ما به آدم هایی محتاج هستیم که خود را مدیون زندگانی بدانند، نه طلبکار آن.
به آدم هایی محتاج هستیم که به زندگانی عشق داشته باشند، نه کینه.
به آدم هایی محتاج هستیم که به آینده ی بچه هایشان فکر کنند، نه به گذشته ی پدرهایشان.
#محمود_دولت_آبادی
📗 کلیدر
به آدم هایی محتاج هستیم که به زندگانی عشق داشته باشند، نه کینه.
به آدم هایی محتاج هستیم که به آینده ی بچه هایشان فکر کنند، نه به گذشته ی پدرهایشان.
#محمود_دولت_آبادی
📗 کلیدر
توانایی زندگی در لحظه اکنون و داشتن رضایت خاطر در لحظه ی حال را بسیاری از مردم ندارند.
وقتی در حال خوردن سوپ هستید،به دسر فکر نکنید.
وقتی در حال خواندن کتاب هستید،دقت کنید،ببینید افکار شما کجا هستند.
هنگام مسافرت به جای اینکه فکر کنید هنگام برگشتن به خانه چه کارهایی باید انجام شود،در همان مسافرت باشید.
اجازه ندهید لحظه اکنون که غیر قابل وصف است از دست برود.
" همه دارایی شما #لحظه_حال است. "
#وین_دایر
وقتی در حال خوردن سوپ هستید،به دسر فکر نکنید.
وقتی در حال خواندن کتاب هستید،دقت کنید،ببینید افکار شما کجا هستند.
هنگام مسافرت به جای اینکه فکر کنید هنگام برگشتن به خانه چه کارهایی باید انجام شود،در همان مسافرت باشید.
اجازه ندهید لحظه اکنون که غیر قابل وصف است از دست برود.
" همه دارایی شما #لحظه_حال است. "
#وین_دایر
زندگی شما تغییر نخواهد کرد مگر آن که کاری را که هر روز آن را انجام می دهید تغییر دهید ...
#جان_ماکسول
#جان_ماکسول
زندگی از هر چیز دیگری قویتر است . باید یکبار به خاطر همهچیز گریه کرد .
آنقدر که اشک ها خشک شوند ، باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد . به چیز دیگری فکر کرد . باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد .
#دوستش_داشتم
#آنا_گاوالدا
زندگی از هر چیز دیگری قویتر است . باید یکبار به خاطر همهچیز گریه کرد .
آنقدر که اشک ها خشک شوند ، باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد . به چیز دیگری فکر کرد . باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد .
#دوستش_داشتم
#آنا_گاوالدا
هزارپایی بود؛
وقتی می رقصید جانوران
جنگل گرد او جمع می شدند تا او را تحسین کنند؛ همه، به استثنای یکی که ابداً رقص هزارپا را دوست نداشت.
یک لاک پشت حسود...
او یک روز نامه ای به هزارپا نوشت:
ای هزارپای بی نظیر! من یکی از تحسین کنندگان بی قید و شرط رقص شماهستم. و می خواهم بپرسم چگونه می رقصید. آیا اول پای ۲۲۸ را بلند می کنید و بعد پای شماره ۵۹ را؟ یا رقص را ابتدا با بلند کردن پای شماره ۴۹۹ آغاز می کنید؟ در انتظار پاسخ هستم. با احترام تمام، لاک پشت.
هزار پا پس از دریافت نامه در این اندیشه فرو رفت که بداند واقعا هنگام رقصیدن چه می کند؟ و کدام یک از پاهای خود را قبل از همه بلند می کند؟
و بعد از آن کدام پا را؟ متاسفانه هزار پا بعد از دریافت این نامه دیگر هرگز موفق به رقصیدن نشد.
سخنان بیهوده دیگران ازروی بدخواهی وحسادت؛ می تواند بر نیروی تخیل ماغلبه کرده ومانع پیشرفت و بلند پروازی ما شود.
#دنیای_سوفی
#یوستین_گردر
وقتی می رقصید جانوران
جنگل گرد او جمع می شدند تا او را تحسین کنند؛ همه، به استثنای یکی که ابداً رقص هزارپا را دوست نداشت.
یک لاک پشت حسود...
او یک روز نامه ای به هزارپا نوشت:
ای هزارپای بی نظیر! من یکی از تحسین کنندگان بی قید و شرط رقص شماهستم. و می خواهم بپرسم چگونه می رقصید. آیا اول پای ۲۲۸ را بلند می کنید و بعد پای شماره ۵۹ را؟ یا رقص را ابتدا با بلند کردن پای شماره ۴۹۹ آغاز می کنید؟ در انتظار پاسخ هستم. با احترام تمام، لاک پشت.
هزار پا پس از دریافت نامه در این اندیشه فرو رفت که بداند واقعا هنگام رقصیدن چه می کند؟ و کدام یک از پاهای خود را قبل از همه بلند می کند؟
و بعد از آن کدام پا را؟ متاسفانه هزار پا بعد از دریافت این نامه دیگر هرگز موفق به رقصیدن نشد.
سخنان بیهوده دیگران ازروی بدخواهی وحسادت؛ می تواند بر نیروی تخیل ماغلبه کرده ومانع پیشرفت و بلند پروازی ما شود.
#دنیای_سوفی
#یوستین_گردر
وقتی اغلب انسانها در انتهای زندگی خود به گذشته می نگرند، درمی یابند که در سراسر عمر عاریتی و گذرا زیسته اند. آنها متعجب خواهند شد وقتی بفهمند همان چیزی که اجازه دادند بدون لذت و قدردانی سپری گردد، همان زندگی شان بوده است. بنابراین، بشر با حیله ی امیدوار بودن فریب خورده و در آغوش مرگ می رقصد.
#اروین_د_یالوم
📓 درمان شوپنهاور
#اروین_د_یالوم
📓 درمان شوپنهاور
نفرت انگیزترین و زجرآورترین شکنجه برای انسان ها این است که از فساد همه چیز آگاه باشند و بر اصلاح هیچ چیزی قادر نباشند.
#هرودوت
#هرودوت
به این نتیجه رسیده ام که بیشترِ مردم بزرگ نمی شوند. ما جای پارک خودمان را پیدا می کنیم و به کارت های اعتباری مان افتخار می کنیم. ازدواج می کنیم و جرات می کنیم بچه دار شویم و به آن بزرگ شدن می گوییم. اما فکر کنم بیشترین کاری که می کنیم پیر شدن است. ما تراکم سال ها را در بدن های مان و روی صورت های مان این طرف و آن طرف می بریم اما معمولا خود حقیقی ما، کودک درون مان، هنوز بی گناه است و مثل گیاه مگنولیا خجالتی است.
#مایا_آنجلو
📕 نامه ای به دخترم
#مایا_آنجلو
📕 نامه ای به دخترم
وقتي سرگرم روزها هستم،
زندگی کردن یادم می رود ،
وقتی سرگرم رنگها هستم ،
رنگ پاکی یادم می رود،
گاهی سرگرم کاغذها می شوم،
نقاشی کودکی یادم می رود،
وقتی سرگرم بازیها هستم،
بازی عشق یادم می رود،
وقتی سرگرم برقها هستم،
برق چشم مهربانی یادم می رود،
#ع_دباغ
زندگی کردن یادم می رود ،
وقتی سرگرم رنگها هستم ،
رنگ پاکی یادم می رود،
گاهی سرگرم کاغذها می شوم،
نقاشی کودکی یادم می رود،
وقتی سرگرم بازیها هستم،
بازی عشق یادم می رود،
وقتی سرگرم برقها هستم،
برق چشم مهربانی یادم می رود،
#ع_دباغ
من همیشه تصور کردهام که بهشت نوعی کتابخانه خواهد بود!
خورخه لوئیس بورخس
خورخه لوئیس بورخس
این مهم نیست که شما چقدر ثروت دارید، هیچ گاه نمی توانید صاحب همه چیز شوید، ثروت محدودیت دارد، به همین دلیل است که نمیخواهم هیچ گاه از من بعنوان فردی یاد شود که ثروت بسیاری دارد. این بیشتر برای من یک توهین است تا تحسین. این یعنی دیگر هیچ موضوعی نیست که بتوان درباره من گفت، من می خواهم ازمن به عنوان شخصی یاد شود که کارهای بزرگی درزندگی انجام داده است.
#کیم_وو_چونگ
📙 سنگفرش هر خیابان از طلاست
#کیم_وو_چونگ
📙 سنگفرش هر خیابان از طلاست
برخی از زنان روستایی
که تنها انجیلی دارند ؛
بهتر از آن ثروتمند نازپرورده
با کتابخانه ای ارزشمند،
می توانند از این کتاب
علم ؛ تسلی و شادی بیاموزند .
#هرمان_هسه
که تنها انجیلی دارند ؛
بهتر از آن ثروتمند نازپرورده
با کتابخانه ای ارزشمند،
می توانند از این کتاب
علم ؛ تسلی و شادی بیاموزند .
#هرمان_هسه
روزی متوجه می شوی هیچ چیز در زندگی ، آن قدر که تو تصور می کنی جدی نیست.
#روح_انگیز_شریفیان
📓 چه کسی باور می کند
#روح_انگیز_شریفیان
📓 چه کسی باور می کند
خداحافظی يا وصيت نامه یکی از غول های ادبیات قرن بیستم و برنده نوبل ادبیات ،
خالق کتاب : "صد سال تنهائی"
گابریل گارسیا مارکز به سرطان لنفاوی مبتلا بود و میدانست عمر زیادی برایش باقی نیست ، بخوانید چگونه در این نامهی کوتاه از جهان و خوانندگان خود خداحافظی میکند : 🏻
اگر پروردگار لحظهای از یاد میبرد که من آدمکی مردنی بیش نیستم و فرصتی ولو کوتاه برای زنده ماندن به من میداد از این فرصت به بهترین وجه ممکن استفاده میکردم .
به احتمال زیاد هر فکرم را به زبان نمیراندم ، اما یقیناً هرچه را میگفتم فکر میکردم.
هر چیزی را نه به دلیل قیمت که به دلیل نمادی که بود بها میدادم .
کمتر میخوابیدم و بیشتر رویا میبافتم ، زیرا در ازای هر دقیقه که چشم میبندیم شصت ثانیه نور از دست میدهیم .
راه را از همان جایی ادامه میدادم که سایرین متوقف شده بودند و زمانی از بستر بر میخواستم که سایرین هنوز در خوابند .
اگر پروردگار فرصت کوتاه دیگری به من میبخشید سادهتر لباس میپوشیدم ، در آفتاب غوطه میخوردم و نه تنها جسم که روحم را نیز در آفتاب عریان میکردم .
به همه ثابت میکردم که به دلیل پیر شدن نیست که دیگر عاشق نمیشوند بلکه زمانی پیر میشوند که دیگر عاشق نمیشوند .
به بچهها بال میدادم اما آنها را تنها میگذاشتم تا خود پرواز را فرا گیرند .
به سالمندان میآموختم با سالمند شدن نیست که مرگ فرا میرسد ، با غفلت از زمان حال است .
چه چیزها که از شماها ( خوانندگانم ) یاد نگرفتهام . . .
یاد گرفتهام همه میخواهند بر فراز قلهی کوه زندگی کنند و فراموش کردهاند مهم صعود از کوه است ! !
یاد گرفتهام وقتی نوزادی انگشت شصت پدر را در مشت میفشارد او را تا ابد اسیر عشق خود میکند .
یاد گرفتهام انسان فقط زمانی حق دارد از بالا به پایین بنگرد که بخواهد یاری کند تا افتادهای را از جا بلند کند .
چه چیزها که از شما یاد نگرفتهام . . .
احساساتتان را همواره بیان کنید و افکارتان را اجرا
اگر میدانستم امروز آخرین روزی است که تو را میبینم چنان محکم در آغوش میفشردمت تا حافظ روح تو گردم .
اگر میدانستم این آخرین دقایقی است که تو را میبینم به تو میگفتم « دوستت دارم » و نمیپنداشتم تو خود این را میدانی . . .
همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران این غفلتها به ما دهد .
کسانی را که دوست داری همیشه کنار خود داشته باش و بگو چقدر به آنها علاقه و نیاز داری ، مراقبشان باش ،
به خودت این فرصت را بده تا بگویی : « مرا ببخش » ، « متاسفم » ، « خواهش میکنم » ، « ممنونم » و از تمام عبارات زیبا و مهربانی که بلدی استفاده کن .
هیچ کس تو را به خاطر نخواهد آورد اگر افکارت را چون رازی در سینه محفوظ داری ، خودت را مجبور به بیان آنها کن .
به دوستان و همهی آنهایی که دوستشان داری بگو چقدر برایت ارزش دارند ، اگر نگویی فردایت مثل امروز خواهد بود و روز بی ارزشی خواهی داشت . . .
همراه با عشق
"گابریل گارسیا مارکز
خالق کتاب : "صد سال تنهائی"
گابریل گارسیا مارکز به سرطان لنفاوی مبتلا بود و میدانست عمر زیادی برایش باقی نیست ، بخوانید چگونه در این نامهی کوتاه از جهان و خوانندگان خود خداحافظی میکند : 🏻
اگر پروردگار لحظهای از یاد میبرد که من آدمکی مردنی بیش نیستم و فرصتی ولو کوتاه برای زنده ماندن به من میداد از این فرصت به بهترین وجه ممکن استفاده میکردم .
به احتمال زیاد هر فکرم را به زبان نمیراندم ، اما یقیناً هرچه را میگفتم فکر میکردم.
هر چیزی را نه به دلیل قیمت که به دلیل نمادی که بود بها میدادم .
کمتر میخوابیدم و بیشتر رویا میبافتم ، زیرا در ازای هر دقیقه که چشم میبندیم شصت ثانیه نور از دست میدهیم .
راه را از همان جایی ادامه میدادم که سایرین متوقف شده بودند و زمانی از بستر بر میخواستم که سایرین هنوز در خوابند .
اگر پروردگار فرصت کوتاه دیگری به من میبخشید سادهتر لباس میپوشیدم ، در آفتاب غوطه میخوردم و نه تنها جسم که روحم را نیز در آفتاب عریان میکردم .
به همه ثابت میکردم که به دلیل پیر شدن نیست که دیگر عاشق نمیشوند بلکه زمانی پیر میشوند که دیگر عاشق نمیشوند .
به بچهها بال میدادم اما آنها را تنها میگذاشتم تا خود پرواز را فرا گیرند .
به سالمندان میآموختم با سالمند شدن نیست که مرگ فرا میرسد ، با غفلت از زمان حال است .
چه چیزها که از شماها ( خوانندگانم ) یاد نگرفتهام . . .
یاد گرفتهام همه میخواهند بر فراز قلهی کوه زندگی کنند و فراموش کردهاند مهم صعود از کوه است ! !
یاد گرفتهام وقتی نوزادی انگشت شصت پدر را در مشت میفشارد او را تا ابد اسیر عشق خود میکند .
یاد گرفتهام انسان فقط زمانی حق دارد از بالا به پایین بنگرد که بخواهد یاری کند تا افتادهای را از جا بلند کند .
چه چیزها که از شما یاد نگرفتهام . . .
احساساتتان را همواره بیان کنید و افکارتان را اجرا
اگر میدانستم امروز آخرین روزی است که تو را میبینم چنان محکم در آغوش میفشردمت تا حافظ روح تو گردم .
اگر میدانستم این آخرین دقایقی است که تو را میبینم به تو میگفتم « دوستت دارم » و نمیپنداشتم تو خود این را میدانی . . .
همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران این غفلتها به ما دهد .
کسانی را که دوست داری همیشه کنار خود داشته باش و بگو چقدر به آنها علاقه و نیاز داری ، مراقبشان باش ،
به خودت این فرصت را بده تا بگویی : « مرا ببخش » ، « متاسفم » ، « خواهش میکنم » ، « ممنونم » و از تمام عبارات زیبا و مهربانی که بلدی استفاده کن .
هیچ کس تو را به خاطر نخواهد آورد اگر افکارت را چون رازی در سینه محفوظ داری ، خودت را مجبور به بیان آنها کن .
به دوستان و همهی آنهایی که دوستشان داری بگو چقدر برایت ارزش دارند ، اگر نگویی فردایت مثل امروز خواهد بود و روز بی ارزشی خواهی داشت . . .
همراه با عشق
"گابریل گارسیا مارکز
اگر روزی دنیا را دوست نداشتی، جایت را عوض کن تا از زاویه ای دیگر به آن بنگری. دنیا از بعضی زوایا دوست داشتنی ست و در بعضی زوایا نه. در بعضی از زوایا بهتر و زیباست، در بعضی زوایا تاریک و خسته کننده. یادت باشد تو باید جایت را عوض کنی، چرا که دنیا هرگز از جایش تکان نخواهد خورد.
#رسول_یونان
#راه_طولانی_بود_از_عشق_حرف_زدیم
اگر روزی دنیا را دوست نداشتی، جایت را عوض کن تا از زاویه ای دیگر به آن بنگری. دنیا از بعضی زوایا دوست داشتنی ست و در بعضی زوایا نه. در بعضی از زوایا بهتر و زیباست، در بعضی زوایا تاریک و خسته کننده. یادت باشد تو باید جایت را عوض کنی، چرا که دنیا هرگز از جایش تکان نخواهد خورد.
#رسول_یونان
#راه_طولانی_بود_از_عشق_حرف_زدیم