❤2
#کفش_های_قرمز
دخترک طبق معمول هر روز، جلوی ویترین کفش فروشی ایستاد و به کفش های قرمزرنگ با حسرت نگاه کرد. بعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد و یاد حرف پدرش افتاد: اگه تا پایان ماه، هر روز تمام چسب زخم رو که داری بفروشی، آخر ماه کفش های قرمز رو برات می خرم.
دخترک به کفش ها نگاه کرد و با خودش گفت: یعنی من باید دعا کنم که هر روز، دست و پا و یا صورت 100 نفر زخم بشه تا .... و بعد شانه هایش را بالا انداخت و به راه افتاد و گفت: نه، خدا نکنه ... اصلا" کفش نمیخوام.
فقـــــــر اخلاقی به مــــراتب وحــشتنــاک تر و غیـــــرقـــابــــل تحمل تر از فقـــــــر مـــادی است.
دخترک طبق معمول هر روز، جلوی ویترین کفش فروشی ایستاد و به کفش های قرمزرنگ با حسرت نگاه کرد. بعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد و یاد حرف پدرش افتاد: اگه تا پایان ماه، هر روز تمام چسب زخم رو که داری بفروشی، آخر ماه کفش های قرمز رو برات می خرم.
دخترک به کفش ها نگاه کرد و با خودش گفت: یعنی من باید دعا کنم که هر روز، دست و پا و یا صورت 100 نفر زخم بشه تا .... و بعد شانه هایش را بالا انداخت و به راه افتاد و گفت: نه، خدا نکنه ... اصلا" کفش نمیخوام.
فقـــــــر اخلاقی به مــــراتب وحــشتنــاک تر و غیـــــرقـــابــــل تحمل تر از فقـــــــر مـــادی است.
❤2
Khoshnam ( GandomMusic.ir )
Saeed Shariat
"#گیر"
زندگی چه گیرهایی داشت !
گیر می کنی
گاه به پیچش زلفی
گاه به نگاه خماری
گاه به لبخند شیرینی
گاه به صدای دلنشینی
گاه به تپش امیدی
گاه به ناز مهربانی
گاه به شاد ٍ زیبایی
گاهی بین ماندن و رفتن
گیر میکنی و اسمش میشود
گاه محبت
گاه دوستی
گاه بی وفایی
گاه
عاشقی !!
#ع_دباغ
زندگی چه گیرهایی داشت !
گیر می کنی
گاه به پیچش زلفی
گاه به نگاه خماری
گاه به لبخند شیرینی
گاه به صدای دلنشینی
گاه به تپش امیدی
گاه به ناز مهربانی
گاه به شاد ٍ زیبایی
گاهی بین ماندن و رفتن
گیر میکنی و اسمش میشود
گاه محبت
گاه دوستی
گاه بی وفایی
گاه
عاشقی !!
#ع_دباغ
👏1
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
حیف است نبینید
فیلم عاشقانه بخت پریشان / The Fault in Our Stars
https://www.aparat.com/v/xbu3g76
هنر سینما چیز عجیبی ست
یک نفر فیلمی خلق میکند
خیلی ها می بینند
عشق می ورزند
و
اشک می ریزند ..
فیلم عاشقانه بخت پریشان / The Fault in Our Stars
https://www.aparat.com/v/xbu3g76
هنر سینما چیز عجیبی ست
یک نفر فیلمی خلق میکند
خیلی ها می بینند
عشق می ورزند
و
اشک می ریزند ..
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
فیلم عاشقانه بخت پریشان / The Fault in Our Stars
💯1
اعظم فرخزاد:
@aazamfarokhzad
💞💓
با یکی از دوستهام سوار تاکسی شدیم. موقع پیاده شدن دوستم به راننده تاکسی گفت: ممنون آقا، واقعا که رانندگی شما عالیه!
راننده با تعجب گفت: جدی میگی یا اینکه داری منو دست میندازی؟!
دوستم گفت: نه جدی گفتم. خونسردی شما موقع رانندگی در این خیابونهای شلوغ قابل تحسینه. شما خیلی خوب رانندگی میکنین و قوانین را هم رعایت میکنین!
راننده لبخند رضایت بخشی زد و دور شد.
از دوستم پرسیدم : موضوع چی بود؟!
گفت سعی دارم " عشق " را به مردم شهر هدیه کنم! با صحبتهای من اون راننده تاکسی، روز خوشی را پیش رو خواهد داشت. رفتارش با مسافرهاش خوبتر از قبل خواهد بود، مسافرها هم از رفتار خوب راننده انرژی میگیرن و رفتارشون با زیر دستها، فروشندگان، همکاران و اعضای خونواده خوب خواهد بود. به همین ترتیب خوش نیتی و خوش خلقی میون حداقل هزارنفر پخش میشه. من هر روز با افراد زیادی روبرو میشم. اگه بتونم فقط سه نفر رو خوشحال کنم، روی رفتار سه هزار نفر تاثیر گذاشته ام .
گفتن اون جمله ها به راننده تاکسی هیچ زحمتی نداشت. اگه با راننده دیگه ای هم برخورد کنم اون رو هم خوشحال خواهم کرد. خوشحال کردن مردم یک شهر کار ساده ای نیست اما اگه بتونیم چند نفر را خوشحال کنیم کار بزرگی انجام دادیم. روح زندگی ما همين عشقه. در صورتیکه بعضی از ما با يک ادبيات ناپسند در پی فرصتيم كه همديگه را تحقیر كنيم:
واااي چقدرر چاق شدي!
موهاي سفيدتم كه كم كم در اومد!
اينهمه كار ميكني براي اينقدرر در آمد؟!
تو واقعاً فكر ميكني در اين امتحان قبول ميشي؟!
و....
اين جمله ها و امثال اون كاملاً مخرب نيروي عشقند و عشق را از رابطه ها گريزان ميكنن. اگه بتونيم زيبايي رو تو نگاه خودمون جاي بديم اصولاً عشقه كه از وجود ما ساطع ميشه.
بياييم جريان عشق را تو زندگيمون جاري كنيم.
اعظم فرخ زاد( آخوندزاده)
@aazamfarokhzad
💞💓
با یکی از دوستهام سوار تاکسی شدیم. موقع پیاده شدن دوستم به راننده تاکسی گفت: ممنون آقا، واقعا که رانندگی شما عالیه!
راننده با تعجب گفت: جدی میگی یا اینکه داری منو دست میندازی؟!
دوستم گفت: نه جدی گفتم. خونسردی شما موقع رانندگی در این خیابونهای شلوغ قابل تحسینه. شما خیلی خوب رانندگی میکنین و قوانین را هم رعایت میکنین!
راننده لبخند رضایت بخشی زد و دور شد.
از دوستم پرسیدم : موضوع چی بود؟!
گفت سعی دارم " عشق " را به مردم شهر هدیه کنم! با صحبتهای من اون راننده تاکسی، روز خوشی را پیش رو خواهد داشت. رفتارش با مسافرهاش خوبتر از قبل خواهد بود، مسافرها هم از رفتار خوب راننده انرژی میگیرن و رفتارشون با زیر دستها، فروشندگان، همکاران و اعضای خونواده خوب خواهد بود. به همین ترتیب خوش نیتی و خوش خلقی میون حداقل هزارنفر پخش میشه. من هر روز با افراد زیادی روبرو میشم. اگه بتونم فقط سه نفر رو خوشحال کنم، روی رفتار سه هزار نفر تاثیر گذاشته ام .
گفتن اون جمله ها به راننده تاکسی هیچ زحمتی نداشت. اگه با راننده دیگه ای هم برخورد کنم اون رو هم خوشحال خواهم کرد. خوشحال کردن مردم یک شهر کار ساده ای نیست اما اگه بتونیم چند نفر را خوشحال کنیم کار بزرگی انجام دادیم. روح زندگی ما همين عشقه. در صورتیکه بعضی از ما با يک ادبيات ناپسند در پی فرصتيم كه همديگه را تحقیر كنيم:
واااي چقدرر چاق شدي!
موهاي سفيدتم كه كم كم در اومد!
اينهمه كار ميكني براي اينقدرر در آمد؟!
تو واقعاً فكر ميكني در اين امتحان قبول ميشي؟!
و....
اين جمله ها و امثال اون كاملاً مخرب نيروي عشقند و عشق را از رابطه ها گريزان ميكنن. اگه بتونيم زيبايي رو تو نگاه خودمون جاي بديم اصولاً عشقه كه از وجود ما ساطع ميشه.
بياييم جريان عشق را تو زندگيمون جاري كنيم.
اعظم فرخ زاد( آخوندزاده)
❤2👌2
میلتون اریکسون وقتی دوازده ساله بود دچار فلج اطفال شد. ده ماه بعد شنید که پزشکی به مادرش گفت:
پسرتان شب را تاصبح دوام نمیاورد.
اریکسون صدای گریه مادرش را شنید. فکر کرد شاید اگر شب را دوام بیاورم مادرم اینطور زجر نکشد...
تصمیم گرفت تا سپیده دم صبح بعد نخوابد وقتی خورشید بالا آمد به طرف مادرش فریاد زد: من هنوز زنده ام!
چنان شادی عظیمی درخانه در گرفت که تصمیم گرفت همیشه تمام تلاشش را بکند که یک شب دیگر درد و رنج خانواده اش را عقب بیندازد!
اریکسون در سال ۱۹۹۰ در هفتاد و پنج سالگی در گذشت و از خود چندین کتاب مهم درباره ظرفیت عظیم انسان برای غلبه بر #محدودیت هایش بجا گذاشت ...
پسرتان شب را تاصبح دوام نمیاورد.
اریکسون صدای گریه مادرش را شنید. فکر کرد شاید اگر شب را دوام بیاورم مادرم اینطور زجر نکشد...
تصمیم گرفت تا سپیده دم صبح بعد نخوابد وقتی خورشید بالا آمد به طرف مادرش فریاد زد: من هنوز زنده ام!
چنان شادی عظیمی درخانه در گرفت که تصمیم گرفت همیشه تمام تلاشش را بکند که یک شب دیگر درد و رنج خانواده اش را عقب بیندازد!
اریکسون در سال ۱۹۹۰ در هفتاد و پنج سالگی در گذشت و از خود چندین کتاب مهم درباره ظرفیت عظیم انسان برای غلبه بر #محدودیت هایش بجا گذاشت ...
😍2
دختری مادرش ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ شام ﺑﻪ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍنی ﺑﺮﺩ...
مادر ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺿﻌﯿﻒ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ، نمیتوانست ﻏﺬﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﻭ ﺑﺮ رﻭﯼ ﻟﺒﺎﺳﺶ ﻣﯿﺮﯾﺨﺖ،
ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺍﺭﻥ زن ﭘﯿﺮ را ﻣﯿﻨﮕﺮﯾﺴﺘﻨﺪ،
ﻭ دختر ﻫﻢ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺑﻮﺩ و درعوض غذا را به دهان مادر میگذاشت،
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ مادر ﻏﺬﺍیش ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ، دختر ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ مادر ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺑﺮﺩ،
ﻟﺒﺎﺳﺶ ﺭﺍ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﺮﺩ، سر و وضعش را مرتب کرد ﻭ عینکش ﺭﺍ تميز و ﺗﻨﻈﯿﻢ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ،
ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩِ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺁﻥ ﺩﻭ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﻭ آنان را ﻣﯿﻨﮕﺮﯾﺴﺘﻨﺪ!
دختر ﭘﻮﻝ ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﺎ مادر ﺭﺍﻫﯽ ﺩﺭب ﺧﺮﻭﺟﯽ ﺷﺪ.
ﺩﺭ این هنگام خانم پیری ﺍﺯ ﺟﻤﻊ
ﺣﺎﺿﺮﯾﻦ بلند شد و ﺻﺪﺍ ﮐﺮﺩ:
دختر خانم ﺁﯾﺎ ﻓﮑﺮ نمیکنی ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﯼ؟!
دختر ﭘﺎﺳﺦ داﺩ؛ خیر خانم... فكر نميكنم ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺎﻗﯽ گذﺍﺷﺘﻪ باشم.
ﺁﻥ زن ﭘﯿﺮ ﮔﻔﺖ :
ﺑﻠﻪ، دخترم. ﺑﺎﻗﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﯼ!
ﺩﺭﺳﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﻣﯽ دخترﺍﻥ...
ﻭ ﺍﻣﯿﺪﯼ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪٔ مادرﺍﻥ...
و ﺧﺎﻣﻮﺷﯽ ﻣﻄﻠﻖ ﺑﺮ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ
ﺣﺎﮐﻢ ﺷﺪ..!
مادر ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺿﻌﯿﻒ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ، نمیتوانست ﻏﺬﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﻭ ﺑﺮ رﻭﯼ ﻟﺒﺎﺳﺶ ﻣﯿﺮﯾﺨﺖ،
ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺍﺭﻥ زن ﭘﯿﺮ را ﻣﯿﻨﮕﺮﯾﺴﺘﻨﺪ،
ﻭ دختر ﻫﻢ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺑﻮﺩ و درعوض غذا را به دهان مادر میگذاشت،
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ مادر ﻏﺬﺍیش ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ، دختر ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ مادر ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺑﺮﺩ،
ﻟﺒﺎﺳﺶ ﺭﺍ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﺮﺩ، سر و وضعش را مرتب کرد ﻭ عینکش ﺭﺍ تميز و ﺗﻨﻈﯿﻢ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ،
ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩِ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺁﻥ ﺩﻭ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﻭ آنان را ﻣﯿﻨﮕﺮﯾﺴﺘﻨﺪ!
دختر ﭘﻮﻝ ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﺎ مادر ﺭﺍﻫﯽ ﺩﺭب ﺧﺮﻭﺟﯽ ﺷﺪ.
ﺩﺭ این هنگام خانم پیری ﺍﺯ ﺟﻤﻊ
ﺣﺎﺿﺮﯾﻦ بلند شد و ﺻﺪﺍ ﮐﺮﺩ:
دختر خانم ﺁﯾﺎ ﻓﮑﺮ نمیکنی ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﯼ؟!
دختر ﭘﺎﺳﺦ داﺩ؛ خیر خانم... فكر نميكنم ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺎﻗﯽ گذﺍﺷﺘﻪ باشم.
ﺁﻥ زن ﭘﯿﺮ ﮔﻔﺖ :
ﺑﻠﻪ، دخترم. ﺑﺎﻗﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﯼ!
ﺩﺭﺳﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﻣﯽ دخترﺍﻥ...
ﻭ ﺍﻣﯿﺪﯼ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪٔ مادرﺍﻥ...
و ﺧﺎﻣﻮﺷﯽ ﻣﻄﻠﻖ ﺑﺮ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ
ﺣﺎﮐﻢ ﺷﺪ..!
👏3
خدا پرسید میخوری یا میبری؛
من گرسنه پاسخ دادم
میخورم..
چه میدانستم..
لذت ها را میبرند...
حسرتها را میخورند...
#حسین پناهی
من گرسنه پاسخ دادم
میخورم..
چه میدانستم..
لذت ها را میبرند...
حسرتها را میخورند...
#حسین پناهی
😢2👌1
فرهنگ جا گذاشتن عمدی کتاب در مکانهای عمومی رفتاری است که اکنون در ایتالیا و فرانسه رو به فزونی گذاشته است.
کسی که کتابش را در مکانی عمومی رها میکند، هویت خود را آشکار نمیکند و ادعایی هم بابت قیمت کتاب ندارد، اما یک درخواست از خواننده یا خوانندگان احتمالی بعدی دارد: شما نیز بعد از خواندن کتاب، آن را در محلی مشابه قرار دهید تا دیگران هم بتوانند از این اثر استفاده کنند.
رول هورنباکر نخستین کسی بود که این حرکت را انجام داد. او یک فروشنده کامپیوتر در ایالت میسوری امریکا بود و نام این رفتار را Book Crossing گذاشت(کتاب در گردش). در فرانسه کتابهای در حال گردش از دههزار جلد فراتر رفته است. این رفتار جدید را میشود به نوعی «کمپین کتابخوانی» یا «کمپین به اشتراک گذاشتن کتاب» در نظر گرفت؛ کمپینی که میتواند به مثابه یک پروژه فرهنگی قابل تامل باشد.
حالا رفتار مذکور به قدری در غرب رواج یافته که کمکم از ترکیه نیز سر درآورده است. در یکی از شهرهای ساحلی ترکیه کنار دریا کتابی روی شنها توجه فردی را به خود جلب میکند. فرد با خود فکر میکند حتما صاحب کتاب فراموش کرده آن را برمیدارد و همینکه چشمش به صفحه اولش میافتد؛ از خوشحالی در پوست خود نمیگنجد!
در صفحه اول کتاب، متن زیر نوشته شده بود: من این کتاب را با علاقه خواندم و آن را در همان مکانی که به آخر رسانده بودم رها کردم. امیدوارم شما هم از این کتاب خوشتان بیاید. اگر از آن خوشتان آمد بخوانید وگرنه در همان نقطهای که پیدایش کردهاید، بگذارید بماند. اگر کتاب را خواندید شمارهای به تعداد خوانندگان اضافه کنید و با ذکر محل پایان مطالعه، در جایی رهایش کنید. در همان صفحه دستخط سومین خواننده توجهش را جلب کرد: خواننده شماره سه در ترکیه.
پس تا بهحال سه نفر که همدیگر را نمیشناسند این کتاب را خواندهاند. طبق اطلاعات موجود در همان صفحه، خواننده اول کتاب را در استانبول و خواننده دوم در شهر بُدروم مطالعه آن را به پایان رسانده و رهایش کرده بود. برای این سنت جدید کتابخوانی یک سایت اینترنتی راهاندازی شده تا علاقمندان بتوانند با عضویت در آن به رهگیری کتابهایی که رها کردهاند، بپردازند. توصیه میکنم سری به سایت bookcrossing.com بزنید.
طبق اطلاعات موجود در حال حاضر بیش از ۲٫۵۰۰٫۰۰۰ جلد کتاب که اطلاعاتشان در این سایت ثبت شده در حال گردش هستند. هدف گردانندگان سایت یاد شده، تبدیل کردن دنیا به یک کتابخانه بزرگ است.
از این به بعد اگر در کافه، لابی هتل، یا سالن انتظار سینما کتابی را پیدا کردید، تعجب نکنید چون ممکن است با یک جلد *کتاب در گردش* روبهرو شده باشید.
ما میخواهیم این فرهنگ را در ایران هم جا بیندازیم. از شما دوستان فقط دو چیز میخواهیم:
در تمامی گروههایی که هستید این پیام را منتشر کنید.
این هفته یکی از کتابهایی که خواندهاید را در یک مکان عمومی جا بگذارید و همان متن را روی جلدش بنویسید.
*امیدواریم چند سال دیگر ارزش این کار بزرگ را ببینیم
کسی که کتابش را در مکانی عمومی رها میکند، هویت خود را آشکار نمیکند و ادعایی هم بابت قیمت کتاب ندارد، اما یک درخواست از خواننده یا خوانندگان احتمالی بعدی دارد: شما نیز بعد از خواندن کتاب، آن را در محلی مشابه قرار دهید تا دیگران هم بتوانند از این اثر استفاده کنند.
رول هورنباکر نخستین کسی بود که این حرکت را انجام داد. او یک فروشنده کامپیوتر در ایالت میسوری امریکا بود و نام این رفتار را Book Crossing گذاشت(کتاب در گردش). در فرانسه کتابهای در حال گردش از دههزار جلد فراتر رفته است. این رفتار جدید را میشود به نوعی «کمپین کتابخوانی» یا «کمپین به اشتراک گذاشتن کتاب» در نظر گرفت؛ کمپینی که میتواند به مثابه یک پروژه فرهنگی قابل تامل باشد.
حالا رفتار مذکور به قدری در غرب رواج یافته که کمکم از ترکیه نیز سر درآورده است. در یکی از شهرهای ساحلی ترکیه کنار دریا کتابی روی شنها توجه فردی را به خود جلب میکند. فرد با خود فکر میکند حتما صاحب کتاب فراموش کرده آن را برمیدارد و همینکه چشمش به صفحه اولش میافتد؛ از خوشحالی در پوست خود نمیگنجد!
در صفحه اول کتاب، متن زیر نوشته شده بود: من این کتاب را با علاقه خواندم و آن را در همان مکانی که به آخر رسانده بودم رها کردم. امیدوارم شما هم از این کتاب خوشتان بیاید. اگر از آن خوشتان آمد بخوانید وگرنه در همان نقطهای که پیدایش کردهاید، بگذارید بماند. اگر کتاب را خواندید شمارهای به تعداد خوانندگان اضافه کنید و با ذکر محل پایان مطالعه، در جایی رهایش کنید. در همان صفحه دستخط سومین خواننده توجهش را جلب کرد: خواننده شماره سه در ترکیه.
پس تا بهحال سه نفر که همدیگر را نمیشناسند این کتاب را خواندهاند. طبق اطلاعات موجود در همان صفحه، خواننده اول کتاب را در استانبول و خواننده دوم در شهر بُدروم مطالعه آن را به پایان رسانده و رهایش کرده بود. برای این سنت جدید کتابخوانی یک سایت اینترنتی راهاندازی شده تا علاقمندان بتوانند با عضویت در آن به رهگیری کتابهایی که رها کردهاند، بپردازند. توصیه میکنم سری به سایت bookcrossing.com بزنید.
طبق اطلاعات موجود در حال حاضر بیش از ۲٫۵۰۰٫۰۰۰ جلد کتاب که اطلاعاتشان در این سایت ثبت شده در حال گردش هستند. هدف گردانندگان سایت یاد شده، تبدیل کردن دنیا به یک کتابخانه بزرگ است.
از این به بعد اگر در کافه، لابی هتل، یا سالن انتظار سینما کتابی را پیدا کردید، تعجب نکنید چون ممکن است با یک جلد *کتاب در گردش* روبهرو شده باشید.
ما میخواهیم این فرهنگ را در ایران هم جا بیندازیم. از شما دوستان فقط دو چیز میخواهیم:
در تمامی گروههایی که هستید این پیام را منتشر کنید.
این هفته یکی از کتابهایی که خواندهاید را در یک مکان عمومی جا بگذارید و همان متن را روی جلدش بنویسید.
*امیدواریم چند سال دیگر ارزش این کار بزرگ را ببینیم
❤3
Audio
www.mp3indirdur.mobi
از مادر بزرگ پرسیدم:
بابا بزرگ تا حالا برات
گل خریده؟
گفت: نه!
ولی تمام دامنهایی
که برام خریده گلدار بوده
عشق یعنی درک کردن
آنچه هست،
نه انتظارآنچه نیست!
بابا بزرگ تا حالا برات
گل خریده؟
گفت: نه!
ولی تمام دامنهایی
که برام خریده گلدار بوده
عشق یعنی درک کردن
آنچه هست،
نه انتظارآنچه نیست!
❤2
در سال ۱۹۲۲، آلبرت آنشتاین به ژاپن سفر کرده بود.
در هتل محل سکونتش، یک پسربچه که پیش خدمت هتل بود نامه ای را به دستش رساند.
آنشتاین پول خورد نداشت که به پسرک انعام بدهد. به جای آن یک نسخه از "تئوری خوشبختی" را روی یک کاغذ نوشت و به پسرک داد.
{این کاغذ اخیرا به قیمت یک و نیم میلیون دلار به فروش رسید}
این چیزی ست که آلبرت آنشتاین روی آن کاغذ نوشته بود👇
« یک زندگی آرام و ساده،
شادی و خوشبختی بیشتری نسبت به جستجوی مضطربانه و دائمی موفقیت،
به ارمغان می آورد!»
لطفا" به این موضوع فکر کنید:
یکی از برجسته ترین نابغه های بشریت گفته است که
ذهن آرام و زندگی آرام #کلید شادی و خوشبختی ست!
اما ببینید امروزه تمام دنیا راجع به خوشبختی چطور فکر می کند؟!
مدام به ما گفته می شود:
"فلان چیز را بدست بیاور!
فلان کار را انجام بده!
به خودت بیشتر فشار بیاور!
به سختی کار کن...!
چون
پس از انجام این کارها ، به شادی و خوشبختی می رسی!!!"
ما اغلب فکر می کنیم که
خانه های بزرگ، ماشین های آنچنانی، جوایز و عناوین مختلف می توانند ما را خوشحال کنند.
اما هنرپیشه معروف ، جیم کری ، می گوید:
"امیدوارم همه آدم ها ثروتمند و مشهور شوند تا به چشم خودشان ببینند که ثروت و شهرت چاره کار نیست!"
پس بیائید در این روز جهانی خوشبختی آنچه را که آنشتاین گفت به یاد داشته باشیم.
بیایید #زندگی_شتابزده را
به امید اینکه روزی در آینده خوشحال خواهیم شد،
متوقف کنیم!
به جای آن از یک زندگی ساده و آرام لذت ببریم،
و خوشحالی و شادی را در همین لحظه تجربه کنیم!
آرامش را بیابید، خوشبختی تان را بسازید...
زندگی درلحظه های زمان حال جریان دارد..لحظه هاراازدست ندهید.....
در هتل محل سکونتش، یک پسربچه که پیش خدمت هتل بود نامه ای را به دستش رساند.
آنشتاین پول خورد نداشت که به پسرک انعام بدهد. به جای آن یک نسخه از "تئوری خوشبختی" را روی یک کاغذ نوشت و به پسرک داد.
{این کاغذ اخیرا به قیمت یک و نیم میلیون دلار به فروش رسید}
این چیزی ست که آلبرت آنشتاین روی آن کاغذ نوشته بود👇
« یک زندگی آرام و ساده،
شادی و خوشبختی بیشتری نسبت به جستجوی مضطربانه و دائمی موفقیت،
به ارمغان می آورد!»
لطفا" به این موضوع فکر کنید:
یکی از برجسته ترین نابغه های بشریت گفته است که
ذهن آرام و زندگی آرام #کلید شادی و خوشبختی ست!
اما ببینید امروزه تمام دنیا راجع به خوشبختی چطور فکر می کند؟!
مدام به ما گفته می شود:
"فلان چیز را بدست بیاور!
فلان کار را انجام بده!
به خودت بیشتر فشار بیاور!
به سختی کار کن...!
چون
پس از انجام این کارها ، به شادی و خوشبختی می رسی!!!"
ما اغلب فکر می کنیم که
خانه های بزرگ، ماشین های آنچنانی، جوایز و عناوین مختلف می توانند ما را خوشحال کنند.
اما هنرپیشه معروف ، جیم کری ، می گوید:
"امیدوارم همه آدم ها ثروتمند و مشهور شوند تا به چشم خودشان ببینند که ثروت و شهرت چاره کار نیست!"
پس بیائید در این روز جهانی خوشبختی آنچه را که آنشتاین گفت به یاد داشته باشیم.
بیایید #زندگی_شتابزده را
به امید اینکه روزی در آینده خوشحال خواهیم شد،
متوقف کنیم!
به جای آن از یک زندگی ساده و آرام لذت ببریم،
و خوشحالی و شادی را در همین لحظه تجربه کنیم!
آرامش را بیابید، خوشبختی تان را بسازید...
زندگی درلحظه های زمان حال جریان دارد..لحظه هاراازدست ندهید.....
👌3💯1
فیلم بسیار دیدنی و زیبا
فیلم قهرمان ناخوانده Unsung Hero 2024 زیرنویس فارسی
https://www.aparat.com/v/udmexv5
فیلم قهرمان ناخوانده Unsung Hero 2024 زیرنویس فارسی
https://www.aparat.com/v/udmexv5
آدم ها
کارهایی که دوست دارند رو
پیش کسانی که دوستشون دارند
انجام میدند !
پس بیایید در جامعه همدیگر را دوست داشته باشیم
و بخاطر همدیگر کارهای خوب و دوست داشتنی انجام بدیم ...
نتیجه ش میشه جامعه خوب و دوست داشتنی!!
#ع_دباغ
کارهایی که دوست دارند رو
پیش کسانی که دوستشون دارند
انجام میدند !
پس بیایید در جامعه همدیگر را دوست داشته باشیم
و بخاطر همدیگر کارهای خوب و دوست داشتنی انجام بدیم ...
نتیجه ش میشه جامعه خوب و دوست داشتنی!!
#ع_دباغ
👏6
Forwarded from Farid Baqer
سلام 🌱
اگر از پدر، مادر یا یکی از عزیزان سالمندتان مراقبت میکنید، یا کسی را میشناسید که چنین مسئولیتی دارد، شاید «کنار» برایش مفید باشد.
«کنار» به تازگی توسط جمعی از روانشناسان و متخصصان حوزه سالمندی راهاندازی شده تا با آموزشها و محتواهای کاربردی، از مراقبان خانوادگی سالمندان حمایت کند؛
ما باور داریم که مراقبان هم به مراقبت نیاز دارند.
@kenarcare
اگر از پدر، مادر یا یکی از عزیزان سالمندتان مراقبت میکنید، یا کسی را میشناسید که چنین مسئولیتی دارد، شاید «کنار» برایش مفید باشد.
«کنار» به تازگی توسط جمعی از روانشناسان و متخصصان حوزه سالمندی راهاندازی شده تا با آموزشها و محتواهای کاربردی، از مراقبان خانوادگی سالمندان حمایت کند؛
ما باور داریم که مراقبان هم به مراقبت نیاز دارند.
@kenarcare
Forwarded from کنار
«این کانال برای کسانی است که از یک سالمند مراقبت میکنند.»
اگر از پدر، مادر، همسر یا یکی از عزیزان سالمندتان مراقبت میکنید، احتمالاً بخش زیادی از روزتان صرف کارهایی میشود که خیلیها متوجهشان نیستند.
یادآوری داروها، همراهی در رفتوآمدها، رسیدگی به خرید خانه، رفع نیازهای عاطفیشان، هماهنگی با پزشکها و دهها کار کوچک و بزرگ دیگر.
ما برای کسانی که این مسئولیت را بر عهده دارند یک نام داریم: مراقبان خانوادگی
کسانی که در کنار همه کارها و مشغلههایی که دارند، بدون هیچ چشمداشتی از عزیزان سالمندشان مراقبت میکنند. مجموعه «کنار» با همراهی روانشاسان و متخصصان حوزه سلامت برای این شکل گرفته که از این مراقبان خانوادگی حمایت کند.
در این کانال قرار است:
اطلاعات معتبر و آموزشهای کاربردی درباره مراقبت از سالمندان را منتشر کنیم.
درباره چالشهای مراقب بودن حرف بزنیم.
ابزارها، خدمات و محصولاتی را که میتوانند مراقبت را آسانتر کنند، معرفی کنیم.
و مهمتر از همه، قرار است که مدام یادمان بیاوریم که مراقبان، خودشان هم نیاز به مراقبت دارند.
اگر شما هم از یک عزیز سالمند مراقبت میکنید، خوشحالیم که اینجا در کنارمان هستید.
اگر از پدر، مادر، همسر یا یکی از عزیزان سالمندتان مراقبت میکنید، احتمالاً بخش زیادی از روزتان صرف کارهایی میشود که خیلیها متوجهشان نیستند.
یادآوری داروها، همراهی در رفتوآمدها، رسیدگی به خرید خانه، رفع نیازهای عاطفیشان، هماهنگی با پزشکها و دهها کار کوچک و بزرگ دیگر.
ما برای کسانی که این مسئولیت را بر عهده دارند یک نام داریم: مراقبان خانوادگی
کسانی که در کنار همه کارها و مشغلههایی که دارند، بدون هیچ چشمداشتی از عزیزان سالمندشان مراقبت میکنند. مجموعه «کنار» با همراهی روانشاسان و متخصصان حوزه سلامت برای این شکل گرفته که از این مراقبان خانوادگی حمایت کند.
در این کانال قرار است:
اطلاعات معتبر و آموزشهای کاربردی درباره مراقبت از سالمندان را منتشر کنیم.
درباره چالشهای مراقب بودن حرف بزنیم.
ابزارها، خدمات و محصولاتی را که میتوانند مراقبت را آسانتر کنند، معرفی کنیم.
و مهمتر از همه، قرار است که مدام یادمان بیاوریم که مراقبان، خودشان هم نیاز به مراقبت دارند.
اگر شما هم از یک عزیز سالمند مراقبت میکنید، خوشحالیم که اینجا در کنارمان هستید.