کانال کتاب و کتابخوانی
407 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
Gole Roz ~ Music-Fa.Com
Omid Nasri ~ Music-Fa.Com
دل را خانه اش کردیم
نماند

تو بمان
در محل امن محبت دل


از رفتن ها نگو

از آمدن ها بگو
از آن ها که برایم می گذاری بگو
از گرمی دستانت
از رنگ احساست
از بوی نگاهت
از صدای شوقت
از یاد شیرین ت
از نفس آهنگ ت
از  ....بگو

تو را در یک سطر چگونه میشود نوشت
تو که یک دنیایی
دنیای بی قراری ها یم


امروز با قلم حرفها داشتم
گفت برایت زیبا خواهم نوشت
میدانی چه نوشت

نوشت
زندگی را
دنیا را
به عشق ها و محبت ها میتوان زیبا کرد!
انسان و مهربان بودن
چقدر زیباست

#ع_دباغ
5
لباس‌های زیبا، شاید در کوتاه مدت زیبایی ما را تکمیل کنند ولی بی شک، در مدت زمان طولانی، این یک ذهن زیباست که جذابیت دارد. قطعاً هیچ‌کس نمی‌تواند منکر جذابیت ابدی یک روح زیبا شود

#آلبرتو_موراویا
👌31💯1
اینکه انسان بتواند مایحتاج زندگانی خود را از طریق انجام کاری که دوست دارد کسب کند، یکی از بزرگترین موهبت‌های زندگانی است...

#جوجو_مویز
📗 دختری که رهایش کردی
4👍1
ایستگاه قطار...
جایگاه دور شدن و دل باختن...
محل استدلال موازی بودن ریل های قطار....
فهم نرسیدن های ابدی....
علم به سوختن...

چه دل بزرگی میخواهد
وداع در ایستگاه قطار...
سربازها اینجا "مرد" میشوند

#هانیه_حیدری
3
کوچک‌ترین تعریف تو، مرا در برابر سختی‌ها مقاوم می‌کند...

#ژان_کوکتو
5👌1
گفت حواسِت به آدمهایی که کاکتوس‌وار زندگی میکنن باشه
گفتم کاکتوس‌وار؟
منظورت چیه؟!
«آدمهایی که مثل کاکتوس، نیازی نیست دائم حواست بهشون باشه
نیازی نیست هرروز خاکِشون رو چِک کنی تا مبادا خشک شده باشه
ترسِ پلاسیده شدنشون رو نداری
به خیالت خیلی مقاومن...
اما یه روز که مثل روزای دیگه مشغولِ رسیدن به بقیه گل های رنگارنگت هستی
چشمت به کاکتوست میوفته میبینی زردو پلاسیده شده
و ریشه هاش خاکِستر...
و تو تازه همون روز میفهمی
کاکتوس ها هم میمیرن
اما تدریجی...
و بی خبر...»
3👍1
مادربزرگ !
گم کرده‌ام در هیاهوی شهر
آن نظربندِ سبز را
که در کودکی
بسته بودی به بازوی من!
در اولین حمله‌ی ناگهانیِ
تاتارِ عشق،
خُمره‌ی دلم بر ایوانِ
سنگ و سنگ شکست..
دستم به دستِ دوست ماند،
پایم به پای راه رفت!

من چشم خورده‌ام!
من چشم خورده‌ام!

من تکّه‌تکّه از دست رفته‌ام،
در روز روزِ زندگانیم ...

#حسین پناهی
👍5
گاهی آدم رمانی نیمه تمام دارد، می رود خانه چای دم می کند، سیگاری زیر لب می گذارد، تکیه به بالشی می دهد و نرم نرم می خواند. خب، بدک نیست. برای خودش عالمی دارد، اما بدبختی این است که هر شب نمی شود این کار را کرد.

آدم گاهی دلش می خواهد بنشیند و با یکی در مورد کتابی که خوانده است حرف بزند، درست انگار دارد دوره اش می کند. اما کو تا یکی این طور و آن همه اُخت پیدا بشود؟!

#هوشنگ_گلشیری
📗 بره گم شده راعی
👍6🙏1
باید خندید و گریست
عشق ورزید، کار کرد
لذت برد و رنج کشید
با نوسانی بسیار کوتاه
در تمام طول حیات
این به گمان من
هستیِ حقیقیِ انسان است....

#گوستاو_فلوبر
4👍1
Vatanam [Nex1Music.IR]
Hojat Ashrafzadeh
دراین وادی زاده شدم
در این خاک راه رفتن آموختم
در این سرای زبان باز کردم
در این کوچه ها بازی کردم
در این کلاسها خواندن آموختم
آری
در اين زادگاه بزرگ شدم
آری ای وطن
کاش
همه زاده گانت
دل به مهربانی تو می بستند
تو را نه برای خود بلکه برای تو می خواستند
وفادار خاک و آبت بودند
نگهدار سبزی و سرخی ات بودند
حامی شادی و غرورت بودند

تو بی صدا و بی ادعا
ما پر ادعا و خود خواه

ای وطن
خسته کوچه راه های تاریخ
کاش
میتوانستم
آرامشی بر تن خسته ات
مرحمی بر دردهایت
و
امیدی
بر دل بی قرارت
باشم...

آنوقت
چه زیبا می سرودی
آواز همنوایی را
گلهای باغچه ات
سرخی را
بر لبان زاده گانت می نشاند
و این خاک
باز می کرد
دامن مهرش را
بر بچه های دیار
و هدیه می داد
شادی را
بر همه گان ...

ماییم و عشق وطن ،
ميراث عزیزان گذشته مان،
ميراث دلبندان آينده مان ،
کاش قدمی بتوان برای پیشرفت فرهنگ، اقتصاد، تولید ... وطن برداشت،

#ع_دباغ
👍42
رک بگویم... از همه رنجیده ام!
از غریب و آشنا ترسیده ام

با مرام و معرفت بیگانه اند
من به هر ساز ی که شد رقصیده ام

در زمستانِِ سکوتم بارها...
با نگاه سردتان لرزیده ام

رد پای مهربانی نیست...نیست
من تمام کوچه را گردیده ام

سالها از بس که خوش بین بوده ام...
هر کلاغی را کبوتر دیده ام

وزن احساس شما را بارها...
با ترازوی خودم سنجیده ام

بی خیال سردی آغوشها...
من به آغوش خودم چسبیده ام

من شما را بارها و بارها...
لا به لای هر دعا بخشیده ام

#فریدون مشیری
👌5
ﺍﮔﺮ ﺩﺭ ﺟﺴﺘﺠﻮﯼ ﺷﺎﺩﻣﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﯽ،
ﻫﻤﻪ ﮐﺲ ﻭ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ
ﻏﺮﻕ ﺩﺭ ﺷﺎﺩﻣﺎﻧﯽ ﮐﻦ .
ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ، ﻋﺸﻖ ﺑﻮﺭﺯ .
ﻫﺴﺘﯽ ﺧﺴﯿﺲ ﻧﯿﺴﺖ .
ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﻭ ﺩﻟﺒﺎﺯﯼ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﺪ.
ﺍﻣﺎ
ﻫﺴﺘﯽ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﺪ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻗﺒﻼ ﺑﺨﺸﯿﺪﻩ ﺑﺎﺷﯽ .

#اشو
👍7
Hezaro Yek Shab
Hamid Hiraad - MusicFa.Co
چیزی بگو
فراتر از حرف باشد
جانم را لمس کند...

چیزی بگو
مثلاً:
کنارت هستم...

#تورگوت_اویار
5👍1
انــســان ها
به ميزان "حقارتشان" "توهين" ميكنند.
به ميزان "فرهنگشان" "عشق ميورزند".
و به ميزان "كمبودهايشان" "آزارت  ميدهند
هرچه "حقيرتر" باشند، بيشتر "توهين ميكنند
تا حقارتشان را جبران كنند.
هر چه "فرهنگشان غني تر باشد"، بيشتر به ديگران "عشق ميدهند
وهرچه "هويّتشان عميق تر باشد"، "محترمانه تر رفتار ميكنند
به اندازه "دركشان" ميفهمند
و به اندازه "شعورشان" به "باورها و حرف هايشان عمل ميكنند.
5👌3💯2
به تماشا سوگند
و به آغاز کلام
و به پرواز کبوتر از ذهن..
واژها در قفس است
حرفهایم مثل یک تکه چمن روشن بود!
من به آنان گفتم؛
آفتابی لب درگاه شماست،
که اگر در بگشایید به رفتار شما می تابد...
و به آنان گفتم؛
سنگ ، آرایش کوهستان نیست!
همچنانی که فلز ، زیوری نیست به اندام کلنگ...

#سهراب_سپهری
👍21
فال امشب لسان الغیب
2
عروسکی که در پنج سالگی
خراب شد و کلی غصه اش را خوردیم
در ده سالگی دیگر اصلا مهم نیست !

نمره امتحانی که در دبیرستان
کم شدیم و آنقدر به خاطرش اشک
ریختیم و روزگارمان را تلخ کرد ...
در دوران دانشگاه هیچ اهمیتی ندارد
و کلا فراموش شده است !

آدمی که در اولین سال دانشگاه
آنقدر به خاطرش غصه خوردیم و
اشک ریختیم و بعد فهمیدیم ارزشش
را نداشته و دنیای مان ویران شد ...
در سی سالگی تبدیل به غباری از یک خاطره دور دور شده که حتی ناراحت مان هم نمی کند !

چکی که برای پاس کردنش در سی سالگی آنقدر استرس و بی خوابی کشیدیم، در چهل سالگی یک
کاغذ پاره بی ارزش و فراموش شده است !

پس یقین داشته باش که مشکل
امروزت اینقدرها هم که فکر میکنی
بزرگ نیست !
این یکی هم حل می شود.
میگذرد و تمام می شود ...
👍3💯3👏1
روزی مردی داخل چاله ای افتاد
و بسیار دردش آمد …
یک پدر روحانی او را دید و گفت :
حتما گناهی انجام داده ای!
یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!
یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!
یک یوگیست به او گفت :
این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند!!!
یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت!
یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!
یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پیدا کند!
یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است!
یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!!!
سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد…!

آنکه می تواند، انجام می دهد و آنکه نمی تواند، انتقاد می کند.

#جرج برناردشاو
7👌2
دنیا متعلق به آدماییه که
صبح ها با یه عالمه
آرزوهای قشنگ بیـدار میشن...
5
مسیرت که درست باشد
نه از بی مهریِ آدم ها دلت می گیرد
نه با طعنه ها و کنایه ها ،
نا امید می شوی ...!
آدم ها ، خصلتشان است
از تماشایِ سقوط ،
لذتِ بیشتری می برند تا پرواز!
نا امید نباش ..
سقوط ، سرنوشتِ پرنده هایِ
ضعیف و بی دست و پاست ،
عقاب ها ، فقط اوج می گیرند!
6