Minevisam Eshgh ~ Music-Fa.Com
Mohammad Motamedi ~ Music-Fa.Com
باورت بشود يا نه
روزی میرسد که دلت برای هيچکس به اندازه من تنگ نخواهد شد.
برای نگاه کردنم، خنديدنم و حتی اذيت کردنم.
برای تمام لحظاتى که در کنارم داشتی
روزی خواهد رسيد که در حسرت تکرار دوباره من خواهی بود.
ميدانم روزی که نباشم هيچکس تکرار من نخواهد شد...
#بهوميل_هرابال
روزی میرسد که دلت برای هيچکس به اندازه من تنگ نخواهد شد.
برای نگاه کردنم، خنديدنم و حتی اذيت کردنم.
برای تمام لحظاتى که در کنارم داشتی
روزی خواهد رسيد که در حسرت تکرار دوباره من خواهی بود.
ميدانم روزی که نباشم هيچکس تکرار من نخواهد شد...
#بهوميل_هرابال
❤5
روانشناسان میگویند؛
ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ
ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪﯼ ،
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﻋﺸﻘﺖ ﺭﺍ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﺪ...
ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺩﺷﻤﻨﺖ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪﯼ ،
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﻗﺪﺭﺗﺖ ﺭﺍ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﺪ...
ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺗﺮﮐﺖ
ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ، ﺭﻭﺑﺮﻭﺷﺪﯼ ،
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﭘﺸﯿﻤﺎﻧﯽ ﮐﻨﺪ...
ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﺍﯼ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪﯼ ،
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﭘﺎﺳﺨﺖ ﺭﺍ ﺩﻫﺪ...
ﺍﯾﻦ ﺭﻣﺰ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﺗﻮﺳﺖ ...!
ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ
ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪﯼ ،
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﻋﺸﻘﺖ ﺭﺍ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﺪ...
ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺩﺷﻤﻨﺖ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪﯼ ،
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﻗﺪﺭﺗﺖ ﺭﺍ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﺪ...
ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺗﺮﮐﺖ
ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ، ﺭﻭﺑﺮﻭﺷﺪﯼ ،
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﭘﺸﯿﻤﺎﻧﯽ ﮐﻨﺪ...
ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﺍﯼ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪﯼ ،
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﭘﺎﺳﺨﺖ ﺭﺍ ﺩﻫﺪ...
ﺍﯾﻦ ﺭﻣﺰ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﺗﻮﺳﺖ ...!
❤6👌3
داستان کوتاه...
روزی پسری از خانواده نسبتا مرفه، متوجه شد مادرش از همسایه فقیر خود نمک خواست
متعجب به مادرش گفت که دیروز کیسه ای بزرگ نمک برایت خریدم، برای چه از همسایه نمک طلب می کنی؟
مادر گفت: پسرم، همسایه فقیر ما، همیشه از ما چیزهایی طلب میکند، دوست داشتم از آنها چیز ساده ای بخواهم که تهیه آن برای آنها سخت نباشد، درحالی که هیچ نیازی به آن ندارم، ولی دوست داشتم وانمود کنم که من نیز به آنها محتاجم، تا هر وقت چیزی از ما خواستند، طلبش برای آنها آسان باشد، و شرمنده نشوند...
"فرهنگی که باید با آب طلا نوشت"
روزی پسری از خانواده نسبتا مرفه، متوجه شد مادرش از همسایه فقیر خود نمک خواست
متعجب به مادرش گفت که دیروز کیسه ای بزرگ نمک برایت خریدم، برای چه از همسایه نمک طلب می کنی؟
مادر گفت: پسرم، همسایه فقیر ما، همیشه از ما چیزهایی طلب میکند، دوست داشتم از آنها چیز ساده ای بخواهم که تهیه آن برای آنها سخت نباشد، درحالی که هیچ نیازی به آن ندارم، ولی دوست داشتم وانمود کنم که من نیز به آنها محتاجم، تا هر وقت چیزی از ما خواستند، طلبش برای آنها آسان باشد، و شرمنده نشوند...
"فرهنگی که باید با آب طلا نوشت"
❤6
اگر زشتی کند دنیا بیا تا مهربان باشیم...
اگر پستی کند با ما بیا تا مهربان باشیم...
اگر آرام جان باشد اگر بارش گران باشد
اگر نا مهربان باشد بیا تا مهربان باشیم...
اگر دل را بیازارد سرش سنگ ستم بارد
و در او تخم غم کارد بیا تا مهربان باشیم...
اگر مهتاب شد پنهان اگر خورشید شد سوزان
اگر مشکل نشد آسان بیا تا مهربان باشیم...
اگر گلها ز هم پاشید ، دل دریاچه ها خشکید
و مرغان چمن کوچید بیا تا مهربان باشیم...
خوشی و غم نمیماند ، زیاد و کم نمیماند
چو دنیا هم نمیماند بیا تا مهربان باشیم...
اگر پستی کند با ما بیا تا مهربان باشیم...
اگر آرام جان باشد اگر بارش گران باشد
اگر نا مهربان باشد بیا تا مهربان باشیم...
اگر دل را بیازارد سرش سنگ ستم بارد
و در او تخم غم کارد بیا تا مهربان باشیم...
اگر مهتاب شد پنهان اگر خورشید شد سوزان
اگر مشکل نشد آسان بیا تا مهربان باشیم...
اگر گلها ز هم پاشید ، دل دریاچه ها خشکید
و مرغان چمن کوچید بیا تا مهربان باشیم...
خوشی و غم نمیماند ، زیاد و کم نمیماند
چو دنیا هم نمیماند بیا تا مهربان باشیم...
👍1
قدیم ترها
همیشه علاجی برای هر دردی بود؛
مثل روغن چرخ خیاطی
برای ناله های لولای در!
مثل دوا گلی
برای زخم های کودکانه ی سرِ زانو!
مثل آغوش مادر بزرگ
برای باریدنِ تمام بغض های جهان!
چقدر دست هایمان
این روزها خالی شده است!
همیشه علاجی برای هر دردی بود؛
مثل روغن چرخ خیاطی
برای ناله های لولای در!
مثل دوا گلی
برای زخم های کودکانه ی سرِ زانو!
مثل آغوش مادر بزرگ
برای باریدنِ تمام بغض های جهان!
چقدر دست هایمان
این روزها خالی شده است!
👌4❤2👍2
هنگامی که لیلی و مجنون ده ساله بودند روزی مجنون در مکتب خانه پشت سر لیلی نشسته بود . استاد سوالی را از لیلی پرسید ، لیلی جوابی نداد ، مجنون از پشت سر آهسته جواب را در گوش لیلی گفت اما لیلی هیچ نگفت . استاد دوباره سوال خود را پرسید و باز مجنون در گوش لیلی و باز لیلی هیچ نگفت و بعد از بار سوم استاد لیلی را خواند و چوب را بر پای لیلی بست و او را فلک کرد . لیلی گریه نکرد و هیچ نگفت. بعد از کلاس ، لیلی با پای کبود لنگ لنگ قدم بر می داشت که مجنون عصبانی دستش را بر بازوی لیلی زد و گفت: دیوانه ، مگر کر بودی که آنچه را به تو گفتم نشنیدی و یا لال که به استاد نگفتی . لیلی اشکش در آمد و دوید و رفت .
استاد که شاهد این منظره بود پیش رفت و گوش مجنون را کشید و گفت : لیلی نه کر بود و نه لال ، از عشق شنیدن دوباره صدای تو ، فلک را تحمل کرد و دم بر نیاورد ، اما از ضربه اهسته دست تو اشکش در آمد ، من اگر او را به فلک بستم استادش بودم و حق تنبیه او را داشتم اما تو عشق او بودی و هیچ حقی برای سرزنش کردنش نداشتی . مجنون کاش می فهمیدی که لیلی کر شد تا تو باز گویی.
استاد که شاهد این منظره بود پیش رفت و گوش مجنون را کشید و گفت : لیلی نه کر بود و نه لال ، از عشق شنیدن دوباره صدای تو ، فلک را تحمل کرد و دم بر نیاورد ، اما از ضربه اهسته دست تو اشکش در آمد ، من اگر او را به فلک بستم استادش بودم و حق تنبیه او را داشتم اما تو عشق او بودی و هیچ حقی برای سرزنش کردنش نداشتی . مجنون کاش می فهمیدی که لیلی کر شد تا تو باز گویی.
❤5
روزی پزشکی سالخورده که از افسردگی شدید رنج میبرد برای معالجه و درمان نزد من آمد.
او توان این را نداشت که با اندوه از دست دادن همسرش در دو سال پیش کنار بیاید.
نیروی چیره شدن بر این درد و رنج را در خود نمیدید.
او همسرش را بهشدت دوست میداشت.
از دست من چه کاری ساخته بود؟
به او گفتم دکتر چه میشد اگر شما مرده بودید و همسرتان زنده میماند؟
_ وای که دیگر این خیلی بدتر بود، بیچاره او چگونه میتوانست اینهمه درد و رنج را به تنهایی تحمل کند؟
از این فرصت استفاده کردم و در پاسخ گفتم: دکتر پس ببینید که این درد و رنج نصیب او نشد، و این شما هستید که رنجش را به جان خريديد و اکنون باید آن را تحمل کنید.
سکوت کرد، تنها به آرامی دستم را فشرد و مطب را ترک کرد...
رنج وقتی معنا یافت، معنایی چون گذشت و فداکاری، دیگر آزاردهنده نيست...
📘 معنادرمانی
#ویکتور_فرانکل
او توان این را نداشت که با اندوه از دست دادن همسرش در دو سال پیش کنار بیاید.
نیروی چیره شدن بر این درد و رنج را در خود نمیدید.
او همسرش را بهشدت دوست میداشت.
از دست من چه کاری ساخته بود؟
به او گفتم دکتر چه میشد اگر شما مرده بودید و همسرتان زنده میماند؟
_ وای که دیگر این خیلی بدتر بود، بیچاره او چگونه میتوانست اینهمه درد و رنج را به تنهایی تحمل کند؟
از این فرصت استفاده کردم و در پاسخ گفتم: دکتر پس ببینید که این درد و رنج نصیب او نشد، و این شما هستید که رنجش را به جان خريديد و اکنون باید آن را تحمل کنید.
سکوت کرد، تنها به آرامی دستم را فشرد و مطب را ترک کرد...
رنج وقتی معنا یافت، معنایی چون گذشت و فداکاری، دیگر آزاردهنده نيست...
📘 معنادرمانی
#ویکتور_فرانکل
❤4
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
#فرهنگ خودرو "
فرهنگ جدیدی که از خودروها بچشم میخورد
یکی بیرون آمدن بچه ها در سنین مختلف از پنجره و سانروف میباشد !
که بسیار خطرناک برای بچه ها (خدای نکرده ، احتمال پرت شدن ) و مشکل جدی برای خودروهای دیگر است.
در همین تابستان امسال در شهر تبریز متاسفانه پنج بچه به همین دلیل در خیابان فوت کردند.
یکی تلاش برای اثبات قوی تر و سریع تر بودن پراید ، سمند ، ... ما از پراید، سمند، .. آن دیگری در جاده ها ست ،
یادمان نیست شاید !
هر دو ساخت یک کارخانه بوده و قدرت، سرعت و کیفیت !! یکسان دارند،
این سبقت ها و حرکات خطرناک در جاده ها برای رفع کدامین نقیصه هاست !!
پشت خودروها می چسبانیم
"Dont touch my car
به ماشین من دست نزنید"
و کنار این نوشته یک نفر (صاحب خودرو) در حال زدن فرد دیگر !
پیام این متن چه مفهوم و ارتباط اجتماعی را میرساند و چه آموزشی به بچه هامان میدهد ?
بهتر نیست کمی مهربانی را ترویج کنیم !
بیایید
درست یاد بگیریم
درست به بچه هامان یاد دهیم
درست عمل کنیم
نمیدانم کدامین فرهنگ !
ولی کمی رفتار اجتماعی خوب را توسعه دهیم
#ع_دباغ
با انتشار این موارد لطفا جامعه را یاری فرمایید
فرهنگ جدیدی که از خودروها بچشم میخورد
یکی بیرون آمدن بچه ها در سنین مختلف از پنجره و سانروف میباشد !
که بسیار خطرناک برای بچه ها (خدای نکرده ، احتمال پرت شدن ) و مشکل جدی برای خودروهای دیگر است.
در همین تابستان امسال در شهر تبریز متاسفانه پنج بچه به همین دلیل در خیابان فوت کردند.
یکی تلاش برای اثبات قوی تر و سریع تر بودن پراید ، سمند ، ... ما از پراید، سمند، .. آن دیگری در جاده ها ست ،
یادمان نیست شاید !
هر دو ساخت یک کارخانه بوده و قدرت، سرعت و کیفیت !! یکسان دارند،
این سبقت ها و حرکات خطرناک در جاده ها برای رفع کدامین نقیصه هاست !!
پشت خودروها می چسبانیم
"Dont touch my car
به ماشین من دست نزنید"
و کنار این نوشته یک نفر (صاحب خودرو) در حال زدن فرد دیگر !
پیام این متن چه مفهوم و ارتباط اجتماعی را میرساند و چه آموزشی به بچه هامان میدهد ?
بهتر نیست کمی مهربانی را ترویج کنیم !
بیایید
درست یاد بگیریم
درست به بچه هامان یاد دهیم
درست عمل کنیم
نمیدانم کدامین فرهنگ !
ولی کمی رفتار اجتماعی خوب را توسعه دهیم
#ع_دباغ
با انتشار این موارد لطفا جامعه را یاری فرمایید
👌5👍2
من اگر روزی شود نقاش این دنیا شوم...
این جهان را عاری از هر غصه وغم میکشم
بهر دلها مهربانی بی قراری یک دلی
هر دلی را در کنار شاخه ای گل میکشم
اندر این دنیا کسی بر کس ندارد برتری
من غنی را با فقیر، یکجا یکسان میکشم
زشت وزیبا خالق وپروردگار ما یکیست
زشت وزیبا ، پیش هم ، اما انسان میکشم
عشق هایی که در آن بوی خیانت میدهند
تا ابد محکوم دل تنگی به زندان میکشم
هرکجا قلبی شکست ، مابی تفاوت بوده ایم
اری اری بهردلهای شکسته ، نیز درمان میکشم
من در این دنیا تمام مردمش را بی درنگ
با تنی سالم ، لب خندان ،خرامان میکشم
این جهان را عاری از هر غصه وغم میکشم
بهر دلها مهربانی بی قراری یک دلی
هر دلی را در کنار شاخه ای گل میکشم
اندر این دنیا کسی بر کس ندارد برتری
من غنی را با فقیر، یکجا یکسان میکشم
زشت وزیبا خالق وپروردگار ما یکیست
زشت وزیبا ، پیش هم ، اما انسان میکشم
عشق هایی که در آن بوی خیانت میدهند
تا ابد محکوم دل تنگی به زندان میکشم
هرکجا قلبی شکست ، مابی تفاوت بوده ایم
اری اری بهردلهای شکسته ، نیز درمان میکشم
من در این دنیا تمام مردمش را بی درنگ
با تنی سالم ، لب خندان ،خرامان میکشم
❤9
هر از چند گاهی کتابی میخوانید که نگاهتان را به زندگی تغییر میدهد ولی به ندرت پیش میآید کتابی پیدا کنید که خواندنش نحوه زندگی کردنتان را تغییر دهد.
📕 صبح جادویی
#هال_الرود
📕 صبح جادویی
#هال_الرود
❤3
میدانی کوچولو، شیرینیپزی و عشق مثل هماند.
پای طراوت در میان است و همهی مواد آن، حتی تلخترینشان، به شیرینی دلپذیری تبدیل میشوند...
کتاب:کریستین_بوبن
#دیوانه_بازی
پای طراوت در میان است و همهی مواد آن، حتی تلخترینشان، به شیرینی دلپذیری تبدیل میشوند...
کتاب:کریستین_بوبن
#دیوانه_بازی
❤4
Jade Yek Tarafe ~ Music-Fa.Com
Sina Shabankhani ~ Music-Fa.Com
Sina Shabankhani - Jade Yek Tarafe (320).mp3
فقط تاریکی میداند
ماه چقدر روشن است
فقط خاک میداند
دستهای آب، چقدر مهرباناند
معنی دقیق نان را
فقط آدم گرسنه میداند
و فقط من میدانم، تو چقدر زیبایی ...!
#رسول_یونان
فقط تاریکی میداند
ماه چقدر روشن است
فقط خاک میداند
دستهای آب، چقدر مهرباناند
معنی دقیق نان را
فقط آدم گرسنه میداند
و فقط من میدانم، تو چقدر زیبایی ...!
#رسول_یونان
❤4
کسی که در برابر بتهوون، باخ و موتزارات، فروتنانه سکوت اختیار کند، به تار جلیل شهناز، عود نریمان، آواز شجریان و ترانه ی "اندک اندک" شهرام ناظری عاشقانه گوش بسپارد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد... کسی که مولوی را قدری بشناسد، حافظ را قدری بخواند،خیام را گهگاه زیر لب زمزمه کند، و تک بیت های ناب صائب را دوست بدارد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد...
کسی که زیبایی نستعلیق و شکسته، اندوه مناجات سحری در ماه رمضان، عظمت خوف انگیز کاشیکاری های اصفهان، و اوج زیبایی طبیعت را در رودبارک احساس کرده باشد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد...
" شاید سخت، شاید دردمندانه، شاید در فشار؛ اما بدون شک به درستی زندگی خواهد کرد..."
📕چهلمین نامه
#نادر_ابراهیمی
کسی که زیبایی نستعلیق و شکسته، اندوه مناجات سحری در ماه رمضان، عظمت خوف انگیز کاشیکاری های اصفهان، و اوج زیبایی طبیعت را در رودبارک احساس کرده باشد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد...
" شاید سخت، شاید دردمندانه، شاید در فشار؛ اما بدون شک به درستی زندگی خواهد کرد..."
📕چهلمین نامه
#نادر_ابراهیمی
❤4
یکی از واحدهای ارتش سوییس در یکی از مانورهای کوهستانی گم شده بود و ناامیدانه در کوههای آلپ سرگردان بود.
هوا سرد بود. ذخیره غذای گروه کم و محدود بود. ناگهان، یکی از اعضا نقشه منطقه را در کوله خود پیدا کرد. آنها نقشه را دنبال کردند و به اقامت گاه اولیه باز گشتند. آنها از مرگ نجات یافتند.
وقتی نقشه را به فرمانده خود نشان دادند، او متعجب شد و پرسید چگونه با چنین نقشهای راه را پیدا کردهاید؟
نقشه مربوط به کوههای آلپ نبود، بلکه مربوط به کوههای پیرنه بود. آنها راه خود را با پیروی از یک نقشه غلط پیدا کرده بودند. اگر آن نقشه را نمییافتند، ساعتها و روزها به امید اینکه گروههای نجات آنها را خواهند یافت، در جای خود میماندند.اما آنها با دیدن نقشه راه افتادند.
اغلب اوقات بهتر است حتی با نقشه غلط راه بیفتیم و به دنبال راه نجات بگردیم تا اینکه به امید رسیدن نیروی کمکی در جای خود متوقف شویم و از گرسنگی بمیریم.
وقتی از همه چیز ناامید هستید، دست به کاری بزنید.
آنها که در رودخانه قایق سواری کردهاند، میدانند بیشترین حالت پایداری قایق، نه در سکون، بلکه در هنگام حرکت کردن و پارو زدن ایجاد میشود. شاید این گفته برخلاف تصور عمومی و غریزهمان باشد، اما در درستی آن تردیدی نیست.
#روبرت_گانتر
هوا سرد بود. ذخیره غذای گروه کم و محدود بود. ناگهان، یکی از اعضا نقشه منطقه را در کوله خود پیدا کرد. آنها نقشه را دنبال کردند و به اقامت گاه اولیه باز گشتند. آنها از مرگ نجات یافتند.
وقتی نقشه را به فرمانده خود نشان دادند، او متعجب شد و پرسید چگونه با چنین نقشهای راه را پیدا کردهاید؟
نقشه مربوط به کوههای آلپ نبود، بلکه مربوط به کوههای پیرنه بود. آنها راه خود را با پیروی از یک نقشه غلط پیدا کرده بودند. اگر آن نقشه را نمییافتند، ساعتها و روزها به امید اینکه گروههای نجات آنها را خواهند یافت، در جای خود میماندند.اما آنها با دیدن نقشه راه افتادند.
اغلب اوقات بهتر است حتی با نقشه غلط راه بیفتیم و به دنبال راه نجات بگردیم تا اینکه به امید رسیدن نیروی کمکی در جای خود متوقف شویم و از گرسنگی بمیریم.
وقتی از همه چیز ناامید هستید، دست به کاری بزنید.
آنها که در رودخانه قایق سواری کردهاند، میدانند بیشترین حالت پایداری قایق، نه در سکون، بلکه در هنگام حرکت کردن و پارو زدن ایجاد میشود. شاید این گفته برخلاف تصور عمومی و غریزهمان باشد، اما در درستی آن تردیدی نیست.
#روبرت_گانتر
❤3👌2💯1
و امروز چقدر دلتنگ "آن روزها" ییم
و هرگز نفهمیدیم ،چرا برای
بزرگ شدن این همه بی تاب بودیم...
پاکن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفترهایمان از کاه بود
تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری می شدیم
با وجود سوز و سرمای شدید
ریزعلی، پیراهنش را می درید
کاش می شد باز کوچک
می شدیم
لااقل یک روز کودک
می شدیم!!!!
و هرگز نفهمیدیم ،چرا برای
بزرگ شدن این همه بی تاب بودیم...
پاکن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفترهایمان از کاه بود
تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری می شدیم
با وجود سوز و سرمای شدید
ریزعلی، پیراهنش را می درید
کاش می شد باز کوچک
می شدیم
لااقل یک روز کودک
می شدیم!!!!
... و آنگاه زنی که کودکی در آغوش داشت گفت، برای ما از فرزندان بگوی.
پیامبر گفت:
فرزندان شما، به حقیقت فرزندان شما نیستند.
آنها دختران و پسران زندگی اند در سودای خویش.
این جوهر حیات است که به شوق دیدار خویش هر دم از گوشه ای سر بر می کند.
آنها از کوچه ی وجود شما می گذرند اما از شما نیستند،
و اگرچه با شمایند به شما تعلق ندارند.
عشق خود را بر آنها نثار کنید،
اما اندیشه هایتان را برای خود نگه دارید.
زیرا آنها را نیز برای خود اندیشه ای دیگر است.
جسم آنها را در خانه ی خود مسکن دهید اما روح آنها را آزاد گذارید.
زیرا روح آنان در خانه ی "فردا" زیست خواهد کرد
که شما حتی در رویا نمی توانید به دیدار آن بروید.
ممکن است تلاش کنید که شبیه آنها باشید اما مکوشید که آنان را مانند خود بار بیاورید.
زیرا زمان به عقب باز نخواهد گشت و با دیروز درنگ نخواهد کرد.
شما کمانی هستید که از چله ی آن فرزندانتان همچون تیرهای جاندار به آینده پرتاب می شوند.
کماندار نشانه را در بی نهایت می بیند و با قوت شما را خم می کند
تا تیرهایش با شتاب به دور دست پرواز کنند.
بگذارید فشار این خم شدن با شادمانی همراه باشد،
زیرا کماندار چنانکه تیرهای پر شتاب را دوست دارد،
ثبات و استحکام کمان نیز برای او عزیز است...
کتاب پیامبر
#جبران_خلیل_جبران
پیامبر گفت:
فرزندان شما، به حقیقت فرزندان شما نیستند.
آنها دختران و پسران زندگی اند در سودای خویش.
این جوهر حیات است که به شوق دیدار خویش هر دم از گوشه ای سر بر می کند.
آنها از کوچه ی وجود شما می گذرند اما از شما نیستند،
و اگرچه با شمایند به شما تعلق ندارند.
عشق خود را بر آنها نثار کنید،
اما اندیشه هایتان را برای خود نگه دارید.
زیرا آنها را نیز برای خود اندیشه ای دیگر است.
جسم آنها را در خانه ی خود مسکن دهید اما روح آنها را آزاد گذارید.
زیرا روح آنان در خانه ی "فردا" زیست خواهد کرد
که شما حتی در رویا نمی توانید به دیدار آن بروید.
ممکن است تلاش کنید که شبیه آنها باشید اما مکوشید که آنان را مانند خود بار بیاورید.
زیرا زمان به عقب باز نخواهد گشت و با دیروز درنگ نخواهد کرد.
شما کمانی هستید که از چله ی آن فرزندانتان همچون تیرهای جاندار به آینده پرتاب می شوند.
کماندار نشانه را در بی نهایت می بیند و با قوت شما را خم می کند
تا تیرهایش با شتاب به دور دست پرواز کنند.
بگذارید فشار این خم شدن با شادمانی همراه باشد،
زیرا کماندار چنانکه تیرهای پر شتاب را دوست دارد،
ثبات و استحکام کمان نیز برای او عزیز است...
کتاب پیامبر
#جبران_خلیل_جبران
👏1
هميشه افراد ساكت را
دوست داشتهام...
هيچگاه نمیفهمی
در حال رقصيدن در رويای خويشند
و يا سنگينی بارِ هستی را به دوش میكشند...
#جان_گرین
دوست داشتهام...
هيچگاه نمیفهمی
در حال رقصيدن در رويای خويشند
و يا سنگينی بارِ هستی را به دوش میكشند...
#جان_گرین
❤3