اغلب وقتی در اطراف خودم این همه خباثت می بینم، حیرت می کنم که چگونه امکان دارد که خداوند این همه را روا بدارد.
بله در واقع دنیا پر از خباثت است، این را خیلی خوب می دانم. اما درست به همین دلیل باید به خداوند اعتقاد داشته باشی. بدون او این همه رنج بیهوده خواهد بود. هیچ چیز معنی و مفهومی نخواهد داشت. اگر آن طور می بود من اصلا نمی توانستم زندگی کنم.
#میلان_کوندرا
📕 عشق های خنده دار
بله در واقع دنیا پر از خباثت است، این را خیلی خوب می دانم. اما درست به همین دلیل باید به خداوند اعتقاد داشته باشی. بدون او این همه رنج بیهوده خواهد بود. هیچ چیز معنی و مفهومی نخواهد داشت. اگر آن طور می بود من اصلا نمی توانستم زندگی کنم.
#میلان_کوندرا
📕 عشق های خنده دار
عشق، دردِ تدریجیست،
پیروزی، شکستِ تدریجیست،
شکوه و زیبایی، درهمریختگی تدریجیست،
هیچ راه گریزی نیست...
#چارلز_بوکفسکی
پیروزی، شکستِ تدریجیست،
شکوه و زیبایی، درهمریختگی تدریجیست،
هیچ راه گریزی نیست...
#چارلز_بوکفسکی
اینجا آدم درست بسیار کم است. واقعا هیچکس نیست که قابل احترام باشد ، نمیدانم متوجه شده اید که انسان در عصر ما اهل راه راست نیست؟ همه می خواهند از راه کج به جایی برسند.
#داستایوفسکی
#داستایوفسکی
تحمل
تنها وسیله ای است که
پدر همه چیز را در می آورد
و گاهی حتی
پدرِ آدمِ متحمل را...
#غلامحسین_ساعدی
📘 شب نشینی باشکوه
تنها وسیله ای است که
پدر همه چیز را در می آورد
و گاهی حتی
پدرِ آدمِ متحمل را...
#غلامحسین_ساعدی
📘 شب نشینی باشکوه
چند نسل است که آدمها شغل هایی دارند که از آن متنفرند و تنها دلیلی که ولشان نمی کنند این است که بتوانند چیزهایی بخرند که بدردشان نمی خورد...!
#چاک_پالانیک
#چاک_پالانیک
کلارک جسارت را در تو دیدم ، اما تو سرکوبش کردی، پنهانش کردی، کاری که اغلب آدم ها می کنند .
به تو نمی گویم از ساختمان چند طبقه بپر پایین یا کنار نهنگ ها شنا کن یا از اینجور کارها ... اما جسورانه زندگی کن ، در زندگی ات شجاعت به خرج بده ، تلاش خودت را بکن و یک جا ننشین .
#جوجو_مویز
📙 من پیش از تو
به تو نمی گویم از ساختمان چند طبقه بپر پایین یا کنار نهنگ ها شنا کن یا از اینجور کارها ... اما جسورانه زندگی کن ، در زندگی ات شجاعت به خرج بده ، تلاش خودت را بکن و یک جا ننشین .
#جوجو_مویز
📙 من پیش از تو
نمیدانم از آن زمان چند بهار گذشت
اما من روزهای بسیاری را، رو به یک خیابان، منتظر ماندم
سالهای بسیاری را برای تو سرودم
و حالا دوباره بهار میرسد
و من غمگینم
انگار صدای پاهای توست که در کوچه میپیچد
نه، برگرد، حالا دیر است
حالا دیگر من هیچ تقویمی را ورق نمیزنم
که مبادا به بهار برسم و عطر تو اسیرم کند
حالا برای آمدن دیر است
میترسم اندوه من، تو را پیر کند
برگرد، حالا دیگر دیر است
#شیما_سبحانی
اما من روزهای بسیاری را، رو به یک خیابان، منتظر ماندم
سالهای بسیاری را برای تو سرودم
و حالا دوباره بهار میرسد
و من غمگینم
انگار صدای پاهای توست که در کوچه میپیچد
نه، برگرد، حالا دیر است
حالا دیگر من هیچ تقویمی را ورق نمیزنم
که مبادا به بهار برسم و عطر تو اسیرم کند
حالا برای آمدن دیر است
میترسم اندوه من، تو را پیر کند
برگرد، حالا دیگر دیر است
#شیما_سبحانی
بیچاره انوک. نمی توانست تحمل کند برای ابد مجرد بماند و نمی توانست تحمل کند که نمی تواند تحمل کند. عشق وسوسه اش میکرد ولی از زندگی اش غایب بود و تمام تلاشش را می کرد به این نتیجه نرسد که سه هشتم از هشتاد سال شکست را پشت سر گذاشته. از پیوستن به گروه زنان مجردی که تمام فکر و ذکرشان این است که سعی کنند تمام فکر و ذکرشان وسواس مجرد بودن نباشد، احساس حقارت میکرد.
سی سالگی را پشت سر گذاشته بود و مجرد بود.ولی مسئله ساعت بیولوژیک نبود. مسئله تیک تاک ساعتی دیگر بود؛ ساعت بزرگ. طبق توصیه حکما در عمق وجود خودش دنبال جواب میگشت ولی به علت واحد نمی رسید، و اینگونه نبود که در یک دور باطل اسیر شده باشد، بلکه در الگویی از دوایر باطل متصل بهم گرفتار شده بود.
در یکی از این دایره ها همیشه آدم اشتباه را انتخاب می کرد_یا بچه پول دار عوضی بورژوا یا صرفا عوضی و یا اغلب اوقات یک مرد کودک.
مدتی به نظر می رسید که فقط با انواع اقسام مرد کودک ها قرار میگذارد. همچنین این عادت را هم داشت که زنی دیگر باشد، نه زن اصلی. از آن دست زن هایی بود که مردها ازشان خوش شان می آید ولی نه برای رابطه جدی و پایدار. بیشتر پسر بود تا دختر. من روان شناسی پشتش را نمی دانم ولی شواهد نامعتبر اثبات این قضیه اند : بیش از اندازه این را میخواست. ولی چون هیچ کس مطمئن نیست راه حل چیست تنها راهی که برای مقابله با این نیروی مرموز باقی می ماند این است که تظاهر کنی چیزی را که از ته دل می خواهی، نمی خواهی ...
#جز_از_کل
#استیو_تولتز
سی سالگی را پشت سر گذاشته بود و مجرد بود.ولی مسئله ساعت بیولوژیک نبود. مسئله تیک تاک ساعتی دیگر بود؛ ساعت بزرگ. طبق توصیه حکما در عمق وجود خودش دنبال جواب میگشت ولی به علت واحد نمی رسید، و اینگونه نبود که در یک دور باطل اسیر شده باشد، بلکه در الگویی از دوایر باطل متصل بهم گرفتار شده بود.
در یکی از این دایره ها همیشه آدم اشتباه را انتخاب می کرد_یا بچه پول دار عوضی بورژوا یا صرفا عوضی و یا اغلب اوقات یک مرد کودک.
مدتی به نظر می رسید که فقط با انواع اقسام مرد کودک ها قرار میگذارد. همچنین این عادت را هم داشت که زنی دیگر باشد، نه زن اصلی. از آن دست زن هایی بود که مردها ازشان خوش شان می آید ولی نه برای رابطه جدی و پایدار. بیشتر پسر بود تا دختر. من روان شناسی پشتش را نمی دانم ولی شواهد نامعتبر اثبات این قضیه اند : بیش از اندازه این را میخواست. ولی چون هیچ کس مطمئن نیست راه حل چیست تنها راهی که برای مقابله با این نیروی مرموز باقی می ماند این است که تظاهر کنی چیزی را که از ته دل می خواهی، نمی خواهی ...
#جز_از_کل
#استیو_تولتز
موفقیت پایان کار نیست،
شکست هم نابودکننده نیست.
فقط یک چیز اهمیت دارد
و آن شجاعتِ ادامه دادن است.
#وینستون_چرچیل
شکست هم نابودکننده نیست.
فقط یک چیز اهمیت دارد
و آن شجاعتِ ادامه دادن است.
#وینستون_چرچیل
ما در جوانی ، سلامتی را فدای کسب ثروت می کنیم و در پیری ثروت خویش را صرف کسب سلامتی.
#کنت_بلانچارد
📕 رهبری بر قلب ها
#کنت_بلانچارد
📕 رهبری بر قلب ها
گرانبهاترین بذرها یا جوانه نمی زنند یا در زیر علف های هرز دیگر نابود می شوند.
#زوربای_یونانی
#نیکوس_کازانتزاکیس
#زوربای_یونانی
#نیکوس_کازانتزاکیس
با آستین دست راستش، اشکی را که ناگهان سرازیر شده بود، پاک کرد و ادامه داد:
عشق گریبان ما را گرفت، درست همانطوری که قاتلی یک دفعه از کوچه ای تاریک سر آدم هوار می شود. هر دومان را تکان داد، همان تکان رعد و برق؛ همان تکان برق تیغه چاقو.
بعدها البته گفت که اینطور نبوده و ما از سالها پیش، حتی بی آنکه همدیگر را بشناسیم عاشق هم بوده ایم...
#مرشد_و_مارگریتا
#میخائیل_بولگاکف
عشق گریبان ما را گرفت، درست همانطوری که قاتلی یک دفعه از کوچه ای تاریک سر آدم هوار می شود. هر دومان را تکان داد، همان تکان رعد و برق؛ همان تکان برق تیغه چاقو.
بعدها البته گفت که اینطور نبوده و ما از سالها پیش، حتی بی آنکه همدیگر را بشناسیم عاشق هم بوده ایم...
#مرشد_و_مارگریتا
#میخائیل_بولگاکف
می دانیم که گفته اند :"آرزو بر جوانان عیب نیست! "و من اکنون که این عبارات را دارم می نویسم چهل و چهار سال دارم و دیگر جوان نیستم؛ اما مگر انسان بعد از دوره ی جوانی نمی تواند آرزومند باشد؟ و مگر انسان بدون آرزوهای بزرگ می تواند این زندگی تحقیر شده را تحمل کند؟ و مگر غیر از این است که مردم در نهاد خود با آرزوهای بزرگ زندگی می کنند؟
#محمود_دولت_آبادی
📓 نون نوشتن
#محمود_دولت_آبادی
📓 نون نوشتن