کانال کتاب و کتابخوانی
410 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
کائنات وجودی واحد است. همه چیز و همه کس با نخی نامرئی به هم بسته اند. مبادا آه کسی را برآوری؛ مبادا دیگری را، به خصوص اگر از تو ضعیف تر باشد، بیازاری. فراموش نکن اندوه آدمی تنها در آن سوی دنیا ممکن است همه انسان ها را اندوهگین کند . و شادمانی یک نفر ممکن است همه را شادمان کند.

#الیف_شافاک
📓 ملت عشق
گاهی اوقات بهتر است همه چیز را آن طور که هست رها کرد، اندوه را آزاد گذاشت تا دوره اش را بگذراند.

#ژوان_هریس
طولانی شب زمستانی ست
می نشینم پشت پنجره چوبی زندگی
سردی روزگار و شیشه ها ی بخار گرفته
دستمال را در دستانم گرم میکنم و
بر شیشه دل میکشم
چایی داغ هم نشینی را میریزم
صفحه قدیمی آهنگ عشق را کوک میکنم
به چشمک ستارهای امید خیره میشوم
فتیله چراغ هستی را آتش میزنم
کتاب داستان را باز میکنم
از داستان محبت آغاز میکنم
شاید صدای دلم بر پشت پنجره به گوش آسمانها برسد

آری
شاید صدای آشنايي
نور امید ی
مرا بخواند
آنوقت لنگه ها را باز میکنم تا گرم شوم
آري
در هوای سرد شب زمستانی
میتوان گرم شد
با نور امید
صدای معشوق....

#ع_دباغ
انسان در ناگفته هايش نهفته است كه محرم ترين شخص، شايد از ناگفته هايش او را بشناسد.

عاطفه ی آدمی را می توان در مويرگ چشمان او هم بازيافت...

#محمود_دولت_آبادی
📓 آن مادیان سرخ یال
-تو به موقعیت من چگونه می نگری؟ درباره آن چه می اندیشی؟

-من چیزی نمی اندیشم. اما من همواره تو را دوست داشته ام و چنانچه انسان کسی را دوست می دارد، وی همه آن موجود را آنچنان که هست و نه آنچنان که میل دارد باشد دوست می دارد...

#لئو_تولستوی
📙 آناکارنینا
بعضی آدم ها، خیلی زود متولد می‌شوند، بعضی‌ها خیلی دیر و بعضی‌ها، هیچوقت.

شاید اگر آن روز نبود ، آن خیابان ، آن کتابفروشی و آن اتفاق ساده ، من هرگز متولد نمی‌شدم. روز تولد هر آدمی، روزی نیست که به دنیا می‌آید، بلکه روزی‌ست که می‌فهمد از زندگی‌اش چه می‌خواهد و به دنبال چیست.

#محمدرضا_حسینی
📓 سلما
باغ آينه ، احمد شاملو
من شوهرم را دوست دارم. اول دوستش نداشتم. تا مدت مدیدی دوستش نداشتم. آن همه سال پیش که از سرای دارلینگتن رفتم، هیچ باورم نمی شد که واقعا و حقیقتا دارم می روم. فکر می کردم این هم یک حقه ی دیگر است که دارم سوار می کنم آقای استیونز، برای این که لج شما را دربیاورم. وقتی آمدم این جا و دیدم که شوهر کرده ام، جا خوردم. تا مدت مدیدی غمگین بودم، خیلی هم غمگین بودم ولی بعد سال ها آمدند و رفتند، جنگ شد، کاترین بزرگ شد، آن وقت یک روز فهمیدم که شوهرم را دوست دارم. وقتی آدم این همه وقت با کسی سر کند، بالاخره به او عادت می کند.

#کازوئو_ایشی_گور
📘 بازمانده روز
ما برای ادامه دادن
هیچکسی را نداریم
جز خودمان!
و این کافیست ...

#چارلز_بوكفسکی
عشق اگر پیدا شد که دیگر عشق نیست, معرفت است.
عشق از آن رو هست...که نیست!
پیدا نیست و حس می‌شود...

#محمود_دولت_آبادی
📕 جای خالی سلوچ
دنیا به این خاطر در اشفتگی فرو رفته که هیچ کاری به طور کامل انجام نمی گیرد.
حرف را ناتمام می گذاریم،
نیکی را تکمیل نمی کنیم.

خداوند از نیمه اهریمنان بیشتر بدش می آید
تا از ابلیس محض !

#نیکوس_کازانتزاکیس
📗 زوربای یونانی
درست وقتی می گویی فراموشش کردم
اهنگی پخش می شود
کسی مثل او می خندد
یک نفر عطری می زند که بوی او را می دهد
و همه فراموشی هایت هدر می رود...

#الیف_شافاک
انتظار را دوست ندارم اما اگر قرار بود تو بیایی هر لحظه اش لذت بخش بود. از تو چه پنهان دیگر می ترسیدم که بیایی و این لحظات شیرین انتظار را بهم بزنی.

#بهنام_ناصح
📘 پروانه ای روی شانه
فکر می کنی که شما زندگی می کنید؟
شما به حاشیه ی زندگی چسبیده اید.

وقتی آدم بدجوری خوابیده باشد غلتی می زند و بطرف دیگر می خوابد. ولی وقتی زندگی به آدم تنگ می شود، کاری غیراز شکایت کردن ندارد. چرا شما سعی نمی کنید غلتی بزنید و وضع خود را عوض کنید؟

#ماکسیم_گورکی
📙 انگل
باید یاد بگیری خط پایانی وجود دارد و تو نباید همه چیز را در نیمه‌ راه رها کنی. باید تمامش کنی.

#پائولو_کوئلیو
آنچه پایانی ندارد
نه تویی و
نه من
این انسانیت است که تا ابد فریاد کشیده خواهد شد .

#چگوارا
سه فرمان کوروش

محبت به همه
اعتماد به چند نفر
خیانت به هیچ کس
چه تشابه زیبایست در این خلقت

اشک و باران
آفتاب سوزان و سوز دل
بی تابی و تندباد
عشق و نور
صداي آب و صدای محبت
دل بزرگ و آسمان أبي
درخت تنها و دل تنها
پاییز و جدایی
غم دل و سیاهی شب
خاک تشنه و قلبهای خسته
شور قلب و خروش آبشار
پرواز پرنده و پرواز در رویاها
گندمزار طلایی و خانه آرزوها
امید و بهار سبز
نسیم صبح و نوازش یار
باز شدن گلها و خنده های معشوق
سو سوی آفتاب و ریز نگاه معشوق
...


#ع_دباغ
Forwarded from مُستَمَرآزاد
‏این عکس متعلق به سالن کتابخونه دانشگاه وین هستش که تا نیمه‌های شب همچنان پر از دانشجو بوده! جوری که براشون ساعت ۱۲:۳۰ شب، استراحت ورزشی گذاشته بودن!!

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌••©hannel : @Mstmr