Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
چون رود جاری باش، از پائولو کولیو
اگر فرزند باهوشی دارید که از هم سن هایش جلوتر است، دوکلاسه زدن ضرورتی ندارد. به جای این کار اجازه دهید در چند رشته ورزشی و یا چند رشته موسیقی و یا چند رشته خدمات اجتماعی فعالیت کند.
بهره هوشی بیش از حد مانند قد خیلی بلند باعث گرفتاری است. بچهای که به هر دلیلی باهوش است را نباید تحت فشار قرار داد که بیشتر و بیشتر در یک خط بماند یعنی هوش او باید پخش شود. باید انقدر کارهای متفاوت در دست داشته باشد که یکدفعه فیزیکدان و شیمیدان بار نیاید که فاجعه به بار خواهد آمد. اتومبیلی که سرعت بسیار بالایی دارد را نباید با گاز بیشتر سرعتش را بیشتر کرد چون تصادف خواهد کرد. بچه ای که دستان خیلی خیلی بلندی دارد اما بقیه اعضای بدنش معمولی است ناقص الخلقه است. بچه را ناقص بار نیاروید.
ضمنا بچههای باهوش را در ورزشهای انفرادی شرکت ندهید زیرا در ورزشهای انفرادی مانند شنا دوست دارد رقابت کند و پیروز باشد ولی چون در انتها به جایی میرسد که هیچ کس در آنجا نیست، تنها میماند و میشکند ولی در بازیهای جمعی اینطور نیست. بچههای باهوش باید در بازیهای جمعی مانند بسکتبال و فوتبال مشارکت داده شوند تا در آنجا در حد خودش بدرخشد. حتی فرزند خود را به مدارس خصوصی هم نفرستید.
فرزند شما باید بچه خوبی باشد، خواهر یا برادر خوبی باشد، همسر خوبی باشد، پدر یا مادر خوبی باشد، همکار خوبی باشد. قرار نیست دانشمند باشد.
خدا هم آدمهای متوسط را بیشتر دوست دارد چون تعداد بیشتری از آدمهای خلق شده، آدمهای متوسط هستند.
ما به این دنیا آمدهایم که زندگی کنیم.
ما نیامدهایم که برنده شویم.
ما نیامدهایم تنها شویم.
ما نیامدهایم از بقیه جدا شویم.
بنابراین بچههایی که تواناییها و ظرفیتهای بالایی دارند را در قسمتهای مختلف بگذارید که جنبههای مختلف و متفاوتشان رشد کند وگرنه یک بچه ناقصالخلقه خواهید داشت یعنی بچهای درست میکنید که سری بزرگ ولی دست و پای کوچکی دارد. من بسیاری از استادان برجستهای دیدهام که از دیدن زندگیشان مات و متحیر مانده بودم که این چه زندگی است که آنها دارند.
دست از روحیه رقابتی دادن به فرزندتان بردارید. به خاطر موضوعاتی که فرض میکنید درست است و یا حتی به خاطر خودتان فرزندتان را به آتش نکشید.
نیازی نیست کسی به ما بگوید فرزند خود را کجا بفرستید یا نفرستید. ما ابدا نمیخواهیم دانشمند درست کنیم. ما میخواهیم انسان بار بیاوریم.
در اینگونه موارد مهمترین چیز "آزادی" است. مهمترین فرصتی که در اختیار بچه باهوش باید قرار گیرد آزادی است و بدترین چیز آن است که در یک خط قرار گیرد و دیگران برای او تکلیف تعیین کنند.
#دکتر_هلاکویی
بهره هوشی بیش از حد مانند قد خیلی بلند باعث گرفتاری است. بچهای که به هر دلیلی باهوش است را نباید تحت فشار قرار داد که بیشتر و بیشتر در یک خط بماند یعنی هوش او باید پخش شود. باید انقدر کارهای متفاوت در دست داشته باشد که یکدفعه فیزیکدان و شیمیدان بار نیاید که فاجعه به بار خواهد آمد. اتومبیلی که سرعت بسیار بالایی دارد را نباید با گاز بیشتر سرعتش را بیشتر کرد چون تصادف خواهد کرد. بچه ای که دستان خیلی خیلی بلندی دارد اما بقیه اعضای بدنش معمولی است ناقص الخلقه است. بچه را ناقص بار نیاروید.
ضمنا بچههای باهوش را در ورزشهای انفرادی شرکت ندهید زیرا در ورزشهای انفرادی مانند شنا دوست دارد رقابت کند و پیروز باشد ولی چون در انتها به جایی میرسد که هیچ کس در آنجا نیست، تنها میماند و میشکند ولی در بازیهای جمعی اینطور نیست. بچههای باهوش باید در بازیهای جمعی مانند بسکتبال و فوتبال مشارکت داده شوند تا در آنجا در حد خودش بدرخشد. حتی فرزند خود را به مدارس خصوصی هم نفرستید.
فرزند شما باید بچه خوبی باشد، خواهر یا برادر خوبی باشد، همسر خوبی باشد، پدر یا مادر خوبی باشد، همکار خوبی باشد. قرار نیست دانشمند باشد.
خدا هم آدمهای متوسط را بیشتر دوست دارد چون تعداد بیشتری از آدمهای خلق شده، آدمهای متوسط هستند.
ما به این دنیا آمدهایم که زندگی کنیم.
ما نیامدهایم که برنده شویم.
ما نیامدهایم تنها شویم.
ما نیامدهایم از بقیه جدا شویم.
بنابراین بچههایی که تواناییها و ظرفیتهای بالایی دارند را در قسمتهای مختلف بگذارید که جنبههای مختلف و متفاوتشان رشد کند وگرنه یک بچه ناقصالخلقه خواهید داشت یعنی بچهای درست میکنید که سری بزرگ ولی دست و پای کوچکی دارد. من بسیاری از استادان برجستهای دیدهام که از دیدن زندگیشان مات و متحیر مانده بودم که این چه زندگی است که آنها دارند.
دست از روحیه رقابتی دادن به فرزندتان بردارید. به خاطر موضوعاتی که فرض میکنید درست است و یا حتی به خاطر خودتان فرزندتان را به آتش نکشید.
نیازی نیست کسی به ما بگوید فرزند خود را کجا بفرستید یا نفرستید. ما ابدا نمیخواهیم دانشمند درست کنیم. ما میخواهیم انسان بار بیاوریم.
در اینگونه موارد مهمترین چیز "آزادی" است. مهمترین فرصتی که در اختیار بچه باهوش باید قرار گیرد آزادی است و بدترین چیز آن است که در یک خط قرار گیرد و دیگران برای او تکلیف تعیین کنند.
#دکتر_هلاکویی
👌5
کلاه تان را در مقابل کارگری از سر بردارید که با داشتن چهار پنس، دخترش را شوهر میدهد! حداقل او به جای پول در رگهایش خون دارد.
#جورج_اورول
📕همه جا پای پول در میان است
#جورج_اورول
📕همه جا پای پول در میان است
👍2❤1
Bahar Baharoon
Shahla Sarshar
خورشید من
چه بی منت می تابی
سالهاست هر صبح با
نور و گرمایت بیدار میشوم
و عصرها با دلی تنگ
با رنگی آغشته به سرخ
به امید ديدار صبحی دگر
غروبت را وداع میکنم
می دانی خورشید من
عمرمن همراه
طلوع و غروبت شد
شب ها را به رویای صبحی روشن
چشم می بندم
تا تو بتابی
تاریکی ها را به نور بپوشانی
و جان ها را گرمی زندگی بخشی
بتاب ای خورشید من ..
#ع_دباغ
چه بی منت می تابی
سالهاست هر صبح با
نور و گرمایت بیدار میشوم
و عصرها با دلی تنگ
با رنگی آغشته به سرخ
به امید ديدار صبحی دگر
غروبت را وداع میکنم
می دانی خورشید من
عمرمن همراه
طلوع و غروبت شد
شب ها را به رویای صبحی روشن
چشم می بندم
تا تو بتابی
تاریکی ها را به نور بپوشانی
و جان ها را گرمی زندگی بخشی
بتاب ای خورشید من ..
#ع_دباغ
❤2
گاهی مرد از زن خیلی تنها تره!
مرد نمیتونه به ناخوناش لاک بزنه
و از ته دلش
از خودش خوشش بیاد!
مرد موهاش بلند نیست توی
بی کسی کوتاش کنه
و اینجوری لج کنه با همه ی ي دنیا!
مرد نمیتونه وقتی دلش گرفت
زنگ بزنه دوستش گریه کنه خالی شه!
مرد درداشو اشک نه، یه اخم خشن
میکنه میچسبونه به پیشونیش!
یه وقتایی،یه جاهایی،
به یه کسایی باید گفت،
میم…….مثل مرد
مرد نمیتونه به ناخوناش لاک بزنه
و از ته دلش
از خودش خوشش بیاد!
مرد موهاش بلند نیست توی
بی کسی کوتاش کنه
و اینجوری لج کنه با همه ی ي دنیا!
مرد نمیتونه وقتی دلش گرفت
زنگ بزنه دوستش گریه کنه خالی شه!
مرد درداشو اشک نه، یه اخم خشن
میکنه میچسبونه به پیشونیش!
یه وقتایی،یه جاهایی،
به یه کسایی باید گفت،
میم…….مثل مرد
👍5👌1
انسان بايد حتي تا پس از مرگش هم باورش به خوشبختي را حفظ كند . معتقد باشد كه زيبايي هست . من هم مثل شما هستم . دو چهره ندارم . خيلي وقت ها هم از نااميدي فرياد زده ام . من هم بارها شكست خورده ام و در هم خميده شده ام ... اما من از نوري مي گويم كه پس از نااميدي ها مي آيد. چه شب هايي كه ديوانه وار به تمام اجزاي اين زندگي لعنت فرستاده ام و صبح ها باز زيبايي را احساس كرده ام . گزينش دردها و تقدير سياهمان ، يگانه نيروهايي هستند كه ما را به زندگي وصل مي كنند. بگذار زندگي خود را به آهنگ جهان متصل نكنيم . اگر زندگي ما سازي ناكوك است اين به مفهوم آن نيست كه تمام قوانين هستي را زير سوال ببريم...
#بختيار_علی
📗 آخرین انار دنیا
#بختيار_علی
📗 آخرین انار دنیا
👌2
هر انسانی نسبت به دیگری مسئول است. فقط مردم این را نمیدانند. اگر میدانستند دنیا بهشت میشد!
#فئودور_داستایفسکی
#فئودور_داستایفسکی
👍4
Booye Gisoo ~ Music-Fa.Com
Alireza Ghorbani ~ Music-Fa.Com
بوی باران دیده خاک
بوی اتش دیده نان
بوی شبنم دیده گل
بوی گیسو دیده یار
بوی عاشق دیده دل
وقت رفتن !
ماندگار
با دلی اتش نگار
میکنم خاطر به یاد
ان نگاهٍ پٍی خمار و گرمیٍ لبخند یار
#ع_دباغ
بوی اتش دیده نان
بوی شبنم دیده گل
بوی گیسو دیده یار
بوی عاشق دیده دل
وقت رفتن !
ماندگار
با دلی اتش نگار
میکنم خاطر به یاد
ان نگاهٍ پٍی خمار و گرمیٍ لبخند یار
#ع_دباغ
❤5
زوجی تنها دو سال از زندگیشان گذشته بود به تدریج با مشکلاتی در جریان مراودات خود مواجه شدند به گونهای که زن معتقد بود
از این زندگی بی معنا بیزار است
زیرا همسرش رمانتیک نبود، بدین سبب روزی از روزها به شوهرش گفت که باید ازهم جدا شویم.
اما شوهر پرسید چرا؟
زن جواب داد من از این زندگی سیر شدهام دلیل دیگری وجود ندارد.
تمام عصر آنروز شوهر به آرامی روی مبل نشسته بود و حرفی نمیزد.
زن بسیار غمگین شده در این اندیشه بود که شوهرش حتی برای ماندنش ، او را متقاعد نمیسازد.
تا اینکه شوهر از او پرسید:
چطور میتوانم تو را از تصمیم منصرف کنم؟
زن در جواب گفت تو باید به یک سوال من پاسخ دهی اگر پاسخ تو مرا راضی کند من از تصمیم خود منصرف خواهم شد
سپس ادامه داد من گلی در کنار پرتگاه را بسیار دوست دارم
اما نتیجهی چیدن آن گل ، "مرگ "خواهد بود
آیا تو آنرا برای من خواهی چید؟
شوهر کمی فکر کرد و گفت فردا صبح پاسخ این سوال تورا میدهم .
صبح روز بعد زن بیدار شد و متوجه شد که شوهرش در خانه نیست و روی میز نوشتهایی زیر فنجان شیر گرم دیده میشود.
زن شروع به خواندن نوشتهی شوهرش کرد که میگفت:
عزیزم ، من آن گل را نخواهم چید اما بگذار علت آنرا برایت توضیح دهم.
اول اینکه تو هنگامی که با کامپیوتر تایپ میکنی مرتکب اشتباهات مکرر میشوی
و بجز گریه چارهی دیگری نداری
به همین دلیل من باید باشم تا بتوانم اشتباه تو را تصحیح کنم.
دوم اینکه تو همیشه کلید را فراموش میکنی
من باید باشم تا در را برای تو باز کنم.
سوم اینکه تو همیشه به کامپیوتر خیره نگاه میکنی و این نشان میدهد تو نزدیک بین هستی
من باید باشم تا روزی که پیر میشوی ناخنهای تورا کوتاه کنم.
به همین دلیل مطمئنم کسی وجود ندارد که بیشتر از من عاشق تو باشد و من هرگز آن گل را نخواهم چید.
اشکهای زن جاری شد وی به خواندن نامه ادامه داد:
عزیزم اگر تو از پاسخ من خرسند شدی
لطفا در را باز کن زیرا من نانی که تو دوست داری را ، در دست دارم.
زن در را باز کرد و دید شوهرش در انتظار ایستاده است.
زن اکنون میدانست که هیچ کس بیشتر از شوهرش او را دوست ندارد.
عشق همان جزییات ریز معمولی و عادی زندگی روزانه است
که خیلی ساده و بی اهمیت از کنار آنها میگذریم.
ﺩﺭﺳﺖ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﻢ ! ﻭﻟﯽ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ:
ﺣﻮﺍ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺳﯿﺐ ﺭﺍ ﺗﻌﺎﺭﻑ ﮐﺮﺩ
ﻭ ﭼﺮﺍ ﺁﺩﻡ ﺧﻮﺭﺩ ؟
ﺳﺎﺩﻩ ﻧﺒﻮﺩ
ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮﺩ
ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ! ﺍﻣﺎ
ﺣﻮﺍ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺑﻮﺩ .
ﺑﺎ اﺭﺯﺵتر ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﮐﻪ میگویند ﻣﻔﺖ ﺍﺯ
ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩ
سیب هنوز هم شیرین است
هنوز هم آدم بهشت را به لبخند حوا میفروشد
از این زندگی بی معنا بیزار است
زیرا همسرش رمانتیک نبود، بدین سبب روزی از روزها به شوهرش گفت که باید ازهم جدا شویم.
اما شوهر پرسید چرا؟
زن جواب داد من از این زندگی سیر شدهام دلیل دیگری وجود ندارد.
تمام عصر آنروز شوهر به آرامی روی مبل نشسته بود و حرفی نمیزد.
زن بسیار غمگین شده در این اندیشه بود که شوهرش حتی برای ماندنش ، او را متقاعد نمیسازد.
تا اینکه شوهر از او پرسید:
چطور میتوانم تو را از تصمیم منصرف کنم؟
زن در جواب گفت تو باید به یک سوال من پاسخ دهی اگر پاسخ تو مرا راضی کند من از تصمیم خود منصرف خواهم شد
سپس ادامه داد من گلی در کنار پرتگاه را بسیار دوست دارم
اما نتیجهی چیدن آن گل ، "مرگ "خواهد بود
آیا تو آنرا برای من خواهی چید؟
شوهر کمی فکر کرد و گفت فردا صبح پاسخ این سوال تورا میدهم .
صبح روز بعد زن بیدار شد و متوجه شد که شوهرش در خانه نیست و روی میز نوشتهایی زیر فنجان شیر گرم دیده میشود.
زن شروع به خواندن نوشتهی شوهرش کرد که میگفت:
عزیزم ، من آن گل را نخواهم چید اما بگذار علت آنرا برایت توضیح دهم.
اول اینکه تو هنگامی که با کامپیوتر تایپ میکنی مرتکب اشتباهات مکرر میشوی
و بجز گریه چارهی دیگری نداری
به همین دلیل من باید باشم تا بتوانم اشتباه تو را تصحیح کنم.
دوم اینکه تو همیشه کلید را فراموش میکنی
من باید باشم تا در را برای تو باز کنم.
سوم اینکه تو همیشه به کامپیوتر خیره نگاه میکنی و این نشان میدهد تو نزدیک بین هستی
من باید باشم تا روزی که پیر میشوی ناخنهای تورا کوتاه کنم.
به همین دلیل مطمئنم کسی وجود ندارد که بیشتر از من عاشق تو باشد و من هرگز آن گل را نخواهم چید.
اشکهای زن جاری شد وی به خواندن نامه ادامه داد:
عزیزم اگر تو از پاسخ من خرسند شدی
لطفا در را باز کن زیرا من نانی که تو دوست داری را ، در دست دارم.
زن در را باز کرد و دید شوهرش در انتظار ایستاده است.
زن اکنون میدانست که هیچ کس بیشتر از شوهرش او را دوست ندارد.
عشق همان جزییات ریز معمولی و عادی زندگی روزانه است
که خیلی ساده و بی اهمیت از کنار آنها میگذریم.
ﺩﺭﺳﺖ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﻢ ! ﻭﻟﯽ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ:
ﺣﻮﺍ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺳﯿﺐ ﺭﺍ ﺗﻌﺎﺭﻑ ﮐﺮﺩ
ﻭ ﭼﺮﺍ ﺁﺩﻡ ﺧﻮﺭﺩ ؟
ﺳﺎﺩﻩ ﻧﺒﻮﺩ
ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮﺩ
ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ! ﺍﻣﺎ
ﺣﻮﺍ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺑﻮﺩ .
ﺑﺎ اﺭﺯﺵتر ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﮐﻪ میگویند ﻣﻔﺖ ﺍﺯ
ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩ
سیب هنوز هم شیرین است
هنوز هم آدم بهشت را به لبخند حوا میفروشد
👏9
ميخواهم برگردم به پنجرههايی كه انتظار میفهميدند،
و كلوخهايی كه عشق را به شيشهها میرساندند.
ميخواهم برگردم به دوست داشتنهای واقعی،
و نگاههايی كه با دلهره از بالای بامها، در لابلای آويز رختها، به كوچه خيز برمیداشت،
و تنها يک رهگذر بوی آمدن میداد. میخواهم برگردم به بوسههايی كه مجازی نبودند،
و عشقهايی كه فقط يک نفر را ميشناختند. فقط یک نفر …
و كلوخهايی كه عشق را به شيشهها میرساندند.
ميخواهم برگردم به دوست داشتنهای واقعی،
و نگاههايی كه با دلهره از بالای بامها، در لابلای آويز رختها، به كوچه خيز برمیداشت،
و تنها يک رهگذر بوی آمدن میداد. میخواهم برگردم به بوسههايی كه مجازی نبودند،
و عشقهايی كه فقط يک نفر را ميشناختند. فقط یک نفر …
👌6
Ghatrehaye Baran ~ Music-Fa.Com
Alireza Ghorbani ~ Music-Fa.Com
Alireza Ghorbani - Ghatrehaye Baran (320).mp3
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
#فرهنگ خودرو "
فرهنگ جدیدی که از خودروها بچشم میخورد
یکی بیرون آمدن بچه ها در سنین مختلف از پنجره و سانروف میباشد !
که بسیار خطرناک برای بچه ها (خدای نکرده ، احتمال پرت شدن ) و مشکل جدی برای خودروهای دیگر است.
در همین تابستان امسال در شهر تبریز متاسفانه پنج بچه به همین دلیل در خیابان فوت کردند.
یکی تلاش برای اثبات قوی تر و سریع تر بودن پراید ، سمند ، ... ما از پراید، سمند، .. آن دیگری در جاده ها ست ،
یادمان نیست شاید !
هر دو ساخت یک کارخانه بوده و قدرت، سرعت و کیفیت !! یکسان دارند،
این سبقت ها و حرکات خطرناک در جاده ها برای رفع کدامین نقیصه هاست !!
پشت خودروها می چسبانیم
"Dont touch my car
به ماشین من دست نزنید"
و کنار این نوشته یک نفر (صاحب خودرو) در حال زدن فرد دیگر !
پیام این متن چه مفهوم و ارتباط اجتماعی را میرساند و چه آموزشی به بچه هامان میدهد ?
بهتر نیست کمی مهربانی را ترویج کنیم !
بیایید
درست یاد بگیریم
درست به بچه هامان یاد دهیم
درست عمل کنیم
نمیدانم کدامین فرهنگ !
ولی کمی رفتار اجتماعی خوب را توسعه دهیم
#ع_دباغ
با انتشار این موارد لطفا جامعه را یاری فرمایید
فرهنگ جدیدی که از خودروها بچشم میخورد
یکی بیرون آمدن بچه ها در سنین مختلف از پنجره و سانروف میباشد !
که بسیار خطرناک برای بچه ها (خدای نکرده ، احتمال پرت شدن ) و مشکل جدی برای خودروهای دیگر است.
در همین تابستان امسال در شهر تبریز متاسفانه پنج بچه به همین دلیل در خیابان فوت کردند.
یکی تلاش برای اثبات قوی تر و سریع تر بودن پراید ، سمند ، ... ما از پراید، سمند، .. آن دیگری در جاده ها ست ،
یادمان نیست شاید !
هر دو ساخت یک کارخانه بوده و قدرت، سرعت و کیفیت !! یکسان دارند،
این سبقت ها و حرکات خطرناک در جاده ها برای رفع کدامین نقیصه هاست !!
پشت خودروها می چسبانیم
"Dont touch my car
به ماشین من دست نزنید"
و کنار این نوشته یک نفر (صاحب خودرو) در حال زدن فرد دیگر !
پیام این متن چه مفهوم و ارتباط اجتماعی را میرساند و چه آموزشی به بچه هامان میدهد ?
بهتر نیست کمی مهربانی را ترویج کنیم !
بیایید
درست یاد بگیریم
درست به بچه هامان یاد دهیم
درست عمل کنیم
نمیدانم کدامین فرهنگ !
ولی کمی رفتار اجتماعی خوب را توسعه دهیم
#ع_دباغ
با انتشار این موارد لطفا جامعه را یاری فرمایید
👍4💯3👏1
یک روز استاد دانشگاه به هر کدام
از دانشجویان کلاس یک بادکنک باد
شده و یک سوزن داد و گفت:
یک دقیقه فرصت دارید بادکنکهای یکدیگر را بترکانید.
هرکس بعد از یک دقیقه بادکنکش
را سالم تحویل داد برنده است.
مسابقه شروع و بعداز یک دقیقه من
و چهار نفر دیگه با بادکنک سالم برنده شدیم.
سپس استاد رو به دانشجویان کرد
و گفت: من همین مسابقه را در کلاس دیگری
برپا کردم و همه کلاس برنده شدند
زیرا هیچکس بادکنک دیگری
را نترکاند چرا که قرار بود بعد از یک
دقیقه هرکس بادکنکش سالم ماند
برنده باشد که اینچنین هم شد.
ما انسانها در این جامعه رقیب یکدیگر
نیستیم و قرار نیست ما برنده باشیم
و دیگران بازنده.
قرار نیست خوشبختی خود را با
تخریب دیگران تضمین کنیم.
می توانیم باهم بخوریم.
باهم رانندگی کنیم.
باهم شاد باشیم. باهم…باهم…
پس چرا بادکنک دیگری را بترکانیم؟
از دانشجویان کلاس یک بادکنک باد
شده و یک سوزن داد و گفت:
یک دقیقه فرصت دارید بادکنکهای یکدیگر را بترکانید.
هرکس بعد از یک دقیقه بادکنکش
را سالم تحویل داد برنده است.
مسابقه شروع و بعداز یک دقیقه من
و چهار نفر دیگه با بادکنک سالم برنده شدیم.
سپس استاد رو به دانشجویان کرد
و گفت: من همین مسابقه را در کلاس دیگری
برپا کردم و همه کلاس برنده شدند
زیرا هیچکس بادکنک دیگری
را نترکاند چرا که قرار بود بعد از یک
دقیقه هرکس بادکنکش سالم ماند
برنده باشد که اینچنین هم شد.
ما انسانها در این جامعه رقیب یکدیگر
نیستیم و قرار نیست ما برنده باشیم
و دیگران بازنده.
قرار نیست خوشبختی خود را با
تخریب دیگران تضمین کنیم.
می توانیم باهم بخوریم.
باهم رانندگی کنیم.
باهم شاد باشیم. باهم…باهم…
پس چرا بادکنک دیگری را بترکانیم؟
❤4👍3
آرزو میکنم
ناخواسته به دست آوری
آنچه را كه بیصدا از قلبت
گذر كرده است،
و آنگاه شگفت زده
با خود بيانديشی،
كسی برايم دعا كرده بود؟
ناخواسته به دست آوری
آنچه را كه بیصدا از قلبت
گذر كرده است،
و آنگاه شگفت زده
با خود بيانديشی،
كسی برايم دعا كرده بود؟
❤8👍2
مردم این روزا
قیمت هر چیزی رو میدونن ،
ولی ارزش هیچی رو نمیدونن...
#بروس_رابينسون
📕 خاطرات يك الكلى
قیمت هر چیزی رو میدونن ،
ولی ارزش هیچی رو نمیدونن...
#بروس_رابينسون
📕 خاطرات يك الكلى
👍3
عجیب است ماه به این زیبایی آن بالا در آسمان است و اینجا روی زمین قانون و لایحه ای نیست که نگاه کردن به آن را ممنوع کند...
#هرتا مولر
#هرتا مولر
👌4❤2
تو جان میکَنی تا حرمتها را نگه داری
و دیگرانی کمی آن طرفتر
به سادگیات میخندند ...
تو را احمق فرض میکنند ،
و در دلشان هزار بار،
خدا را شکر میکنند که شبیهِ تو نیستند،
که کلاه سرشان نمیرود،
که خوب بلدند گلیمشان را
از آب بیرون بکشند ...
به این.ها اهمیت نده ...
این بعضیها هیچ وقت
دلیلِ کوتاه آمدنهایت را نخواهند فهمید ...
تلاشی برای توضیحش نکن ...
همانطور که برای خاک ، نمیتوان
زلال بودنِ آب را تفسیر کرد ...
تصمیم با توست ... خواستی باز هم حرمت نگه دار ... یا نه!
این به انسانیتِ تو بر میگردد ...!
#نرگس_صرافیان_طوفان
و دیگرانی کمی آن طرفتر
به سادگیات میخندند ...
تو را احمق فرض میکنند ،
و در دلشان هزار بار،
خدا را شکر میکنند که شبیهِ تو نیستند،
که کلاه سرشان نمیرود،
که خوب بلدند گلیمشان را
از آب بیرون بکشند ...
به این.ها اهمیت نده ...
این بعضیها هیچ وقت
دلیلِ کوتاه آمدنهایت را نخواهند فهمید ...
تلاشی برای توضیحش نکن ...
همانطور که برای خاک ، نمیتوان
زلال بودنِ آب را تفسیر کرد ...
تصمیم با توست ... خواستی باز هم حرمت نگه دار ... یا نه!
این به انسانیتِ تو بر میگردد ...!
#نرگس_صرافیان_طوفان
❤3👍1
در کشاکش تمام سختیها
و کم آوردنهایی که زندگی
برایمان رقم میزند،
هیچگاه اسیرِ عظمت
درد و غم مباش
که خدای تو
از تمام آنچه که دلت را
آزرده، بزرگتر است...
و کم آوردنهایی که زندگی
برایمان رقم میزند،
هیچگاه اسیرِ عظمت
درد و غم مباش
که خدای تو
از تمام آنچه که دلت را
آزرده، بزرگتر است...
👍2