کانال کتاب و کتابخوانی
409 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
همیشه چیزهایی که نداشته ام را
بسیار دوست داشته ام،
همچون تو
که بسیار دوری
که بسیار ندارمت...

#از_خودت_برایم_بگو
#پابلو_نرودا
من تمام زندگیمو صبر کردم تا یه اتفاقی بیفته حالا فهمیدم که هیچ اتفاقی نمی‌افته؛ یا این که این اتفاق افتاده و درست تو اون لحظه من چشمهام رو بسته بودم.
نمی‌دونم کدوم‌ بدتره. این که از دست داده باشمش یا این که بدونم چیزی برای از دست دادن وجود نداشته...

#تریسی_شوالیه
📗 سقوط فرشتگان
بعضی از مردم اصرار دارند خود را به دیگران بشناسانند و ثروت خود را به رخ آنها بکشند اما این نوع آدمها از درون خود زجر می‌کشند، چرا که شادی آنها وابسته به تفکر دیگران است.

#آرتور_شوپنهاور
کتاب‌ های من در برابر گرسنگی یک کودک هیچ ارزشی ندارند...

#ژان_پل_سارتر
مادرِ خوب بودن
بهترين شغلى است که
يک زن تا کنون داشته است...

#فريبا_کلهر
📕 ولاديمير مى گويد
گفت: بچه که بودم بهترین دوست‌هام شخصیت‌های کتاب‌هایی بودن که می‌خوندم، در واقع تنها دوست‌هام. بعد‌ها هم‌. بعد از خوندن سیذارتا یک ساعتی پابرهنه در باغچه خونه ایستادم تا احساس‌هام رو از بین ببرم. تنها حسی که موفق شدم از بین ببرم، حسی بود که در پاهام داشتم. زمین رو برف پوشونده بود... هر وقت یک کتاب رو تا آخر می‌خونم، غمگین می‌شم. داستان که تموم می‌شه، زندگی آدم هم به آخر می‌رسه. ولی گاهی هم خوشحال می‌شم. وقتی که پایان داستان مثل رها شدن از یک خواب ناراحت‌کننده است، احساس سبکباری و آزادی می‌کنم، انگار تازه به دنیا اومده باشم. گاهی از خودم می‌پرسم، یعنی نویسنده‌ها می‌دونن که چی کار می‌کنن، با ما چی‌کار می‌کنن؟
بوسیدمش.
- دارم باهات زندگی می‌کنم و اصلاً خبر ندارم توی کله‌ات تمام دست‌اندر‌کار‌های ادبیات جهان جا گرفتن.
اگنس گفت: دیگه زیاد مطالعه نمی‌کنم، شاید به همین خاطر. چون نمی‌خوام کتاب‌ها من رو تحت‌فشار قرار بدن. مث سم می‌مونه. به خودم تلقین کردم، دیگه مصونیت پیدا کردم. ولی کسی مصونیت پیدا نمی‌کنه. بر‌عکس.

#پتر_اشتام
📕 اگنس
زندگی نیازمند
توجه بیشتر به زنده هاست تا مرده ها!!..

#ع_دباغ
یک گرم عمل از یک تُن نظریه با ارزش‌تر است...

#فریدیش_انگلس
زمان هر چقدر تهی‌تر باشد، سریع‌تر می‌گذرد. زندگی‌های بی‌معنا در برابر چشم انسان به‌سرعت می‌گذرند، مثل قطاری که هرگز در ایستگاه مورد نظر آدم توقف نمی‌کند.

#کارلوس_لوئیس_سافون
📗 سایه باد
ارزش بودنت را میخواهی بدانی
اثار نبودنت را بشمار !!!....

#ع_دباغ
آنجه من هستم، ژان پل سارتر
همه چیزهای از دست رفته
روزی دوباره باز میگردند
اما
درست وقتیکه
یاد میگیریم
چگونه بدون آنها زندگی کنیم!

#ژوزه_ساراماگو
‍ طی چهل سال،
عمل و رفتار آدم ها
به من یاد داد که آن ها
میانه ای با عقل ندارند!
دُم سرخ رنگ ستاره ی دنباله داری را
به آن ها نشان بده،
دلشان را از ترس پر کن،
می بینی که آشفته و سراسیمه از خانه هایشان بیرون می ریزند،
و درهم برهم چنان می دوند که
قلم پایشان بشکند!

ولی بیا و به آن ها حرف معقولی بزن،
و به هزار دلیل ثابتش کن،
می بینی که فقط به ریشت می خندند!

#زندگی_گالیله
#برتولت_برشت
یک افسانه ی صحرایی، از مردی می گوید که می‌خواست به واحه‌ی دیگری مهاجرت کند و شروع کرد به بار کردنِ شترش. فرش هایش، لوازم پخت و پز، صندوق های لباسش را بار کرد و حیوان همه را پذیرفت.

وقتی می خواستند به راه بیفتند، مرد پرِ آبی زیبایی را به یاد آورد که پدرش به او داده بود. پر را برداشت و بر پشتِ شتر گذاشت؛ اما با این کار، جانور زیر بار تاب نیاورد و جان سپرد.
حتما مرد فکر کرده است شتر من حتی نتوانست وزن یک پر را تحمل کند.

گاهی ما هم در مورد دیگران همین طور فکر می‌کنیم، نمی‌فهمیم که شوخی کوچک ما شاید همان قطره‌ای بوده است که جامی پُر از درد و رنج را لبریز کرده.

#پائولو_کوئیلو
📕 مکتوب
و گفت:
اگر دوزخ را به من بخشند
هرگز هیچ عاشق را نسوزم
از بهر آنکه عشق
خود، او را صد بار
سوخته است ...

#عطار
📓 تذکرة الاولیا
مهم ترین درسی که از مادربزرگم آموختم این بود:

اگر می خواهی چیزی را نابود کنی، اگر می خواهی صدمه و آسیبی به چیزی برسانی، کافی است آن را محدود کنی، کافی است آن را محصور کنی. آن وقت می بینی که خود به خود خشک می شود، پژمرده می شود و می میرد!

#اليف_شافاک
📕 شیر سیاه
جالب است ثبت احوال همه چیز را در شناسنامه ام نوشته است
جز
احوالم

#حسین پناهی
وقتی مینویسم ،
مرکب قلم احساسات درونم را بر صفحه کاغذی عمرم پخش میکند،
چقدر آرامبخش است
وقتی نقشهای این صفحه با رقصی موزون جمله ای می آفريند که آواز خواندنش مستم میکند.

#ع_دباغ
باید به کودکان آموخت که جهان بی باتوم و گلوله زیباتر است!
باید به فکر ساختن یک بادبادک بود!
هنوز هم با مُشتی نخُ کمی کاغذ می‌شود به گیسِ طلای خورشید رسید!
کودکی که با مسلسل بازی کند،
جهان را نجات نخواهد داد!!

#اوریانا_فالاچی
📗 یک مرد
من درشعبده بازی روی طناب راه رفته ام
و میدانم چقدر این کار دشوار است
اما به جرات میگویم
که آدم بودن و روی زمین راه رفتن
از این هم سخت تراست!

#چارلی_چاپلین