کانال کتاب و کتابخوانی
409 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
گفتند با زبان می شود حرفها را گفت، راستها و دروغها را زد، دلی را بدست اورد یا شکست، . . ولی زیباترین حرفها و احساسها با دهان بسته، لبی خندان، چشمی مهربان و دلی عاشق نوشته، گفته و شنیده می شوند،

#ع_دباغ
چه تشابه زیبایست در این خلقت
اشک و باران
آفتاب سوزان و سوز دل
بی تابی و تندباد
عشق و نور
صداي آب و صدای محبت
دل بزرگ و آسمان أبي
درخت تنها و دل تنها
پاییز و جدایی
غم دل و سیاهی شب
خاک تشنه و قلبهای خسته
شور قلب و خروش آبشار
پرواز پرنده و پرواز در رویاها
گندمزار طلایی و خانه آرزوها
امید و بهار سبز
نسیم صبح و نوازش یار
باز شدن گلها و خنده های معشوق
سو سوی آفتاب و ریز نگاه معشوق
...


#ع_دباغ
‍ ‍ در خیابان‌های شهر راه می‌روم و به چهره‌ها، به حالت مردم، به اندامشان، به حرکات و به نگاه‌های بی‌رمقشان می‌نگرم. هرچه بیشتر نگاه می‌کنم بیشتر از خودم می‌پرسم چه بر سر نوع بشر آمده است؟ در واقع به جای نوع بشر همه‌جا نقاب می‌بینم: نقاب اندوه، نقاب کینه و بغض و نقاب پریشانی.

گاهی اوقات به نظرم می‌رسد که طلسمی شوم و خبیث بر سر شهر سایه افکنده است. وقتی همه خوابیده بودند جادوگری قدرتمند لبخند را از روی لبان مردم زدوده و به جای آن اندوه و کدورت بر چهره‌ها پاشیده است. فقط بغض و کینه، تهاجم و زورگویی برای انسان ها باقی گذاشته است.


حرکت انسانم آرزوست | #سوزانا_تامارو
🔷سالروز طلوع خورشید پرفروغ آسمان علم الهى ، حضرت محمد مصطفی (ص) و امام جعفر صادق علیه السلام بر همه مسلمانان عالم مبارک باد.

مؤسسه خیریه ابرار قائم تبریز
👇👇👇
@abraregaem
بازی عشق و مرگ ، رومن رولان
بعضي ها هیچ وقت نمیفهمن، از توخولسگی
خوشا به حال لک لکا که خوابشون واو نداره
خوشا بحال لک لکا که عشقشون قاف نداره
خوشا به حال لک لکا که مرگشون گاف نداره
حسین پناهی
می دانی
یه وقتهایی باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی تعطیل است
و بچسبانی پشت شیشه افکارت
باید به خودت استراحت بدی

حسین پناهی
جانا سری به دوشم و دستی به دل گذار
اخر غمت به دوش دل و جان کشیده ام

شهریار
زیباترین انسانهایی که دیدم...
چشم رنگی ها نبودند!!!
قد بلندها...
لب برجسته ها!!!
مو بلوندها...
هیچ کدام...
زیباترین نیستند!!!
مدلهای برندهای معروف...
زیباترین نیستند!!!
آنهایی که شبیه به ستارگان سینمای جهان اند...
زیباترین نیستند!!!
زیباترین ها...
فقط...
شبیه به حرفهایشان هستند...
و چقدر دوست داشتنی اند...
انسانهایی که...
شبیه به حرفهایشان هستند!!!
آنهایی که بوی انسانیت...
از ده متریشان...
به مشامت می رسد!!!
آنهایی که چایت...
کنارشان سرد میشود...
و...
آرامششان در وجودت...
رخنه میکند!!!
اگر در زندگیتان...
یک زیباترین دارید...
قدرش را بدانید...
آنها بسیار...
اندک اند!!!
بعضی ها چهره شان خیلی
معمولیست
امّـــــــــــا
آنچه در قسمت چپ سینه شان
می تپد دل نیست،
اقیــــانــــوس محبّـــت است.
بعضیها تُنِ صدایشان خیلی
معمولیست ،
امّــــــــــا
سخن که میگویند، در جادوی
کلامشان غرق میشوی
بعضیها قد و قامتشان معمولیست
امّــــــــــا
حضورشان طپش قلب می آورد
بعضیها خیلی معمولی هستند
امّـــــــــا
همین معمولی بودنشان ، از آنها
جذابیتی منحصر به فرد میسازد..

#احمدشاملو
گیاهی کمیاب و گران بخر که هرگز شکوفه نمی کند/به ترتیب رنگ های شیرازه ها، کتاب هایت را مرتب کن/تمام کلیدها را دفن کن، کلیدهایی که دری را باز نمی کنند/روی میزت صخره ای بگذار/و نامی برایش انتخاب نکن/اعداد را از روی ساعت بردار و برای طلبکارانت پست کن/ساعات انتظارت را به بادبادکی گره بزن/هر شب سوال کن/تا وقتی جوابی بشنوی


جنیفر سویینی
موهایم را چیدند
دانستم
خاطره ای از تو
نباید در سر باشد

#عطیه_هجرتی
#یک_قاچ_کتاب 🍉

روزی ناصرالدین قاجار و همراهانش به باغ دوشان تپه رفتند، نهال گل سرخ قشنگی جلوی عمارت، نظر شاه را جلب کرد فوری کاغذ و قلم برداشت و شروع به نقاشی آن گل نمود.
تمام که شد،
آن را به درباریان نشان داد و پرسید چطور است؟

مستوفی الممالک پاسخ داد "قربان خیلی خوب است"
اقبال الدوله گفت "قربان حقیقتا عالی است"
و اعتمادالسلطنه نیز عرض کرد "قربان نظیر ندارد"
و بعد یکی دیگر گفت "این نقاشی حتی از خود گل هم طبیعی تر و زیباتر است"
نوبت به ضیاالدوله که رسید گفت "حتی عطر و بوی نقاشی قبله عالم از عطر و بوی خود گل، بیشتر و فرحناکتر است”‌، همه حضار خندیدند!

بعد از آنکه خلوت شد،
شاه به موسیو ریشار فرانسوی گفت: وضع امروز را دیدی؟ من باید با این بی ناموسها مملکت را اداره کنم!

#چکیده_تاریخ_ایران
#حسن_نراقی
ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
خُم گو سر خود گیر که خُمخانه خراب است
گر خَمر بهشت است بریزید که بی دوست
هر شربت عَذْبم که دهی عین عذاب است

#حافظ
گاو، از غلامحسین ساعدی
#یک_قاچ_کتاب

یک بار دزدکی با هم رفتیم سینما و من دو ساعت تمام به جای فیلم، او را تماشا کردم!

دو سال گذشت!

جیب هایم خالی بود و من هنوز عاشق فروغ بودم. گرسنگی از یادم رفته بود. یک روز فروغ پرسید: «کی ازدواج می کنیم؟» گفتم: «اگر ازدواج کردیم دیگر به جای تو، باید به قبض های آب، برق، تلفن، قسط های عقب افتادۀ بانک، تعمیر کولر آبی، بخاری، آبگرمکن، اجاره نامه و اجاره نامه و اجاره نامه و شغل دوم و سوم و دویدن دنبال یک لقمۀ نان از کلۀ سحر تا بوق سگ و گرسنگی و جیب های خالی و خستگی و کسالت و تکرار و تکرار و تکرار و مرگ فکر کنم!

و تو به جای عشق، باید دنبال آشپزی، خیاطی، جارو، شستن، خرید و میهمانی و نق و نوق بچه و ماشین لباسشوئی و جارو برقی و اتو و فریزر و فریزر و فریزر باشی! هر دومان یخ می زنیم!
بیشتر از حالا پیش همیم اما کمتر از حالا همدیگر را می بینیم! نمی توانیم ببینیم!
فرصت حرف زدن با هم را نداریم! در سیالۀ زندگی دست و پا می زنیم، غرق می شویم و جز دلسوزی برای یکدیگر کاری از دست مان ساخته نیست، عشق از یادمان می رود و گرسنگی جایش را می گیرد...!

📚 عشق روی پیاده رو
#مصطفی_مستور