Nashod ~ UpMusic
Mehdi Jahani ~ UpMusic
خواستیم نشد
خواستیم دورها رو نزدیک کنیم نشد
خواستیم دیر ها رو زود کنیم نشد
خواستیم غربتها رو نزدیک کنیم نشد
خواستیم غصه ها رو دور کنیم نشد
خواستیم شادی ها رو زود کنیم نشد
خواستیم آرزو ها رو بغل کنیم نشد
خواستیم شوخی با زندگی کنیم نشد
خواستیم دل را عاشق ش کنیم نشد
خواستیم آغوش بر بالینش کنیم نشد
خواستیم خیره در نگاه ش کنیم نشد
خواستیم دست در دست ش کنیم نشد
خواستیم ..
خوب چه میشد کرد !!
پس
به دورها نگاه کردیم
به دیرها امید کردیم
به زودها عادت کردیم
به غصه ها لبخند کردیم
به آرزو ها رویا کردیم
به زیبایی ها عشق کردیم
به آغوش ها پرواز کردیم
به قلب ها محبت کردیم
به نگاه ها شادی کردیم
به شادی ها شوق کردیم
تا
تا بمانیم !!
تا بدانیم
جملگی رمزی ست بر پنهان درٌ قلب ها
تا شاید قفلش بشکند
آنوقت
هیچ دوری دور نیست
هیچ دیری دیر نیست
هیچ ...
همگی عشق ست و زیبایی
نیکویی است و دانایی
و تو هستی
همان درٌ انسانیت !!
#ع_دباغ
خواستیم دورها رو نزدیک کنیم نشد
خواستیم دیر ها رو زود کنیم نشد
خواستیم غربتها رو نزدیک کنیم نشد
خواستیم غصه ها رو دور کنیم نشد
خواستیم شادی ها رو زود کنیم نشد
خواستیم آرزو ها رو بغل کنیم نشد
خواستیم شوخی با زندگی کنیم نشد
خواستیم دل را عاشق ش کنیم نشد
خواستیم آغوش بر بالینش کنیم نشد
خواستیم خیره در نگاه ش کنیم نشد
خواستیم دست در دست ش کنیم نشد
خواستیم ..
خوب چه میشد کرد !!
پس
به دورها نگاه کردیم
به دیرها امید کردیم
به زودها عادت کردیم
به غصه ها لبخند کردیم
به آرزو ها رویا کردیم
به زیبایی ها عشق کردیم
به آغوش ها پرواز کردیم
به قلب ها محبت کردیم
به نگاه ها شادی کردیم
به شادی ها شوق کردیم
تا
تا بمانیم !!
تا بدانیم
جملگی رمزی ست بر پنهان درٌ قلب ها
تا شاید قفلش بشکند
آنوقت
هیچ دوری دور نیست
هیچ دیری دیر نیست
هیچ ...
همگی عشق ست و زیبایی
نیکویی است و دانایی
و تو هستی
همان درٌ انسانیت !!
#ع_دباغ
❤2😢2
خوشبختانه خدا
خیلی بزرگتر از دلواپسیهای ماست...
دلواپسیهایت را به خدا بسپار
شبتون بخیر
خیلی بزرگتر از دلواپسیهای ماست...
دلواپسیهایت را به خدا بسپار
شبتون بخیر
🙏3
اگر عادت داری
همیشه روی مبل ها و فرش ها
را بپوشانی، زندگی نمی کنی
اگر پنجره ها را به بهانه ی
آنکه پرده ها کثیف میشوند
باز نمیکنی،
زندگی نمی کنی !
اگر روکش مشمایی صندلی های
ماشینت را هنوز دور ننداخته ای
زندگی نمی کنی
دیر میشود عزیز
بیا دست برداریم از این اسارت کهنه
که به مسخره ترین طرز ممکن
نامش شده قناعت و چنگ انداخته
به باورهایمان
عمر تمام این وسایل میتواند
از من و تو و نسل آینده مان بیشتر باشد
چه عیبی دارد
کثیف شدند تمیزشان میکنیم
ما معنای مراقبت را اشتباه فهمیده ایم ...!
همیشه روی مبل ها و فرش ها
را بپوشانی، زندگی نمی کنی
اگر پنجره ها را به بهانه ی
آنکه پرده ها کثیف میشوند
باز نمیکنی،
زندگی نمی کنی !
اگر روکش مشمایی صندلی های
ماشینت را هنوز دور ننداخته ای
زندگی نمی کنی
دیر میشود عزیز
بیا دست برداریم از این اسارت کهنه
که به مسخره ترین طرز ممکن
نامش شده قناعت و چنگ انداخته
به باورهایمان
عمر تمام این وسایل میتواند
از من و تو و نسل آینده مان بیشتر باشد
چه عیبی دارد
کثیف شدند تمیزشان میکنیم
ما معنای مراقبت را اشتباه فهمیده ایم ...!
👏4❤1😢1
موقع شادی...ستایش خدا
موقع سختی...یافتن خدا
موقع آرامش...عبادت خدا
موقع درد...اعتماد بـه خدا
و در تمامی مواقع
تشکر از” خدا ”را فراموش نکنید
موقع سختی...یافتن خدا
موقع آرامش...عبادت خدا
موقع درد...اعتماد بـه خدا
و در تمامی مواقع
تشکر از” خدا ”را فراموش نکنید
💯3❤2
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
زیرلب گفت فیلیس ! این کیست؟
_این کودک را از خیابان برداشته ام .
مجروح و گرسنه است؛
می خواهم هرچه زودتر او را به خانه برسانم.
اینجا کالسکه ای نمی توان پیدا کرد .
بنابراین می خواهم از کالسکه ی تو استفاده کنم.
_فیلیس! نباید یک بچه ی ولگرد و نفرت انگیز را به اتاق ببری! پلیس را خبر کن تا او را به نوانخانه یا هرجائی که برایش مناسب است ببرد.
تو نمی توانی از همه گداهای شهر...
خرمگس تکرار کرد: مجروح است،
باید از او مراقبت کنم و غذایش بدهم.
زیتا حالتی از نفرت به خود گرفت وگفت: سرش را درست روی پیراهنت گذارده ای!
چطور می توانی این کار را بکنی؟ کثیف است.
خرمگس، خشمی ناگهانی سر برداشت و به تندی گفت: گرسنه است، تو نمی دانی گرسنگی یعنی چه؛
می دانی؟ ...
#خرمگس
#اتل_لیتان_وینیچ
_این کودک را از خیابان برداشته ام .
مجروح و گرسنه است؛
می خواهم هرچه زودتر او را به خانه برسانم.
اینجا کالسکه ای نمی توان پیدا کرد .
بنابراین می خواهم از کالسکه ی تو استفاده کنم.
_فیلیس! نباید یک بچه ی ولگرد و نفرت انگیز را به اتاق ببری! پلیس را خبر کن تا او را به نوانخانه یا هرجائی که برایش مناسب است ببرد.
تو نمی توانی از همه گداهای شهر...
خرمگس تکرار کرد: مجروح است،
باید از او مراقبت کنم و غذایش بدهم.
زیتا حالتی از نفرت به خود گرفت وگفت: سرش را درست روی پیراهنت گذارده ای!
چطور می توانی این کار را بکنی؟ کثیف است.
خرمگس، خشمی ناگهانی سر برداشت و به تندی گفت: گرسنه است، تو نمی دانی گرسنگی یعنی چه؛
می دانی؟ ...
#خرمگس
#اتل_لیتان_وینیچ
👍1💯1
Divoonegi Nakon
🆔 @Ahang1001 - Moein
به من حق بده
دوست داشتنت تنها راز زندگی ام باشد
من همیشه هرچه را که دوست داشته ام
از دست داده ام!
#منیره_حسینی
دوست داشتنت تنها راز زندگی ام باشد
من همیشه هرچه را که دوست داشته ام
از دست داده ام!
#منیره_حسینی
❤3😢2
تا به حال برای دلت مادری کردهای؟
در آغوشش بگیری و دست نوازشی
به سر و رویش بکشی
بگویی:جان دلم، بی تاب نشو این قدر
روزهای بی حوصلگیات تمام میشود
پدری چه؟ پدری کردهای؟
غیرتی شوی از این همه بی تابیاش!
صدایت را خشدار کنی و بلندتر،
جوری که از ابهت صدایت بترسد
سرش فریاد بزنی:
که ای دل بی مروت، بس است به خودت
رحم نداری، به من پدر رحم کن
باید برای دلتان پدری و مادری کنید ...
هوایش را داشته باشید .
این دل را تنها و بی کس نکنید
که مبادا میان آن همه بغض، بی دل شوید ...
در آغوشش بگیری و دست نوازشی
به سر و رویش بکشی
بگویی:جان دلم، بی تاب نشو این قدر
روزهای بی حوصلگیات تمام میشود
پدری چه؟ پدری کردهای؟
غیرتی شوی از این همه بی تابیاش!
صدایت را خشدار کنی و بلندتر،
جوری که از ابهت صدایت بترسد
سرش فریاد بزنی:
که ای دل بی مروت، بس است به خودت
رحم نداری، به من پدر رحم کن
باید برای دلتان پدری و مادری کنید ...
هوایش را داشته باشید .
این دل را تنها و بی کس نکنید
که مبادا میان آن همه بغض، بی دل شوید ...
👏1🙏1
دووم میارم
حتی بدون تکیه گاه ...
بدون همراه
بدون دلگرمی ...
حتی بدون آدم هایی که
آخرین امید من بودن ...!
دووم میارم؛
حتی اگه پای اعتمادم بشکنه ...
حتی اگر زانوی باورم خم بشه ..
حتی اگه شیشه ی احساسم ترک برداره !
من اما ادامه میدم ..
من اما پیروز میشم ...
اگر چه پشت هر بهار،
هزار زمستون دفن کردم ...
و پشت هر لبخند هزارو یک بی تابی ...
اما دووم میارم ...
دنیا به آدم های قوی نیاز داره ..
#مائده حیدری"
حتی بدون تکیه گاه ...
بدون همراه
بدون دلگرمی ...
حتی بدون آدم هایی که
آخرین امید من بودن ...!
دووم میارم؛
حتی اگه پای اعتمادم بشکنه ...
حتی اگر زانوی باورم خم بشه ..
حتی اگه شیشه ی احساسم ترک برداره !
من اما ادامه میدم ..
من اما پیروز میشم ...
اگر چه پشت هر بهار،
هزار زمستون دفن کردم ...
و پشت هر لبخند هزارو یک بی تابی ...
اما دووم میارم ...
دنیا به آدم های قوی نیاز داره ..
#مائده حیدری"
😢1
یک روز از سرِ بی کاری به بچه های کلاس گفتم انشایی بنویسند با این عنوان که "فقر بهتر است یا عطر؟"
قافیه ساختن از سرگرمی هایم بود. چند نفری از بچه ها نوشتند "فقر". از بین علم و ثروت همیشه علم را انتخاب می کردند. نوشته بودند که"فقر" خوب است چون چشم و گوش آدم را باز می کند و او را بیدار نگه می دارد ولی عطر، آدم را بیهوش و مدهوش می کند. عادت کرده بودند مجیز فقر را بگویند چون نصیبشان شده بود.
فقط یکی از بچه ها نوشته بود "عطر". انشایش را هنوز هم دارم. جالب بود. نوشته بود "عطر حس های آدم را بیدار می کند که فقر آنها را خاموش کرده است"
#فریبا_وفی
📗 رویای تبت
قافیه ساختن از سرگرمی هایم بود. چند نفری از بچه ها نوشتند "فقر". از بین علم و ثروت همیشه علم را انتخاب می کردند. نوشته بودند که"فقر" خوب است چون چشم و گوش آدم را باز می کند و او را بیدار نگه می دارد ولی عطر، آدم را بیهوش و مدهوش می کند. عادت کرده بودند مجیز فقر را بگویند چون نصیبشان شده بود.
فقط یکی از بچه ها نوشته بود "عطر". انشایش را هنوز هم دارم. جالب بود. نوشته بود "عطر حس های آدم را بیدار می کند که فقر آنها را خاموش کرده است"
#فریبا_وفی
📗 رویای تبت
👌3
😢4
Mehrabane Mani
Hojat Ashrafzadeh
در هوای بارانی پاییزها
کنار پنجره شوق
روی شیشه بخار گرفته از عشق
قلبی می کشم
و از درونش
خیره می شوم
چه زیباست
منظره کوچه
وقتی
هوا بارانی ست
خانه زندگی گرم است
گویی
تصویر قلب شیشه ای
به گرمی نفس ها باقی ست ..
هوای سرد اتاق
نفس های بی بخار
و
آب شدن قلب
را می نگری !
بدان
قدر نفس ها را !
وقتی پنجره خیس آرزوهاست
قلبی بکش
و درونش باز قلبی
و بنگر
زمان آب شدن قلبی
آب شدن قلبم را !!
#ع_دباغ
کنار پنجره شوق
روی شیشه بخار گرفته از عشق
قلبی می کشم
و از درونش
خیره می شوم
چه زیباست
منظره کوچه
وقتی
هوا بارانی ست
خانه زندگی گرم است
گویی
تصویر قلب شیشه ای
به گرمی نفس ها باقی ست ..
هوای سرد اتاق
نفس های بی بخار
و
آب شدن قلب
را می نگری !
بدان
قدر نفس ها را !
وقتی پنجره خیس آرزوهاست
قلبی بکش
و درونش باز قلبی
و بنگر
زمان آب شدن قلبی
آب شدن قلبم را !!
#ع_دباغ
❤4
« غیر ممکن، کمی دیرتر ممکن است »
در حقیقت، شانس پیروزی شما همین جاست، همین حالاست، نه در گذشته و نه در آینده.
فیلسوفی قدیمی می گوید: " امروز اولین روز از بقیه ی عمر شماست."
هیچ وقت فراموش نکنید که خداوند به هر یک از ما حیرت انگیزترین یکتایی را داده است؛ هیچ کس در دنیا نمی تواند کاری را انجام دهد که شما می توانید انجامش دهید؛ چه کسی می تواند مثل شما فکر کند و ببیند؟ چه کسی می تواند آنچه را شما می توانید خلق کنید، خلق کند؟
شما شبکه ای پیچیده از ویژگی های خوب تنیده شده، نقطه نظرها، توانایی ها، ذوق ها و سلیقه ها و استعدادها هستید. اگر عنان زندگی خود را به دست نگیرید، گنجی عظیم را از دست داده اید.
| کتاب: #غیرممکن_کمی_دیرتر_ممکن_است | #آرت_برگ | ترجمه: #سهیلا_موسوی_رضوی | انتشارات: #درسا - چاپ ششم، 1395 | صفحه: 280
در حقیقت، شانس پیروزی شما همین جاست، همین حالاست، نه در گذشته و نه در آینده.
فیلسوفی قدیمی می گوید: " امروز اولین روز از بقیه ی عمر شماست."
هیچ وقت فراموش نکنید که خداوند به هر یک از ما حیرت انگیزترین یکتایی را داده است؛ هیچ کس در دنیا نمی تواند کاری را انجام دهد که شما می توانید انجامش دهید؛ چه کسی می تواند مثل شما فکر کند و ببیند؟ چه کسی می تواند آنچه را شما می توانید خلق کنید، خلق کند؟
شما شبکه ای پیچیده از ویژگی های خوب تنیده شده، نقطه نظرها، توانایی ها، ذوق ها و سلیقه ها و استعدادها هستید. اگر عنان زندگی خود را به دست نگیرید، گنجی عظیم را از دست داده اید.
| کتاب: #غیرممکن_کمی_دیرتر_ممکن_است | #آرت_برگ | ترجمه: #سهیلا_موسوی_رضوی | انتشارات: #درسا - چاپ ششم، 1395 | صفحه: 280
❤3👍1
اى كاش از آنِ من بودى
در روزگارى كه نه بر شعر گزندى بود!
نه گل
نه ناى
نه مادينگى...
افسوس!
دير رسيده ايم وبه جست وجوى گلِ سرخ رفته ايم
در زمانه اى كه عشق را نمى شناسد!
#نزار_قباني
در روزگارى كه نه بر شعر گزندى بود!
نه گل
نه ناى
نه مادينگى...
افسوس!
دير رسيده ايم وبه جست وجوى گلِ سرخ رفته ايم
در زمانه اى كه عشق را نمى شناسد!
#نزار_قباني
❤3👌1
Nimeye Penhan ~ Music-Fa.Com
Sina Sarlak ~ Music-Fa.Com
عزیز کودکی م یادته، یادش بخیر
عزیز: اره ، اون موقع کوچک بودی
راست میگی عزیز، ولی
کودکی کوچکی نیست
کودکی ساده بودنه
کودکی آرامیدن در آغوش مادره
کودکی گرفتن دست پدره
کودکی سبک پریدن به آسمونه
کودکی نگاه بی آلا یشه
کودکی حس محبتهای واقعیه
کودکی آسودگی از غمه
کودکی حرف زدن از دله
کودکی بازی با زندگیه ...
کودکی خوابیدن بدون غصه هاست
کودکی آرامش قبل از طوفانهاست. ..
#ع_دباغ
عزیز: اره ، اون موقع کوچک بودی
راست میگی عزیز، ولی
کودکی کوچکی نیست
کودکی ساده بودنه
کودکی آرامیدن در آغوش مادره
کودکی گرفتن دست پدره
کودکی سبک پریدن به آسمونه
کودکی نگاه بی آلا یشه
کودکی حس محبتهای واقعیه
کودکی آسودگی از غمه
کودکی حرف زدن از دله
کودکی بازی با زندگیه ...
کودکی خوابیدن بدون غصه هاست
کودکی آرامش قبل از طوفانهاست. ..
#ع_دباغ
❤4
اعتبار آدمها
به حضورشان نیست...
به دلهره ای است که
در نبودنشان احساس میشود.
بعضی از نبودن ها را هیچ بودنی
پر نمیکند...
حواسمان باشد !
به حضورشان نیست...
به دلهره ای است که
در نبودنشان احساس میشود.
بعضی از نبودن ها را هیچ بودنی
پر نمیکند...
حواسمان باشد !
👍4😢1
آدمی هر آنچه که میدهد
باز پس میگیرد !
پندار ، گفتار و کردار انسان
دیر یا زود با دقتی حیرت انگیز
به خود او باز میگردد !
باز پس میگیرد !
پندار ، گفتار و کردار انسان
دیر یا زود با دقتی حیرت انگیز
به خود او باز میگردد !
👌4
وقتی یه "همسفرِ خوب" داشته باشی
دیگه دنبالِ رسیدن به مقصد نیستی !
دنبالِ طولانیترین
جادههای دنیا میگردی
جادههایی که تموم شدن رو
بهشون یاد نداده باشن..
دیگه دنبالِ رسیدن به مقصد نیستی !
دنبالِ طولانیترین
جادههای دنیا میگردی
جادههایی که تموم شدن رو
بهشون یاد نداده باشن..
👌5
درس زندگی ، گروه ۹۹
پادشاهی خدمتکاری داشت که بسیار شاد بود، از او علت شاد بودنش را پرسید. خدمتکار گفت: قربان همسر و فرزندی دارم و غذایی برای خوردن و لباسی برای پوشیدن و بدین سبب من راضی و شادم...
پادشاه موضوع را به وزیر گفت . وزیر هم گفت: قربان چون او عضو گروه ۹۹ نیست بدان جهت شاد است. پادشاه پرسید گروه ۹۹ دیگر چیست؟! وزیر گفت قربان یک کیسه برنج را با ۹۹ سکه طلا جلو خانه وی قرار دهید. پادشاه چنین کرد...
خدمتکار وقتی به خانه برگشت با دیدن کیسه و سکه ها بسیار شاد شد و شروع به شمردن کرد. ۹۹ سکه ؟! و بارها شمرد و تعجب کرد که چرا ۱۰۰ تا نیست، همه جا را زیر و رو کرد ولی اثری از یک سکه نبود.
او ناراحت شد و تصمیم گرفت از فردا بیشتر کار کند تا یک سکه طلای دیگر پس انداز کند ، او از صبح تا شب سخت کار میکرد، و دیگر خوشحال نبود.
وزیر هم که با پادشاه او را زیر نظر داشت گفت: قربان او اکنون عضو گروه ۹۹ است و اعضای این گرو کسانی اند که زیاد دارند اما شاد و راضی نیستند.
پادشاهی خدمتکاری داشت که بسیار شاد بود، از او علت شاد بودنش را پرسید. خدمتکار گفت: قربان همسر و فرزندی دارم و غذایی برای خوردن و لباسی برای پوشیدن و بدین سبب من راضی و شادم...
پادشاه موضوع را به وزیر گفت . وزیر هم گفت: قربان چون او عضو گروه ۹۹ نیست بدان جهت شاد است. پادشاه پرسید گروه ۹۹ دیگر چیست؟! وزیر گفت قربان یک کیسه برنج را با ۹۹ سکه طلا جلو خانه وی قرار دهید. پادشاه چنین کرد...
خدمتکار وقتی به خانه برگشت با دیدن کیسه و سکه ها بسیار شاد شد و شروع به شمردن کرد. ۹۹ سکه ؟! و بارها شمرد و تعجب کرد که چرا ۱۰۰ تا نیست، همه جا را زیر و رو کرد ولی اثری از یک سکه نبود.
او ناراحت شد و تصمیم گرفت از فردا بیشتر کار کند تا یک سکه طلای دیگر پس انداز کند ، او از صبح تا شب سخت کار میکرد، و دیگر خوشحال نبود.
وزیر هم که با پادشاه او را زیر نظر داشت گفت: قربان او اکنون عضو گروه ۹۹ است و اعضای این گرو کسانی اند که زیاد دارند اما شاد و راضی نیستند.
👏5
Shalat - NasleMusic.Com
Ragheb - NasleMusic.Com
روزی
حرف ها و کلمات خواهم شد
مانده در لای ورق ها
گویی
شاید
کودکی سرٍ بازی کاغذها
بازم کند
پروازم دهد
و
ورق ها
سوار بر باد ها
به دستت برسد
بخوانی
دوستت دارم !
#ع_دباغ
حرف ها و کلمات خواهم شد
مانده در لای ورق ها
گویی
شاید
کودکی سرٍ بازی کاغذها
بازم کند
پروازم دهد
و
ورق ها
سوار بر باد ها
به دستت برسد
بخوانی
دوستت دارم !
#ع_دباغ
❤4😢1
وصیت نامه آلبرت_انیشتین:
آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است.
در چنین روزی، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه، زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید. بگذارید آن را بستر زندگی بنامم. بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند.
چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب، چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشم های یک زن ندیده است.
قلبم را به کسی هدیه بدهید که از قلب جز خاطره ی دردهایی پیاپی و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد.
خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده اند و کمکش کنید تا زنده بماند تا نوه هایش را ببیند.
کلیه هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که هر هفته خون او را تصفیه می کند.
استخوان هایم، عضلاتم، تک تک سلول هایم و اعصابم را بردارید و راهی پیدا کنید که آنها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید.
هر گوشه از مغز مرا بکاوید، سلول هایم را اگر لازم شد، بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا به کمک آنها پسرک لالی بتواند با صدای دو رگه فریاد بزند و دخترک ناشنوایی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود.
آن چه را که از من باقی می ماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید، تا گلها بشکفند. اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم، ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند.
گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید. عمل خیری انجام دهید، یا به کسی که نیازمند شماست، کلام محبت آمیزی بگویید.
اگر آنچه را که گفتم برایم
انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند…
#آلبرت_انیشتین
آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است.
در چنین روزی، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه، زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید. بگذارید آن را بستر زندگی بنامم. بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند.
چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب، چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشم های یک زن ندیده است.
قلبم را به کسی هدیه بدهید که از قلب جز خاطره ی دردهایی پیاپی و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد.
خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده اند و کمکش کنید تا زنده بماند تا نوه هایش را ببیند.
کلیه هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که هر هفته خون او را تصفیه می کند.
استخوان هایم، عضلاتم، تک تک سلول هایم و اعصابم را بردارید و راهی پیدا کنید که آنها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید.
هر گوشه از مغز مرا بکاوید، سلول هایم را اگر لازم شد، بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا به کمک آنها پسرک لالی بتواند با صدای دو رگه فریاد بزند و دخترک ناشنوایی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود.
آن چه را که از من باقی می ماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید، تا گلها بشکفند. اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم، ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند.
گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید. عمل خیری انجام دهید، یا به کسی که نیازمند شماست، کلام محبت آمیزی بگویید.
اگر آنچه را که گفتم برایم
انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند…
#آلبرت_انیشتین
👏3👍1