میگویند
حرف ها هم پا دارند
پاهاي بزرگي كه گاهي
روي دلی ميگذارند
و جایشان براي هميشـه
مي مانند.
مراقب حرفهایمان باشیم
دل که رنجید از کسی
خرسند کردن مشکل است..
حرف ها هم پا دارند
پاهاي بزرگي كه گاهي
روي دلی ميگذارند
و جایشان براي هميشـه
مي مانند.
مراقب حرفهایمان باشیم
دل که رنجید از کسی
خرسند کردن مشکل است..
👍5
ﺗﻮ ﺭﺍ "ﺩُﺧﺘــﺮ " ﻣﯽﻧﺎﻣﻨﺪ
ﻣﻀﻤﻮﻧﯽ ﮐﻪ ﺟﺬﺍﺑﯿﺘﺶ ﻧﻔﺲﮔﯿﺮ ﺍﺳﺖ …
ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺩﺧﺘﺮﺍﻧﻪ ﯼ ﺗﻮ، ﻧﻪ ﺑﺎ ﺷﻤﻊ ﻭ ﻋﺮﻭﺳﮏ ﻣﻌﻨﺎ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ
ﻧﻪ ﺑﺎ ﺍﺷﮏ ﻭ ﺍﻓﺴﻮﻥ!
ﺍﻣﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦﻫﺎ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺑﺮ ﻣﯽﮔﯿﺮﺩ
ﺗﻮ ﻧﻪ ﺿﻌﯿﻔﯽ ﻭ ﻧﻪ ﻧﺎﺗﻮﺍﻥ، ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺁﻓﺮﯾﺪﮔﺎﺭﺕ ﺗﻮ
ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ
ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻭ ﺯﻭﺭ ﺑﺎﺯﻭ ﻣﯽﭘﺴﻨﺪﺩ ...
ﺍﺷﮏ ﺭﯾﺨﺘﻦ ﻗﺪﺭﺕ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ،
ﻗﺪﺭﺕ ﺭﻭﺡ ﺗﻮﺳﺖ
ﺍﺷﮏ ﻧﻤﯽﺭﯾﺰﯼ ﺗﺎ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪﺍﺕ ﺟﻠﺐ ﮐﻨﯽ؛
ﺑﺎ ﺍﺷﮏ، ﺭﻭﺣﺖ ﺭﺍ ﺟﻼ ﻣﯽ ﺩﻫﯽ ...
ﺧﺎﻧﻪ، ﺑﯽ ﺗﻮ ﺳﺮﺩ ﻭ ﺳﺎﮐﺖ ﺍﺳﺖ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺷﻮﺭ ﻭ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ، ﻭ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﮔﻮﺵ ﺩﺍﺩﻥ ﻧﯿﺴﺖ،
ﺗﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺷﺪﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﻌﻨﺎ ﻣﯽﮔﯿﺮﯼ
ﺗﻮ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﻌﻨﺎ ﺩﺍﺭﯼ،
ﻣﻌﻨﺎﯼ ﻋﻤﯿﻘﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ
ﻭﺍﮊﻩ " ﺩُﺧﺘـر ﺑﻮﺩﻥ " ﺍﺳﺖ ...
ﺍﮔﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻏﻠﻂ ﻭ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻧﻈﺮﯼ ؛ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺿﻌﯿﻔﻪ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ
ﻗﻮﯼﺗﺮ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ،
ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﻫﻤﯿﻦ ﻭﺍﮊﻩ ﺳﺮ ﺑﻠﻨﺪ
ﻣﯽﮐﻨﯽ ﻭ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯽﺯﻧﯽ
ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺗﻮ ﺭﺍ " ﺩُﺧﺘــﺮ" ﺁﻓﺮﯾﺪﻩ ﺍﺳﺖ
ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ ...
خورشید چه باوقار
به رویت لبخند میزند..
ﻣﻀﻤﻮﻧﯽ ﮐﻪ ﺟﺬﺍﺑﯿﺘﺶ ﻧﻔﺲﮔﯿﺮ ﺍﺳﺖ …
ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺩﺧﺘﺮﺍﻧﻪ ﯼ ﺗﻮ، ﻧﻪ ﺑﺎ ﺷﻤﻊ ﻭ ﻋﺮﻭﺳﮏ ﻣﻌﻨﺎ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ
ﻧﻪ ﺑﺎ ﺍﺷﮏ ﻭ ﺍﻓﺴﻮﻥ!
ﺍﻣﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦﻫﺎ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺑﺮ ﻣﯽﮔﯿﺮﺩ
ﺗﻮ ﻧﻪ ﺿﻌﯿﻔﯽ ﻭ ﻧﻪ ﻧﺎﺗﻮﺍﻥ، ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺁﻓﺮﯾﺪﮔﺎﺭﺕ ﺗﻮ
ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ
ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻭ ﺯﻭﺭ ﺑﺎﺯﻭ ﻣﯽﭘﺴﻨﺪﺩ ...
ﺍﺷﮏ ﺭﯾﺨﺘﻦ ﻗﺪﺭﺕ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ،
ﻗﺪﺭﺕ ﺭﻭﺡ ﺗﻮﺳﺖ
ﺍﺷﮏ ﻧﻤﯽﺭﯾﺰﯼ ﺗﺎ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪﺍﺕ ﺟﻠﺐ ﮐﻨﯽ؛
ﺑﺎ ﺍﺷﮏ، ﺭﻭﺣﺖ ﺭﺍ ﺟﻼ ﻣﯽ ﺩﻫﯽ ...
ﺧﺎﻧﻪ، ﺑﯽ ﺗﻮ ﺳﺮﺩ ﻭ ﺳﺎﮐﺖ ﺍﺳﺖ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺷﻮﺭ ﻭ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ
ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ، ﻭ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﮔﻮﺵ ﺩﺍﺩﻥ ﻧﯿﺴﺖ،
ﺗﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺎ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻥ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺷﺪﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﻌﻨﺎ ﻣﯽﮔﯿﺮﯼ
ﺗﻮ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﻌﻨﺎ ﺩﺍﺭﯼ،
ﻣﻌﻨﺎﯼ ﻋﻤﯿﻘﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ
ﻭﺍﮊﻩ " ﺩُﺧﺘـر ﺑﻮﺩﻥ " ﺍﺳﺖ ...
ﺍﮔﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻏﻠﻂ ﻭ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻧﻈﺮﯼ ؛ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺿﻌﯿﻔﻪ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ
ﻗﻮﯼﺗﺮ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ،
ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﻫﻤﯿﻦ ﻭﺍﮊﻩ ﺳﺮ ﺑﻠﻨﺪ
ﻣﯽﮐﻨﯽ ﻭ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯽﺯﻧﯽ
ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺗﻮ ﺭﺍ " ﺩُﺧﺘــﺮ" ﺁﻓﺮﯾﺪﻩ ﺍﺳﺖ
ﻭ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ ...
خورشید چه باوقار
به رویت لبخند میزند..
👍3❤1
بدخواهِ کسان ، هیچ به مقصد نرسد
یک بد نکند تا به خودش ، صد نرسد
من نیکِ تو خواهم و تو خواهی بدِ من
تو نیـک نبینی و بــه مــن ، بــد نرسد
#خیام_نیشابوری
یک بد نکند تا به خودش ، صد نرسد
من نیکِ تو خواهم و تو خواهی بدِ من
تو نیـک نبینی و بــه مــن ، بــد نرسد
#خیام_نیشابوری
❤3💯2
وقتی کوچک بودم
فکر میکردم آدمها چقدر بزرگند و
ترس برم میداشت...
بزرگ که شدم دیدم
بعضی آدما چقدر کوچکند
و بیشتر ترسیدم...
# آلفرد هیچکاک
فکر میکردم آدمها چقدر بزرگند و
ترس برم میداشت...
بزرگ که شدم دیدم
بعضی آدما چقدر کوچکند
و بیشتر ترسیدم...
# آلفرد هیچکاک
❤2
وقتی " عزت نفس " داری کینه نمیورزی
همه را به یک اندازه دوست داری
خجالت نمیکشی ، خود را باور داری
خشمگین نمی شوی و همیشه مهربان هستی
" انسان صاحب عزت نفس "
حرص نمیخورد، همه چیز را کافی میداند،
حسد نمی ورزد و خود را لایق میداند
کسی که " عزت نفس" دارد،
نیازی به رقص و پایکوبی و تظاهر به
خوشی ندارد، زیرا شادکامی را در
درون خویش میجوید و مییابد
"عزت نفس" باعث میشود،
برای بزرگداشت خود احتیاج به تحقیر دیگران نداشته باشید، زیرا خوب می دانید هر انسان تحفهی الهی است
" انسان صاحب عزت نفس" همه را دوست خواهد داشت و به همه مهر خواهد ورزید...
همه را به یک اندازه دوست داری
خجالت نمیکشی ، خود را باور داری
خشمگین نمی شوی و همیشه مهربان هستی
" انسان صاحب عزت نفس "
حرص نمیخورد، همه چیز را کافی میداند،
حسد نمی ورزد و خود را لایق میداند
کسی که " عزت نفس" دارد،
نیازی به رقص و پایکوبی و تظاهر به
خوشی ندارد، زیرا شادکامی را در
درون خویش میجوید و مییابد
"عزت نفس" باعث میشود،
برای بزرگداشت خود احتیاج به تحقیر دیگران نداشته باشید، زیرا خوب می دانید هر انسان تحفهی الهی است
" انسان صاحب عزت نفس" همه را دوست خواهد داشت و به همه مهر خواهد ورزید...
❤4👏3
هزار درد مرا ، عاشقانه درمان باش
هزار راه مرا ، ای یگانه! پایان باش
برای آنکه نگویند ، جستهایم و نبود
تو آن که جسته و پیداش کردهام،آن باش
دوباره زنده کن این خستهی خزان زده را
حلول کن به تنم جان ببخش و جانان باش
کویر تشنهی عشقم ، تداوم عطشم
دگر بس است، ز باران مگوی، باران باش
دوباره سبز کن این شاخهی خزان زده را
دوباره در تن من روح نوبهاران باش
بدین صدای حزین، وین نوای آهنگین
به باغ خستهی عشقم، هزاردستان باش
#حسین منزوی
هزار راه مرا ، ای یگانه! پایان باش
برای آنکه نگویند ، جستهایم و نبود
تو آن که جسته و پیداش کردهام،آن باش
دوباره زنده کن این خستهی خزان زده را
حلول کن به تنم جان ببخش و جانان باش
کویر تشنهی عشقم ، تداوم عطشم
دگر بس است، ز باران مگوی، باران باش
دوباره سبز کن این شاخهی خزان زده را
دوباره در تن من روح نوبهاران باش
بدین صدای حزین، وین نوای آهنگین
به باغ خستهی عشقم، هزاردستان باش
#حسین منزوی
👍2👏2❤1
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
چون رود جاری باش، از پائولو کولیو
اگر فرزند باهوشی دارید که از هم سن هایش جلوتر است، دوکلاسه زدن ضرورتی ندارد. به جای این کار اجازه دهید در چند رشته ورزشی و یا چند رشته موسیقی و یا چند رشته خدمات اجتماعی فعالیت کند.
بهره هوشی بیش از حد مانند قد خیلی بلند باعث گرفتاری است. بچهای که به هر دلیلی باهوش است را نباید تحت فشار قرار داد که بیشتر و بیشتر در یک خط بماند یعنی هوش او باید پخش شود. باید انقدر کارهای متفاوت در دست داشته باشد که یکدفعه فیزیکدان و شیمیدان بار نیاید که فاجعه به بار خواهد آمد. اتومبیلی که سرعت بسیار بالایی دارد را نباید با گاز بیشتر سرعتش را بیشتر کرد چون تصادف خواهد کرد. بچه ای که دستان خیلی خیلی بلندی دارد اما بقیه اعضای بدنش معمولی است ناقص الخلقه است. بچه را ناقص بار نیاروید.
ضمنا بچههای باهوش را در ورزشهای انفرادی شرکت ندهید زیرا در ورزشهای انفرادی مانند شنا دوست دارد رقابت کند و پیروز باشد ولی چون در انتها به جایی میرسد که هیچ کس در آنجا نیست، تنها میماند و میشکند ولی در بازیهای جمعی اینطور نیست. بچههای باهوش باید در بازیهای جمعی مانند بسکتبال و فوتبال مشارکت داده شوند تا در آنجا در حد خودش بدرخشد. حتی فرزند خود را به مدارس خصوصی هم نفرستید.
فرزند شما باید بچه خوبی باشد، خواهر یا برادر خوبی باشد، همسر خوبی باشد، پدر یا مادر خوبی باشد، همکار خوبی باشد. قرار نیست دانشمند باشد.
خدا هم آدمهای متوسط را بیشتر دوست دارد چون تعداد بیشتری از آدمهای خلق شده، آدمهای متوسط هستند.
ما به این دنیا آمدهایم که زندگی کنیم.
ما نیامدهایم که برنده شویم.
ما نیامدهایم تنها شویم.
ما نیامدهایم از بقیه جدا شویم.
بنابراین بچههایی که تواناییها و ظرفیتهای بالایی دارند را در قسمتهای مختلف بگذارید که جنبههای مختلف و متفاوتشان رشد کند وگرنه یک بچه ناقصالخلقه خواهید داشت یعنی بچهای درست میکنید که سری بزرگ ولی دست و پای کوچکی دارد. من بسیاری از استادان برجستهای دیدهام که از دیدن زندگیشان مات و متحیر مانده بودم که این چه زندگی است که آنها دارند.
دست از روحیه رقابتی دادن به فرزندتان بردارید. به خاطر موضوعاتی که فرض میکنید درست است و یا حتی به خاطر خودتان فرزندتان را به آتش نکشید.
نیازی نیست کسی به ما بگوید فرزند خود را کجا بفرستید یا نفرستید. ما ابدا نمیخواهیم دانشمند درست کنیم. ما میخواهیم انسان بار بیاوریم.
در اینگونه موارد مهمترین چیز "آزادی" است. مهمترین فرصتی که در اختیار بچه باهوش باید قرار گیرد آزادی است و بدترین چیز آن است که در یک خط قرار گیرد و دیگران برای او تکلیف تعیین کنند.
#دکتر_هلاکویی
بهره هوشی بیش از حد مانند قد خیلی بلند باعث گرفتاری است. بچهای که به هر دلیلی باهوش است را نباید تحت فشار قرار داد که بیشتر و بیشتر در یک خط بماند یعنی هوش او باید پخش شود. باید انقدر کارهای متفاوت در دست داشته باشد که یکدفعه فیزیکدان و شیمیدان بار نیاید که فاجعه به بار خواهد آمد. اتومبیلی که سرعت بسیار بالایی دارد را نباید با گاز بیشتر سرعتش را بیشتر کرد چون تصادف خواهد کرد. بچه ای که دستان خیلی خیلی بلندی دارد اما بقیه اعضای بدنش معمولی است ناقص الخلقه است. بچه را ناقص بار نیاروید.
ضمنا بچههای باهوش را در ورزشهای انفرادی شرکت ندهید زیرا در ورزشهای انفرادی مانند شنا دوست دارد رقابت کند و پیروز باشد ولی چون در انتها به جایی میرسد که هیچ کس در آنجا نیست، تنها میماند و میشکند ولی در بازیهای جمعی اینطور نیست. بچههای باهوش باید در بازیهای جمعی مانند بسکتبال و فوتبال مشارکت داده شوند تا در آنجا در حد خودش بدرخشد. حتی فرزند خود را به مدارس خصوصی هم نفرستید.
فرزند شما باید بچه خوبی باشد، خواهر یا برادر خوبی باشد، همسر خوبی باشد، پدر یا مادر خوبی باشد، همکار خوبی باشد. قرار نیست دانشمند باشد.
خدا هم آدمهای متوسط را بیشتر دوست دارد چون تعداد بیشتری از آدمهای خلق شده، آدمهای متوسط هستند.
ما به این دنیا آمدهایم که زندگی کنیم.
ما نیامدهایم که برنده شویم.
ما نیامدهایم تنها شویم.
ما نیامدهایم از بقیه جدا شویم.
بنابراین بچههایی که تواناییها و ظرفیتهای بالایی دارند را در قسمتهای مختلف بگذارید که جنبههای مختلف و متفاوتشان رشد کند وگرنه یک بچه ناقصالخلقه خواهید داشت یعنی بچهای درست میکنید که سری بزرگ ولی دست و پای کوچکی دارد. من بسیاری از استادان برجستهای دیدهام که از دیدن زندگیشان مات و متحیر مانده بودم که این چه زندگی است که آنها دارند.
دست از روحیه رقابتی دادن به فرزندتان بردارید. به خاطر موضوعاتی که فرض میکنید درست است و یا حتی به خاطر خودتان فرزندتان را به آتش نکشید.
نیازی نیست کسی به ما بگوید فرزند خود را کجا بفرستید یا نفرستید. ما ابدا نمیخواهیم دانشمند درست کنیم. ما میخواهیم انسان بار بیاوریم.
در اینگونه موارد مهمترین چیز "آزادی" است. مهمترین فرصتی که در اختیار بچه باهوش باید قرار گیرد آزادی است و بدترین چیز آن است که در یک خط قرار گیرد و دیگران برای او تکلیف تعیین کنند.
#دکتر_هلاکویی
👌5
کلاه تان را در مقابل کارگری از سر بردارید که با داشتن چهار پنس، دخترش را شوهر میدهد! حداقل او به جای پول در رگهایش خون دارد.
#جورج_اورول
📕همه جا پای پول در میان است
#جورج_اورول
📕همه جا پای پول در میان است
👍2❤1
Bahar Baharoon
Shahla Sarshar
خورشید من
چه بی منت می تابی
سالهاست هر صبح با
نور و گرمایت بیدار میشوم
و عصرها با دلی تنگ
با رنگی آغشته به سرخ
به امید ديدار صبحی دگر
غروبت را وداع میکنم
می دانی خورشید من
عمرمن همراه
طلوع و غروبت شد
شب ها را به رویای صبحی روشن
چشم می بندم
تا تو بتابی
تاریکی ها را به نور بپوشانی
و جان ها را گرمی زندگی بخشی
بتاب ای خورشید من ..
#ع_دباغ
چه بی منت می تابی
سالهاست هر صبح با
نور و گرمایت بیدار میشوم
و عصرها با دلی تنگ
با رنگی آغشته به سرخ
به امید ديدار صبحی دگر
غروبت را وداع میکنم
می دانی خورشید من
عمرمن همراه
طلوع و غروبت شد
شب ها را به رویای صبحی روشن
چشم می بندم
تا تو بتابی
تاریکی ها را به نور بپوشانی
و جان ها را گرمی زندگی بخشی
بتاب ای خورشید من ..
#ع_دباغ
❤2
گاهی مرد از زن خیلی تنها تره!
مرد نمیتونه به ناخوناش لاک بزنه
و از ته دلش
از خودش خوشش بیاد!
مرد موهاش بلند نیست توی
بی کسی کوتاش کنه
و اینجوری لج کنه با همه ی ي دنیا!
مرد نمیتونه وقتی دلش گرفت
زنگ بزنه دوستش گریه کنه خالی شه!
مرد درداشو اشک نه، یه اخم خشن
میکنه میچسبونه به پیشونیش!
یه وقتایی،یه جاهایی،
به یه کسایی باید گفت،
میم…….مثل مرد
مرد نمیتونه به ناخوناش لاک بزنه
و از ته دلش
از خودش خوشش بیاد!
مرد موهاش بلند نیست توی
بی کسی کوتاش کنه
و اینجوری لج کنه با همه ی ي دنیا!
مرد نمیتونه وقتی دلش گرفت
زنگ بزنه دوستش گریه کنه خالی شه!
مرد درداشو اشک نه، یه اخم خشن
میکنه میچسبونه به پیشونیش!
یه وقتایی،یه جاهایی،
به یه کسایی باید گفت،
میم…….مثل مرد
👍5👌1
انسان بايد حتي تا پس از مرگش هم باورش به خوشبختي را حفظ كند . معتقد باشد كه زيبايي هست . من هم مثل شما هستم . دو چهره ندارم . خيلي وقت ها هم از نااميدي فرياد زده ام . من هم بارها شكست خورده ام و در هم خميده شده ام ... اما من از نوري مي گويم كه پس از نااميدي ها مي آيد. چه شب هايي كه ديوانه وار به تمام اجزاي اين زندگي لعنت فرستاده ام و صبح ها باز زيبايي را احساس كرده ام . گزينش دردها و تقدير سياهمان ، يگانه نيروهايي هستند كه ما را به زندگي وصل مي كنند. بگذار زندگي خود را به آهنگ جهان متصل نكنيم . اگر زندگي ما سازي ناكوك است اين به مفهوم آن نيست كه تمام قوانين هستي را زير سوال ببريم...
#بختيار_علی
📗 آخرین انار دنیا
#بختيار_علی
📗 آخرین انار دنیا
👌2
هر انسانی نسبت به دیگری مسئول است. فقط مردم این را نمیدانند. اگر میدانستند دنیا بهشت میشد!
#فئودور_داستایفسکی
#فئودور_داستایفسکی
👍4
Booye Gisoo ~ Music-Fa.Com
Alireza Ghorbani ~ Music-Fa.Com
بوی باران دیده خاک
بوی اتش دیده نان
بوی شبنم دیده گل
بوی گیسو دیده یار
بوی عاشق دیده دل
وقت رفتن !
ماندگار
با دلی اتش نگار
میکنم خاطر به یاد
ان نگاهٍ پٍی خمار و گرمیٍ لبخند یار
#ع_دباغ
بوی اتش دیده نان
بوی شبنم دیده گل
بوی گیسو دیده یار
بوی عاشق دیده دل
وقت رفتن !
ماندگار
با دلی اتش نگار
میکنم خاطر به یاد
ان نگاهٍ پٍی خمار و گرمیٍ لبخند یار
#ع_دباغ
❤5
زوجی تنها دو سال از زندگیشان گذشته بود به تدریج با مشکلاتی در جریان مراودات خود مواجه شدند به گونهای که زن معتقد بود
از این زندگی بی معنا بیزار است
زیرا همسرش رمانتیک نبود، بدین سبب روزی از روزها به شوهرش گفت که باید ازهم جدا شویم.
اما شوهر پرسید چرا؟
زن جواب داد من از این زندگی سیر شدهام دلیل دیگری وجود ندارد.
تمام عصر آنروز شوهر به آرامی روی مبل نشسته بود و حرفی نمیزد.
زن بسیار غمگین شده در این اندیشه بود که شوهرش حتی برای ماندنش ، او را متقاعد نمیسازد.
تا اینکه شوهر از او پرسید:
چطور میتوانم تو را از تصمیم منصرف کنم؟
زن در جواب گفت تو باید به یک سوال من پاسخ دهی اگر پاسخ تو مرا راضی کند من از تصمیم خود منصرف خواهم شد
سپس ادامه داد من گلی در کنار پرتگاه را بسیار دوست دارم
اما نتیجهی چیدن آن گل ، "مرگ "خواهد بود
آیا تو آنرا برای من خواهی چید؟
شوهر کمی فکر کرد و گفت فردا صبح پاسخ این سوال تورا میدهم .
صبح روز بعد زن بیدار شد و متوجه شد که شوهرش در خانه نیست و روی میز نوشتهایی زیر فنجان شیر گرم دیده میشود.
زن شروع به خواندن نوشتهی شوهرش کرد که میگفت:
عزیزم ، من آن گل را نخواهم چید اما بگذار علت آنرا برایت توضیح دهم.
اول اینکه تو هنگامی که با کامپیوتر تایپ میکنی مرتکب اشتباهات مکرر میشوی
و بجز گریه چارهی دیگری نداری
به همین دلیل من باید باشم تا بتوانم اشتباه تو را تصحیح کنم.
دوم اینکه تو همیشه کلید را فراموش میکنی
من باید باشم تا در را برای تو باز کنم.
سوم اینکه تو همیشه به کامپیوتر خیره نگاه میکنی و این نشان میدهد تو نزدیک بین هستی
من باید باشم تا روزی که پیر میشوی ناخنهای تورا کوتاه کنم.
به همین دلیل مطمئنم کسی وجود ندارد که بیشتر از من عاشق تو باشد و من هرگز آن گل را نخواهم چید.
اشکهای زن جاری شد وی به خواندن نامه ادامه داد:
عزیزم اگر تو از پاسخ من خرسند شدی
لطفا در را باز کن زیرا من نانی که تو دوست داری را ، در دست دارم.
زن در را باز کرد و دید شوهرش در انتظار ایستاده است.
زن اکنون میدانست که هیچ کس بیشتر از شوهرش او را دوست ندارد.
عشق همان جزییات ریز معمولی و عادی زندگی روزانه است
که خیلی ساده و بی اهمیت از کنار آنها میگذریم.
ﺩﺭﺳﺖ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﻢ ! ﻭﻟﯽ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ:
ﺣﻮﺍ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺳﯿﺐ ﺭﺍ ﺗﻌﺎﺭﻑ ﮐﺮﺩ
ﻭ ﭼﺮﺍ ﺁﺩﻡ ﺧﻮﺭﺩ ؟
ﺳﺎﺩﻩ ﻧﺒﻮﺩ
ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮﺩ
ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ! ﺍﻣﺎ
ﺣﻮﺍ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺑﻮﺩ .
ﺑﺎ اﺭﺯﺵتر ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﮐﻪ میگویند ﻣﻔﺖ ﺍﺯ
ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩ
سیب هنوز هم شیرین است
هنوز هم آدم بهشت را به لبخند حوا میفروشد
از این زندگی بی معنا بیزار است
زیرا همسرش رمانتیک نبود، بدین سبب روزی از روزها به شوهرش گفت که باید ازهم جدا شویم.
اما شوهر پرسید چرا؟
زن جواب داد من از این زندگی سیر شدهام دلیل دیگری وجود ندارد.
تمام عصر آنروز شوهر به آرامی روی مبل نشسته بود و حرفی نمیزد.
زن بسیار غمگین شده در این اندیشه بود که شوهرش حتی برای ماندنش ، او را متقاعد نمیسازد.
تا اینکه شوهر از او پرسید:
چطور میتوانم تو را از تصمیم منصرف کنم؟
زن در جواب گفت تو باید به یک سوال من پاسخ دهی اگر پاسخ تو مرا راضی کند من از تصمیم خود منصرف خواهم شد
سپس ادامه داد من گلی در کنار پرتگاه را بسیار دوست دارم
اما نتیجهی چیدن آن گل ، "مرگ "خواهد بود
آیا تو آنرا برای من خواهی چید؟
شوهر کمی فکر کرد و گفت فردا صبح پاسخ این سوال تورا میدهم .
صبح روز بعد زن بیدار شد و متوجه شد که شوهرش در خانه نیست و روی میز نوشتهایی زیر فنجان شیر گرم دیده میشود.
زن شروع به خواندن نوشتهی شوهرش کرد که میگفت:
عزیزم ، من آن گل را نخواهم چید اما بگذار علت آنرا برایت توضیح دهم.
اول اینکه تو هنگامی که با کامپیوتر تایپ میکنی مرتکب اشتباهات مکرر میشوی
و بجز گریه چارهی دیگری نداری
به همین دلیل من باید باشم تا بتوانم اشتباه تو را تصحیح کنم.
دوم اینکه تو همیشه کلید را فراموش میکنی
من باید باشم تا در را برای تو باز کنم.
سوم اینکه تو همیشه به کامپیوتر خیره نگاه میکنی و این نشان میدهد تو نزدیک بین هستی
من باید باشم تا روزی که پیر میشوی ناخنهای تورا کوتاه کنم.
به همین دلیل مطمئنم کسی وجود ندارد که بیشتر از من عاشق تو باشد و من هرگز آن گل را نخواهم چید.
اشکهای زن جاری شد وی به خواندن نامه ادامه داد:
عزیزم اگر تو از پاسخ من خرسند شدی
لطفا در را باز کن زیرا من نانی که تو دوست داری را ، در دست دارم.
زن در را باز کرد و دید شوهرش در انتظار ایستاده است.
زن اکنون میدانست که هیچ کس بیشتر از شوهرش او را دوست ندارد.
عشق همان جزییات ریز معمولی و عادی زندگی روزانه است
که خیلی ساده و بی اهمیت از کنار آنها میگذریم.
ﺩﺭﺳﺖ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﻢ ! ﻭﻟﯽ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ:
ﺣﻮﺍ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺳﯿﺐ ﺭﺍ ﺗﻌﺎﺭﻑ ﮐﺮﺩ
ﻭ ﭼﺮﺍ ﺁﺩﻡ ﺧﻮﺭﺩ ؟
ﺳﺎﺩﻩ ﻧﺒﻮﺩ
ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮﺩ
ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ! ﺍﻣﺎ
ﺣﻮﺍ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺑﻮﺩ .
ﺑﺎ اﺭﺯﺵتر ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﮐﻪ میگویند ﻣﻔﺖ ﺍﺯ
ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩ
سیب هنوز هم شیرین است
هنوز هم آدم بهشت را به لبخند حوا میفروشد
👏9
ميخواهم برگردم به پنجرههايی كه انتظار میفهميدند،
و كلوخهايی كه عشق را به شيشهها میرساندند.
ميخواهم برگردم به دوست داشتنهای واقعی،
و نگاههايی كه با دلهره از بالای بامها، در لابلای آويز رختها، به كوچه خيز برمیداشت،
و تنها يک رهگذر بوی آمدن میداد. میخواهم برگردم به بوسههايی كه مجازی نبودند،
و عشقهايی كه فقط يک نفر را ميشناختند. فقط یک نفر …
و كلوخهايی كه عشق را به شيشهها میرساندند.
ميخواهم برگردم به دوست داشتنهای واقعی،
و نگاههايی كه با دلهره از بالای بامها، در لابلای آويز رختها، به كوچه خيز برمیداشت،
و تنها يک رهگذر بوی آمدن میداد. میخواهم برگردم به بوسههايی كه مجازی نبودند،
و عشقهايی كه فقط يک نفر را ميشناختند. فقط یک نفر …
👌6
Ghatrehaye Baran ~ Music-Fa.Com
Alireza Ghorbani ~ Music-Fa.Com
Alireza Ghorbani - Ghatrehaye Baran (320).mp3