لذتی بالاتر از این نیست که اطرافیانت دوستت داشته باشند، و احساس کنی که حضورت خوشی آنان را دو چندان میکند.
#شارلوت_برونته
📗 جین ایر
#شارلوت_برونته
📗 جین ایر
همیشه چیزهایی که نداشته ام را
بسیار دوست داشته ام،
همچون تو
که بسیار دوری
که بسیار ندارمت...
#از_خودت_برایم_بگو
#پابلو_نرودا
بسیار دوست داشته ام،
همچون تو
که بسیار دوری
که بسیار ندارمت...
#از_خودت_برایم_بگو
#پابلو_نرودا
من تمام زندگیمو صبر کردم تا یه اتفاقی بیفته حالا فهمیدم که هیچ اتفاقی نمیافته؛ یا این که این اتفاق افتاده و درست تو اون لحظه من چشمهام رو بسته بودم.
نمیدونم کدوم بدتره. این که از دست داده باشمش یا این که بدونم چیزی برای از دست دادن وجود نداشته...
#تریسی_شوالیه
📗 سقوط فرشتگان
نمیدونم کدوم بدتره. این که از دست داده باشمش یا این که بدونم چیزی برای از دست دادن وجود نداشته...
#تریسی_شوالیه
📗 سقوط فرشتگان
بعضی از مردم اصرار دارند خود را به دیگران بشناسانند و ثروت خود را به رخ آنها بکشند اما این نوع آدمها از درون خود زجر میکشند، چرا که شادی آنها وابسته به تفکر دیگران است.
#آرتور_شوپنهاور
#آرتور_شوپنهاور
گفت: بچه که بودم بهترین دوستهام شخصیتهای کتابهایی بودن که میخوندم، در واقع تنها دوستهام. بعدها هم. بعد از خوندن سیذارتا یک ساعتی پابرهنه در باغچه خونه ایستادم تا احساسهام رو از بین ببرم. تنها حسی که موفق شدم از بین ببرم، حسی بود که در پاهام داشتم. زمین رو برف پوشونده بود... هر وقت یک کتاب رو تا آخر میخونم، غمگین میشم. داستان که تموم میشه، زندگی آدم هم به آخر میرسه. ولی گاهی هم خوشحال میشم. وقتی که پایان داستان مثل رها شدن از یک خواب ناراحتکننده است، احساس سبکباری و آزادی میکنم، انگار تازه به دنیا اومده باشم. گاهی از خودم میپرسم، یعنی نویسندهها میدونن که چی کار میکنن، با ما چیکار میکنن؟
بوسیدمش.
- دارم باهات زندگی میکنم و اصلاً خبر ندارم توی کلهات تمام دستاندرکارهای ادبیات جهان جا گرفتن.
اگنس گفت: دیگه زیاد مطالعه نمیکنم، شاید به همین خاطر. چون نمیخوام کتابها من رو تحتفشار قرار بدن. مث سم میمونه. به خودم تلقین کردم، دیگه مصونیت پیدا کردم. ولی کسی مصونیت پیدا نمیکنه. برعکس.
#پتر_اشتام
📕 اگنس
بوسیدمش.
- دارم باهات زندگی میکنم و اصلاً خبر ندارم توی کلهات تمام دستاندرکارهای ادبیات جهان جا گرفتن.
اگنس گفت: دیگه زیاد مطالعه نمیکنم، شاید به همین خاطر. چون نمیخوام کتابها من رو تحتفشار قرار بدن. مث سم میمونه. به خودم تلقین کردم، دیگه مصونیت پیدا کردم. ولی کسی مصونیت پیدا نمیکنه. برعکس.
#پتر_اشتام
📕 اگنس
زمان هر چقدر تهیتر باشد، سریعتر میگذرد. زندگیهای بیمعنا در برابر چشم انسان بهسرعت میگذرند، مثل قطاری که هرگز در ایستگاه مورد نظر آدم توقف نمیکند.
#کارلوس_لوئیس_سافون
📗 سایه باد
#کارلوس_لوئیس_سافون
📗 سایه باد
همه چیزهای از دست رفته
روزی دوباره باز میگردند
اما
درست وقتیکه
یاد میگیریم
چگونه بدون آنها زندگی کنیم!
#ژوزه_ساراماگو
روزی دوباره باز میگردند
اما
درست وقتیکه
یاد میگیریم
چگونه بدون آنها زندگی کنیم!
#ژوزه_ساراماگو
طی چهل سال،
عمل و رفتار آدم ها
به من یاد داد که آن ها
میانه ای با عقل ندارند!
دُم سرخ رنگ ستاره ی دنباله داری را
به آن ها نشان بده،
دلشان را از ترس پر کن،
می بینی که آشفته و سراسیمه از خانه هایشان بیرون می ریزند،
و درهم برهم چنان می دوند که
قلم پایشان بشکند!
ولی بیا و به آن ها حرف معقولی بزن،
و به هزار دلیل ثابتش کن،
می بینی که فقط به ریشت می خندند!
#زندگی_گالیله
#برتولت_برشت
عمل و رفتار آدم ها
به من یاد داد که آن ها
میانه ای با عقل ندارند!
دُم سرخ رنگ ستاره ی دنباله داری را
به آن ها نشان بده،
دلشان را از ترس پر کن،
می بینی که آشفته و سراسیمه از خانه هایشان بیرون می ریزند،
و درهم برهم چنان می دوند که
قلم پایشان بشکند!
ولی بیا و به آن ها حرف معقولی بزن،
و به هزار دلیل ثابتش کن،
می بینی که فقط به ریشت می خندند!
#زندگی_گالیله
#برتولت_برشت
یک افسانه ی صحرایی، از مردی می گوید که میخواست به واحهی دیگری مهاجرت کند و شروع کرد به بار کردنِ شترش. فرش هایش، لوازم پخت و پز، صندوق های لباسش را بار کرد و حیوان همه را پذیرفت.
وقتی می خواستند به راه بیفتند، مرد پرِ آبی زیبایی را به یاد آورد که پدرش به او داده بود. پر را برداشت و بر پشتِ شتر گذاشت؛ اما با این کار، جانور زیر بار تاب نیاورد و جان سپرد.
حتما مرد فکر کرده است شتر من حتی نتوانست وزن یک پر را تحمل کند.
گاهی ما هم در مورد دیگران همین طور فکر میکنیم، نمیفهمیم که شوخی کوچک ما شاید همان قطرهای بوده است که جامی پُر از درد و رنج را لبریز کرده.
#پائولو_کوئیلو
📕 مکتوب
وقتی می خواستند به راه بیفتند، مرد پرِ آبی زیبایی را به یاد آورد که پدرش به او داده بود. پر را برداشت و بر پشتِ شتر گذاشت؛ اما با این کار، جانور زیر بار تاب نیاورد و جان سپرد.
حتما مرد فکر کرده است شتر من حتی نتوانست وزن یک پر را تحمل کند.
گاهی ما هم در مورد دیگران همین طور فکر میکنیم، نمیفهمیم که شوخی کوچک ما شاید همان قطرهای بوده است که جامی پُر از درد و رنج را لبریز کرده.
#پائولو_کوئیلو
📕 مکتوب
و گفت:
اگر دوزخ را به من بخشند
هرگز هیچ عاشق را نسوزم
از بهر آنکه عشق
خود، او را صد بار
سوخته است ...
#عطار
📓 تذکرة الاولیا
اگر دوزخ را به من بخشند
هرگز هیچ عاشق را نسوزم
از بهر آنکه عشق
خود، او را صد بار
سوخته است ...
#عطار
📓 تذکرة الاولیا
مهم ترین درسی که از مادربزرگم آموختم این بود:
اگر می خواهی چیزی را نابود کنی، اگر می خواهی صدمه و آسیبی به چیزی برسانی، کافی است آن را محدود کنی، کافی است آن را محصور کنی. آن وقت می بینی که خود به خود خشک می شود، پژمرده می شود و می میرد!
#اليف_شافاک
📕 شیر سیاه
اگر می خواهی چیزی را نابود کنی، اگر می خواهی صدمه و آسیبی به چیزی برسانی، کافی است آن را محدود کنی، کافی است آن را محصور کنی. آن وقت می بینی که خود به خود خشک می شود، پژمرده می شود و می میرد!
#اليف_شافاک
📕 شیر سیاه