Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
کتاب کودک و نوجوان،
دخترک کبریت فروش، از هانس کریستین اندرسون
دخترک کبریت فروش، از هانس کریستین اندرسون
👍3
اگر هنوز در درون مان
آثاری از
نفرت
خود خواهی
حسادت
خشم
طمع
ریا
شهوت
سستی
فریب
خیانت
...
دیده میشود
هنوز راه زیادی در پیش ست
هنوز فاصله زیادی ست
و فرصت اندک ست
باید شروع کرد
به تغییر ها ....
#ع_دباغ
آثاری از
نفرت
خود خواهی
حسادت
خشم
طمع
ریا
شهوت
سستی
فریب
خیانت
...
دیده میشود
هنوز راه زیادی در پیش ست
هنوز فاصله زیادی ست
و فرصت اندک ست
باید شروع کرد
به تغییر ها ....
#ع_دباغ
👌4❤2👍2👏1
Gdisan Ghorbata
Gdisan Ghorbata
تو کجائی؟
در گستره ی بی مرز این جهان تو کجائی؟
من در دوردست ترین جای جهان ایستاده ام ... کنار تو
تو کجائی؟
در گستره ی ناپاک این جهان تو کجائی؟
من در پاک ترین مقام جهان ایستادهام
بر سبز شور، این رود بزرگ که می سراید برای تو...
#احمد_شاملو
📕 ترانه های کوچک غربت
در گستره ی بی مرز این جهان تو کجائی؟
من در دوردست ترین جای جهان ایستاده ام ... کنار تو
تو کجائی؟
در گستره ی ناپاک این جهان تو کجائی؟
من در پاک ترین مقام جهان ایستادهام
بر سبز شور، این رود بزرگ که می سراید برای تو...
#احمد_شاملو
📕 ترانه های کوچک غربت
👍2
نمیشه به زندگی
روزهای بیشتری اضافه کرد
ولی میشه به روزهامون
زندگی بیشتری ببخشیم
حـالِ خـوب نصیب لحظههاتون
#طوویر_مرزنآباد
روزهای بیشتری اضافه کرد
ولی میشه به روزهامون
زندگی بیشتری ببخشیم
حـالِ خـوب نصیب لحظههاتون
#طوویر_مرزنآباد
❤1🙏1
Health is a state of complete physical, mental and social well-being and not merely the absence of disease or infirmity."
An important implication of this definition is that mental health is more than just the absence of mental disorders or disabilities.
طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی:
سلامتی و بهداشت وضعیتی مطلوب از سلامت جسمی، روانی و اجتماعی است و صرفاً فقدان بیماری یا ناتوانی نیست.
مفهوم مهم این تعریف این است که سلامت روان چیزی بیش از فقدان اختلالات یا ناتوانی های روانی است.
با دقت در تعریف مشخص میشود که سلامت جسمی یک سوم از موضوع بوده و دو سوم بقیه به سلامتی روانی و اجتماعی افراد جامعه مربوط میشود .
شاید لازم است تعریف بهداشت و سلامتی را با دقت بیشتری بخوانیم !
An important implication of this definition is that mental health is more than just the absence of mental disorders or disabilities.
طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی:
سلامتی و بهداشت وضعیتی مطلوب از سلامت جسمی، روانی و اجتماعی است و صرفاً فقدان بیماری یا ناتوانی نیست.
مفهوم مهم این تعریف این است که سلامت روان چیزی بیش از فقدان اختلالات یا ناتوانی های روانی است.
با دقت در تعریف مشخص میشود که سلامت جسمی یک سوم از موضوع بوده و دو سوم بقیه به سلامتی روانی و اجتماعی افراد جامعه مربوط میشود .
شاید لازم است تعریف بهداشت و سلامتی را با دقت بیشتری بخوانیم !
👍6
در تعریف سلامتی و بهداشت
در بخش اول یعنی سلامت جسمی :
محیط زیست انسان ها شامل سه بخش اصلی : هوا (اتمسفر) - خاک( لیتوسفر ) - آب ( هیدروسفر) است ، که نیازهای زیستی انسان را فراهم میکنند ،
اگر هدف جامعه داشتن انسان هایی با جسم سالم است الزاماً باید این سه بخش محیط سالم نگه داشته شوند .
سه عنصر اصلی دریافتی روزانه انسان برای زیستن از این سه بخش محیط شامل غذا ، آب ، هوا می باشد ،
بطور خلاصه انسان با جسم سالم به غذا، آب و هوای سالم و اینها نیز به محیط سالم نیاز دارد .
#ع_دباغ
در بخش اول یعنی سلامت جسمی :
محیط زیست انسان ها شامل سه بخش اصلی : هوا (اتمسفر) - خاک( لیتوسفر ) - آب ( هیدروسفر) است ، که نیازهای زیستی انسان را فراهم میکنند ،
اگر هدف جامعه داشتن انسان هایی با جسم سالم است الزاماً باید این سه بخش محیط سالم نگه داشته شوند .
سه عنصر اصلی دریافتی روزانه انسان برای زیستن از این سه بخش محیط شامل غذا ، آب ، هوا می باشد ،
بطور خلاصه انسان با جسم سالم به غذا، آب و هوای سالم و اینها نیز به محیط سالم نیاز دارد .
#ع_دباغ
👌10❤1
👍1
▫️شازده کوچولو: تو سواد داری ؟
▪️روباه:سواد مال آدماست، من شعور دارم !
دیالوگ فیلم شازده کوچولو( The Little Prince)
مارک اوزبورن
▪️روباه:سواد مال آدماست، من شعور دارم !
دیالوگ فیلم شازده کوچولو( The Little Prince)
مارک اوزبورن
👌1
❤3
آدمهای قوی از سیارهی دیگری نیامدهاند
آنها هم مشکلاتِ خودشان را دارند
هم محدودیتهای معمولی و
حتی غیر معمولی
تفاوت اینجاست ؛
آنها پذیرفتهاند
از پسِ هر مشکلی بر میآیند
آنها خودشان را باور کردهاند
از مشکلات و محدودیتها ، پله ساختهاند
نه کوه!
آدمهای قوی در کمالِ خودباوری ؛
انتخاب کردهاند قوی باشند
قوی بودن
در "مغز" اتفاق میافتد ، قوی بودن
همت میخواهد!
#نرگس_صرافیان_طوفان
آنها هم مشکلاتِ خودشان را دارند
هم محدودیتهای معمولی و
حتی غیر معمولی
تفاوت اینجاست ؛
آنها پذیرفتهاند
از پسِ هر مشکلی بر میآیند
آنها خودشان را باور کردهاند
از مشکلات و محدودیتها ، پله ساختهاند
نه کوه!
آدمهای قوی در کمالِ خودباوری ؛
انتخاب کردهاند قوی باشند
قوی بودن
در "مغز" اتفاق میافتد ، قوی بودن
همت میخواهد!
#نرگس_صرافیان_طوفان
❤3👏1
فقط دو نفر
همیشه تو را درک میکنند
یکی کسی که
مشکلات تو را تجربه کرده
و دیگر آن که دیوانهوار دوستت دارد...
همیشه تو را درک میکنند
یکی کسی که
مشکلات تو را تجربه کرده
و دیگر آن که دیوانهوار دوستت دارد...
❤7
در آستانه بهار می خواهم دعا کنم ؛
برای آبادانیِ کشورم ،
برایِ شادیِ دل هایِ بی قرار ،
و برایِ سامان گرفتنِ روزگارِ مردمی که به امیدِ فرداهایی بهتر ، سختیِ امروزهایشان را به جان خریده اند ...
می خواهم دعا کنم ؛
برایِ شفایِ تمامِ بیماران ، برایِ سلامتیِ تمامِ آدم ها و برایِ خوشبختی و حالِ خوبِ هرکس که به معجزه ی امید ، ایمان دارد ...
من روزهای خوب را ،
من آرزویِ تمامِ مردمِ سرزمینم را آرزو می کنم ...
و می دانم که یکی از این روزهای بهاری ،تمامِ اتفاقاتِ خوب ، خواهند افتاد و درختانِ تحول ، جوانه خواهند زد
من بالای آسمانِ این شهر ، خدایی دیده ام که هر غیر ممکنی را ممکن می کند ،
می دانم که روزی می رسد که خاطراتِ روزهای سخت را مرور خواهیم کرد ، نفسی عمیق خواهیم کشید و آرام , زمزمه خواهیم کرد ؛ " تمام شد " ...
من به معجزه ی امید و عشق ،
من به بزرگیِ پروردگارم،،، ایمان دارم ...
#نرگس_صرافیان_طوفان
برای آبادانیِ کشورم ،
برایِ شادیِ دل هایِ بی قرار ،
و برایِ سامان گرفتنِ روزگارِ مردمی که به امیدِ فرداهایی بهتر ، سختیِ امروزهایشان را به جان خریده اند ...
می خواهم دعا کنم ؛
برایِ شفایِ تمامِ بیماران ، برایِ سلامتیِ تمامِ آدم ها و برایِ خوشبختی و حالِ خوبِ هرکس که به معجزه ی امید ، ایمان دارد ...
من روزهای خوب را ،
من آرزویِ تمامِ مردمِ سرزمینم را آرزو می کنم ...
و می دانم که یکی از این روزهای بهاری ،تمامِ اتفاقاتِ خوب ، خواهند افتاد و درختانِ تحول ، جوانه خواهند زد
من بالای آسمانِ این شهر ، خدایی دیده ام که هر غیر ممکنی را ممکن می کند ،
می دانم که روزی می رسد که خاطراتِ روزهای سخت را مرور خواهیم کرد ، نفسی عمیق خواهیم کشید و آرام , زمزمه خواهیم کرد ؛ " تمام شد " ...
من به معجزه ی امید و عشق ،
من به بزرگیِ پروردگارم،،، ایمان دارم ...
#نرگس_صرافیان_طوفان
باید دلت خوش باشد وگرنه عید و شادی و تعطیلات در روزها گماند. باید دوستش داشته باشی وگرنه تنهایی حرف تازهای نیست.
باید دوست داشته شوی وگرنه بهار همان بهارِ هر سال است. باید دلت خوش باشد.
#سیدمحمدمرکبیان
📕آغوشی برای یک سفر طولانی
باید دوست داشته شوی وگرنه بهار همان بهارِ هر سال است. باید دلت خوش باشد.
#سیدمحمدمرکبیان
📕آغوشی برای یک سفر طولانی
🙏1👌1
بزرگترین درسی که از زندگی گرفتم
ترس و وحشت زیردریایی را در برگرفته بود.
من آنچنان ترسیده بودم که به سختی نفس میکشیدم. مرتبا به خود میگفتم این مرگ است! مرگ.
با وجود اینکه همهی دستگاههای خنک کننده و بادبزنهای برقی را از کار انداخته بودیم و دما به بیش از صد درجه فارنهایت رسیده بود، باز هم میلرزیدم و عرق سرد از سر و صورتم جاری بود و با همهی تلاشی که میکردم قادر نبودم از بههم خوردن دندانهایم جلوگیری کنم.
من درچنین شرایطی بودم که یکباره حمله قطع شد گویا تمام ذخایر کشتی مینانداز تمام شده بود و ترجیح داده بود که حمله را متوقف کند و آنجا را ترک کند .
آن پانزده ساعت که مورد حمله قرار گرفته بودیم، برایم 15 میلیون سال طول کشید.
تمام خاطرات گذشته و کارهایی را که مرتکب شده بودم مقابل چشمانم مجسم میکردم . مثلا قبل از اینکه به ارتش ملحق شوم، کارمند بانک بودم و همیشه از حقوق کم، کار زیاد و پیشرفتهای کوچک و محدود نگران بودم.
ناراحت از اینکه قادر نبودم بنا به سلیقه و میل خود زندگی کنم، چرا قادر به خریدن یک اتومبیل نبودم، چرا نمیتوانستم برای زنم لباسی گرانقیمت تهیه کنم؟ و بدتر از همه اخلاق بد و خشن رئیسم، وضع موجود را برایم طاقتفرسا کرده بود.
همهی این ماجراها مثل فیلم از مقابل چشمانم میگذشت. به خاطر میآوردم که چطور شبها خسته و عصبی به خانه میرفتم و به خاطر کوچکترین مسئلهای با زنم بگومگو میکردم،
یا هر وقت روبروی آینه قرار میگرفتم، آن زخم کوچک روی صورتم که بر اثر تصادف با اتومبیل به جا مانده بود، چگونه باعث ناراحتیام میشد و غمگینم میکرد.
قبل از این ماجرا همهی این مسائل برایم بسیار پررنگ و با اهمیت بود، اما وقتی در اعماق اقیانوس با مرگ دست و پنجه نرم میکردم، به خودم قول دادم که اگر از این مهلکه جان سالم به دربردم و بار دیگر چشمم به خورشید و یا ماه و ستارگان افتاد، دیگر مجالی به نگرانی ندهم و هیچگاه نگران اینگونه مسائل بیاهمیت نباشم . هرگز! هرگز! هرگز!
بله در آن پانزده ساعت پرمخاطره بسیار بیشتر از آن چهار سالی که در دانشگاه سیکاکیوز مشغول تحصیل بودم و کتابهای زیادی را مطالعه کرده بودم، درس زندگی را آموختم!
#آيين_زندگی
#دیل_کارنگی
ترس و وحشت زیردریایی را در برگرفته بود.
من آنچنان ترسیده بودم که به سختی نفس میکشیدم. مرتبا به خود میگفتم این مرگ است! مرگ.
با وجود اینکه همهی دستگاههای خنک کننده و بادبزنهای برقی را از کار انداخته بودیم و دما به بیش از صد درجه فارنهایت رسیده بود، باز هم میلرزیدم و عرق سرد از سر و صورتم جاری بود و با همهی تلاشی که میکردم قادر نبودم از بههم خوردن دندانهایم جلوگیری کنم.
من درچنین شرایطی بودم که یکباره حمله قطع شد گویا تمام ذخایر کشتی مینانداز تمام شده بود و ترجیح داده بود که حمله را متوقف کند و آنجا را ترک کند .
آن پانزده ساعت که مورد حمله قرار گرفته بودیم، برایم 15 میلیون سال طول کشید.
تمام خاطرات گذشته و کارهایی را که مرتکب شده بودم مقابل چشمانم مجسم میکردم . مثلا قبل از اینکه به ارتش ملحق شوم، کارمند بانک بودم و همیشه از حقوق کم، کار زیاد و پیشرفتهای کوچک و محدود نگران بودم.
ناراحت از اینکه قادر نبودم بنا به سلیقه و میل خود زندگی کنم، چرا قادر به خریدن یک اتومبیل نبودم، چرا نمیتوانستم برای زنم لباسی گرانقیمت تهیه کنم؟ و بدتر از همه اخلاق بد و خشن رئیسم، وضع موجود را برایم طاقتفرسا کرده بود.
همهی این ماجراها مثل فیلم از مقابل چشمانم میگذشت. به خاطر میآوردم که چطور شبها خسته و عصبی به خانه میرفتم و به خاطر کوچکترین مسئلهای با زنم بگومگو میکردم،
یا هر وقت روبروی آینه قرار میگرفتم، آن زخم کوچک روی صورتم که بر اثر تصادف با اتومبیل به جا مانده بود، چگونه باعث ناراحتیام میشد و غمگینم میکرد.
قبل از این ماجرا همهی این مسائل برایم بسیار پررنگ و با اهمیت بود، اما وقتی در اعماق اقیانوس با مرگ دست و پنجه نرم میکردم، به خودم قول دادم که اگر از این مهلکه جان سالم به دربردم و بار دیگر چشمم به خورشید و یا ماه و ستارگان افتاد، دیگر مجالی به نگرانی ندهم و هیچگاه نگران اینگونه مسائل بیاهمیت نباشم . هرگز! هرگز! هرگز!
بله در آن پانزده ساعت پرمخاطره بسیار بیشتر از آن چهار سالی که در دانشگاه سیکاکیوز مشغول تحصیل بودم و کتابهای زیادی را مطالعه کرده بودم، درس زندگی را آموختم!
#آيين_زندگی
#دیل_کارنگی
👌4❤1
گاهی یک لیوان چای
چند صفحه کتاب
و یک پنجرهی نیمه باز
برایِ خوشبختیِ آدم کفایت میکند.
همین که قدم زدن چارهی دردهایت باشد و
دلخوشیهایِ کوچک،دلیلِ لبخندهایت...
یعنی تو خوشبختی...
چند صفحه کتاب
و یک پنجرهی نیمه باز
برایِ خوشبختیِ آدم کفایت میکند.
همین که قدم زدن چارهی دردهایت باشد و
دلخوشیهایِ کوچک،دلیلِ لبخندهایت...
یعنی تو خوشبختی...
👍4