چه آرامش بخش هست تصویر کودکی که
نان خشکی در دست،
صندلی بر پا،
سوز آفتابي بر گونه های سرخ،
نگاه محبتی بر چشمان ،
دلی شکرگزار بر سینه و
چشم امیدی به اینده ها دارد.
بیایید کودکان ایران را دریابیم،
#ع_دباغ
نان خشکی در دست،
صندلی بر پا،
سوز آفتابي بر گونه های سرخ،
نگاه محبتی بر چشمان ،
دلی شکرگزار بر سینه و
چشم امیدی به اینده ها دارد.
بیایید کودکان ایران را دریابیم،
#ع_دباغ
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
کاردستی، از فرشته صاحب قلم، برای کودکان، تهیه شده در یونیسف
حقیقت مانند شیر است
لازم نیست که از آن دفاع کنی.
آزادش بگذارید
آنگاه خودش از خودش دفاع خواهد کرد.
#نلسون_ماندلا
لازم نیست که از آن دفاع کنی.
آزادش بگذارید
آنگاه خودش از خودش دفاع خواهد کرد.
#نلسون_ماندلا
روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت
روزی که کمترین سرود
بوسه است
#احمد_شاملو
و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت
روزی که کمترین سرود
بوسه است
#احمد_شاملو
عزیزی میگفت جای گیاهِ بامبو را که عوض کنی دیگر رشد نمیکند؛
پژمرده میشود.
میدانی چرا؟
چون ریشه اش را همانجا، جا میگذارد...
دلِ آدمیزاد که دیگر کمتر از گیاه نیست جانم...
گاهی ریشه اش جا میماند در
دلی؛
لبخندی؛
بوسه ای...
#سحر_رستگار
پژمرده میشود.
میدانی چرا؟
چون ریشه اش را همانجا، جا میگذارد...
دلِ آدمیزاد که دیگر کمتر از گیاه نیست جانم...
گاهی ریشه اش جا میماند در
دلی؛
لبخندی؛
بوسه ای...
#سحر_رستگار
زندگی، قبل از هرچیز زندگی ست. گل میخواهد، موسیقی میخواهد، زیبایی میخواهد. زندگی حتی اگر یکسره جنگیدن هم باشد، خستگی در کردن میخواهد. عطر شمعدانیها را بوییدن میخواهد. خشونت هست، قبول؛ اما خشونت اصل که نیست، زایده است، انگل است، مرض است. ما باید به اصلمان برگردیم.
زخم را که مظهر خشونت است با زخم نمیبندند. با نوار نرم و پنبه پاک میبندند. با نوار نرم و پنبه پاک میبندند، با محبت، با عشق...
#نادر_ابراهیمی
📓 آتش بدون دود
زخم را که مظهر خشونت است با زخم نمیبندند. با نوار نرم و پنبه پاک میبندند. با نوار نرم و پنبه پاک میبندند، با محبت، با عشق...
#نادر_ابراهیمی
📓 آتش بدون دود
داستان جالبی وجود دارد دربارهٔ مردی که به سرعت و چهار نعل با اسبش مي تاخت.
اين طور به نظر مي سيد که جای بسيار مهمی می رفت.
مردی که کنار جاده ايستاده بود، فرياد زد: « کجا می روی؟ »
مرد اسب سوار جواب داد: « نمی دانم، از اسب بپرس! »
اين داستان زندگی خيلی از مردم است؛ آن ها سوار بر اسب عادت هايشان مي تازند، بدون اين که بدانند کجا می روند.
وقت آن رسيده است که کنترل افسار را به دست بگيريد و زندگی تان را در مسير رسيدن به جايی قرار دهيد که واقعاً می خواهيد به آنجا برسيد.
#دارن_هاردی
📓 اثر مرکب
اين طور به نظر مي سيد که جای بسيار مهمی می رفت.
مردی که کنار جاده ايستاده بود، فرياد زد: « کجا می روی؟ »
مرد اسب سوار جواب داد: « نمی دانم، از اسب بپرس! »
اين داستان زندگی خيلی از مردم است؛ آن ها سوار بر اسب عادت هايشان مي تازند، بدون اين که بدانند کجا می روند.
وقت آن رسيده است که کنترل افسار را به دست بگيريد و زندگی تان را در مسير رسيدن به جايی قرار دهيد که واقعاً می خواهيد به آنجا برسيد.
#دارن_هاردی
📓 اثر مرکب
تنها، آدمهای دیوانه را دوست دارم. آدمهایی که دیوانه ی زندگی اند. دیوانه ی حرف زدن. دیوانه ی نجات یافتن. در یک آن، خوره ی همه چیز هستند. آدمهایی که هیچوقت خمیازه نمی کشند. حرفهای معمولی نمی زنند. فقط می سوزند. می سوزند. می سوزند...
#جک_کرواک
📙 در راه
#جک_کرواک
📙 در راه
امکان ندارد که کسی
چراغی برای دیگران روشن کند
و خودش در تاریکی بماند
چراغی برای دیگران روشن کند
و خودش در تاریکی بماند
وقتی که همه ی پرنده ها برای زمستون،
به سوی جنوب کوچ میکنند،
یه پرندهی عجیب و غریب راهش رو کج کرده به سمت شمال ...
در حالی که به خودش میلرزه
در سرما به سمت شمال پرواز میکنه!
و میگه: "اینطوری نیست که من،
یخ و سرما و زمینِ پر از برف رو دوست داشته باشم!
بلکه به خاطر این به شمال میرم،
که بعضی وقتها دوست دارم که:
تنها پرندهی شهر باشم ...
#شل_سیلور_اشتاین
به سوی جنوب کوچ میکنند،
یه پرندهی عجیب و غریب راهش رو کج کرده به سمت شمال ...
در حالی که به خودش میلرزه
در سرما به سمت شمال پرواز میکنه!
و میگه: "اینطوری نیست که من،
یخ و سرما و زمینِ پر از برف رو دوست داشته باشم!
بلکه به خاطر این به شمال میرم،
که بعضی وقتها دوست دارم که:
تنها پرندهی شهر باشم ...
#شل_سیلور_اشتاین
زندگی نیز جدی و اندوهگین است.
ما را به این دنیای شگفتانگیز میآورند.
اینجا یکدیگر را میبینیم،
با هم دوست و آشنا میشویم
و لحظهای کوتاه،
سرگردان با هم پرسه میزنیم.
سپس همدیگر را از دست میدهیم
و ناگهان و ناروا،
با همان شتابی که آمده بودیم
می رویم...
#یوستین_گردر
📘 دنیای سوفی
ما را به این دنیای شگفتانگیز میآورند.
اینجا یکدیگر را میبینیم،
با هم دوست و آشنا میشویم
و لحظهای کوتاه،
سرگردان با هم پرسه میزنیم.
سپس همدیگر را از دست میدهیم
و ناگهان و ناروا،
با همان شتابی که آمده بودیم
می رویم...
#یوستین_گردر
📘 دنیای سوفی
آليس به يک دوراهی رسيد و يک گربه را روی درخت ديد.
به گربه گفت:
«از کدام مسير بايد بروم؟»
گربه پرسيد: «به کجا می خواهی بروی؟»
آليس پاسخ داد: «نمیدانم.»
گربه گفت: «پس مهم نيست که از کدام راه بروی !»
#لوئيس_کارول
📗 آليس در سرزمين عجايب
به گربه گفت:
«از کدام مسير بايد بروم؟»
گربه پرسيد: «به کجا می خواهی بروی؟»
آليس پاسخ داد: «نمیدانم.»
گربه گفت: «پس مهم نيست که از کدام راه بروی !»
#لوئيس_کارول
📗 آليس در سرزمين عجايب
هیچگاه دل آنان که بیصدا گریه میکنند را نشکنید،
اینها کسی را برای پاک کردن اشکهایشان ندارند.
حسين پناهی
اینها کسی را برای پاک کردن اشکهایشان ندارند.
حسين پناهی
➕ﻭﻗﺘﯽ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﻡ
ﻣﯿﮕﻔﺘﻨﺪ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﯽ
ﺑﻨﺪ ﮐﻔﺸﻬﺎﯾﺖ ﺭﺍﺑﺒﻨﺪﯼ
ﻣﺮﺩ ﺷﺪﻩ ﺍﯼ،
ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮔﻔﺖ
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺍﺯ ﺑﺨﺸﯿﺪﻥ ﮐﻔﺸﻬﺎﯾﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﭘﺎﺑﺮﻫﻨﻪ ﺍﯼ
ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺷﺪﯼ،
ﻣﺮﺩ ﺷﺪﻩ ﺍﯼ…
ﻣﯿﮕﻔﺘﻨﺪ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﯽ
ﺑﻨﺪ ﮐﻔﺸﻬﺎﯾﺖ ﺭﺍﺑﺒﻨﺪﯼ
ﻣﺮﺩ ﺷﺪﻩ ﺍﯼ،
ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮔﻔﺖ
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺍﺯ ﺑﺨﺸﯿﺪﻥ ﮐﻔﺸﻬﺎﯾﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﭘﺎﺑﺮﻫﻨﻪ ﺍﯼ
ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺷﺪﯼ،
ﻣﺮﺩ ﺷﺪﻩ ﺍﯼ…
کسی که بهشت را در زمین نیافته است،
آن را در آسمان هم نخواهد یافت .
امیلی دیکنسون
آن را در آسمان هم نخواهد یافت .
امیلی دیکنسون
من هیچ گناهی را بالاتر از این نمیدانم که افرادِ بی گناه، تحتِ نام خداوند، مورد ستم قرار بگیرند.
#مهاتما_گاندى
#مهاتما_گاندى