کانال کتاب و کتابخوانی
407 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
چه غریبانه
رفتی پدر

دلی را نیازردی
قلبی را نشکستی
دستی را رها نکردی
نگاهی را مایوس نکردی
مغرورانه قدم برنداشتی
بر سری فریاد نزدی....

چه غریبانه سکوت کردی پدر

فراموشم نمی شود
دست محبت که بر سرم کشیدی
نگاه مهری که بر نگاهم انداختی
امیدی که بر دلم نشاندی 
انسانیتی که بر درسم افزودی ...

چه غریبانه رفتی پدر
کسی
بزرگی درونت را از کوچکی اندامت نفهمید ،

سالها ست که سیزده را ز خانه بدر کردی

مثل همیشه ساکت رفتی
پیش آن آشنای همیشگی ...

#ع_دباغ
👍54
اسرار حیات آدمیست!

آدمی باید بتواند سهم خطای خود را ببیند
تا بتواند بگوید: "متاسفم"
آدمی باید شجاعت داشته باشد؛
تا بتواند بگوید: "من را ببخش"
آدمی باید عشق داشته باشد؛
تا بتواند بگوید: "دوستت دارم
آدمی باید شاکر داشته و نعمتهایش باشد؛
تا بتواند بگوید: "متشکرم
و در نهایت آدمی باید به درک راز نهفته
در این چهار عبارت برسد؛
تا بتواند مسئولیت زندگی خویش را به تمامی بپذیرد...
👏2💯2👍1
🔷وقتی شهریار معشوقه‌اش را در سیزده بدر دید!

🔹وقتى كه در كشاكش ميدان عشق مغلوب شدم و اطرافيان نامرد معشوقه‌ام را به نامردى ربودند و حُسن و جوانى و آزادگى و عشق و هنرم همه در برابر قدرت زر و سیم تسليم شدند در خويشتن شكستم، گويى كه لاشه خشکیده‌ام را بر شانه‌های منجمدم انداخته و به هر سو می‌کشاندم. بهارم در لگدکوب خزان، تاراج طوفان ناكامى شده بود و نيشخند دشمنانم، چونان خنجر زهرآلود دلم را پاره‌پاره می‌کرد.

🔹روزگار طاقت سوزى داشتم، آواره شهرها شده بودم، از ادامه تحصيل در دانشگاه طب وا‌مانده بودم و از عشق شورآفرینم هيچ خبرى نداشتم، ازدواج كرده بود نمی‌دانستم خوشبخت است يا نه؟

🔹تقریباً سه سال پس از اين شكست سنگين به تهران سفر كرده بودم، روز سيزده بدر دوستان مرا براى گردش به باغى واقع در كرج بردند تا باهم انبساط خاطرى شود. در حلقه دوستان بودم اما اضطرابى جانكاه مرا می‌فرسود، تشويشى بنيان كن به سینه‌ام چنگ انداخته و قلبم را می‌فشرد، از ياران فاصله گرفتم، رفتم در كنج خلوتى زير درختى، تنها نشستم و به ياد گذشته‌های شورآفرین تهران اشك ريختم، پر از اشتياق سرودن بودم.

🔹ناگهان توپ پلاستيكى صورتى رنگى به پهلويم خورد و رشته افكارم را پاره كرد، دختركى بسيار زيبا و شیرین با لباس‌های رنگين در برابرم ايستاده بود و با ترديد به من و توپ می‌نگریست، نمی‌توانست جلو بيايد و توپش را بردارد، شايد از ظاهر ژولیده‌ام می‌ترسید، توپ را برداشتم و با مهربانى صدايش كردم، لبخند شيرينى زد، جلو آمد دستى به موهایش كشيدم، توپ را از من گرفت و به سرعت دويد.

🔹با نگاه تعقيبش كردم تا به نزديك پدر و مادرش رسيد و خود را سراسيمه در آغوش مادر انداخت. واى... ناگهان سرم گيج رفت، احساس كردم بين زمين و آسمان ديگر فاصله‌ای نيست... او بود... عشق از دست رفته من... همراه با شوهر و فرزندش... آرى... او بود... كسى كه سنگ عشق بر بركه احساسم افكند و امواج حسرت آلود ناكاميش، مرزهاى شكيباييم را ويران ساخت و اين غزل را در آن روز در باغ سرودم:
@qocatabriz
يارو همسر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم

تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز
من بیچاره همان عاشق خونین جگرم

خون دل میخورم و چشم نظر بازم جام
جرمم این است که صاحبدل و صاحبنظرم

منکه با عشق نراندم به جوانی هوسی
هوس عشق و جوانیست به پیرانه سرم

پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت
پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم

عشق و آزادگی و حسن و جوانی و هنر
عجبا هیچ نیرزید که بی سیم و زرم

هنرم کاش گره بند زر و سیمم بود
که به بازار تو کاری نگشود از هنرم
@qocatabriz
سیزده را همه عالم به در امروز از شهر
من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم

تا به دیوار و درش تازه کنم عهد قدیم
گاهی از کوچه معشوقه خود می گذرم

تو از آن دگری رو که مرا یاد تو بس
خود تو دانی که من از کان جهانی دگرم

از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر
شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم

خون دل موج زند در جگرم چون یاقوت
شهریارا چه کنم لعلم و والا گهرم...

💠 به ما بپیوندید👇🏻
http://t.me/joinchat/BarfeTwWT1jzAolyvPQ-mQ
👍2👏21
روز جهانی کتاب کودک
2
کتاب های تربیتی کودکان ، چاپ دهه 50
کتاب کودک و نوجوان
مامان! زودباش، از بانرجی
اعتماد به نفس و فن بیان کودکان،
👍2
تاثیر قصه بر کودکان، از لعیا نجمی
👍1
کتاب کودک و نوجوان،
کفشهای قرمز، از هانس کریستین اندرسون
کتاب کودک و نوجوان،
دخترک کبریت فروش، از هانس کریستین اندرسون
👍3
اگر هنوز در درون‌ مان
آثاری از

نفرت
خود خواهی
حسادت
خشم
طمع
ریا
شهوت
سستی
فریب
خیانت
...
دیده می‌شود
هنوز راه زیادی در پیش ست
هنوز فاصله زیادی ست

و فرصت اندک ست

باید شروع کرد
به تغییر ها ....

#ع_دباغ
👌42👍2👏1