کانال کتاب و کتابخوانی
408 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
رفیق‌

چقدر درک شدن دلنشین است...
این که گاهی دوستی، همدمی، همراهی باشد که تو را بفهمد و بداند که تو همیشه همان عشقِ آرام و صبوری که گاهی
بی‌حوصله می‌شود، داد و فریاد راه می‌اندازد و همه را بهم می‌ریزد!
اینکه کسی باشد که بفهمد بی‌حوصلگی‌هایت از دلتنگی‌ست، از سَرِ خستگی و
به جایِ ناراحت شدن و اخم کردن
حرف‌هایت را به دل نگیرد و با محبت آرامَت کند، خوب است کسی باشد که تو را بپذیرد و کنارت باشد، با همه‌یِ بدی‌ها و
بی‌حوصلگی‌هایت، با تمامِ اعصاب خوردی‌ها و غُر زدن‌هایت...
و یادش نرود که تو همان خوبِ همیشگی هستی که فقط کمی خسته شده
👏51
ادب مثل عطر است

ما برای خودمان استفاده می‌کنیم

اما دیگران هم از آن لذت می‌برند
👌7👍1
معلم گفت :
عشق را معنا کن
پسرک جواب داد :
نمی‌دانم عشق چیست
اما وقتی
مادرم صبح‌ها لقمه‌ی نان و پنیرش
را در کیفم می‌گذارد
و به دروغ می‌گوید:
عزیزم بخور باز هم هست
دلم می‌لرزد
دروغ مادرم یا شاید لرزش دلم 
همان عشق باشد ...
👍31
تمام فانوس های جهان را هم
که روشن کنی
شب، شب است‌‌!

آدم دلش که روشن باشد
تمام شب های تاریک را هم طاقت می‌آورد
1👍1
گوشه ای از اعتقادات زیبای
سرخپوستان :

۱. ما جزئى از طبيعت هستيم نه رئيس آن
۲. ما هيچگاه گياهى را با ريشه از خاك
نمى كنيم.
۳. ما موقع ساختن خانه، خاك را زياد جابه جا نمى كنيم.
۴. ما در فصل بهار، آرام روى زمين قدم
بر مى داريم چون مادر طبيعت باردار است.
۵. ما هرگز به درختان آسيب نمى رسانيم
ما فقط درختان پير و خشك را قطع
مى كنيم و قبل از قطع كردن
براى آرامش روحش دعا مى كنيم.

۶. حتى حيواناتى كه براى مايحتاج غذايى در حد نياز از آن‌ها استفاده مى كنيم را نيز با اجازه و دعا براى آرامش روحش او را از چرخه ى هستى جدا ميكنيم.
۷. به اندازه ى مصرفمان درخت مى بريم
و گوشت تهيه مى كنيم.
۸. هرگز هيزم ها را اسراف نمى كنيم.
۹. اگر حتى يك درخت جوان و سرسبز
را قطع كنيم ، همه ى درختان ديگر
جنگل، اشك مى ريزند
و اشک آنها در دل ما نفوذ می کند و وجودمان را مجروح می کند و قلبمان آرام آرام تاریک می شود.
۱۰. خاک مادر ما و آسمان پدر ماست.
۱۱. باران عاشقانه ترین سرود هستی است.
۱۲. طبیعت روح دارد و مهربانی را می‌فهمد.

کاش ما هم برای توسعه چنین نگاه و فرهنگ زیستن تلاشی میکردیم
👍6👌21
گر که منظور تو زیبائی ماست
     هر طرف چهره زیبائی هست
     پا بهرجا که نهی برگ گلی است
     همه جا شاهد رعنائی
هست

🔹۲۵ اسفند، روز بزرگداشت
پروین اعتصامی گرامی باد.
👌3
روزگار به من آموخت که چیزی را
بدست نخواهم آورد مگر اینکه
چیز دیگری را از دست بدهم .

گاهی برای بدست آوردن
باید بهای گزافی بپردازیم.

هیچ‌گاه نمی‌شود
همه چیز را با هم داشت.
دنیا معامله‌گر سرسختی است
تا نگیرد نمی‌دهد."

گاهی باید گذشت از برخی گرفتن‌ها
چون ممکن است به بهای از
دست دادن قیمتی‌ترین‌ها بینجامد.
3
سه شنبه ها با موری، میچ آلبوم
داستان خواندنی از
سخنان و سرگذشت استادی در روزهای اخر زندگی درشرایط بیماری
دل‌های پاک همچون 
برکه‌های زلال و آرامی‌ هستند که
پرندگان سبکبال  برای رفع خستگی
کنار آن می‌نشینند
و به آن پناه می‌برند

خوشا بحال کسانی که
مایه‌ی آرامش دیگرانند ‌
4
در هر تپش قلبم حضور معبودیست
که بی منت برایم خدایی می کند….

بی منت می بخشد…
و بی منت عطا می کند…
ای همه هستی…
ای همه شکوه…
ای همه آرامش….
امواج متلاطم درونم را ساحلی نیست جز یادت….
و غوغای روح بی پناهم را پناهی نیست جز حضورت…
وجودم را با ذکر نامت آذین می بندم
و جانم را با یادت متبرک می کنم
و عاشقانه تمنایت می کنم….
5👌2
هرگز اندوه کوچکی را نیز به قلب کسی وارد نکن.
شاید به اندازه‌ی همان غم، با فرو ریختن فاصله داشته باشد ...
👌5
دانایان سکوت می‌کنند
با استعدادها گفتگو می‌کنند
و ابلهان مجادله می‌کنند...!

#ضرب المثل چینی
💯7
یه چیزی باید باشه
که تو رو به زندگی سنجاق کنه

یه چیزی شبیه چند تا دونه آرزو 
تهِ جیب پیراهنت!
👍4👌2
#شاملو:

“دلهای ما که بهم نزدیک باشد،
دیگر چه فرقی می کند که
کجای این جهان باشیم
دور باش اما نزدیک…
من از نزدیک بودنهای دور می ترسم..
6
اون سالهایی که شهر وین بودم ، روز آخر سال چند ساعت قبل از شروع سال جدید میلادی ( ساعت ۱۲ شب) حدود هشت عصر،  مردم در محل های تعیین و آماده شده توسط شهرداری جمع می‌شدند ، این محل ها عمدتا شامل مرکز شهر و مناطق اصلی دیگر و در میادین زیبای شهر احداث میشد، محل های مذکور در اطراف مغازه های چوبی موقت داشت که شیرینی جات خونگی و غذاهای محلی کشورهای مختلف رو سرو میکردن، اوپرا و صحنه اجرا برگزار میشد، درست ساعت ۱۲ که تحویل سال بود در بخش فضای سبز و پارک محصور شده با باند به مدت نیم ساعت اجازه پرتاب مواد محترقه رو میدادن و آنهایی که میخواستند ترقه بازی کنن اطراف می‌ایستادند و به داخل چمن پرتاب میکردن که اونجا هم هیچ کسی حضور نداشت. درست ساعت ۱۲/۳۰ تموم میشد و مردم تا ساعت دو به تبریک گویی، خوردن و نوشیدن و اوپرا مشغول بودن ، تا اینکه شب اول سال به پایان میرسید ، معمولاً هم بدون هیچ آسیب و خسارت جانی و مالی ،
امروز داشتم رفتار و کارهای بچه ها ، جوانها و بزرگسالان مون رو نگاه میکردم، نیم ساعت نه ، یک روز سه شنبه سوری ! نه ، بلکه سه روز از دوشنبه تا چهارشنبه ، صبح ظهر عصر شب ، نه در یک محل خاص بلکه در تمام کوچه‌ها، حیاط ها، کوی و مجتمع ها، پیاده رو ها ، پرتاب بمب و ترقه روی شیشه های خودروهای در حال عبور ، زیر پا و روی سر عابرین پیاده ، روی دیوار خونه ها ، ما میخواهیم سرور و شادی کنیم و به پیشواز بهار برویم ، چند نفر کشته، دهها نفر قطع عضو و صدها نفر زخمی ، حاصل مراسم !
نمیدانم چرا مراسم چهارشنبه سوری که با خرید آینه و شانه ، گل و ماهی قرمز ، جمع شدن اطراف آتش و رقص و آواز خوانی بود به محل جنگ محلی و شهری و زد و خورد ها تبدیل شده است ؟! متاسفانه هر سال هم این تغییر و انحراف از مسیر شادی واقعی و جمعی شدیدتر میگردد ،
فکر میکنم تنها یک راه ممکنه، اون هم مطالعه و شناساندن و اجرای فرهنگ اصلی و باستانی چهارشنبه سوری و پیشوازی بهار با آیینی همگام با سرشت طبیعت و بیداری خاک و شادی های عمومی ست ،
مگر معنی فرهنگ چیست ؟
کمی بیاندیشیم!

#ع_دباغ
👍9👌2👏1