان می‌نویسد

متن نامه را بخوانید

@TA1516
یک کارگر ماهر و پرکار یا یک دانشمند قابل و پر تلاش، فرقی نمی کند، هر کدام زمانی برازندگی و ارزش واقعی خود را نشان می دهد که به هنر خود بنازد و از کار خویش احساس سربلندی کند و با بسندگی و خشنودی بر زندگی خود نگرد.

هیچ چیز بدتر و تاسف برانگیزتر از آن نیست که کفاش یا آموزگاری با چهره ای رنج نما بخواهد بفهماند که برای کاری بهتر زاییده شده است!

#فردریش_نیچه
📙 اراده معطوف به قدرت
یک سال، عصر چهارشنبه ها را پشت سر گذاشتیم، آخرين آن میرسد،
هیزم های خشک و جرقه آتش ، شعله ها را در هر کویی فروزان می کند ،
تا یادمان باشد که دلهای خشک با جرقه محبتی شعله ور میشوند،
دور زنیم بر آن آتش تا یادمان باشد گرمی دور هم و کنار هم بودن زمانی که
دلها همزمان شعله های محبت را فروزان میکنند،
جستی تا بپریم از ميان آن شعله ها ،
تا گرمی شعله ها ،
حس گرمای محبت به همنوعان را در جسم سرما ديده از زمستان بی مهری ها در ما روشن سازد ،
اتيل باتیل بختیم اچیل ،
باید پرید باید حرکتی کرد
تا بختهای خفته را با دیدنها و دوست داشتنها بیدار کرد ،
باید خود را به آتش ها زد تا عشق را سرود،
بايد جسارت را نمایش داد تا زندگي با شوق بهاری را اغاز کرد،

#ع_دباغ
پدر پولدار و بی پول، کیوساکی
دنیای ما...
پر است از
دست هایی که
خسته نمی شوند
از نگه داشتن نقابها...!

#فرانتس_کافکا
پدر
با پ اش
پناه من در بی پناهی ها
پا به پای من در سخت راه ها
پشتوانه ام در شیب ها
با د اش
دوست دار من در واقعیت ها
دست گیر من در سخت روز ها
دادخواه من در بی عدالتی ها
دل دار من در غمگین روزها
دست مهربان من بر شانه ها
با ر اش
راهنمای من در گذر گاه ها
روشنی بخش من در تاریکی ها
رمان من در تمام زندگی ....
آری
تا پدر هست
رود نیرومند عشق جاریست
باید به رود زد
غرق عشقش شد
چون شاید روزی نباشد
ولی باز
آن عشق جاریست
زنده باشی پدر
یادت بخیر پدر

#ع_دباغ
هدیه سال نو ، از ویلیام پورتر
باید امروز حواسم باشد
که اگر قاصدکی را دیدم،
آرزوهایم را
بدهم تا برساند به خدا.

به خدایی که خودم میدانم،
نه خدایی که برایم از خشم،
نه خدایی که برایم از قهر،
نه خدایی که برایم ز غضب ساخته اند.
به خدایی که خودم میدانم،
به خدایی که دلش پروانه است،
و به مرغان مهاجر هر سال راه را میگوید،
و به باران گفته است باغها تشنه شدند،
و حواسش حتی
به دل نازک شب بو هم هست،
که مبادا که ترک بردارد،

به خدایی که خودم میدانم ...

#سهراب_سپهری
با نام پروردگار بهار ،
در داستان سفر به دور خورشید ، بر گوشه ای از کره خاکی نشستیم،
ما را به تابستان، پاییز ، زمستان ها برد و اکنون به اول کوچه بهار رساند،
رنگها را در پاییز عوض کردیم،
سردی روزگار را در زمستان تحمل کردیم،
نسیمی از دریا، آب حیات را به کوچه زندگی ما پاشید،
صورت خاک، درخت و انسان خیس عشق بهاری شد ،
ندایی آمد ، بیدار شو ، خواب در سرماي زمستان کافیست، باید بیدار شد ، باید بذری نو کاشت ،
دل ما خاک تازه نفسی ست در عطش بذرها ،
باید تبریک گفت،
به آنهايي که در دلشان
بذر عشق پروردگار ، محبت به انسان ها ، عشق به پدر ومادر و بذر درستکاری
را کاشتند .
مبارک باد
بر انسانهایی که تبریک گفتند ولی یک سال فراموش نکردند،
غمخوار و همراه بودند،
گذشت کردند،
آنان که سوختند و نور امید را روشن نگه داشتند،

مبارک باد
بر آنان که می روند
با عشقها ی نوشته در تاریخ و عشقهای نهفته در آينده،

بهاری ست دگر ،
با چه خوش عطری ،
بوی باران در خاک خیس، بوی شب بوها ی خيس ، بوی گندم زار زرد ،

با چه خوش رنگی
رنگ سرخ لاله ها ، رنگ شادی بر رخ غم دیده ها ، رنگ سرخ خنده بر لبهای خشک،

خوش باد بهاران ،
بر قلب رئوفان، بر دیده پاکان، بر دست کریمان،

آري ای دوست
در گذر بهاران
باید رفت ،
میروم
به امید بوییدن عطر عشق در فراسوی آرزو ها ی نهفته در گلها، به شوق گرمی خورشیدها، به امید دیدن گندمزار زرد،

با هم میرویم
به شوق نوازش نسیم مهربانی ها
به شوق دیدن گلهای سفید دوستی ها
به شوق رسیدن به کوی آرزو ها

خوش باد این عید بهاری،

#ع_دباغ
فاجعه بزرگ، ژان پل سارتر