حقیقت، آیینهای بود که از آسمان و
از دست خدا به زمین افتاد و شکست
هر کس تکهای از آن را برداشت
خود را در آن دید،
گمان کرد حقیقت نزد اوست.
حال آن که حقیقت نزد همگان پخش بود.
#فيه_ما_فيه
#مولانا
از دست خدا به زمین افتاد و شکست
هر کس تکهای از آن را برداشت
خود را در آن دید،
گمان کرد حقیقت نزد اوست.
حال آن که حقیقت نزد همگان پخش بود.
#فيه_ما_فيه
#مولانا
👍2❤1👏1👌1
برو ای یار که ترک تو ستمگر کردم
حیف از آن عمر که در پای تو من سر کردم
عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران
ساده دل من که قسمهای تو باور کردم
به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود
زآن همه ناله که من پیش تو کافر کردم
تو شدی همسر اغیار و من از یار و دیار
گشتم آواره و ترک سر و همسر کردم
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از کوی تو لیکن عقب سر نگران
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران وای به حال دگران
#شهریار
حیف از آن عمر که در پای تو من سر کردم
عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران
ساده دل من که قسمهای تو باور کردم
به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود
زآن همه ناله که من پیش تو کافر کردم
تو شدی همسر اغیار و من از یار و دیار
گشتم آواره و ترک سر و همسر کردم
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از کوی تو لیکن عقب سر نگران
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران وای به حال دگران
#شهریار
👍2👌1
نه تنها پزشکی، مهندسی و نقاشی هنر است بلکه زیستن نیز خود هنری است و در حقیقت مهم ترین و در عین حال مشکل ترین و پیچیده ترین هنری است که انسان تجربه میکند. هدف این هنر، انجام کار بهخصوصی نیست بلکه هدف آن زندگیِ شایانِ تحسین و پرورش استعداد های ذاتی است. در پهنهٔ هنرِ زیستن، انسان هم هنرمند است و هم محصول هنر، هم پیکرتراش است و هم سنگ مرمر، هم پزشک است و هم بیمار...
#اریش_فروم
#اریش_فروم
👍1👌1
صدای قدم های پاییز را می شنوی؟
صدای سوت باد
لا به لای شاخ و برگ درختان
صدای بوف شب زنده دار
همهمه ی جیر جیر
جیرجیرک ها...
بوی باران
بوی عطر تلخ یار
صدای تو...
بوی تو...
با پاییز بیا...
بیا...
برایم خیابانی باش بی انتها
می خواهم
در باران
دست در دست تو
راه بروم
بخندم
برقصم
آواز بخوانم...
شعر بگویم ،
مست شوم...
می خواهم نفس نفس
با برگ ها غزل شوم ،
ترانه شوم...
می خواهم در این پاییز
بودنت را قاب بگیرم...
صدایت کنم...!!
شعر شدن را بلدی..؟!!
ماندن را بلدی...؟!!
#مژگان_م
#دلژین
صدای سوت باد
لا به لای شاخ و برگ درختان
صدای بوف شب زنده دار
همهمه ی جیر جیر
جیرجیرک ها...
بوی باران
بوی عطر تلخ یار
صدای تو...
بوی تو...
با پاییز بیا...
بیا...
برایم خیابانی باش بی انتها
می خواهم
در باران
دست در دست تو
راه بروم
بخندم
برقصم
آواز بخوانم...
شعر بگویم ،
مست شوم...
می خواهم نفس نفس
با برگ ها غزل شوم ،
ترانه شوم...
می خواهم در این پاییز
بودنت را قاب بگیرم...
صدایت کنم...!!
شعر شدن را بلدی..؟!!
ماندن را بلدی...؟!!
#مژگان_م
#دلژین
❤2👏1👌1💯1
سهم ما انسانها از همدیگر
آرامشی است که
به هم هدیه میدهیم
خوشبختی...
یعنی دلی را نرنجانی
قلبی را نشکنی
آبرویی را نریزی و دیگران از تو آسیب نبینند!
آرامشی است که
به هم هدیه میدهیم
خوشبختی...
یعنی دلی را نرنجانی
قلبی را نشکنی
آبرویی را نریزی و دیگران از تو آسیب نبینند!
👌1💯1
مهربانی در ڪلام
اعتمادبهنفس ایجاد میڪند
مهربانی در ذهن
معنویت وڪمال ایجاد میڪند
ومهربانی در بخشش
عشق ایجاد میڪند.
اعتمادبهنفس ایجاد میڪند
مهربانی در ذهن
معنویت وڪمال ایجاد میڪند
ومهربانی در بخشش
عشق ایجاد میڪند.
👌3❤1
حالِ دلت که خوب باشد آدم ها همه شان دوست داشتنی اند...
حالِ دلت خوب که باشد حتی چراغ قرمز هم برایت مکثی دوست داشتنی میشود...
حالِ دلت که خوب باشد میشوی هم بازی بچهها و هم صحبت بزرگترها...
حالِ دلت که خوب باشد رنگها همه خوش رنگ اند...
حالِ دلت که خوب باشد حتی ابری ترین روزها هم فقط نوید باران میدهند...
حالِ دلت که خوب باشد همه تو را قشنگ تر میبینند...
و عشق یعنی... حالت خوب باشد
حالِ دلت خوب که باشد حتی چراغ قرمز هم برایت مکثی دوست داشتنی میشود...
حالِ دلت که خوب باشد میشوی هم بازی بچهها و هم صحبت بزرگترها...
حالِ دلت که خوب باشد رنگها همه خوش رنگ اند...
حالِ دلت که خوب باشد حتی ابری ترین روزها هم فقط نوید باران میدهند...
حالِ دلت که خوب باشد همه تو را قشنگ تر میبینند...
و عشق یعنی... حالت خوب باشد
👌2❤1
ژاپن
•ﮊﺍﭘﻨﯽ ﻫﺎ ﺍﺻﻼً ﭘﺲ ﺍﻧﺪﺍﺯ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ!
•ﺗﻮﺭﻡ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ ﻣﻌﻤﻮلا ﯾﺎ ﺻﻔﺮ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﻣﻨﻔﯽ ﺍﺳﺖ!
•ﺩﺭ ژاپن ﺧﺎﻧﻪ ﻭﯾﻼﯾﯽ ﺑﻪ ﻧﺪﺭﺕ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ!
•ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﻣُﺮﺩﻥ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ ﯾﮏ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﺍﺳﺖ!
•ﺣﻘﻮﻕ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻢ ﻣﻌﺎﺩﻝ ۷۵۰۰ ﺩﻻﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﻣﺎﻩ ﺍﺳﺖ!
•ﺷﮑﺴﺖ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ ﻣﺪﯾﺮ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺮﮒ ﺍﺳﺖ!
•ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ ﺩﻭﺭﻩ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﺧﺎﻧﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭﺍﻥ ﺑﭽﻪﻫﺎ ﺩﻟﺴﻮﺯﺗﺮﻧﺪ!
ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺗﻌﻄﯿﻠﯽ ﻣﺪﺍﺭﺱ ﺑﭽﻪﻫﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ!
•ﺧﺎﻧﻢ ﻫﺎ ﺩﺭ ژاپن ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻋﻤﻮﻣﺎً ﮐﺎﺭﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ!
ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺣﻘﻮﻕ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﺎ ﭘﻮﻝ ﺧﺮﺟﯽ ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ.
ﺣﺮﺻﺸﺎﻥ ﺑﺮ ﻧﻈﺎﻓﺖ ﺭﺍ ﺳﺮﻟﻮﺣﻪ ﺍﺧﻼﻕ ﺧﻮﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ.
•ﮐﺎﺭﮔﺮ ﻧﻈﺎﻓﺖ ﻭ ﺭﻓﺘﮕﺮ ﺭﺍ " ﺍﯾﻨﺠﯿﻨﺮ ( ﻣﻬﻨﺪﺱ) ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ"ﻣﯽ ﻧﺎﻣﻨﺪ..
ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮊﺍﭘﻦ، ﮊﺍﭘﻦ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﺗﺼﺎﺩﻓﯽ ﻧﯿﺴﺖ...
•ﮊﺍﭘﻨﯽ ﻫﺎ ﺍﺻﻼً ﭘﺲ ﺍﻧﺪﺍﺯ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ!
•ﺗﻮﺭﻡ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ ﻣﻌﻤﻮلا ﯾﺎ ﺻﻔﺮ ﺍﺳﺖ ﯾﺎ ﻣﻨﻔﯽ ﺍﺳﺖ!
•ﺩﺭ ژاپن ﺧﺎﻧﻪ ﻭﯾﻼﯾﯽ ﺑﻪ ﻧﺪﺭﺕ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ!
•ﺍﺯ ﮐﺎﺭ ﻣُﺮﺩﻥ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ ﯾﮏ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﺍﺳﺖ!
•ﺣﻘﻮﻕ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻢ ﻣﻌﺎﺩﻝ ۷۵۰۰ ﺩﻻﺭ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﻣﺎﻩ ﺍﺳﺖ!
•ﺷﮑﺴﺖ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮏ ﻣﺪﯾﺮ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺮﮒ ﺍﺳﺖ!
•ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻌﻠﻤﺎﻥ ﺩﻭﺭﻩ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﺧﺎﻧﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭﺍﻥ ﺑﭽﻪﻫﺎ ﺩﻟﺴﻮﺯﺗﺮﻧﺪ!
ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺗﻌﻄﯿﻠﯽ ﻣﺪﺍﺭﺱ ﺑﭽﻪﻫﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ!
•ﺧﺎﻧﻢ ﻫﺎ ﺩﺭ ژاپن ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻋﻤﻮﻣﺎً ﮐﺎﺭﻧﻤﯽ ﮐﻨﻨﺪ!
ﻣﺮﺩﺍﻥ ﺣﻘﻮﻕ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﺎ ﭘﻮﻝ ﺧﺮﺟﯽ ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ.
ﺣﺮﺻﺸﺎﻥ ﺑﺮ ﻧﻈﺎﻓﺖ ﺭﺍ ﺳﺮﻟﻮﺣﻪ ﺍﺧﻼﻕ ﺧﻮﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ.
•ﮐﺎﺭﮔﺮ ﻧﻈﺎﻓﺖ ﻭ ﺭﻓﺘﮕﺮ ﺭﺍ " ﺍﯾﻨﺠﯿﻨﺮ ( ﻣﻬﻨﺪﺱ) ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ"ﻣﯽ ﻧﺎﻣﻨﺪ..
ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮊﺍﭘﻦ، ﮊﺍﭘﻦ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﺗﺼﺎﺩﻓﯽ ﻧﯿﺴﺖ...
👍5❤2👌1
کودکان را به پنج دلیل دوست دارم؛
"گریه می کنند"
چرا که گریه کلید بهشت است.
"قهر می کنند" ولی زود آشتی
می کنند چرا که دلی بی کینه دارند.
"چیزی را زود خراب می کنند "
چون دلبستگی به دنیا ندارند.
"با خاک بازی می کنند "
چون غرور ندارند.
"هر چه دارند می خورند "
چون غم فردا ندارند.
"گریه می کنند"
چرا که گریه کلید بهشت است.
"قهر می کنند" ولی زود آشتی
می کنند چرا که دلی بی کینه دارند.
"چیزی را زود خراب می کنند "
چون دلبستگی به دنیا ندارند.
"با خاک بازی می کنند "
چون غرور ندارند.
"هر چه دارند می خورند "
چون غم فردا ندارند.
❤4👌3
دعواکن، ولی با کاغذت
اگر از کسی ناراحتی، یک کاغذ بردار
و یک مداد،
هرچه خواستی به او بگویی،
روی کاغذ بنویس،
خواستی هم داد بکشی؛
تنها سایز کلماتت را بزرگ کن
نه صدایت را؛
آرام که شدی، برگرد و کاغذت را نگاه کن،
آنوقت خودت قضاوت کن؛
حالا میتوانی تمام خشم نوشته هایت
را با پاک کن عزیزت پاک کنی.
دلی هم نشکانده ای،
وجدانت را نیازرده ای؛
خرجش همان مداد و پاک کن بود،
نه بغض و پشیمانی
گاهی میتوان از کورهء خشم پخته تر بیرون آمد!!
اگر از کسی ناراحتی، یک کاغذ بردار
و یک مداد،
هرچه خواستی به او بگویی،
روی کاغذ بنویس،
خواستی هم داد بکشی؛
تنها سایز کلماتت را بزرگ کن
نه صدایت را؛
آرام که شدی، برگرد و کاغذت را نگاه کن،
آنوقت خودت قضاوت کن؛
حالا میتوانی تمام خشم نوشته هایت
را با پاک کن عزیزت پاک کنی.
دلی هم نشکانده ای،
وجدانت را نیازرده ای؛
خرجش همان مداد و پاک کن بود،
نه بغض و پشیمانی
گاهی میتوان از کورهء خشم پخته تر بیرون آمد!!
👏4❤2😢1
❤3
گوشواری به دو گوشم میآویزم
از دو گیلاس سرخ همزاد،
و به ناخنهایم برگ گل کوکب میچسبانم
کوچهای هست که قلب من آنرا،
از محلههای کودکیام دزدیده است...
#فروغ فرخزاد
از دو گیلاس سرخ همزاد،
و به ناخنهایم برگ گل کوکب میچسبانم
کوچهای هست که قلب من آنرا،
از محلههای کودکیام دزدیده است...
#فروغ فرخزاد
❤2
در مدرسه از من پرسیدند وقتی بزرگ شدی می خواهی چه کاره شوی؟
پاسخ دادم: خوشحال!
گفتند: سوال را درست متوجه نشدی
گفتم: شما زندگی را درست متوجه نشده اید!
جان لنون
پاسخ دادم: خوشحال!
گفتند: سوال را درست متوجه نشدی
گفتم: شما زندگی را درست متوجه نشده اید!
جان لنون
👌3
✉ نامه یک پدر به مدیر مدرسه پسرش در آستانه آغاز سال تحصیلی
«جناب آقای حسن محمدی
با سلام
از ما خواستهاید تا پیش از شروع سال تحصیلی توقعاتمان را از مدرسه بیان کنیم. دوستتر داشتم بجای پر کردن آن فرم، خواستههایم را در نامهای برایتان بنویسم:
🔹از پسرم کار بخواهید. چون او را هتل نمیآورم، به اولین سال دبیرستان میفرستم. اجازه دهید بریدههای کاغذ و تراشههای چوب را زمین بریزد اما خودش هم جمع کند. به بابای مدرسه بگویید مدیون من است اگر بجای پسرم چیزی را جارو کند. کاش ماهی یکبار از بچهها بخواهید شیشهها را تمیز کنند، خاک نیمکتهای کلاسشان را بگیرند. به پسرم نوبت دهید تا درختها و گلدانهای مدرسه را آب دهد و برگهای زردشان را بگیرد.
🔹کاش صبحانه را در مدرسه بخورند و از پسرم بخواهید سفره پهن کند، چای دم کند، نان خرد کند و آخرش هم به همراه بچههای دیگر جمع کنند و بشویند.
🔹ای کاش همین اول سال قلممو و رنگ و اسپری دهید تا کلاسشان را خودشان رنگآمیزی کنند. روی دیوارهایش به سلیقه روزآمدشان چیزهایی بنویسند، خطهایی بیندازند. شاید نشانی از فیلمها، انیمیشنها، فوتبالیستها و ترانههایی که دوست دارند بر دیوار بیفتد و دیوار کلاس، پنجره رهایی باشد.
🔹بیشتر سرویسهای بهداشتی عمومی کشور ما بهداشتی نیستند! هر کاری لازم است بکنید تا پسرم و همه بچهها سرویسهای مدرسه را مثل سرویس خانههایشان نگه دارند.
🔹از پسرم بخواهید شما را نقد کند، رفتار و برنامههای دبیران و مشاوران و معاونان را. نترسد از گفتن. توبیخ نشود از فکر کردن. از او بخواهید برای حرفهایش دلیل بیاورد و تا قانع نشد دست نکشد. از مدرسه شما توقع دارم گفتوگو سکه رایج باشد. رفتارهای پسرم را هم ارزیابی کنید و بخواهید در فضای امن گفتوگوی همکلاسیها از دوستانش راه حلهای کارآمد بگیرد. این کار موثرتر از تذکر و توبیخ دبیران است.
🔹لطفا به دبیران مدرسه بگویید جواب سوالهای پسرم را ندهند. هر وقت سوال پرسید، کمکش کنند تا خودش دنبال پاسخ بگردد.
🔹بعد از صبحگاه و قبل از شروع اولین زنگ، پنج دقیقه را اختصاص دهید تا هر کسی در مدرسه است کتاب بخواند. از خود شما گرفته تا تک به تک عوامل اجرایی و دبیران و دانشآموزان، کسی با کسی صحبت نکند و هر کس کتابی که دوست دارد بخواند. مدرسه بشود یک کتابخانه بزرگ. کتابهای درسی نشوند همه دنیایش. دنیایش را بزرگ کنید.
🔹آقای محمدی عزیز، از پسرم بخواهید داستان بنویسد، شعر بگوید، مقاله بنویسد. بخواهید برای پژوهش فیلم بسازد، عکس بیندازد. برود در آزمایشگاه خطر کند. به او بگویید پژوهش فقط در کتابخانه نیست. برود وسط شهر جستجو کند، سوال بتراشد. از پسرم بخواهید در کارگاه با چوب و فلز و چکش و اره وسیله بسازد، اختراع کند. از آنها بخواهید اپلیکیشن بازی طراحی کنند، انیمیشن تولید کنند.
🔹در بوفه مدرسه پسرم را دخالت دهید تا در کنار مسوول بزرگسال بوفه شیوه کاسبی را یاد بگیرد، حساب و کتاب و طرز برخورد با مشتری را. بگذارید خوراکیها را در قفسه بچیند. بار خالی کند و بعد کارتونها و مقواها را در سطل مخصوص بازیافتیها بیندازد.
🔹هنگام مراسم نماز یا صبحگاه فضایی شکل نگیرد که به زور و با خوابآلودگی، پسر ۱۳ ساله با خدا مناجات کند. لحظاتی را شکل دهید که وقتی پسرم با خدا خلوت میکند بداند که خدا نزدیکترین است و ارتباط قلبی او با خدا برای خودش تعالی میآورد نه اینکه دل مدیر و مربی پرورشی را راضی کند و کارت امتیاز بگیرد. به او و بچههای دیگر اجازه دهید نیایشهایی را که به زبان خودشان نوشتهاند بخوانند. نیایشهای ساده که خواستههای واقعی خودشاناند و با صداقت هستند.
🔹از معلمهایتان بخواهید قوانین کلاسها را تنهایی وضع نکنند. از بچهها کمک بگیرند و با هم قانون بگذارند. چون این قوانین را بچهها باید اجرا کنند.
به پسرم حالی کنید بجای آنکه از ضعف و نمره کمِ همکلاسیهایش خوشحال شود، احساس بد کند. کاری کنید تا به جای احساس کمبود از نمره پایینِ خودش از کمک نکردن به دوستانش شرمنده باشد.
🔹از پسرم نخواهید در همه درسها و مهارتها نفر اول باشد. راستش او هم مثل بقیه بچهها در خیلی کارها کماستعداد است. به او بگویید همه آدمها برای همه کارها ساخته نشدهاند، راه خودت را پیدا کن.
🔹مدیر محترم، به پسرم اجازه دهید اشتباه کند، خراب کند، گند بزند. بگذارید بارها ویران کند و بسازد. اشتباه کردن را امتیاز بدهید. بگویید فقط یک اشتباه نابخشودنی وجود دارد و آن هم هیچ کاری نکردن و بالتبع اشتباه نکردن است.
با آرزوی خوبی و زیبایی
علیاکبر زینالعابدین
"شهریور ۹۸"
«جناب آقای حسن محمدی
با سلام
از ما خواستهاید تا پیش از شروع سال تحصیلی توقعاتمان را از مدرسه بیان کنیم. دوستتر داشتم بجای پر کردن آن فرم، خواستههایم را در نامهای برایتان بنویسم:
🔹از پسرم کار بخواهید. چون او را هتل نمیآورم، به اولین سال دبیرستان میفرستم. اجازه دهید بریدههای کاغذ و تراشههای چوب را زمین بریزد اما خودش هم جمع کند. به بابای مدرسه بگویید مدیون من است اگر بجای پسرم چیزی را جارو کند. کاش ماهی یکبار از بچهها بخواهید شیشهها را تمیز کنند، خاک نیمکتهای کلاسشان را بگیرند. به پسرم نوبت دهید تا درختها و گلدانهای مدرسه را آب دهد و برگهای زردشان را بگیرد.
🔹کاش صبحانه را در مدرسه بخورند و از پسرم بخواهید سفره پهن کند، چای دم کند، نان خرد کند و آخرش هم به همراه بچههای دیگر جمع کنند و بشویند.
🔹ای کاش همین اول سال قلممو و رنگ و اسپری دهید تا کلاسشان را خودشان رنگآمیزی کنند. روی دیوارهایش به سلیقه روزآمدشان چیزهایی بنویسند، خطهایی بیندازند. شاید نشانی از فیلمها، انیمیشنها، فوتبالیستها و ترانههایی که دوست دارند بر دیوار بیفتد و دیوار کلاس، پنجره رهایی باشد.
🔹بیشتر سرویسهای بهداشتی عمومی کشور ما بهداشتی نیستند! هر کاری لازم است بکنید تا پسرم و همه بچهها سرویسهای مدرسه را مثل سرویس خانههایشان نگه دارند.
🔹از پسرم بخواهید شما را نقد کند، رفتار و برنامههای دبیران و مشاوران و معاونان را. نترسد از گفتن. توبیخ نشود از فکر کردن. از او بخواهید برای حرفهایش دلیل بیاورد و تا قانع نشد دست نکشد. از مدرسه شما توقع دارم گفتوگو سکه رایج باشد. رفتارهای پسرم را هم ارزیابی کنید و بخواهید در فضای امن گفتوگوی همکلاسیها از دوستانش راه حلهای کارآمد بگیرد. این کار موثرتر از تذکر و توبیخ دبیران است.
🔹لطفا به دبیران مدرسه بگویید جواب سوالهای پسرم را ندهند. هر وقت سوال پرسید، کمکش کنند تا خودش دنبال پاسخ بگردد.
🔹بعد از صبحگاه و قبل از شروع اولین زنگ، پنج دقیقه را اختصاص دهید تا هر کسی در مدرسه است کتاب بخواند. از خود شما گرفته تا تک به تک عوامل اجرایی و دبیران و دانشآموزان، کسی با کسی صحبت نکند و هر کس کتابی که دوست دارد بخواند. مدرسه بشود یک کتابخانه بزرگ. کتابهای درسی نشوند همه دنیایش. دنیایش را بزرگ کنید.
🔹آقای محمدی عزیز، از پسرم بخواهید داستان بنویسد، شعر بگوید، مقاله بنویسد. بخواهید برای پژوهش فیلم بسازد، عکس بیندازد. برود در آزمایشگاه خطر کند. به او بگویید پژوهش فقط در کتابخانه نیست. برود وسط شهر جستجو کند، سوال بتراشد. از پسرم بخواهید در کارگاه با چوب و فلز و چکش و اره وسیله بسازد، اختراع کند. از آنها بخواهید اپلیکیشن بازی طراحی کنند، انیمیشن تولید کنند.
🔹در بوفه مدرسه پسرم را دخالت دهید تا در کنار مسوول بزرگسال بوفه شیوه کاسبی را یاد بگیرد، حساب و کتاب و طرز برخورد با مشتری را. بگذارید خوراکیها را در قفسه بچیند. بار خالی کند و بعد کارتونها و مقواها را در سطل مخصوص بازیافتیها بیندازد.
🔹هنگام مراسم نماز یا صبحگاه فضایی شکل نگیرد که به زور و با خوابآلودگی، پسر ۱۳ ساله با خدا مناجات کند. لحظاتی را شکل دهید که وقتی پسرم با خدا خلوت میکند بداند که خدا نزدیکترین است و ارتباط قلبی او با خدا برای خودش تعالی میآورد نه اینکه دل مدیر و مربی پرورشی را راضی کند و کارت امتیاز بگیرد. به او و بچههای دیگر اجازه دهید نیایشهایی را که به زبان خودشان نوشتهاند بخوانند. نیایشهای ساده که خواستههای واقعی خودشاناند و با صداقت هستند.
🔹از معلمهایتان بخواهید قوانین کلاسها را تنهایی وضع نکنند. از بچهها کمک بگیرند و با هم قانون بگذارند. چون این قوانین را بچهها باید اجرا کنند.
به پسرم حالی کنید بجای آنکه از ضعف و نمره کمِ همکلاسیهایش خوشحال شود، احساس بد کند. کاری کنید تا به جای احساس کمبود از نمره پایینِ خودش از کمک نکردن به دوستانش شرمنده باشد.
🔹از پسرم نخواهید در همه درسها و مهارتها نفر اول باشد. راستش او هم مثل بقیه بچهها در خیلی کارها کماستعداد است. به او بگویید همه آدمها برای همه کارها ساخته نشدهاند، راه خودت را پیدا کن.
🔹مدیر محترم، به پسرم اجازه دهید اشتباه کند، خراب کند، گند بزند. بگذارید بارها ویران کند و بسازد. اشتباه کردن را امتیاز بدهید. بگویید فقط یک اشتباه نابخشودنی وجود دارد و آن هم هیچ کاری نکردن و بالتبع اشتباه نکردن است.
با آرزوی خوبی و زیبایی
علیاکبر زینالعابدین
"شهریور ۹۸"
👏3
خدایا اسمان را به فرشته هایت
بسپار و به زمین بیا ...
کمی کنار دلم بنشین حرفی دارم
حرفهایی که جز تو نمیشود
به کسی گفت ...
میخواهم بگویم ...گوش میکنی ؟
به حقانیت قرانت حواست را
به من بده خدا جانم ....
دوستانی دارم که حالشان
خوب نیست
حرف ها و مشکلاتی دارند
که گوشه دلشان سنگینی میکند
ارزوهایی دارند که از شدت نرسیدن
از آن دست کشیده اند
پای حرفهایشان بنشین و
حالشان را خوب کن
و آرزوهایشان را جوری براورده کن
که صدای لبخندشان هفت آسمان
را پر کند
دلی دارم به وسعت اسمانت لبریز
از عشق و دستانی خالی تر از
پنجه گنجشک ها اما اگر لایق بودم
مرا به شاد کردن بنده هایت
قدری توانمند کن .....
الهی بر ما رحمت بفرست
الهی امین ...
بسپار و به زمین بیا ...
کمی کنار دلم بنشین حرفی دارم
حرفهایی که جز تو نمیشود
به کسی گفت ...
میخواهم بگویم ...گوش میکنی ؟
به حقانیت قرانت حواست را
به من بده خدا جانم ....
دوستانی دارم که حالشان
خوب نیست
حرف ها و مشکلاتی دارند
که گوشه دلشان سنگینی میکند
ارزوهایی دارند که از شدت نرسیدن
از آن دست کشیده اند
پای حرفهایشان بنشین و
حالشان را خوب کن
و آرزوهایشان را جوری براورده کن
که صدای لبخندشان هفت آسمان
را پر کند
دلی دارم به وسعت اسمانت لبریز
از عشق و دستانی خالی تر از
پنجه گنجشک ها اما اگر لایق بودم
مرا به شاد کردن بنده هایت
قدری توانمند کن .....
الهی بر ما رحمت بفرست
الهی امین ...
❤5