👍7
👍5
گاهی
می مانم در راز روزگاران
شانه هایی ضعيف
پا هایی ظريف
قلبی کوچک
مگر چقدر
توان
تحمل بار مشکلات
ایستادن در سنگ راه سرنوشت
تحمل کوله بار ها
و بی پناهی
را دارد
کاش ذره ای از محبتها
ذره ای از دردها را
از قلبهای کوچک
پاک میکرد
کودکان کار...!
#ع_دباغ
می مانم در راز روزگاران
شانه هایی ضعيف
پا هایی ظريف
قلبی کوچک
مگر چقدر
توان
تحمل بار مشکلات
ایستادن در سنگ راه سرنوشت
تحمل کوله بار ها
و بی پناهی
را دارد
کاش ذره ای از محبتها
ذره ای از دردها را
از قلبهای کوچک
پاک میکرد
کودکان کار...!
#ع_دباغ
❤7😢1
پروردگارا ، تویی که حتی در نهایت انکار هم آخرین امید و امنترین تکیهگاهی، تویی که قادر مطلقی و خودت گفتی برای ما بسی... بس باش خدا جان! نگذار بیش از اینها ناامید شویم و شادی را گم کنیم.
دوست دارم ببینم تعادل و سلامت و آرامش، در همه جا برقرار است و هیچکس چشمش به دستهای هیچکس نیست، که اوضاع همه خوب است و میشود از تماشای خوشیهای کوچک زندگی لذت برد و لبخند زد.
دلم تنگ شده برایت خدای خوبم، انگار که پدرانه آغوشت را باز کردهای و بیهوا ما را به سمت خودت میکشی، مایی که در پیچ و تاب زندگی گم شده و از تو و مهربانیات دور ماندهایم این روزها. بوی آغوشت را حس میکنم، انگار داری لبخند میزنی و با مهربانیِ تمام، آمادهای که تمام کوتاهی ما را ببخشی و حال مان را بهتر کنی.
دلم برایت تنگ شده، برای اینکه از نزدیک حست کنم، خودم را توی آغوش امنت بیندازم و آنقدر اشک بریزم و هق هق کنم تا آرام بگیرم و خوابم ببرد.
خدای خوبم، من دوستت دارم، خیلی دوستت دارم...
دوست دارم ببینم تعادل و سلامت و آرامش، در همه جا برقرار است و هیچکس چشمش به دستهای هیچکس نیست، که اوضاع همه خوب است و میشود از تماشای خوشیهای کوچک زندگی لذت برد و لبخند زد.
دلم تنگ شده برایت خدای خوبم، انگار که پدرانه آغوشت را باز کردهای و بیهوا ما را به سمت خودت میکشی، مایی که در پیچ و تاب زندگی گم شده و از تو و مهربانیات دور ماندهایم این روزها. بوی آغوشت را حس میکنم، انگار داری لبخند میزنی و با مهربانیِ تمام، آمادهای که تمام کوتاهی ما را ببخشی و حال مان را بهتر کنی.
دلم برایت تنگ شده، برای اینکه از نزدیک حست کنم، خودم را توی آغوش امنت بیندازم و آنقدر اشک بریزم و هق هق کنم تا آرام بگیرم و خوابم ببرد.
خدای خوبم، من دوستت دارم، خیلی دوستت دارم...
❤9😍1
با خستگی راه میرفتم
پشتِ سرم را نگاه کردم
بنظر میآمد که دارم طنابی میکشم
تپهی اندوه را با دستِ راستم
و کوهِ امید را با دستِ چپم...
#مرام_المصری
📙 آزادی عریان می آید
پشتِ سرم را نگاه کردم
بنظر میآمد که دارم طنابی میکشم
تپهی اندوه را با دستِ راستم
و کوهِ امید را با دستِ چپم...
#مرام_المصری
📙 آزادی عریان می آید
👌2💯2
ويلی: تو اينجا چیكار میكنی؟ چارلی: خوابم نمیبرد. قلبم داشت آتش میگرفت. ويلی: خوب، معلومه غذا خوردن بلد نيستی! بايد يه چيزی راجع به ويتامين و اين حرفها ياد بگيری. چارلی: اون ويتامينها چه فايدهای داره؟ ويلی: اونا استخوناتو درست میكنن.
چارلی: آره، اما قلب آدم كه استخون نيست!
📕 مرگ_فروشنده
#آرتور_ميلر
چارلی: آره، اما قلب آدم كه استخون نيست!
📕 مرگ_فروشنده
#آرتور_ميلر
❤3👍1👌1
در این دنیا نه خوشبختی هست و نه بدبختی فقط قیاس یک حالت با حالتی دیگر است. تنها کسی که حد اعلای بدبختی را شناخته باشد میتواند حد اعلای خوشبختی را نیز درک کند. میبایست انسان خواسته باشد بمیرد، تا بداند زنده بودن چقدر خوب است. پس زندگی کنید و خوشبخت باشید. هرگز فراموش نکنید که تا روزی که خداوند بخواهد آینده انسان را آشکار کند، همه شناخت انسان در دو کلمه خلاصه میشود :
صبر ، امید...
#الکساندر_دوما
📓 کنت مونت کریستو
صبر ، امید...
#الکساندر_دوما
📓 کنت مونت کریستو
❤4💯1
ما ز هر صاحب دلی
یک رشته فن آموختیم
عشق از لیلی و
صبر از کوه کن آموختیم
گریه از مرغ سحر،
خودسوزی از پروانه ها
صد سرا ویرانه شد،
تا ساختن آموختیم!
#شهریار
یک رشته فن آموختیم
عشق از لیلی و
صبر از کوه کن آموختیم
گریه از مرغ سحر،
خودسوزی از پروانه ها
صد سرا ویرانه شد،
تا ساختن آموختیم!
#شهریار
❤5👍2
و رسالت من این خواهد بود
تا دو استکان چای داغ را
از میان دویست جنگ خونین
به سلامت بگذرانم
تا در شبی بارانی
آن ها را
با خدای خویش
چشم در چشم هم نوش کنیم !
#حسین پناهی
تا دو استکان چای داغ را
از میان دویست جنگ خونین
به سلامت بگذرانم
تا در شبی بارانی
آن ها را
با خدای خویش
چشم در چشم هم نوش کنیم !
#حسین پناهی
❤7
اما برای شادمانی سیاره ی ما چندان آماده نیست ، خوشی را باید از چنگ روزهای آینده بیرون کشید. در این زندگی مردن دشوار نیست، ساختن زندگی بسیار دشوارتر است.
#مایاکوفسکی
#مایاکوفسکی
❤4👌1
پروفسور محمود ﺣﺴﺎﺑﯽ
من از این دنیا فقط اینو دریافتم که
اونی كه بیشتر می گفت : "نمیدونم"، بیشتر میدونست!
اونی كه "قویتر" بود، كمتر زور میگفت!
اونی كه راحت تر میگفت "اشتباه كردم"، اعتماد به نفسش بالاتر بود!...
اونی که صداش آرومتر بود، حرفاش با نفوذتر بود!
اونی كه خودشو واقعا دوست داشت، بقیه رو واقعی تر دوست داشت!
اونی كه بیشتر "طنز" میگفت، به زندگی جدی تر نگاه میكرد!
من از این دنیا فقط اینو دریافتم که
اونی كه بیشتر می گفت : "نمیدونم"، بیشتر میدونست!
اونی كه "قویتر" بود، كمتر زور میگفت!
اونی كه راحت تر میگفت "اشتباه كردم"، اعتماد به نفسش بالاتر بود!...
اونی که صداش آرومتر بود، حرفاش با نفوذتر بود!
اونی كه خودشو واقعا دوست داشت، بقیه رو واقعی تر دوست داشت!
اونی كه بیشتر "طنز" میگفت، به زندگی جدی تر نگاه میكرد!
👍9
اکنون دگر میدانم سعادت چیست،
سعادت انجام وظیفه است .
و هرچه این وظیفه مشکل تر باشد
سعادت عظیم تر است.
#نیکوس_کازانتزاکیس
📙 زوربای یونان
سعادت انجام وظیفه است .
و هرچه این وظیفه مشکل تر باشد
سعادت عظیم تر است.
#نیکوس_کازانتزاکیس
📙 زوربای یونان
👏3
اگر از دیگران ثروتمند تر هستید میزتان را دراز تر بچینید، نه حصار و حفاظ منزلتان را!!
متن نوشته شده در :
«تابلویی در مرکز یادبود صلح کانادا»
متن نوشته شده در :
«تابلویی در مرکز یادبود صلح کانادا»
❤4
کیمیاگری تبدیل مس به طلا نیست،
بلکه تبدیل جهل به آگاهی،
تبدیل نفرت به عشق و تبدیل غم به شادی است؛
پس همه ما میتوانیم با کلام زیبا کیمیاگر باشیم.
📘 #کیمیاگر
#پائولو_کوئلیو
بلکه تبدیل جهل به آگاهی،
تبدیل نفرت به عشق و تبدیل غم به شادی است؛
پس همه ما میتوانیم با کلام زیبا کیمیاگر باشیم.
📘 #کیمیاگر
#پائولو_کوئلیو
👍5👏2
آدم از یک جایی به بعد،
دیگر ،خودش را به در و دیوار نمیکوبد،
از هر چه هست و نیست شاکی نمیشود،
از آدمها فاصله نمیگیرد،
از هیچ کس دیگر متنفر نمیشود،
دیگر گریه نمیکند،
غصه نمیخورد،
از حرف کسی نمیرنجد،
آدم از یک جایی به بعد،
دیگر منتظر نمیماند،
دیگر بیقرار نمیشود
میدانی؟
آدم از یک جایی به بعد،
فقط تماشا میکند.
و به خدا واگذار میکند...
دیگر ،خودش را به در و دیوار نمیکوبد،
از هر چه هست و نیست شاکی نمیشود،
از آدمها فاصله نمیگیرد،
از هیچ کس دیگر متنفر نمیشود،
دیگر گریه نمیکند،
غصه نمیخورد،
از حرف کسی نمیرنجد،
آدم از یک جایی به بعد،
دیگر منتظر نمیماند،
دیگر بیقرار نمیشود
میدانی؟
آدم از یک جایی به بعد،
فقط تماشا میکند.
و به خدا واگذار میکند...
👏5👍3👌2
کودکی از خدا پرسید:
اگه همه چیز از قبل توی سرنوشت نوشته شده پس چرا آرزو کنیم؟
خدا لبخند زد و گفت:
شاید تو بعضی صفحه ها نوشته باشم
هرچی تو آرزو کنی
اگه همه چیز از قبل توی سرنوشت نوشته شده پس چرا آرزو کنیم؟
خدا لبخند زد و گفت:
شاید تو بعضی صفحه ها نوشته باشم
هرچی تو آرزو کنی
❤6