از بودا پرسیدند ...
فرمول آرامش در زندگی چیست؟!
پاسخ داد زندگیِ بسیار ساده است به آن شرط که شما آن زمان که دراز کشیدهاید فقط دراز کشیده باشید و زمانی که راه میروید فقط راه بروید زمانی که غذا میخورید فقط غذا بخورید و به همین ترتیب نیز همۀ کارهایتان را انجام دهید
زیرا شما آن زمان که شما دراز میکشید به این فکر میکنید که کی بلند شوید زمانی که بلند شدید فکر می کنید که بعد آن باید کجا بروید زمانی که دارید میروید به این فکر میکنید که چه بخورید و به همین ترتیب ...
فکر شما همیشه یک قدم جلوتر از آن لحظهای است که خود شما هستید همین باعث میشود که نتوانید از اکنون لذت ببرید.
فرمول آرامش در زندگی چیست؟!
پاسخ داد زندگیِ بسیار ساده است به آن شرط که شما آن زمان که دراز کشیدهاید فقط دراز کشیده باشید و زمانی که راه میروید فقط راه بروید زمانی که غذا میخورید فقط غذا بخورید و به همین ترتیب نیز همۀ کارهایتان را انجام دهید
زیرا شما آن زمان که شما دراز میکشید به این فکر میکنید که کی بلند شوید زمانی که بلند شدید فکر می کنید که بعد آن باید کجا بروید زمانی که دارید میروید به این فکر میکنید که چه بخورید و به همین ترتیب ...
فکر شما همیشه یک قدم جلوتر از آن لحظهای است که خود شما هستید همین باعث میشود که نتوانید از اکنون لذت ببرید.
❤2
ﺯﻧﺪﮔﯽ آﻥ ﮔﻞ ﺳﺮﺧﯽ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺑﻮﯾﯽ
ﯾﮏ ﺳﺮﺍﻏﺎﺯ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺍﺳﺖ،
ﮐﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺩﺍﺭد
زندگی کن
ﺟﺎﻥِ ﻣﻦ، ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ ..
رونق عمر جهان، چندصباحی گذراست
قصه بودن ما
برگی از دفتر افسانه ای یِ، راز بقاست
دل اگر می شکند
گل اگر می میرد
و اگر باغ بخود رنگ خزان می گیرد
همه هشدار به توست
ﺟﺎﻥِ ﻣﻦ، ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ ..
زندگی کوچ همین چلچله هاست
ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ..
ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ ..
ﮐﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺑﻮﯾﯽ
ﯾﮏ ﺳﺮﺍﻏﺎﺯ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺍﺳﺖ،
ﮐﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺩﺍﺭد
زندگی کن
ﺟﺎﻥِ ﻣﻦ، ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ ..
رونق عمر جهان، چندصباحی گذراست
قصه بودن ما
برگی از دفتر افسانه ای یِ، راز بقاست
دل اگر می شکند
گل اگر می میرد
و اگر باغ بخود رنگ خزان می گیرد
همه هشدار به توست
ﺟﺎﻥِ ﻣﻦ، ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ ..
زندگی کوچ همین چلچله هاست
ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ..
ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ ..
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سکانسی از فیلم «طعم گیلاس» اثر #عباس_کیارستمی که در سال ۱۹۹۷ برنده نخل طلای جشنواره کن شد.
طعم گیلاس فیلم ایرانی در سبک مینیمالیستی به کارگردانی و نویسندگی عباس کیارستمی در سال ۱۳۷۶ است. فیلم دربارهٔ مردی است که در حومهٔ شهر تهران، با اتوموبیلش دنبال کسی میگردد که تقاضای پردردسر او را در ازای دریافت ۲۰۰ هزار تومان پول انجام دهد. کیارستمی برای طعم گیلاس جایزهٔ نخل طلا جشنواره فیلم کن ۱۹۹۷ را به دست آورد. این دستاورد یکی از مهمترین جوایز تاریخ سینما و هنر ایران است.
طعم گیلاس فیلم ایرانی در سبک مینیمالیستی به کارگردانی و نویسندگی عباس کیارستمی در سال ۱۳۷۶ است. فیلم دربارهٔ مردی است که در حومهٔ شهر تهران، با اتوموبیلش دنبال کسی میگردد که تقاضای پردردسر او را در ازای دریافت ۲۰۰ هزار تومان پول انجام دهد. کیارستمی برای طعم گیلاس جایزهٔ نخل طلا جشنواره فیلم کن ۱۹۹۷ را به دست آورد. این دستاورد یکی از مهمترین جوایز تاریخ سینما و هنر ایران است.
❤1👌1
Havaye Eshgh ~ Music-Fa.Com
Ragheb ~ Music-Fa.Com
Ragheb - Havaye Eshgh (320).mp3
#بورس
می دانی ?
همگی
سرمایه هاشون رو میذارن تو بورس
تا با جمع شدن سرمایه ها
درامدها بیشتر بشه
جامعه ها پیشرفت کنند !!
ولی دوست من
می دانی
کاش بورسی هم بود
تا مهربانی ها
دوستی ها
انسانیت ها
نیکی ها
همدلی ها
صداقتها
رو میذاشتن توش
جمع میشد !!
بعد سهم هر کس می رفت بالا و بالاتر !
#ع_دباغ
#بورس
می دانی ?
همگی
سرمایه هاشون رو میذارن تو بورس
تا با جمع شدن سرمایه ها
درامدها بیشتر بشه
جامعه ها پیشرفت کنند !!
ولی دوست من
می دانی
کاش بورسی هم بود
تا مهربانی ها
دوستی ها
انسانیت ها
نیکی ها
همدلی ها
صداقتها
رو میذاشتن توش
جمع میشد !!
بعد سهم هر کس می رفت بالا و بالاتر !
#ع_دباغ
👏6
اندوهت را بتکان
جهان منتظرت نمی ماند،
تا حالت خوب شود!
جهان می رود...
چه تو
شادمان باشی چه غمگین...!
جهان منتظرت نمی ماند،
تا حالت خوب شود!
جهان می رود...
چه تو
شادمان باشی چه غمگین...!
👍6👏2
تا جایی که میدانم
موتورهایی که در دنیا به انواع مختلف ساخته میشوند ، برای رانندگی در محل های خاص طراحی شدند ، مثل شهری، جاده، مسابقه، کوهنوردی و ...
که قدرت #موتور، سایز، سیستم اگزوز و مخصوصاً صدای تولید شده از موتور و اگزوز آنها متناسب با نوع موتور میباشد.
در کشور ما و شهرمان #تبریز ، خبری از این تقسیم بندی ها نیست و هر نوع موتوری در داخل شهر در حال حرکت است ، که متاسفانه اکثر آنها دارای صدای موتور خیلی بالا و آلودگی صوتی شدید هستند،
چیزی که آلودگی را تشدید میکند، دستکاری اگزوز و موتورسواری در شب هنگام در #ترافیک پایین خیابان هاست ،
نتیجه وقوع #استرس #عصبی و بیماری های ناشی از تنش ، کاهش آرامش دوران استراحت ، بهم خوردن تعادل متابولیکی و هورمونی بدن ، بهم خوردن خواب ، آسیب سیستم شنوایی ، .... میباشد.
بهتر نیست رعایت کنیم
بهتر نیست فرهنگ سازی کنیم
بهتر نیست مدیریت کنیم
تا همگی آرامش اجتماعی و فردی، اعصاب آرام تر، بدن سالم تر و محیط زیست استاندارد ی داشته باشیم !!
#ع_دباغ
موتورهایی که در دنیا به انواع مختلف ساخته میشوند ، برای رانندگی در محل های خاص طراحی شدند ، مثل شهری، جاده، مسابقه، کوهنوردی و ...
که قدرت #موتور، سایز، سیستم اگزوز و مخصوصاً صدای تولید شده از موتور و اگزوز آنها متناسب با نوع موتور میباشد.
در کشور ما و شهرمان #تبریز ، خبری از این تقسیم بندی ها نیست و هر نوع موتوری در داخل شهر در حال حرکت است ، که متاسفانه اکثر آنها دارای صدای موتور خیلی بالا و آلودگی صوتی شدید هستند،
چیزی که آلودگی را تشدید میکند، دستکاری اگزوز و موتورسواری در شب هنگام در #ترافیک پایین خیابان هاست ،
نتیجه وقوع #استرس #عصبی و بیماری های ناشی از تنش ، کاهش آرامش دوران استراحت ، بهم خوردن تعادل متابولیکی و هورمونی بدن ، بهم خوردن خواب ، آسیب سیستم شنوایی ، .... میباشد.
بهتر نیست رعایت کنیم
بهتر نیست فرهنگ سازی کنیم
بهتر نیست مدیریت کنیم
تا همگی آرامش اجتماعی و فردی، اعصاب آرام تر، بدن سالم تر و محیط زیست استاندارد ی داشته باشیم !!
#ع_دباغ
👌3👏2❤1
A Powerful True Story Of Love And Hope In The Darkest Of Times | Drama |...
https://youtube.com/watch?v=YoxB4Lxv1UA&si=XaZ_w6pmP_jv2GSk
فیلم سینمایی ، داستان واقعی
https://youtube.com/watch?v=YoxB4Lxv1UA&si=XaZ_w6pmP_jv2GSk
فیلم سینمایی ، داستان واقعی
YouTube
A Powerful True Story Of Love And Hope In The Darkest Of Times | Drama | Based On A True Story | 4K
A Powerful True Story Of Love And Hope In The Darkest Of Times | Drama | Based On A True Story | 4K
Name: "Eternal Winter" (Örök tél)
Christmas, 1944. As Soviet forces push into Hungary, a small village faces a grim fate. Young women of German descent are…
Name: "Eternal Winter" (Örök tél)
Christmas, 1944. As Soviet forces push into Hungary, a small village faces a grim fate. Young women of German descent are…
👌1
کاش میشد تمام آدمهای غمگین و تنهای جهان را در آغوش کشید، برایشان چای ریخت، کنارشان نشست و با چند کلامِ ساده به لحظاتشان رنگِ آرامش پاشید و حالشان را خوب کرد.
کاش میشد این را قاطعانه و آرام در گوش تمامِ آدم ها گفت؛ که غم و اندوه، رفتنی است و روزهای خوب در راهند....
#نرگس_صرافیان_طوفان
کاش میشد این را قاطعانه و آرام در گوش تمامِ آدم ها گفت؛ که غم و اندوه، رفتنی است و روزهای خوب در راهند....
#نرگس_صرافیان_طوفان
❤7
بعضی چیزها خیلی جالب هستند
در #شهر #تبریز برای انجام کارهام به خیابان های مناطق مختلف در مرکز ، حاشیه و بالای شهر رفتم .
با تصویری متمایز و مشابه از شهر برخورد کردم، چند دقیقه با مکث نگاه کردم ، به فکر فرو رفتم ..!
خودم رو جای یک مسافر از شهرهای دیگر کشورمان و یک ذره بیشتر خودم را جای یک #توریست خارجی گذاشتم ،
شهر هایی که در داخل کشور و همچنین شهرهای مختلف در کشورهای اروپایی، آسیایی و.. که دیده بودم رو مرور میکردم..!
واقعیت ، چنین تصویری ندیدم ،
این بلوکها و این چهره عمومی شهر !!
تصویر و نمادی از رابطه مسولین شهر با مردم !
قانونی یا غیرقانونی بودن این کار در حیطه قانون دان ها ست.
در همین گشتن ها
تابلو اداره زیبا سازی منظر را دیدم ؟ !
جایی دیگر بنر ، تبریز پایتخت محیط زیست کشورهای آسیایی در سال ۲۰۲۵ ، را دیدم !
با خودم گفتم ، هر فرد چه داخلی یا خارجی ، که با این صحنه مواجه میشود حداقل دو نتیجه عمومی را متصور خواهد شد.
یک تصور در مورد مردم شهر :
- مردم این شهر چقدر خلاف و غیر قانونی عمل میکنند ؟ !
دوم در مورد زیبایی شهر :
این شهر با نام های بسیار در #اولین ها#
و پایتخت ها .... و شهر خواهرخوانده ها ...
چرا این #تصویر زشت را میآفریند
و چرا مسیر پیاده روی را مشکل و غیر متعارف میکند ؟
شاید بهتر باشد مسولین محترم شهر و مردم با همکاری متقابل دست به دست هم داده و با الگو از شهرهای توسعه یافته ،
به خلق تصویری زیباتر از شهرمان بپردازند .
#ع_دباغ
در #شهر #تبریز برای انجام کارهام به خیابان های مناطق مختلف در مرکز ، حاشیه و بالای شهر رفتم .
با تصویری متمایز و مشابه از شهر برخورد کردم، چند دقیقه با مکث نگاه کردم ، به فکر فرو رفتم ..!
خودم رو جای یک مسافر از شهرهای دیگر کشورمان و یک ذره بیشتر خودم را جای یک #توریست خارجی گذاشتم ،
شهر هایی که در داخل کشور و همچنین شهرهای مختلف در کشورهای اروپایی، آسیایی و.. که دیده بودم رو مرور میکردم..!
واقعیت ، چنین تصویری ندیدم ،
این بلوکها و این چهره عمومی شهر !!
تصویر و نمادی از رابطه مسولین شهر با مردم !
قانونی یا غیرقانونی بودن این کار در حیطه قانون دان ها ست.
در همین گشتن ها
تابلو اداره زیبا سازی منظر را دیدم ؟ !
جایی دیگر بنر ، تبریز پایتخت محیط زیست کشورهای آسیایی در سال ۲۰۲۵ ، را دیدم !
با خودم گفتم ، هر فرد چه داخلی یا خارجی ، که با این صحنه مواجه میشود حداقل دو نتیجه عمومی را متصور خواهد شد.
یک تصور در مورد مردم شهر :
- مردم این شهر چقدر خلاف و غیر قانونی عمل میکنند ؟ !
دوم در مورد زیبایی شهر :
این شهر با نام های بسیار در #اولین ها#
و پایتخت ها .... و شهر خواهرخوانده ها ...
چرا این #تصویر زشت را میآفریند
و چرا مسیر پیاده روی را مشکل و غیر متعارف میکند ؟
شاید بهتر باشد مسولین محترم شهر و مردم با همکاری متقابل دست به دست هم داده و با الگو از شهرهای توسعه یافته ،
به خلق تصویری زیباتر از شهرمان بپردازند .
#ع_دباغ
👍6❤2
فرق بین روزهای خوب و بد
میدونی چیه؟
روزهای بد رو همون موقع میفهمی
ولی روزهای خوب رو بعدا میفهمی ...
میدونی چیه؟
روزهای بد رو همون موقع میفهمی
ولی روزهای خوب رو بعدا میفهمی ...
👌4
آن کلاغی که پرید
از فراز سر ما
و فرو رفت در اندیشه آشفته ابری ولگرد
و صدایش همچون نیزه کوتاهی
پهنای افق را پیمود
خبر ما را با خود خواهد برد به شهر
همه میدانند
همه میدانند
که من و تو از آن روزنه سرد عبوس
باغ را دیدیم
و از آن شاخه بازیگر دور از دست
سیب را چیدیم
همه میترسند ، اما من وتو
به چراغ و آب و آینه پیوستیم
و نترسیدیم
"فروغ فرخزاد"
از فراز سر ما
و فرو رفت در اندیشه آشفته ابری ولگرد
و صدایش همچون نیزه کوتاهی
پهنای افق را پیمود
خبر ما را با خود خواهد برد به شهر
همه میدانند
همه میدانند
که من و تو از آن روزنه سرد عبوس
باغ را دیدیم
و از آن شاخه بازیگر دور از دست
سیب را چیدیم
همه میترسند ، اما من وتو
به چراغ و آب و آینه پیوستیم
و نترسیدیم
"فروغ فرخزاد"
👌1
سه شنبه ها با موری، میچ آلبوم
داستان خواندنی از
سخنان و سرگذشت استادی در روزهای اخر زندگی درشرایط بیماری
داستان خواندنی از
سخنان و سرگذشت استادی در روزهای اخر زندگی درشرایط بیماری
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
4_5940582340425155470.pdf
1.2 MB
Movie Based on a TRUE STORY 🎬 The Children of Huang Shi 🎬 Drama, War
https://youtube.com/watch?v=Eg7ybk6-Wi8&si=xpZYCPhDfQYTNbMi
https://youtube.com/watch?v=Eg7ybk6-Wi8&si=xpZYCPhDfQYTNbMi
YouTube
Movie Based on a TRUE STORY 🎬 The Children of Huang Shi 🎬 Drama, War
Mission of a lifetime: save children from war-torn China
Name: The Children of Huang Shi
Director: Roger Spottiswoode
Cast: Chow Yun-Fat, Michelle Yeoh, Jonathan Rhys Meyers, Shane Briant
Amid the chaos and devastation of 1937 China, a young foreign journalist…
Name: The Children of Huang Shi
Director: Roger Spottiswoode
Cast: Chow Yun-Fat, Michelle Yeoh, Jonathan Rhys Meyers, Shane Briant
Amid the chaos and devastation of 1937 China, a young foreign journalist…
👌1
#تا_انتها_بخوان
در نیمه های سال تحصیلی معلّم کلاس به مدّت یک ماه به دلیل مشکلاتش کلاس را ترک کرد و معلّمی جدید موقّتاً به جای او آمد.
شروع به تدریس نمود و بعد، از چند دانش آموز شروع به پرسش در مورد درس کرد.
وقتی نوبت به یکی از دانش آموزان رسید و پاسخی اشتباه داد بقیه دانش آموزان شروع به خندیدن کردند و او را مسخره می کردند.
معلّم متوجّه شد که این دانش آموز از ضریب هوشی و اعتماد بنفسی پایین برخوردار است و همواره توسّط همکلاسی هایش مورد تمسخر قرار می گیرد.
زنگ آخر فرا رسید و وقتی دانش آموزان از کلاس خارج شدند معلّم آن دانش آموز را فراخواند و به او برگه ای داد که بیتی شعر روی آن نوشته شده بود و از او خواست همان طور که نام خود را حفظ کرده آن بیت شعر را حفظ کند و با هیچ کس در مورد این موضوع صحبت نکند.
در روز دوم معلّم همان بیت شعر را روی تخته نوشت و به سرعت آن بیت شعر را پاک کرد و از بچّه ها خواست هر کس در آن زمان کوتاه توانسته شعر را حفظ کند دستش را بالا ببرد.
هیچ کدام از دانش آموزان نتوانسته بود حفظ کند.
تنها کسی که دست خود را بالا برد و شعر را خواند همان دانش آموز دیروزی بود که مورد تمسخر بچّه ها بود.
بچّه ها از این که او توانسته در این فرصت کوتاه شعر را حفظ کند مات و مبهوت شدند.
معلّم خواست برای او کف بزنند و تشویقش کنند.
در طول این یک ماه معلّم جدید هرروز همین کار را تکرار می کرد و از بچّه ها می خواست تشویقش کنند و او را مورد لطف و محبّت قرار می داد.
کم کم نگاه هم کلاسی ها نسبت به آن دانش آموز تغییر کرد. دیگر کسی او را مسخره نمی کرد.
آن دانش آموز خود نیز دارای اعتماد به نفس شد و احساس کرد دیگر آن شخصی که همواره معلّم سابقش "خنگ " مینامید نیست.
به خاطر اعتماد بنفسی که آن معلّم دلسوز به او داد، دانش آموز تمام تلاش خود را می کرد که همواره آن احساس خوبِ برتر بودن و باهوش بودن و ارزشمند بودن در نظر دیگران را حفظ کند.
دیگر نمی خواست مانند گذشته موجودی بی اهمّیّت باشد.
آن سال با معدّلی خوب قبول شد.
به کلاس های بالاتر رفت.
در کنکور شرکت کرد و وارد دانشگاه شد.
مدرک دکترای فوق تخصص پزشکی خود را گرفت و هم اکنون پدر پیوند کبد جهان است.
این قصه را دکتر ملک حسینی در کتاب زندگانی خود و برای قدردانی از آن معلّم که با یک حرکت هوشمندانه مسیر زندگی او را عوض نمود، نوشته است.
انسان ها دو نوعند: نوع اوّل کلید خیر هستند.
دستت را می گیرند و به تو در بهتر شدنت کمک می کنند. به تو احساس ارزشمند بودن می دهند .
نوع دوم انسان هایی هستند که با دیدن اوّلین شکستِ شخص، حس بی ارزشی و بد شانس بودن را به او منتقل می کنند.
در نیمه های سال تحصیلی معلّم کلاس به مدّت یک ماه به دلیل مشکلاتش کلاس را ترک کرد و معلّمی جدید موقّتاً به جای او آمد.
شروع به تدریس نمود و بعد، از چند دانش آموز شروع به پرسش در مورد درس کرد.
وقتی نوبت به یکی از دانش آموزان رسید و پاسخی اشتباه داد بقیه دانش آموزان شروع به خندیدن کردند و او را مسخره می کردند.
معلّم متوجّه شد که این دانش آموز از ضریب هوشی و اعتماد بنفسی پایین برخوردار است و همواره توسّط همکلاسی هایش مورد تمسخر قرار می گیرد.
زنگ آخر فرا رسید و وقتی دانش آموزان از کلاس خارج شدند معلّم آن دانش آموز را فراخواند و به او برگه ای داد که بیتی شعر روی آن نوشته شده بود و از او خواست همان طور که نام خود را حفظ کرده آن بیت شعر را حفظ کند و با هیچ کس در مورد این موضوع صحبت نکند.
در روز دوم معلّم همان بیت شعر را روی تخته نوشت و به سرعت آن بیت شعر را پاک کرد و از بچّه ها خواست هر کس در آن زمان کوتاه توانسته شعر را حفظ کند دستش را بالا ببرد.
هیچ کدام از دانش آموزان نتوانسته بود حفظ کند.
تنها کسی که دست خود را بالا برد و شعر را خواند همان دانش آموز دیروزی بود که مورد تمسخر بچّه ها بود.
بچّه ها از این که او توانسته در این فرصت کوتاه شعر را حفظ کند مات و مبهوت شدند.
معلّم خواست برای او کف بزنند و تشویقش کنند.
در طول این یک ماه معلّم جدید هرروز همین کار را تکرار می کرد و از بچّه ها می خواست تشویقش کنند و او را مورد لطف و محبّت قرار می داد.
کم کم نگاه هم کلاسی ها نسبت به آن دانش آموز تغییر کرد. دیگر کسی او را مسخره نمی کرد.
آن دانش آموز خود نیز دارای اعتماد به نفس شد و احساس کرد دیگر آن شخصی که همواره معلّم سابقش "خنگ " مینامید نیست.
به خاطر اعتماد بنفسی که آن معلّم دلسوز به او داد، دانش آموز تمام تلاش خود را می کرد که همواره آن احساس خوبِ برتر بودن و باهوش بودن و ارزشمند بودن در نظر دیگران را حفظ کند.
دیگر نمی خواست مانند گذشته موجودی بی اهمّیّت باشد.
آن سال با معدّلی خوب قبول شد.
به کلاس های بالاتر رفت.
در کنکور شرکت کرد و وارد دانشگاه شد.
مدرک دکترای فوق تخصص پزشکی خود را گرفت و هم اکنون پدر پیوند کبد جهان است.
این قصه را دکتر ملک حسینی در کتاب زندگانی خود و برای قدردانی از آن معلّم که با یک حرکت هوشمندانه مسیر زندگی او را عوض نمود، نوشته است.
انسان ها دو نوعند: نوع اوّل کلید خیر هستند.
دستت را می گیرند و به تو در بهتر شدنت کمک می کنند. به تو احساس ارزشمند بودن می دهند .
نوع دوم انسان هایی هستند که با دیدن اوّلین شکستِ شخص، حس بی ارزشی و بد شانس بودن را به او منتقل می کنند.
👏3❤2
کارهای سخت را وقتی آسان هستند
و کارهای بزرگ را وقتی کوچک هستند انجام دهید.
سفر هزاران فرسخی تنها با اولین قدم آغاز می شود.
#لائوتسه
و کارهای بزرگ را وقتی کوچک هستند انجام دهید.
سفر هزاران فرسخی تنها با اولین قدم آغاز می شود.
#لائوتسه
👍2❤1
بازيهای کودکی حکمت داشت
لي لی : تمرین تعادل درزندگی
سرسره : سخت بالارفتن و راحت پایین آمدن
هفت سنگ : تمرین نشانه گرفتن به هدف
آلاكلنگ : ديدن بالا و پايين زندگي
گل يا پوچ : دقت در انتخاب
خاله بازي : آيين مهمانداري
آسيا بچرخ : حمايت از همديگر و متحد شدن
يادش بخير، اون روزا.....
ياد گرفتن زندگي چه ساده بود.....
لي لی : تمرین تعادل درزندگی
سرسره : سخت بالارفتن و راحت پایین آمدن
هفت سنگ : تمرین نشانه گرفتن به هدف
آلاكلنگ : ديدن بالا و پايين زندگي
گل يا پوچ : دقت در انتخاب
خاله بازي : آيين مهمانداري
آسيا بچرخ : حمايت از همديگر و متحد شدن
يادش بخير، اون روزا.....
ياد گرفتن زندگي چه ساده بود.....
❤4👍1