کانال کتاب و کتابخوانی
408 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
گر که منظور تو زیبائی ماست
     هر طرف چهره زیبائی هست
     پا بهرجا که نهی برگ گلی است
     همه جا شاهد رعنائی
هست

🔹۲۵ اسفند، روز بزرگداشت
پروین اعتصامی گرامی باد.
👌3
روزگار به من آموخت که چیزی را
بدست نخواهم آورد مگر اینکه
چیز دیگری را از دست بدهم .

گاهی برای بدست آوردن
باید بهای گزافی بپردازیم.

هیچ‌گاه نمی‌شود
همه چیز را با هم داشت.
دنیا معامله‌گر سرسختی است
تا نگیرد نمی‌دهد."

گاهی باید گذشت از برخی گرفتن‌ها
چون ممکن است به بهای از
دست دادن قیمتی‌ترین‌ها بینجامد.
3
سه شنبه ها با موری، میچ آلبوم
داستان خواندنی از
سخنان و سرگذشت استادی در روزهای اخر زندگی درشرایط بیماری
دل‌های پاک همچون 
برکه‌های زلال و آرامی‌ هستند که
پرندگان سبکبال  برای رفع خستگی
کنار آن می‌نشینند
و به آن پناه می‌برند

خوشا بحال کسانی که
مایه‌ی آرامش دیگرانند ‌
4
در هر تپش قلبم حضور معبودیست
که بی منت برایم خدایی می کند….

بی منت می بخشد…
و بی منت عطا می کند…
ای همه هستی…
ای همه شکوه…
ای همه آرامش….
امواج متلاطم درونم را ساحلی نیست جز یادت….
و غوغای روح بی پناهم را پناهی نیست جز حضورت…
وجودم را با ذکر نامت آذین می بندم
و جانم را با یادت متبرک می کنم
و عاشقانه تمنایت می کنم….
5👌2
هرگز اندوه کوچکی را نیز به قلب کسی وارد نکن.
شاید به اندازه‌ی همان غم، با فرو ریختن فاصله داشته باشد ...
👌5
دانایان سکوت می‌کنند
با استعدادها گفتگو می‌کنند
و ابلهان مجادله می‌کنند...!

#ضرب المثل چینی
💯7
یه چیزی باید باشه
که تو رو به زندگی سنجاق کنه

یه چیزی شبیه چند تا دونه آرزو 
تهِ جیب پیراهنت!
👍4👌2
#شاملو:

“دلهای ما که بهم نزدیک باشد،
دیگر چه فرقی می کند که
کجای این جهان باشیم
دور باش اما نزدیک…
من از نزدیک بودنهای دور می ترسم..
6
اون سالهایی که شهر وین بودم ، روز آخر سال چند ساعت قبل از شروع سال جدید میلادی ( ساعت ۱۲ شب) حدود هشت عصر،  مردم در محل های تعیین و آماده شده توسط شهرداری جمع می‌شدند ، این محل ها عمدتا شامل مرکز شهر و مناطق اصلی دیگر و در میادین زیبای شهر احداث میشد، محل های مذکور در اطراف مغازه های چوبی موقت داشت که شیرینی جات خونگی و غذاهای محلی کشورهای مختلف رو سرو میکردن، اوپرا و صحنه اجرا برگزار میشد، درست ساعت ۱۲ که تحویل سال بود در بخش فضای سبز و پارک محصور شده با باند به مدت نیم ساعت اجازه پرتاب مواد محترقه رو میدادن و آنهایی که میخواستند ترقه بازی کنن اطراف می‌ایستادند و به داخل چمن پرتاب میکردن که اونجا هم هیچ کسی حضور نداشت. درست ساعت ۱۲/۳۰ تموم میشد و مردم تا ساعت دو به تبریک گویی، خوردن و نوشیدن و اوپرا مشغول بودن ، تا اینکه شب اول سال به پایان میرسید ، معمولاً هم بدون هیچ آسیب و خسارت جانی و مالی ،
امروز داشتم رفتار و کارهای بچه ها ، جوانها و بزرگسالان مون رو نگاه میکردم، نیم ساعت نه ، یک روز سه شنبه سوری ! نه ، بلکه سه روز از دوشنبه تا چهارشنبه ، صبح ظهر عصر شب ، نه در یک محل خاص بلکه در تمام کوچه‌ها، حیاط ها، کوی و مجتمع ها، پیاده رو ها ، پرتاب بمب و ترقه روی شیشه های خودروهای در حال عبور ، زیر پا و روی سر عابرین پیاده ، روی دیوار خونه ها ، ما میخواهیم سرور و شادی کنیم و به پیشواز بهار برویم ، چند نفر کشته، دهها نفر قطع عضو و صدها نفر زخمی ، حاصل مراسم !
نمیدانم چرا مراسم چهارشنبه سوری که با خرید آینه و شانه ، گل و ماهی قرمز ، جمع شدن اطراف آتش و رقص و آواز خوانی بود به محل جنگ محلی و شهری و زد و خورد ها تبدیل شده است ؟! متاسفانه هر سال هم این تغییر و انحراف از مسیر شادی واقعی و جمعی شدیدتر میگردد ،
فکر میکنم تنها یک راه ممکنه، اون هم مطالعه و شناساندن و اجرای فرهنگ اصلی و باستانی چهارشنبه سوری و پیشوازی بهار با آیینی همگام با سرشت طبیعت و بیداری خاک و شادی های عمومی ست ،
مگر معنی فرهنگ چیست ؟
کمی بیاندیشیم!

#ع_دباغ
👍9👌2👏1
کرشمه @Bo2Melody
#گیر

زندگی چه گیرهایی داشت !

گیر می کنی

گاه به پیچش زلفی
گاه به نگاه خماری
گاه به لبخند شیرینی
گاه به صدای دلنشینی
گاه به تپش امیدی
گاه به ناز مهربانی
گاه به شاد ٍ زیبایی
گاهی بین ماندن و رفتن

گیر میکنی و اسمش میشود
گاه محبت
گاه دوستی
گاه بی وفایی
گاه
عاشقی !

#ع_دباغ
2👌2
شب قدر
وقت بخشیدن
و صاف شدن دلهاست
حق الناس تنها چیزی‌ست که در قیامت
با شفاعت هم حل نمی‌شود

برای یکدیگر از خدا بخواهیم
شادی و رفاه را
آرامش و آسايش را
امنيت و سلامتی را
دلخوشی و بـركت را
گشايش در کارها را
و خوشبختی آرزو کنیم برای هم

الهی آمیـــن

التماس دعا
👍97
با نام هستی بخش 

زندگی با اولین بهار آغاز داشت
هر سال این زندگی تکرار داشت
این قشنگی ها خبر از راز داشت
راز خًلق ما تکرار این آغاز داشت !

بهار می آید و

رنگ ها تابلویی میشوند در لوح طبیعت
عطرها همپای باد میشوند در مسیر آرزوها
زیبایی ها تصویری میشوند در گلبرگ ها
عشق ها بیدار میشوند به نگاه معشوق ها

بوی خوش در نوبهار
همچو
بوی باران دیده خاک
بوی شب بوهای خیس
بوی گندم زار زرد
بوی نان بر مشام کام ها
بوی جان بر دل افسرده ها
بوی شیرین بر دل فرهاد ها 

رنگ شادی بر صورت غم دیده ها
رنگ سرخ خنده بر لب خشکه ها
رنگ گرم عاشقی بر سینه ها

برای تبرک بهار دلت

آفریدگار 
رنگ  شاد ی بر چهره ها
عطر محبت بر مشام ها
زیبا شکوفه ها بر دست ها
نغمه امید بر دل ها
نسیم مهر بر سینه ها
و نشان صداقت بر عمر ها 
و
انسانیت بر انسان ها
باش

خالق باش
بهار باش

زیبا باش و زیبا بمان

زندگی رازش همین است و بس !

می سپارم نامه را بر دست این آهن نگار
تا رساند عشق من بر دست یار

مبارک بادا این عید و بهاران

#ع_دباغ
6👍3
‌‌‌

خیلی زیباست
"یخی که عاشق خورشید شد"

زمستان تمام شده و بهار آمده بود؛
تکه یخی کنار سنگی بزرگ جای خوبی برای خواب داشت؛
از میان شاخه های درخت، نوری را دید
با خوشحالی به خورشید نگاه کرد و با صدای بلند گفت: سلام خورشید...من تابحال دوستی نداشته ام با من دوست می شوی؟

خورشید گفت: سلام، اما…
یخ با نگرانی گفت: اما چه؟

خورشید گفت: تو نباید به من نگاه کنی،
باور کن من دوست خوبی برای تو نیستم
اگر من باشم، تو نیستی! می میری، میفهمی؟

یخ گفت: چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی؟!
چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی؟!

روزها یخ به آفتاب نگاه کرد و کوچک و کوچک تر شد؛
یک روز خورشید بیدار شد و تکه یخ را ندید؛
از جای یخ، جوی کوچکی جاری شده بود
چند روز بعد از همان جا گلی زیبا به شکل خورشید رویید...
هر جا که خورشید می رفت گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد،
گل آفتابگردان هنوز عاشق خورشید است…
👏62👍2
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک

آسمان آبی و ابر سپید
برگ‌های سبز بید

عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می‌رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار

خوش به حال چشمه‌ها و دشت‌ها
خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها

خوش به حال غنچه های نیمه‌ باز
خوش به حال دختر میخک که می‌خندد به ناز

خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب

ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی‌‌ پوشی به کام
باده رنگین نمی‌بینی به جام

نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می‌‌ باید تهی است

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار

گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ

شاعر : فریدون مشیری
👍2👏2
معرفی چند فیلم برتر دنیا که باید دید ، نه یکبار شاید چند بار ..
فیلم سینمایی فارست گامپ 1994 دوبله فارسی
فیلم دیدنی و با مفاهیمی چون سادگی و مهربانی
https://www.aparat.com/v/Q5k2X
👍2