👏1
چه فکر میکنی که بادبان شکسته زورق به گل نشسته ایست زندگي
در این خراب ریخته که رنگ عافیت از او گریخته
به بن رسیده راه بسته ایست زندگی
چه سهمناک بود سیل حادثه
که همچو اژدها دهان گشود
زمین واسمان زهم گسیخت
ستاره خوشه خوشه ریخت
و افتاب در کبود دره های آب غرق شد
هوا بد است تو با کدام باد میروی
چه ابر تیره ای گرفته سینه تو را
که با هزار سال بارش شبانه روز هم دل تو وا نمیشود
تو از هزاره های دور آمدي
در این درازنای خون فشان به هر قدم نشانه نقش پای توست
در این درشتناک دیولاخ ز هر طرف طنین گامهای رهگشای توست
بلند وپست این گشاده دامگاه ننگ و نام
به خون نوشته نامه وفای توست
به گوش بیستون هنوز صدای تیشه های توست
چه تازیانه ها که با تن تو تاب عشق آزمود
چه دارها که از تو گشت سربلند
زهی شکوه قامت بلند عشق که استوار
ماند در هجوم هر گزند
نگاه کن هنوز ان بلند دور
ان سپیده آن شکوفه زار انفجار نور کهربای آرزوست
سپیده ای که جان آدمي هماره در هوای اوست
ببوی یک نفس در آن زلال دم زدن
سزد اگر هزار بار بیفتی از نشیب راه و
باز رو نهی بدان فراز
چه فکر میکنی جهان چو آبگینه شکسته ایست
که سرو راست هم در او شکسته مینمایدت
چنان نشسته کوه در کمین دره های این غروب تنگ که راه بسته مینمایدت
زمان بیکرانه را تو با شمار گام عمر ما مسنج
به پای او دمیست این درنگ درد و رنج
به سان رود که در نشیب دره سر به سنگ میزند رونده باش
"امید هیچ معجزی ز مرده نیست"
زنده باش
#هوشنگ_ ابتهاج
در این خراب ریخته که رنگ عافیت از او گریخته
به بن رسیده راه بسته ایست زندگی
چه سهمناک بود سیل حادثه
که همچو اژدها دهان گشود
زمین واسمان زهم گسیخت
ستاره خوشه خوشه ریخت
و افتاب در کبود دره های آب غرق شد
هوا بد است تو با کدام باد میروی
چه ابر تیره ای گرفته سینه تو را
که با هزار سال بارش شبانه روز هم دل تو وا نمیشود
تو از هزاره های دور آمدي
در این درازنای خون فشان به هر قدم نشانه نقش پای توست
در این درشتناک دیولاخ ز هر طرف طنین گامهای رهگشای توست
بلند وپست این گشاده دامگاه ننگ و نام
به خون نوشته نامه وفای توست
به گوش بیستون هنوز صدای تیشه های توست
چه تازیانه ها که با تن تو تاب عشق آزمود
چه دارها که از تو گشت سربلند
زهی شکوه قامت بلند عشق که استوار
ماند در هجوم هر گزند
نگاه کن هنوز ان بلند دور
ان سپیده آن شکوفه زار انفجار نور کهربای آرزوست
سپیده ای که جان آدمي هماره در هوای اوست
ببوی یک نفس در آن زلال دم زدن
سزد اگر هزار بار بیفتی از نشیب راه و
باز رو نهی بدان فراز
چه فکر میکنی جهان چو آبگینه شکسته ایست
که سرو راست هم در او شکسته مینمایدت
چنان نشسته کوه در کمین دره های این غروب تنگ که راه بسته مینمایدت
زمان بیکرانه را تو با شمار گام عمر ما مسنج
به پای او دمیست این درنگ درد و رنج
به سان رود که در نشیب دره سر به سنگ میزند رونده باش
"امید هیچ معجزی ز مرده نیست"
زنده باش
#هوشنگ_ ابتهاج
❤2👍1
دنيا كه شروع شد زنجير نداشت، خدا دنياي بي زنجير آفريد. آدم بود كه زنجير را ساخت، شيطان كمكش كرد. خدا دنياي بي زنجير مي خواست، نام دنياي بي زنجير اما بهشت است.
امتحان آدم همين جا بود...
شيطان آدم را در زنجير مي خواست.
ليلي، مجنون را بي زنجير مي خواست.
ليلي كمك كرد تا مجنون زنجيرش را پاره كند... ليلي ماند، زيرا ليلي نام ديگر آزادي است ...
#ليلي_نام_تمام_دختران_زمين_است #عرفان_نظر_آهاري
امتحان آدم همين جا بود...
شيطان آدم را در زنجير مي خواست.
ليلي، مجنون را بي زنجير مي خواست.
ليلي كمك كرد تا مجنون زنجيرش را پاره كند... ليلي ماند، زيرا ليلي نام ديگر آزادي است ...
#ليلي_نام_تمام_دختران_زمين_است #عرفان_نظر_آهاري
👍4
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
فرار از سیبری، از یوزف مارتین
داستانی واقعی و بسیار هیجانی با نوشتاری جذاب ،
این کتاب در کنار بیان داستان، جنبه های مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و طبیعت را نیز به تصویر کلمات میکشد
داستانی واقعی و بسیار هیجانی با نوشتاری جذاب ،
این کتاب در کنار بیان داستان، جنبه های مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و طبیعت را نیز به تصویر کلمات میکشد
« زندگی » و « زمان » معلم های
شگفت انگیزی هستند.
« زندگی » به ما می آموزد از
« زمان» درست استفاده کنیم.
و « زمان » به ما ارزش
« زندگی » را می آموزد.
شگفت انگیزی هستند.
« زندگی » به ما می آموزد از
« زمان» درست استفاده کنیم.
و « زمان » به ما ارزش
« زندگی » را می آموزد.
👍1💯1
تو چه غذایی را بیش از همه
دوست داری، پدر بزرگ؟
همهی غذاها را، پسرم، همه را ٬
این گناه بزرگی است که آدم بگوید این غذا خوب است و آن یک بد!
چرا؟ مگر آدم حق ندارد انتخاب کند؟
البته که نه، حق ندارد!
آخر چرا؟
برای اینکه کسانی هستند که گرسنه اند.
#نیکوس_کازانتراکیس
📓 زوربای یونانی
دوست داری، پدر بزرگ؟
همهی غذاها را، پسرم، همه را ٬
این گناه بزرگی است که آدم بگوید این غذا خوب است و آن یک بد!
چرا؟ مگر آدم حق ندارد انتخاب کند؟
البته که نه، حق ندارد!
آخر چرا؟
برای اینکه کسانی هستند که گرسنه اند.
#نیکوس_کازانتراکیس
📓 زوربای یونانی
👍6
یک روز از سرِ بی کاری به بچه های کلاس گفتم انشایی بنویسند با این عنوان که "فقر بهتر است یا عطر؟"
قافیه ساختن از سرگرمی هایم بود. چند نفری از بچه ها نوشتند "فقر". از بین علم و ثروت همیشه علم را انتخاب می کردند. نوشته بودند که"فقر" خوب است چون چشم و گوش آدم را باز می کند و او را بیدار نگه می دارد ولی عطر، آدم را بیهوش و مدهوش می کند. عادت کرده بودند مجیز فقر را بگویند چون نصیبشان شده بود.
فقط یکی از بچه ها نوشته بود "عطر". انشایش را هنوز هم دارم. جالب بود. نوشته بود
"عطر حس های آدم را بیدار می کند که فقر آنها را خاموش کرده است"
#فریبا_وفی
📗 رویای تبت
قافیه ساختن از سرگرمی هایم بود. چند نفری از بچه ها نوشتند "فقر". از بین علم و ثروت همیشه علم را انتخاب می کردند. نوشته بودند که"فقر" خوب است چون چشم و گوش آدم را باز می کند و او را بیدار نگه می دارد ولی عطر، آدم را بیهوش و مدهوش می کند. عادت کرده بودند مجیز فقر را بگویند چون نصیبشان شده بود.
فقط یکی از بچه ها نوشته بود "عطر". انشایش را هنوز هم دارم. جالب بود. نوشته بود
"عطر حس های آدم را بیدار می کند که فقر آنها را خاموش کرده است"
#فریبا_وفی
📗 رویای تبت
❤5👍2👌1
برای همه خوب باش
آنکس که فهمید
همیشه در کنارت خواهد بود و
آنکس که نفهمید ، روزی دلش
برای تمامِ خوبیهایت تنگ میشود
#فروغ_فرخزاد
برای همه خوب باش
آنکس که فهمید
همیشه در کنارت خواهد بود و
آنکس که نفهمید ، روزی دلش
برای تمامِ خوبیهایت تنگ میشود
#فروغ_فرخزاد
❤6👍5
💯7❤1
👍4❤1
ما مشاهده می کنیم که هر چیزی که بر سر ما آمده همیشه به نفع ما تمام شده است.
ظاهراً زندگی هر روز و هر لحظه در پی آن است تا این امر را برای ما ثابت کند که: همه چیز، هوای خوب، فقدان یک دوست، تهمت، بیماری، عدم دریافت یک نامه، پیچ خوردن پای آدم، نگاهی مختصر به یک دکه، مخالفت با منطق شما، صفحه کتابی که اتفاقی باز شده است، یک رویا، یک فریب، همه و همه بلافاصله یا پس از مدتی کوتاه نشان می دهند که یکی از همان چیزهایی بوده اند که "نمی توانسته اند رخ ندهند" و هر کدام برای ما دارای مفهوم عمیقی بوده و فایده ای ژرف داشته است ؛ و اینهمه فقط برای ما بوده ...!
#فریدریش_نیچه
📗 حکمت شادان
ظاهراً زندگی هر روز و هر لحظه در پی آن است تا این امر را برای ما ثابت کند که: همه چیز، هوای خوب، فقدان یک دوست، تهمت، بیماری، عدم دریافت یک نامه، پیچ خوردن پای آدم، نگاهی مختصر به یک دکه، مخالفت با منطق شما، صفحه کتابی که اتفاقی باز شده است، یک رویا، یک فریب، همه و همه بلافاصله یا پس از مدتی کوتاه نشان می دهند که یکی از همان چیزهایی بوده اند که "نمی توانسته اند رخ ندهند" و هر کدام برای ما دارای مفهوم عمیقی بوده و فایده ای ژرف داشته است ؛ و اینهمه فقط برای ما بوده ...!
#فریدریش_نیچه
📗 حکمت شادان
💯4❤3
❤6👍3
Dar Entezarat
Mohsen Onikzi
💯6❤1👏1
"خانه پدر و مادر"
بعد از خانه خدا،تنها خانه ای است که:
روزی ده ها بار می توانی بروی بدون دعوت
و هر بار صاحب خانه از دیدنت خوشحال و خوشحال تر می شود.
خانه ای که برای رفتن نیازی به دعوت ندارد
خانه ای که حتی خودت می توانی کلید بیندازی و وارد شوی
خانه ای که همیشه چشمانی مهربان به در دوخته تا تورا ببینند
خانه ای که یاد آور آرامش کودکانه توست
خانه ای که حضورت و نگاهت به پدر و مادر عبادت محسوب می شود و گفتگویت با آنها ذکر الهی است
خانه ای که اگر نروی دل صاحبخانه میگیرد و غمگین می شود.
خانه ای که قهر با آن ، قهر با خداست!
خانه ای که دو تا شمع سوخته اند تا روشنی به ما بدهند و تا وقتی سوسو میزنند، شادی و حیات در وجودت جریان دارد.
خانه ای که سفره هایش خالص و بی ریاست
خانه ای که وقتی خوردنی آوردند اگر نخوری ناراحت و دلشکسته می شوند
خانه ای که همه بهترین هایش با خنده و شادمانی تقدیم تو می شود
خانه ای که .........
چقدر خانه والدین به خانه خدا شباهت دارد
"قدر این خانه ها را بدانیم"
"قدر این فرشته های آسمانی را بدانیم"
شاید خیلی زودتر از آن که فکر کنیم
دیر می شود.
تقدیم به همه
اونایی که به این خانه عشق میورزند
بعد از خانه خدا،تنها خانه ای است که:
روزی ده ها بار می توانی بروی بدون دعوت
و هر بار صاحب خانه از دیدنت خوشحال و خوشحال تر می شود.
خانه ای که برای رفتن نیازی به دعوت ندارد
خانه ای که حتی خودت می توانی کلید بیندازی و وارد شوی
خانه ای که همیشه چشمانی مهربان به در دوخته تا تورا ببینند
خانه ای که یاد آور آرامش کودکانه توست
خانه ای که حضورت و نگاهت به پدر و مادر عبادت محسوب می شود و گفتگویت با آنها ذکر الهی است
خانه ای که اگر نروی دل صاحبخانه میگیرد و غمگین می شود.
خانه ای که قهر با آن ، قهر با خداست!
خانه ای که دو تا شمع سوخته اند تا روشنی به ما بدهند و تا وقتی سوسو میزنند، شادی و حیات در وجودت جریان دارد.
خانه ای که سفره هایش خالص و بی ریاست
خانه ای که وقتی خوردنی آوردند اگر نخوری ناراحت و دلشکسته می شوند
خانه ای که همه بهترین هایش با خنده و شادمانی تقدیم تو می شود
خانه ای که .........
چقدر خانه والدین به خانه خدا شباهت دارد
"قدر این خانه ها را بدانیم"
"قدر این فرشته های آسمانی را بدانیم"
شاید خیلی زودتر از آن که فکر کنیم
دیر می شود.
تقدیم به همه
اونایی که به این خانه عشق میورزند
❤11
میگویند دنیا متعلق
به کسانیست که
زود از خواب برمیخیزند
دروغ اسـت
دنیا متعلق به کسانیست
که از بیدار شدن خود خشنودند...
به کسانیست که
زود از خواب برمیخیزند
دروغ اسـت
دنیا متعلق به کسانیست
که از بیدار شدن خود خشنودند...
👍6💯2
"زنی" که میتواند با استکان
چای تازه دمش،
"حال همه را خوب کند
"زنی" که میتواند "با خدا"
گپ بزند و قهوه بنوشد...
"زنی" که میتواند قصههای
"سرزمین مادریاش" را
برای "کودکانش لالایی کند...
"زنی" که میتواند با
"صدای بلند بخندد...
"زنی" که میتواند بدون توجه
به حرفای پشت سرش
برای "زندگیاش بجنگد"...
تو "قهرمان زندگی"
خودت هستی "بانو"! ♡
تا تو نخواهی "هیچ کس"
نمیتواند شکستت دهد
" تقدیم به زنان دوستدار زندگی
چای تازه دمش،
"حال همه را خوب کند
"زنی" که میتواند "با خدا"
گپ بزند و قهوه بنوشد...
"زنی" که میتواند قصههای
"سرزمین مادریاش" را
برای "کودکانش لالایی کند...
"زنی" که میتواند با
"صدای بلند بخندد...
"زنی" که میتواند بدون توجه
به حرفای پشت سرش
برای "زندگیاش بجنگد"...
تو "قهرمان زندگی"
خودت هستی "بانو"! ♡
تا تو نخواهی "هیچ کس"
نمیتواند شکستت دهد
" تقدیم به زنان دوستدار زندگی
❤8
👍5
کاش دلخوشیها بسیار بود و
جادوی احساسات و عشق،
میان تمام آدمها جریان داشت و
هیچکس غمگین نبود.
کاش بیدغدغه میخندیدیم و
بیمنت میبخشیدیم و
بیفکر میخوابیدیم و غرق
در آرامش و اشتیاق، بیدار میشدیم...
کاش مشکلات، اندک بود و
رنجها محدود بود و نگرانیها
در سطحیترین لایههای احساسات
آدمی اتفاق میافتاد.
کاش اتفاقات خوبی میافتاد و
خبرهای خوبی میرسید و
شادیِ بیاندازهای را جشن میگرفتیم.
کاش آباد بودیم،
کاش هیچ اندوه بزرگی نداشتیم.
"نرگسصرافیانطوفان"
جادوی احساسات و عشق،
میان تمام آدمها جریان داشت و
هیچکس غمگین نبود.
کاش بیدغدغه میخندیدیم و
بیمنت میبخشیدیم و
بیفکر میخوابیدیم و غرق
در آرامش و اشتیاق، بیدار میشدیم...
کاش مشکلات، اندک بود و
رنجها محدود بود و نگرانیها
در سطحیترین لایههای احساسات
آدمی اتفاق میافتاد.
کاش اتفاقات خوبی میافتاد و
خبرهای خوبی میرسید و
شادیِ بیاندازهای را جشن میگرفتیم.
کاش آباد بودیم،
کاش هیچ اندوه بزرگی نداشتیم.
"نرگسصرافیانطوفان"
❤1💯1