کسی که گریه میکند به آرامشی هرچند نامحسوس دست می یابد. اما کسی که بغض، گلویش را میفشرد و اشک در پشت پلکهایش لمبر میخورد و اجازه گریستن به خود نمیدهد، بیشتر در خودش میشکند و مچاله می شود.
حال اگر همو بخواهد تسلی بخش دیگران هم باشد، دشواری اش صدچندان میشود. مثل عمود خمیده ای که بخواهد خیمه ای را سرپا نگه دارد. نگاه میدارد اما به قیمت شکستن خود.
#سید_مهدی_شجاعی
📘 پدر ، عشق و پسر
حال اگر همو بخواهد تسلی بخش دیگران هم باشد، دشواری اش صدچندان میشود. مثل عمود خمیده ای که بخواهد خیمه ای را سرپا نگه دارد. نگاه میدارد اما به قیمت شکستن خود.
#سید_مهدی_شجاعی
📘 پدر ، عشق و پسر
عشق مانند بیمارشدن است، نمیدانی چطور اتفاق میافتد، عطسه میکنی..یکهو میلرزی..و دیگر دیر شده است...تو سرما خوردهای.
#آنا_گاوالدا
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم
#آنا_گاوالدا
#دوست_داشتم_کسی_جایی_منتظرم
آیدای من:
تا هنگامی که هنوز کلماتی دارم تا عشق خود را به تو ابراز کنم، زنده ام.
به این زندگی دل بسته ام و آن را روز به روز پُر بارتر می خواهم.
تو آخرین چوب کبریتی هستی که میباید به آتشی عظیم مبدل شوی و از زندگی من، در برابر سرمای مرگ در این بیابان پر از وحشت دفاع کنی. اگر این چوب نگیرد، مرگ در این برهوت حتمی است!
تو همه ی امید من، تو پناهگاه گرم و روشن من هستی.
فردا برایت نامهی دیگری خواهم نوشت. هزار هزار هزار بار می بوسمت. نوک انگشت هایت را، زانوهایت را، گوش های کوچولویت را و اطلسی های خودم را...
#احمد_شاملو
📓 مثل خون در رگ های من
تا هنگامی که هنوز کلماتی دارم تا عشق خود را به تو ابراز کنم، زنده ام.
به این زندگی دل بسته ام و آن را روز به روز پُر بارتر می خواهم.
تو آخرین چوب کبریتی هستی که میباید به آتشی عظیم مبدل شوی و از زندگی من، در برابر سرمای مرگ در این بیابان پر از وحشت دفاع کنی. اگر این چوب نگیرد، مرگ در این برهوت حتمی است!
تو همه ی امید من، تو پناهگاه گرم و روشن من هستی.
فردا برایت نامهی دیگری خواهم نوشت. هزار هزار هزار بار می بوسمت. نوک انگشت هایت را، زانوهایت را، گوش های کوچولویت را و اطلسی های خودم را...
#احمد_شاملو
📓 مثل خون در رگ های من
تصور کن برنده یک مسابقه شدی و جایزهات اینه که بانک هر روز صبح یک حساب برات باز میکنه و توش هشتاد و شش هزارو چهارصد دلار پول میگذاره ولی دوتا شرط داره. یکی اینکه همه پول را باید تا شب خرج کنی، وگرنه هرچی اضافه بیاد ازت پس میگیرند. نمیتونی تقلب کنی و یا اضافهی پول را به حساب دیگهای منتقل کنی.
هر روز صبح بانک برات یک حساب جدید با همون موجودی باز میکنه. شرط بعدی اینه که بانک میتونه هروقت بخواد بدون اطلاع قبلی حسابو ببنده و بگه جایزه تموم شد. حالا بگو چه طوری عمل میکنی؟
او زمان زیادی برای پاسخ به این سوال نیاز نداشت و سریعا...
همه ما این حساب جادویی را در اختیار داریم. زمان.
این حساب با ثانیه ها پر میشه. هر روز که از خواب بیدار میشیم هشتاد و شش هزار و چهارصد ثانیه به ما جایزه میدن و شب که میخوابیم مقداری را که مصرف نکردیم نمیتونیم به روز بعد منتقل کنیم.
لحظههایی که زندگی نکردیم از دستمون رفته. دیروز ناپدید شده. هرروز صبح جادو میشه و هشتادوشش هزار و چهارصد ثانیه به ما میدن.
یادت باشه که من و تو فعلا از این نعمت برخورداریم ولی بانک میتونه هروقت بخواد حسابو بدون اطلاع قبلی ببنده. ما به جای استفاده از موجودیمون نشستیم بحث و جدل میکنیم و غصه میخوریم. بیا از زمانی که برامون باقی مونده لذت ببریم.
#مارک_لوی
📗 کاش حقیقت داشت
هر روز صبح بانک برات یک حساب جدید با همون موجودی باز میکنه. شرط بعدی اینه که بانک میتونه هروقت بخواد بدون اطلاع قبلی حسابو ببنده و بگه جایزه تموم شد. حالا بگو چه طوری عمل میکنی؟
او زمان زیادی برای پاسخ به این سوال نیاز نداشت و سریعا...
همه ما این حساب جادویی را در اختیار داریم. زمان.
این حساب با ثانیه ها پر میشه. هر روز که از خواب بیدار میشیم هشتاد و شش هزار و چهارصد ثانیه به ما جایزه میدن و شب که میخوابیم مقداری را که مصرف نکردیم نمیتونیم به روز بعد منتقل کنیم.
لحظههایی که زندگی نکردیم از دستمون رفته. دیروز ناپدید شده. هرروز صبح جادو میشه و هشتادوشش هزار و چهارصد ثانیه به ما میدن.
یادت باشه که من و تو فعلا از این نعمت برخورداریم ولی بانک میتونه هروقت بخواد حسابو بدون اطلاع قبلی ببنده. ما به جای استفاده از موجودیمون نشستیم بحث و جدل میکنیم و غصه میخوریم. بیا از زمانی که برامون باقی مونده لذت ببریم.
#مارک_لوی
📗 کاش حقیقت داشت
به چشمهایم زل زد و گفت: «با هم درستش میکنیم». چه لذّتی داشت این با هم، حتّی اگر با هم، هیچ چیزی هم درست نمیشد، حتّی اگر تمامِ سرمایهام بر باد میرفت، حسّی که به واژهٔ «با هم» داشتم را با هیچ چیزی در این دنیا، معاوضه نمیکردم. تنها کسی که وحشتِ تنهایی را درک کرده باشد، میتواند حسِّ مرا در آن لحظات درک کند.
#لیلیان_هلمن
📓 زنی ناتمام
#لیلیان_هلمن
📓 زنی ناتمام
ادبیات شاید نتواند جلوی جنگ و خونریزی را بگیرد، شاید نتواند از مرگ یک کودک جلوگیری کند، ولی میتواند کاری کند که دنیا به آن فکر کند...
#ژان_پل_سارتر
#ژان_پل_سارتر
پدرم همیشه میگفت:
یادت باشه این مملکت رو قانون اداره نمیکنه لذا نباید بذاری کار به جایی بکشه که بخوای از قانون کمک بخوای، پدرم قاضی بود...!
#علیمحمد_افغانی
#بافتههای_رنج
پدرم همیشه میگفت:
یادت باشه این مملکت رو قانون اداره نمیکنه لذا نباید بذاری کار به جایی بکشه که بخوای از قانون کمک بخوای، پدرم قاضی بود...!
#علیمحمد_افغانی
#بافتههای_رنج
هر چه متعلقات بیشتری داشته باشی، به چیزهای بیشتری برای راضی ماندن نیاز داری.
#نورمن_میلر
📕 برهنه ها و مرده ها
#نورمن_میلر
📕 برهنه ها و مرده ها
ما قبل از هر چیز گرفتار فقر اخلاقی، فقر روحی و فقر فکری هستیم. این نفاق و ریا که در محیط ما حکمفرماست نتیجه فقر اخلاقی و روحی ماست. اگر این درد را چاره کنیم، بسیاری از دردهای دیگر ما چاره خواهد شد.
کتاب #آیین_کامیابی
#دیل_کارنگی
کتاب #آیین_کامیابی
#دیل_کارنگی
...دن پائولو می گوید: شنیده ام که در این کوه معدن هست.
بونیفاتسیو جواب می دهد: خدا نکند که معدن باشد.
دن پائولو نمی فهمد که چرا.
چوپان توضیح می دهد:
مادام که کوه فقیر است از آن ماست؛ اما همین که معلوم شد غنی است، دولت آن را تصاحب خواهد کرد. دولت یک دست دراز دارد و یک دست کوتاه. دست دراز به همه جا می رسد و برای گرفتن است و دست کوتاه برای دادن است و فقط به کسانی می رسد که خیلی نزدیکند...!
#اینیاتسیو_سیلونه
📕 نان و شراب
بونیفاتسیو جواب می دهد: خدا نکند که معدن باشد.
دن پائولو نمی فهمد که چرا.
چوپان توضیح می دهد:
مادام که کوه فقیر است از آن ماست؛ اما همین که معلوم شد غنی است، دولت آن را تصاحب خواهد کرد. دولت یک دست دراز دارد و یک دست کوتاه. دست دراز به همه جا می رسد و برای گرفتن است و دست کوتاه برای دادن است و فقط به کسانی می رسد که خیلی نزدیکند...!
#اینیاتسیو_سیلونه
📕 نان و شراب
میخواهم راز بزرگی را برایتان فاش کنم. در انتظار داوری روز قیامت نمانید، این داوری همه روزه روی میدهد...
#آلبر_کامو
📗 سقوط
#آلبر_کامو
📗 سقوط
آدمها علی رغم موفقیتشون خوشبخت نیستن. چون خوشبختی دیگران رو زندگی میکنن. خوشبختی از نظر سایرین.
#اریک_امانوئل_اشمیت
#اریک_امانوئل_اشمیت