ما آرزو کردیم و نپذیرفتیم که
قرار نیست به تمام آرزوهایمان برسیم
ما آدمها را دوست داشتیم و
نپذیرفتیم که قرار نیست
همه دوستمان داشته باشند،
ما روزهای خوب میخواستیم
و نپذیرفتیم که قرار نیست
تمام روزها خوب باشند...
و هر روز غمگینتر شدیم.
گاهی برای رسیدن به آرامش
باید پذیرفت... باید قبول کرد و
ناممکنها و نشدنیها را به
رسمیت شناخت و توقع زیادی نداشت
گاهی برای رسیدن به آرامش
باید از خیلی چیزها گذشت
#نرگس _صرافیان_ طوفان
قرار نیست به تمام آرزوهایمان برسیم
ما آدمها را دوست داشتیم و
نپذیرفتیم که قرار نیست
همه دوستمان داشته باشند،
ما روزهای خوب میخواستیم
و نپذیرفتیم که قرار نیست
تمام روزها خوب باشند...
و هر روز غمگینتر شدیم.
گاهی برای رسیدن به آرامش
باید پذیرفت... باید قبول کرد و
ناممکنها و نشدنیها را به
رسمیت شناخت و توقع زیادی نداشت
گاهی برای رسیدن به آرامش
باید از خیلی چیزها گذشت
#نرگس _صرافیان_ طوفان
👍4
حضرت مولانا
در اين عمري که ميداﻧﻲ
فقط چندي تو مهماﻧﻲ!
به جان و دل
تو عاشق باش......رفيقان
را.......مراقب باش......
مراقب باش ﺗﻮ به آﻧﻲ،
دل موري نرنجاﻧﻲ...
که در آخر تو ميمانـﻲ و
مشتي خاک که از آﻧﻲ...
در اين عمري که ميداﻧﻲ
فقط چندي تو مهماﻧﻲ!
به جان و دل
تو عاشق باش......رفيقان
را.......مراقب باش......
مراقب باش ﺗﻮ به آﻧﻲ،
دل موري نرنجاﻧﻲ...
که در آخر تو ميمانـﻲ و
مشتي خاک که از آﻧﻲ...
❤4
ﺑﺎﺭﺑﺎﺭﺍ ﺩﯼ ﺁﻧﺠﻠﺲ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ
ﻟﺤﻈﻪﻫﺎﯼ ﻧﺎﺏ ﺯﻧﺪﮔﯽ میگوید:
ﺍﻭﻝ ﺩﻟﻢ ﻟﮏ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﻢ ﺩﺑﯿﺮﺳﺘﺎﻥ
ﺭﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺑﺮﻭﻡ!
ﺑﻌﺪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﯽﻣُﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﻡ
ﮐﻨﻢ ﻭ ﺳﺮﮐﺎﺭ ﺑﺮﻭﻡ!
ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﻨﻢ
ﻭ ﺑﭽﻪ ﺩﺍﺭ ﺷﻮﻡ!
ﺑﻌﺪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﭽﻪﻫﺎﯾﻢ
ﺑﺰﺭﮒ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺑﺮﻭﻧﺪ ﻭ ﻣﻦ
ﺑﺘﻮﺍﻧﻢ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﮐﺎﺭ ﺷﻮﻡ!
ﺑﻌﺪ ﺁﺭﺯﻭ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﺎﺯﻧﺸﺴﺘﻪ ﺷﻮﻡ!
ﻭ ﺣﺎﻻ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﯽﻣﯿﺮﻡ
ﮐﻪ ﯾﮏ ﺩﻓﻌﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﻡ:
ﺍﺻﻼ ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻢ!
ﻟﺤﻈﻪﻫﺎﯼ ﻧﺎﺏ ﺯﻧﺪﮔﯽ میگوید:
ﺍﻭﻝ ﺩﻟﻢ ﻟﮏ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﻢ ﺩﺑﯿﺮﺳﺘﺎﻥ
ﺭﺍ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺑﺮﻭﻡ!
ﺑﻌﺪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﯽﻣُﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﻡ
ﮐﻨﻢ ﻭ ﺳﺮﮐﺎﺭ ﺑﺮﻭﻡ!
ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﻨﻢ
ﻭ ﺑﭽﻪ ﺩﺍﺭ ﺷﻮﻡ!
ﺑﻌﺪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﭽﻪﻫﺎﯾﻢ
ﺑﺰﺭﮒ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺑﺮﻭﻧﺪ ﻭ ﻣﻦ
ﺑﺘﻮﺍﻧﻢ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﮐﺎﺭ ﺷﻮﻡ!
ﺑﻌﺪ ﺁﺭﺯﻭ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﺎﺯﻧﺸﺴﺘﻪ ﺷﻮﻡ!
ﻭ ﺣﺎﻻ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﯽﻣﯿﺮﻡ
ﮐﻪ ﯾﮏ ﺩﻓﻌﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﻡ:
ﺍﺻﻼ ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻢ!
❤2
گاهی اوقات
یک چیز کوچک
جرقهای میشود تا آدم
تمامِ دردهای زندگیاش را
یک جا گریه کند...!
#هوراکی موراکامی
یک چیز کوچک
جرقهای میشود تا آدم
تمامِ دردهای زندگیاش را
یک جا گریه کند...!
#هوراکی موراکامی
👍6
تو لیلیوش چو بنشینی به محمل، محمل آرایی
چو از محمل فرود آیی به منزل، منزل آرایی
تو ماهی شب به هر بامی بر آیی، عالم افروزی
تو شمعی پا به هر محفل گذارى، محفل آرایی
#شهریار
چو از محمل فرود آیی به منزل، منزل آرایی
تو ماهی شب به هر بامی بر آیی، عالم افروزی
تو شمعی پا به هر محفل گذارى، محفل آرایی
#شهریار
❤4
تصاویر؛ پنج «کتابخانه» با معماری خلاقانه در سراسر جهان https://share.google/s3ronT7fTDpivBj5L
فرادید | Faradeed | فرادید
تصاویر؛ پنج «کتابخانه» با معماری خلاقانه در سراسر جهان
طراحیهای جسورانهی کتابخانههای امروزی، تمام تصورات پیشین دربارهی این فضاها را در هم شکسته و آنها را به مراکز اجتماعی پرجنبوجوشی تبدیل کردهاند که دانش را زنده و پویا جلوه میدهند.
👌3❤1
روزی مینشینی و با خودت خلوت میکنی، پس از سالها و ماهها و روزها. وقتی که زمان، زهرِ خاطرات و حوادث و از دست دادنها را گرفته. وقتی که فاصله، همه چیز را در خودش حل کرده. مینشینی و به یاد میآوری تمام اتفاقاتی که روزی بهخاطرشان غمگین بودی، و با خودت میگویی چه خوب که افتادند و تمام آدمهایی که روزی برای از دست دادنشان عمیقا اندوهگین بودی، چه خوب که رفتند! که اگر آن اتفاقات نمیافتادند، تو به تجربه و موقعیتهای بسیاری نمیرسیدی و اگر آن آدمها نمیرفتند، تو آدمهای خوبتر و دوستان بهتری نمییافتی.
روزی به این نتیجه میرسی که زمان، پازل ارتقا و رشد تو را به بهترین شکل ممکن کنار هم میچیند، اما تو درست در میانهی این پازل بزرگ ایستادهای و نمیفهمی. باید زمان زیادی بگذرد،
باید دورتر بایستی و از دور به همه چیز نگاه کنی.
روزی به این نتیجه میرسی که زمان، پازل ارتقا و رشد تو را به بهترین شکل ممکن کنار هم میچیند، اما تو درست در میانهی این پازل بزرگ ایستادهای و نمیفهمی. باید زمان زیادی بگذرد،
باید دورتر بایستی و از دور به همه چیز نگاه کنی.
👌2❤1👍1
آن چه نیکی میکنی،پیش کسی اظهارش مکن
گر خدا داند بس است ، کالای بازارش مکن
سخنِ زیبا همیشه بوی باران میدهد
بسپار در دفتر دل، خط دیوارش مکن
وعده گر دادی، همیشه بر سر قولت بمان
چون که نتوانی، بگو، دیگر امیدوارش مکن
ای که از روی لجاجت زود قضاوت میکنی
بی گناه را هم چو منصور بر سر دارش مکن
روح پاک و جسم سالم بهرِ ما یک نعمتیست
پس بیا با کینه و حسرت بیمارش مکن
گر خدا داند بس است ، کالای بازارش مکن
سخنِ زیبا همیشه بوی باران میدهد
بسپار در دفتر دل، خط دیوارش مکن
وعده گر دادی، همیشه بر سر قولت بمان
چون که نتوانی، بگو، دیگر امیدوارش مکن
ای که از روی لجاجت زود قضاوت میکنی
بی گناه را هم چو منصور بر سر دارش مکن
روح پاک و جسم سالم بهرِ ما یک نعمتیست
پس بیا با کینه و حسرت بیمارش مکن
👏3
سلام!
حال همهی ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بیسبب میگویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی میگذرم
که نه زانویِ آهویِ بیجفت بلرزد و
نه این دلِ ناماندگارِ بیدرمان!
تا یادم نرفته است بنویسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
میدانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازهی باز نیامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا
شبیه شمایل شقایق نیست!
راستی خبرت بدهم
خواب دیدهام خانهئی خریدهام
بیپرده، بیپنجره، بیدر، بیدیوار ... هی بخند!
دکلمه: #خسرو_شکیبایی
حال همهی ما خوب است
ملالی نیست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خیالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بیسبب میگویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنارِ زندگی میگذرم
که نه زانویِ آهویِ بیجفت بلرزد و
نه این دلِ ناماندگارِ بیدرمان!
تا یادم نرفته است بنویسم
حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود
میدانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازهی باز نیامدن است
اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا
شبیه شمایل شقایق نیست!
راستی خبرت بدهم
خواب دیدهام خانهئی خریدهام
بیپرده، بیپنجره، بیدر، بیدیوار ... هی بخند!
دکلمه: #خسرو_شکیبایی
❤3👍1
لقمان حکیم گفت:
من سیصدسال با داروهای مختلف، مردم را مداوا کردم
ودراین مدت طولانی به این نتیجه رسیدم
که هیچ دارویی بهتر ازمحبت نیست
تا فرصت هست
به یکدیگر محبت کنیم
من سیصدسال با داروهای مختلف، مردم را مداوا کردم
ودراین مدت طولانی به این نتیجه رسیدم
که هیچ دارویی بهتر ازمحبت نیست
تا فرصت هست
به یکدیگر محبت کنیم
❤3👌1
❤2👍1
روزی ما دوباره کبوترهايمان را پيدا خواهيم کرد
و مهربانی دست زيبايی را خواهد گرفت.
روزی که کمترين سرود بوسه است
و هر انسان برای هر انسان برادری ست.
روزی که ديگر درهای خانه شان را نمی بندند
قفل افسانه ايست
و قلب
برای زندگی بس است.
روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
تا تو بخاطر آخرين حرف دنبال سخن نگردی
روزی که آهنگ هر حرف ؛ زندگيست
تا من بخاطر آخرين شعر رنج جستجوی قافيه نبرم...
روزی که تو بيايی ؛ برای هميشه بيايی
و مهربانی با زيبايی يکسان شود.
روزی که ما دوباره برای کبوتر هايمان دانه بريزيم...
و من آن روز را انتظار می کشم
حتی روزی
که ديگر نباشم.
#شاملو
و مهربانی دست زيبايی را خواهد گرفت.
روزی که کمترين سرود بوسه است
و هر انسان برای هر انسان برادری ست.
روزی که ديگر درهای خانه شان را نمی بندند
قفل افسانه ايست
و قلب
برای زندگی بس است.
روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
تا تو بخاطر آخرين حرف دنبال سخن نگردی
روزی که آهنگ هر حرف ؛ زندگيست
تا من بخاطر آخرين شعر رنج جستجوی قافيه نبرم...
روزی که تو بيايی ؛ برای هميشه بيايی
و مهربانی با زيبايی يکسان شود.
روزی که ما دوباره برای کبوتر هايمان دانه بريزيم...
و من آن روز را انتظار می کشم
حتی روزی
که ديگر نباشم.
#شاملو
👌3
Evan Band Alijenab | آهنگ جدید ایوانبند به نام «عالیجناب»
🎧 @ahangifybot
گران بها ترین گنجینه زندگی
قلبی عاشق است که به همه
به دوست،
دشمن،
انسان،
گل،
پرنده
و همه هستی
عشق می ورزد...
قلبتون مملو از عشق و آرامش ...
گران بها ترین گنجینه زندگی
قلبی عاشق است که به همه
به دوست،
دشمن،
انسان،
گل،
پرنده
و همه هستی
عشق می ورزد...
قلبتون مملو از عشق و آرامش ...
🙏4
زمین دوست داشتنی به مردم دوست داشتنی نیاز دارد .
Lovely earth needs lovely people
Schöne Erde braucht schöne Menschen
#ع_دباغ
Lovely earth needs lovely people
Schöne Erde braucht schöne Menschen
#ع_دباغ
👌3
پیرمرد خوش برخورد و دوست داشتنی ای هر از گاهی برای فروش اسباب و اثاثیه به عتیقه فروشی مراجعه می کرد. یک روز زن عتیقه فروش پس از خروج پیرمرد از مغازه به همسرش می گوید: دلم می خواست به پیرمرد بگویم چقدر انسان خوش برخورد و نازنینی است و چقدر از دیدنش روحیه پیدا می کنم. عتیقه فروش پاسخ می دهد: حق با توست. این دفعه که آمد، به او بگو.
تابستان سال بعد، دختر جوانی وارد عتیقه فروشی می شود و پس از معرفی خود به عنوان دختر همان پیرمرد خوش برخورد اظهار می دارد که پدرش چندی پیش دار فانی را وداع گفته است.
زن عتیقه فروش، آخرین گفت و گوی خود و همسرش را پس از خروج پیرمرد از مغازه برای او تعریف می کند. دختر بغض میکند و میگوید : ای کاش این را به او می گفتید چون خیلی در روحیه اش تاثیر می گذاشت.
آخر آدمی بود که نیاز داشت اطمینان حاصل کند که دوستش دارند. عتیقه فروش بعدها می گفت: از آن روز به بعد، هر حرکت یا جنبه ای از مردم را که به نظرم خوب و خوشایند می آید، به آنها ابراز می دارم. چون امکان دارد که فرصت دیگری برایم مقدورنباشد.
#سعید_گل_محمدی
پیرمرد خوش برخورد و دوست داشتنی ای هر از گاهی برای فروش اسباب و اثاثیه به عتیقه فروشی مراجعه می کرد. یک روز زن عتیقه فروش پس از خروج پیرمرد از مغازه به همسرش می گوید: دلم می خواست به پیرمرد بگویم چقدر انسان خوش برخورد و نازنینی است و چقدر از دیدنش روحیه پیدا می کنم. عتیقه فروش پاسخ می دهد: حق با توست. این دفعه که آمد، به او بگو.
تابستان سال بعد، دختر جوانی وارد عتیقه فروشی می شود و پس از معرفی خود به عنوان دختر همان پیرمرد خوش برخورد اظهار می دارد که پدرش چندی پیش دار فانی را وداع گفته است.
زن عتیقه فروش، آخرین گفت و گوی خود و همسرش را پس از خروج پیرمرد از مغازه برای او تعریف می کند. دختر بغض میکند و میگوید : ای کاش این را به او می گفتید چون خیلی در روحیه اش تاثیر می گذاشت.
آخر آدمی بود که نیاز داشت اطمینان حاصل کند که دوستش دارند. عتیقه فروش بعدها می گفت: از آن روز به بعد، هر حرکت یا جنبه ای از مردم را که به نظرم خوب و خوشایند می آید، به آنها ابراز می دارم. چون امکان دارد که فرصت دیگری برایم مقدورنباشد.
#سعید_گل_محمدی
💯6
حقیقت، آیینهای بود که از آسمان و
از دست خدا به زمین افتاد و شکست
هر کس تکهای از آن را برداشت
خود را در آن دید،
گمان کرد حقیقت نزد اوست.
حال آن که حقیقت نزد همگان پخش بود.
#فيه_ما_فيه
#مولانا
از دست خدا به زمین افتاد و شکست
هر کس تکهای از آن را برداشت
خود را در آن دید،
گمان کرد حقیقت نزد اوست.
حال آن که حقیقت نزد همگان پخش بود.
#فيه_ما_فيه
#مولانا
👍2❤1👏1👌1
برو ای یار که ترک تو ستمگر کردم
حیف از آن عمر که در پای تو من سر کردم
عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران
ساده دل من که قسمهای تو باور کردم
به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود
زآن همه ناله که من پیش تو کافر کردم
تو شدی همسر اغیار و من از یار و دیار
گشتم آواره و ترک سر و همسر کردم
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از کوی تو لیکن عقب سر نگران
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران وای به حال دگران
#شهریار
حیف از آن عمر که در پای تو من سر کردم
عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران
ساده دل من که قسمهای تو باور کردم
به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود
زآن همه ناله که من پیش تو کافر کردم
تو شدی همسر اغیار و من از یار و دیار
گشتم آواره و ترک سر و همسر کردم
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از کوی تو لیکن عقب سر نگران
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران وای به حال دگران
#شهریار
👍2👌1
نه تنها پزشکی، مهندسی و نقاشی هنر است بلکه زیستن نیز خود هنری است و در حقیقت مهم ترین و در عین حال مشکل ترین و پیچیده ترین هنری است که انسان تجربه میکند. هدف این هنر، انجام کار بهخصوصی نیست بلکه هدف آن زندگیِ شایانِ تحسین و پرورش استعداد های ذاتی است. در پهنهٔ هنرِ زیستن، انسان هم هنرمند است و هم محصول هنر، هم پیکرتراش است و هم سنگ مرمر، هم پزشک است و هم بیمار...
#اریش_فروم
#اریش_فروم
👍1👌1