👍3❤2👌1
آموزگار نیستم
تا عشق را به تو بیاموزم،
ماهیان نیازی به آموزگار ندارند تا شنا کنند !
پرندگان نیز آموزگاری نمی خواهند
تا به پرواز در آیند،
شنا کن به تنهایی
پرواز کن به تنهایی
عشق را دفتری نیست
بزرگترین عاشقان دنیا
خواندن نمی دانستند...
#نزار_قبانی
تا عشق را به تو بیاموزم،
ماهیان نیازی به آموزگار ندارند تا شنا کنند !
پرندگان نیز آموزگاری نمی خواهند
تا به پرواز در آیند،
شنا کن به تنهایی
پرواز کن به تنهایی
عشق را دفتری نیست
بزرگترین عاشقان دنیا
خواندن نمی دانستند...
#نزار_قبانی
👍2❤1
یک روز از خواب بیدار میشوی
نگاهی به تقویم میاندازی
نگاهی به ساعتت و نگاهی به خود خودت
در آینه و میبینی هیچ چیز و هیچ کس
جز خودت حیف نیست
لباسهای اتو کشیدهی غبار گرفتهی مهمانیات را از کمد بیرون میآوری
گرانترین عطرت را از جعبه بیرون میآوری و به سر و روی خودت میپاشی
ته ماندهی حساب بانکیات را میتکانی و خرج خودت میکنی
یک روز از خواب بیدار میشوی
و به کسی که دوستت دارد بدون دلهره و قاطعانه میگویی
صبح بخیر عزیزم وقت کم است لطفا مرا بیشتر دوست بدار
یک روز یکی از همین روزها وقتی از خواب بیدار میشوی متوجه میشوی
بدترین بدهکاری، بدهکاری به قلب مهربان خودت هست
و هیچ چیز و هیچ کس جز خودت
حیف نیست…!
نگاهی به تقویم میاندازی
نگاهی به ساعتت و نگاهی به خود خودت
در آینه و میبینی هیچ چیز و هیچ کس
جز خودت حیف نیست
لباسهای اتو کشیدهی غبار گرفتهی مهمانیات را از کمد بیرون میآوری
گرانترین عطرت را از جعبه بیرون میآوری و به سر و روی خودت میپاشی
ته ماندهی حساب بانکیات را میتکانی و خرج خودت میکنی
یک روز از خواب بیدار میشوی
و به کسی که دوستت دارد بدون دلهره و قاطعانه میگویی
صبح بخیر عزیزم وقت کم است لطفا مرا بیشتر دوست بدار
یک روز یکی از همین روزها وقتی از خواب بیدار میشوی متوجه میشوی
بدترین بدهکاری، بدهکاری به قلب مهربان خودت هست
و هیچ چیز و هیچ کس جز خودت
حیف نیست…!
👍7
خداوندا دریاب بندهای را که
در میان شادی و خندهاش
گفت: خدایا شکرت
و در اوج غمها گفت: خدا بزرگ است
خدایا آرامش بده به دلهایی که
چشمِ امیدشان
فقط خودت هستی و بس
در میان شادی و خندهاش
گفت: خدایا شکرت
و در اوج غمها گفت: خدا بزرگ است
خدایا آرامش بده به دلهایی که
چشمِ امیدشان
فقط خودت هستی و بس
👍12
آدمها زندگی میکنند
انسانها زیبا زندگی میکنند
آدمها میشنوند
انسانها گوش میدهند
آدمهامیبینند
انسانها عاشقانه نگاه میکنند
آدمها در فکر خودشان هستند
انسانها به دیگران هم فکر میکنند
آدمها میخواهند شاد باشند
انسانها میخواهند شاد کنند
آدمها اسم اشرف مخلوقات را دارند
انسانها اعمال اشرف مخلوقات را انجام میدهند
آدمها انتخاب کردهاند که آدم بمانند
انسانها تغییر کردن را پذیرفتهاند
نیاز نیست انسان بزرگی باشید،
انسان بودن خود نهایتِ بزرگیست.
انسانها زیبا زندگی میکنند
آدمها میشنوند
انسانها گوش میدهند
آدمهامیبینند
انسانها عاشقانه نگاه میکنند
آدمها در فکر خودشان هستند
انسانها به دیگران هم فکر میکنند
آدمها میخواهند شاد باشند
انسانها میخواهند شاد کنند
آدمها اسم اشرف مخلوقات را دارند
انسانها اعمال اشرف مخلوقات را انجام میدهند
آدمها انتخاب کردهاند که آدم بمانند
انسانها تغییر کردن را پذیرفتهاند
نیاز نیست انسان بزرگی باشید،
انسان بودن خود نهایتِ بزرگیست.
👌2👍1
سربلندی کسانی که به خوبی
به بچهها آموزش میدهند،
به همان اندازهی کسانی است
که آنها را به دنیا میآورند:
گروه دوم به آنها زندگی میبخشد
و گروه نخست،
راه خوب زندگی کردن را به
آنها میآموزد . . .!
#ارسطو
به بچهها آموزش میدهند،
به همان اندازهی کسانی است
که آنها را به دنیا میآورند:
گروه دوم به آنها زندگی میبخشد
و گروه نخست،
راه خوب زندگی کردن را به
آنها میآموزد . . .!
#ارسطو
👍4
من اگر مرد بودم؛ دست زنی را میگرفتم، پا به پایش فصلها را قدم میزدم و برایش از عشق و دلدادگی میگفتم تا لااقل یک دختر در دنیا از هیچ چیز نترسد!
شما زنها را نمیشناسید زنها ترسواند، زنها از همه چیز میترسند! از تنهایی، از دلتنگی، از دیروز از فردا، از زشت شدن، از دیده نشدن، از جایگزین شدن، از تکراری شدن، از پیر شدن، از دوست داشته نشدن...
کافیست فقط حریم بازوانتان راست بگوید. کافیست دوست داشتن و ماندن را بلد باشید...
عشق ورزیدن و عاشق کردن، هنر مردانهایست. وقتی زنها شروع میکنند به ناز خریدن و ناز کشیدن، تعادل دنیا به هم میخورد!
# سیمین بهبهانی
شما زنها را نمیشناسید زنها ترسواند، زنها از همه چیز میترسند! از تنهایی، از دلتنگی، از دیروز از فردا، از زشت شدن، از دیده نشدن، از جایگزین شدن، از تکراری شدن، از پیر شدن، از دوست داشته نشدن...
کافیست فقط حریم بازوانتان راست بگوید. کافیست دوست داشتن و ماندن را بلد باشید...
عشق ورزیدن و عاشق کردن، هنر مردانهایست. وقتی زنها شروع میکنند به ناز خریدن و ناز کشیدن، تعادل دنیا به هم میخورد!
# سیمین بهبهانی
❤2👏1👌1
گویند : مرغیست به نام « آمین » !
مرغی آسمانی
در بلندترین نقطهٔ آسمان
آنجا که بخدا نزدیکتر است می پَرَدو سخن می گوید
او شنوا ترین موجود ِ جهان ِ هستی است
هر چیز را که می شنود ،
دوباره بنام فرد ِ گوینده
آنرا تکرار می کند و آمین می گوید
این است که همهٔ آیین ها می گویند
مراقب کلامت باش !
این است که می گویند
تنها صداست که می ماند
این است که می گویند
دیگران را دعا کنید !
این است که اگر
دیگرانی را نفرین کنیم
روزی خود ِ ما
دچار آن خواهیم بود
مرغ آمین
هر آنچه که بگوئیم را
با اسم خود ِ ما ، جمع می کند
و به خداوند اعلام می کند
آنگاه در انتهای جمله
آمیـن می گوید
مرغی آسمانی
در بلندترین نقطهٔ آسمان
آنجا که بخدا نزدیکتر است می پَرَدو سخن می گوید
او شنوا ترین موجود ِ جهان ِ هستی است
هر چیز را که می شنود ،
دوباره بنام فرد ِ گوینده
آنرا تکرار می کند و آمین می گوید
این است که همهٔ آیین ها می گویند
مراقب کلامت باش !
این است که می گویند
تنها صداست که می ماند
این است که می گویند
دیگران را دعا کنید !
این است که اگر
دیگرانی را نفرین کنیم
روزی خود ِ ما
دچار آن خواهیم بود
مرغ آمین
هر آنچه که بگوئیم را
با اسم خود ِ ما ، جمع می کند
و به خداوند اعلام می کند
آنگاه در انتهای جمله
آمیـن می گوید
Eshghe Khosh Arayesh ~ UpMusic
Hossein Tavakoli ~ UpMusic
من کیستم!
شاد غم های دل
سکوت فریادهای نزده
خاموش آتش های تن
من کیستم
روشن تاریک ها
آرام تلاطم ها
شور نا امیدی ها
ظرف عشق های کهنه
امید حسرت ها
من کیستم
صورت چهره های پنهان
درمان دردهای باز
راهی جاده های نرفته
غرق سیل های آرزو
بال پرنده در قفس
نگاه نادیده ها
رنگ بی رنگی ها
من کیستم
عهد بی وفایی ها
محبت ظلم ها
تنهای شلوغی ها
خندان گریه ها ی شب
اشک بغض ها در گلو
آشنا ی غربتهای شهر
آري من
آن کس ام در این سرا ی بی کسی....
#ع_دباغ
شاد غم های دل
سکوت فریادهای نزده
خاموش آتش های تن
من کیستم
روشن تاریک ها
آرام تلاطم ها
شور نا امیدی ها
ظرف عشق های کهنه
امید حسرت ها
من کیستم
صورت چهره های پنهان
درمان دردهای باز
راهی جاده های نرفته
غرق سیل های آرزو
بال پرنده در قفس
نگاه نادیده ها
رنگ بی رنگی ها
من کیستم
عهد بی وفایی ها
محبت ظلم ها
تنهای شلوغی ها
خندان گریه ها ی شب
اشک بغض ها در گلو
آشنا ی غربتهای شهر
آري من
آن کس ام در این سرا ی بی کسی....
#ع_دباغ
❤8
مادرم فرشته است
ولی هیچوقت ندیدم پرواز کند !
زیرا به پایش من را بسته بود،
برادرم را و همه زندگیش را
پوزش میخواهم نیوتون،
راز جاذبه مادر من است
پوزش میخواهم ادیسون،
چرا که مادر من اولین چراغ
زندگی من است ...
پوزش میخواهم انیشتین،
فرمولهای تو توانایی راز گشایی
مادر من نیستند ...
رومئو، همه راه ها با عشق
مادر من به پایان میرسد
مادر من عشق است ...
میترسم برای ماندن در کنارم
از بهشت به جهنم بیاید
« حسین پناهی »
ولی هیچوقت ندیدم پرواز کند !
زیرا به پایش من را بسته بود،
برادرم را و همه زندگیش را
پوزش میخواهم نیوتون،
راز جاذبه مادر من است
پوزش میخواهم ادیسون،
چرا که مادر من اولین چراغ
زندگی من است ...
پوزش میخواهم انیشتین،
فرمولهای تو توانایی راز گشایی
مادر من نیستند ...
رومئو، همه راه ها با عشق
مادر من به پایان میرسد
مادر من عشق است ...
میترسم برای ماندن در کنارم
از بهشت به جهنم بیاید
« حسین پناهی »
👏6
#عمرمادر....عمر پروانه
آهسته چند ضربه به در حمام زدم و گفتم مادر جان چیزی لازم ندارید
مادر از زادگاه دیدن فرزندانش آمده بود اینبار مهمان خانه من بود
دلم آشوب بود درحمام را باز کردم مادرم را دیدم که گیسوان درهم تنیده سپیدش را شانه می کشد نرم کننده را روی سرش خالی کردم ...موهایش به نرمی شانه شد مادرم گفت خدا خیرت بدهد این دیگر چه بود از خودم خجالت کشیدم سالها بود که نرم کننده موی سر در بازار آمده بود و طفلک مادرم سرش را به سختی شانه می کرد بدون اینکه از او اجازه بگیرم لیف را پُر از کف صابون کردم و به تن نحیفش کشیدم دردش آمده بود و می گفت کافیست دلم آشوب بود گوش به حرفش نمی دادم درست مثل وقتی که من بچه بودم و مرا به حمام می برد درست مثل موقعی که مرا کیسه می کشید و من دردم می آمد و او وعده سینما به من میداد که ساکت شوم درست مثل همان روزها مادر پیرم را شستم حوله سپیدی را به دور تن نحیفش کشیدم مثل یک شاخه گل روی تختم نشاندمش موهایش را با سشوار خشک کردم لباسهایش را تنش کردم به زور یک ماتیک قرمز به روی لبهایش کشیدم ... دلم آشوب بود هفته بعد مادرم پر زد اما لیف ماند ...تار موهای سپبدش در شانه ماند ... دخترم گفت مادر چرا صدای گریه ات در حمام قطع نمی شود گفتم بخاطر اینکه عُمر لیف حتی این شانه از عُمر مادر من بیشتر بود
#نسرین بهجتی
آهسته چند ضربه به در حمام زدم و گفتم مادر جان چیزی لازم ندارید
مادر از زادگاه دیدن فرزندانش آمده بود اینبار مهمان خانه من بود
دلم آشوب بود درحمام را باز کردم مادرم را دیدم که گیسوان درهم تنیده سپیدش را شانه می کشد نرم کننده را روی سرش خالی کردم ...موهایش به نرمی شانه شد مادرم گفت خدا خیرت بدهد این دیگر چه بود از خودم خجالت کشیدم سالها بود که نرم کننده موی سر در بازار آمده بود و طفلک مادرم سرش را به سختی شانه می کرد بدون اینکه از او اجازه بگیرم لیف را پُر از کف صابون کردم و به تن نحیفش کشیدم دردش آمده بود و می گفت کافیست دلم آشوب بود گوش به حرفش نمی دادم درست مثل وقتی که من بچه بودم و مرا به حمام می برد درست مثل موقعی که مرا کیسه می کشید و من دردم می آمد و او وعده سینما به من میداد که ساکت شوم درست مثل همان روزها مادر پیرم را شستم حوله سپیدی را به دور تن نحیفش کشیدم مثل یک شاخه گل روی تختم نشاندمش موهایش را با سشوار خشک کردم لباسهایش را تنش کردم به زور یک ماتیک قرمز به روی لبهایش کشیدم ... دلم آشوب بود هفته بعد مادرم پر زد اما لیف ماند ...تار موهای سپبدش در شانه ماند ... دخترم گفت مادر چرا صدای گریه ات در حمام قطع نمی شود گفتم بخاطر اینکه عُمر لیف حتی این شانه از عُمر مادر من بیشتر بود
#نسرین بهجتی
❤6
پرويز پرستويي با انتشار اين متن در اينستاگرامش نوشت:
«ديروز به مادرم زنگ زدم، بعد از مرگش تلفن ثابت خانه اش را جمع نکرديم ....
نمي خواهم ارتباطمان قطع شود.
هر وقت دلم هوايش را ميکند بهش زنگ ميزنم ...
تلفنش بوق ميزند....
بوق ميزند...
بوق ميزند...
وقتي جواب نميدهد با خودم فکر ميکنم يا براي خريد رفته بيرون يا خانه همسايه است....
الان چند سال ميشود هر وقت دلم هوايش را ميکند دوباره زنگ ميزنم .
شماره " بيرون " را هم ندارم زنگ بزنم بگويم : "به مادرم بگيد بياد خونه اش دلم براش تنگ شده " !
دوست من اگر مادر تو هنوز خانه است و نرفته " بيرون " .... امروز بهش زنگ بزن.... برو پيشش.... باهاش حرف بزن.... بگو که دوستش داري.... و گرنه وقتي بره "بيرون " خيلي بايد دنبالش بگردي...
باور کنيد "بيرون" شماره ندارد...
«ديروز به مادرم زنگ زدم، بعد از مرگش تلفن ثابت خانه اش را جمع نکرديم ....
نمي خواهم ارتباطمان قطع شود.
هر وقت دلم هوايش را ميکند بهش زنگ ميزنم ...
تلفنش بوق ميزند....
بوق ميزند...
بوق ميزند...
وقتي جواب نميدهد با خودم فکر ميکنم يا براي خريد رفته بيرون يا خانه همسايه است....
الان چند سال ميشود هر وقت دلم هوايش را ميکند دوباره زنگ ميزنم .
شماره " بيرون " را هم ندارم زنگ بزنم بگويم : "به مادرم بگيد بياد خونه اش دلم براش تنگ شده " !
دوست من اگر مادر تو هنوز خانه است و نرفته " بيرون " .... امروز بهش زنگ بزن.... برو پيشش.... باهاش حرف بزن.... بگو که دوستش داري.... و گرنه وقتي بره "بيرون " خيلي بايد دنبالش بگردي...
باور کنيد "بيرون" شماره ندارد...
👍5
مادر دختری چوپان بود. روزها دختر کوچولویش را به پشتش می بست و به دنبال گوسفندها به دشت وکوه میرفت. یک روز گرگ به گوسفندان حمله میکند و یکی از بره ها را با خود میبرد!
چوپان، دختر کوچکش را از پشتش باز میکند و روی سنگی میگذارد و با چوبدستی دنبال گرگ میدود. از کوه بالا میرود تا در کوه گم میشود.
دیگر مادر چوپان را کسی نمیبیند. دختر کوچک را چوپان های دیگری پیدا میکنند، دخترک بزرگ میشود، در کوه و دشت به دنبال مادر میگردد، تا اثری از او پیدا کند.
روی زمین گلهای ریز و زردی را میبیند که از جای پاهای مادر روییده، آنها را
می چیند و بو میکند.
گلها بوی مادرش را میدهند، دلش را به بوی مادر خوش میکند...
آنها را میچیند و خشک میکند و به بازار میبرد و به عطارها میفروشد.
عطارها آنها را به بیماران میدهند، بیماران میخورند و خوب میشوند.
روزی عطاری از او
می پرسد:
"دختر جان اسم این گل ها چیست؟"
دختر بدون اینکه فکر کند میگوید:"گل بو مادران"
#هوشنگ_مرادی_کرمانی
جای همه ی مادرانی که درمیان مانیستندسبز
چوپان، دختر کوچکش را از پشتش باز میکند و روی سنگی میگذارد و با چوبدستی دنبال گرگ میدود. از کوه بالا میرود تا در کوه گم میشود.
دیگر مادر چوپان را کسی نمیبیند. دختر کوچک را چوپان های دیگری پیدا میکنند، دخترک بزرگ میشود، در کوه و دشت به دنبال مادر میگردد، تا اثری از او پیدا کند.
روی زمین گلهای ریز و زردی را میبیند که از جای پاهای مادر روییده، آنها را
می چیند و بو میکند.
گلها بوی مادرش را میدهند، دلش را به بوی مادر خوش میکند...
آنها را میچیند و خشک میکند و به بازار میبرد و به عطارها میفروشد.
عطارها آنها را به بیماران میدهند، بیماران میخورند و خوب میشوند.
روزی عطاری از او
می پرسد:
"دختر جان اسم این گل ها چیست؟"
دختر بدون اینکه فکر کند میگوید:"گل بو مادران"
#هوشنگ_مرادی_کرمانی
جای همه ی مادرانی که درمیان مانیستندسبز
❤11👍1
Taslim ~ Music-Fa.Com
Ragheb ~ Music-Fa.Com
باب مارلی
«حقیقت این است که هر انسانی
تو را خواهد رنجاند!
فقط باید آنهایی را پیدا کنی
که این ارزش را داشته باشند
که به خاطرشان، رنج بکشی...»
«حقیقت این است که هر انسانی
تو را خواهد رنجاند!
فقط باید آنهایی را پیدا کنی
که این ارزش را داشته باشند
که به خاطرشان، رنج بکشی...»
❤4
زندگی اتفاقی نیست بلکه پاسخی در برابر بخشش ها و داده های شماست.
زندگی صدا و آهنگ خودتان است.
هر بعدی از زندگی تان بازتاب نیت و افکار شماست.
ما خالق زندگی خودهستیم
زندگی صدا و آهنگ خودتان است.
هر بعدی از زندگی تان بازتاب نیت و افکار شماست.
ما خالق زندگی خودهستیم
👌5👍2💯1
مجادله نکنید
بر سر اثبات
میزان دیانت آدمها!
کسی که دروغ نمیگوید،
کسی که مهربان است،
کسی که از رنج دیگران
اندوهگین میشود،
به مقصد رسیده است.
بر سر اثبات
میزان دیانت آدمها!
کسی که دروغ نمیگوید،
کسی که مهربان است،
کسی که از رنج دیگران
اندوهگین میشود،
به مقصد رسیده است.
👍6❤1
خوب باشیم...
تا زمانی که کسی گفت:
امیدوارم یکی مثل خودت
توی زندگیت باشه...
یه دعا باشه نه نفرین!
تا زمانی که کسی گفت:
امیدوارم یکی مثل خودت
توی زندگیت باشه...
یه دعا باشه نه نفرین!
❤5👍1👌1
میدونید چرا نیلوفر تو مرداب گل میده؟
چون به همه ثابت کنه
در بدترین شرایط هم میتونه
زیبا بود..
شاد بود..
قوی بود..
و امید داشت !
چون به همه ثابت کنه
در بدترین شرایط هم میتونه
زیبا بود..
شاد بود..
قوی بود..
و امید داشت !
👍3❤2👏1👌1