کانال کتاب و کتابخوانی
407 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
یک دقیقه مطالعه

یک دانشجو برای ادامه تحصیل و گرفتن دکترا همراه با خانواده اش عازم استرالیا شد. در آنجا پسر کوچک شان را در یک مدرسه استرالیایی ثبت نام کردند تا او هم ادامه تحصیلش را در سیستم آموزش این کشور تجربه کند.
روز اوّل که پسر از مدرسه برگشت، پدر از او پرسید: پسرم تعریف کن ببینم امروز در مدرسه چی یاد گرفتی؟
پسر جواب داد: امروز درباره خطرات سیگار کشیدن به ما گفتند و بحث کردیم، خانم معلّم برایمان یک کتاب قصّه خواند و یک کاردستی هم درست کردیم.
پدر پرسید: ریاضی و علوم نخواندید؟ پسر گفت: نه
روز دوّم دوباره وقتی پسر از مدرسه برگشت پدر سؤال خودش را تکرار کرد. پسر جواب داد: امروز نصف روز را ورزش کردیم، یاد گرفتیم که چطور اعتماد به نفس مان را از دست ندهیم، و زنگ آخر هم به ما یاد دادند که باید قسمتی از درآمدمان را به دولت بدهیم تا برای آبادی شهرها و روستاها خرج شود.
بعد از چندین روز که پسر می رفت و می آمد و تعریف می کرد، پدر کم کم نگران شد چرا که می دید در مدرسه پسرش وقت کمی در هفته صرف ریاضی، فیزیک، علوم، و چیزهایی که از نظر او درس درست و حسابی بودند می شود. از آن جایی که پدر نگران بود که پسرش در این دروس ضعیف رشد کند به پسرش گفت:
پسرم از این به بعد دوشنبه ها مدرسه نرو تا در خانه خودم با تو ریاضی و فیزیک کار کنم.
بنابراین پسر دوشنبه ها مدرسه نمی رفت. دوشنبه اوّل از مدرسه زنگ زدند که چرا پسرتان نیامده. گفتند مریض است. دوشنبه دوّم هم زنگ زدند باز یک بهانه ای آوردند. بعد از مدّتی مدیر مدرسه مشکوک شد و پدر را به مدرسه فراخواند تا با او صحبت کند.
وقتی پدر به مدرسه رفت باز سعی کرد بهانه بیاورد امّا مدیر زیر بار نمی رفت. بالاخره به ناچار حقیقت ماجرا را تعریف کرد. گفت که نگران پیشرفت تحصیلی پسرش بوده و از این تعجّب می کند که چرا در مدارس استرالیا این قدر کم درس درست و حسابی می خوانند.
مدیر پس از شنیدن حرف های پدر کمی سکوت کرد و سپس جواب داد:
ما هم ۵۰ سال پیش مثل شما فکر می کردیم.
تعریف باسوادی فقط خواندن فیزیک و شیمی و ریاضی نیست بلکه احساس مسوولیت و مشارکت نسبت به مسایل جامعه است.
مهارت های زندگی و اجتماعی شدن در یک جامعه مدنی برای همه لازم است ولی فیزیک و شیمی ممکن است برای گروهی خاص کارگشاباشد .
''''''''''''''
روند آموزش در کشور و خانواده های ما نیازمند تامل و بازنگری اساسی است ، نیاز واقعی کودکان و نوجوانان که جامعه آینده خود را ساخته و در آن زندگی خواهند کرد ، چیست ؟
بهتر نیست کمی بیندیشیم !
👍5
⭕️ #نمایشگاه_کتاب
🔹 مبلغ و نحوه دریافت بن خرید کتاب از نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران

📅 نمایشگاه کتاب امسال از تاریخ ۱۹ لغایت ۲۹ اردیبهشت‌ماه به دو صورت حضوری و مجازی برگزار می شود.

🔹 بن کتاب برای دانشجویان ۷۰۰ هزار تومان هست که ۴۲۰ هزار تومان رو دانشجو پرداخت می کند و ۲۸۰ هزار تومان یارانه کتاب هست.

🔹 بن کتاب برای اعضای هیئت‌علمی ۸۰۰ هزار تومان هست که ۴۰۰ هزار تومان رو اعضای هیئت علمی پرداخت می کنند.

🔹 یارانۀ خرید کتاب (بن کتاب) به صورت «اعتبار خرید» به کد ملی متقاضیان اختصاص می ­یابد، لذا برای ثبت نام نیاز به واریز وجه نیست.

🔹 بن کتاب فقط برای خرید بخش مجازی نمایشگاه کتاب قابل استفاده است. متقاضیان محترم
می‌توانند با مراجعه به سامانه ثبت نام یارانه اعتباری خرید کتاب به نشانی book.icfi.ir 🌐 نسبت به تهیه بن خرید کتاب اقدام نمایند.

🗓یارانه اعتباری خرید کتاب از ۱۶ اردیبهشت‌ماه تخصیص داده می‌شود.

🔰 #کورد_یونی
🆔 @kurd_uni
👍1
دریافته ام که جهان هستیٍ ما دوستدارٍ قدرشناسی ست.

هر چه بیشتر شکرگذار باشید، زیباییها و نیکی های فراوانی به سوی شما جاری خواهد شد ...

#لوئیز_ال_هی
13
شعری زیبا از وحشی بافقی
در زندگی بعدی ، کاش می شد مسیر را وارونه طی کنم.
در آغاز، پیکری بیجان و مرده باشم و آنگاه راه آغاز شود

در خانه ای از انسانهای سالمند، زندگی را آغاز کنم و هرروز همه چیز، بهتر و بهتر شود. به خاطرِ بیش از حد سالم بودن، از خانه بیرونم کنند.

بروم و حقوق بازنشستگی ام را جمع کنم.و سپس، کار کردن را آغاز کنم.

روز اول، یک ساعتِ طلایی خواهم خرید و به مهمانی و پایکوبی خواهم رفت.
سپس چهل سال پیوسته کار خواهم کرد و هرروز ، جوان تر خواهم شد.

آنگاه برای دبیرستان آماده ام؛ و سپس به دبستان می روم و آنگاه کودک می شوم و بازی می کنم. هیچ مسئولیتی نخواهم داشت.

آنقدر جوان و جوان تر می شوم تا به یک نوزاد تبدیل شوم. و آنگاه نه ماه ، در محیطی زیبا و لوکس ، چیزی شبیه استخر ، غوطه ور خواهم شد ... و سپس با یک لحظه برانگیختگیِ شورانگیز ، زندگی را در اوج به پایان برسانم .


#وودی آلن _مرگ در می زند
4
*معنای زندگی*

فیلسوف یونانی دکتر پاپادروس در پایان کلاس درسش با این پرسش سخنرانی خود را به پايان رساند :
آیا كسی پرسشى دارد؟
یکی از شاگردانش به نام "رابرت فولگام" نویسندۀ مشهور در بین حضار بود و پرسید: جناب آقای دكتر پاپادروس، معنی زندگی چیست؟
بعضی از دانش‌جویان خندیدند!
اما پاپادروس، دانش‌جویان خودرا به سکوت دعوت كرد، سپس كیف بغلی خود را از جیبش درآورد، داخل آن را گشت و آینۀ گرد و كوچکی را بیرون آورد و گفت:
موقعی كه بچه بودم جنگ بود، ما بسیار فقیر بودیم و در یک روستای دورافتاده زندگی می‌كردیم ، روزی در كنار جاده چند تکه آینۀ شکسته، از لاشه یک موتورسیکلت آلمانی پیدا كردم. بزرگترین تکۀ آن را برداشتم و با ساییدن آن به سنگ، گِردش كردم.
همین آینه‌ای كه حالا در دست من است و ملاحظه می‌كنید. سپس به‌عنوان یک اسباب‌بازی شروع كردم به بازی با آن و بازتاباندن نور خورشید به هر سوراخ و سنبه و درز و شکاف كمد و صندوقخانه و تاریکترین جاهایی كه نور خورشید به آنها نمی‌رسید. از اینكه با كمک این آینه می‌توانستم ظلمانی‌ترین نقاط در اجسام و مکان‌های مختلف را نورانی كنم به‌قدری شیفته و مجذوب شده بودم كه وصفش مشکل است.

*در واقع، بازتاباندن نور به تاریکترین نقاط اطرافم، بازی روزانۀ من شده بود. آینه را نگه داشتم و در دوران بعدیِ زندگی نیز هر وقت كه بیکار می‌شدم آن را از جیبم در می‌آوردم و به بازی همیشگی خود ادامه می‌دادم.
بزرگ كه شدم دریافتم این كار یک بازی كودكانه نبود، بلکه استعاره‌ای بر كارهایی بود كه احتمال داشت بتوانم در زندگی خود انجام دهم.
بعدها دریافتم كه من، خود نور و یا منبع آن نیستم، بلکه نور و به عبارت دیگر، حقیقت، درک و دانش جایی دیگر است و تنها در صورتی تاریکترین نقاط عالم را نورانی خواهد كرد كه من بازتابش دهم.
من تکه‌ای از آینه‌ای هستم كه از طرح و شکل واقعی آن آگاهى چندان درستی ندارم. با وجود این، هرچه كه هستم، می‌توانم نور را به تاریکترین نقاط عالم، به سیاهترین نقاط ذهن انسانها منعکس كنم و سبب تغییر بعضی چیزها در برخی از انسانها گردم. شاید دیگران نیز متوجه این كار شوند و همین كار را انجام دهند. به‌طور دقیق این همان چیزی است كه من به دنبال آن هستم. این معنی زندگی من است.
دکتر پس از پایان درس، آینه را به دقت دوباره در دست گرفت و به كمک ستونی از نور آفتاب كه از پنجره به داخل سالن می‌تابید، پرتویی از آن را به صورتم و به دستهایم كه روی صندلی به هم گره خورده بودند، تاباند و گفت :
به جایی که تاریک و ظلمانی است، نور ببریم.
به جایی که امید نیست، امید ببریم.
به جایی که دروغ هست، راستی ببریم.
به جایی که ظلم هست، عدالت ببریم.
به جایی که کدورت هست، مهر ببریم .
به جایی که جنگ هست، صلح ببریم .
و ....

*این معنای زندگیست.
6
بارالها ،
  میدانیم که تو خداوند رویداد‌های محالی...

میدانیم که وقتی  برای ما  خیری بخواهی
کسی نمی‌تواند مانعش شود...

میدانیم که ،جهان  سراسر معجزه است،
براى آنكس كه معجزه را باور دارد.

خدایا،
  فرداهایم را همانطور که میدانی ، نقاشی کن...

من به قلم رحمتت ایمان دارم

خدایا ،
نگاهت را برما ببار

توڪه میباری
     زمین و زمان سبز میشوند

توڪه می باری
      همه سبک میشوند
      پاڪ میشوند آرام میشوند....

تو ڪہ می باری
     همہ تـو میشوند....
6👏2
Maleka(www.Next1.ir)
Mohsen Chavoshi(www.Next1.ir)
ما نقاش زندگی باقی  در این دنیای فانی هستیم،
چه زیباست آن تصویر
وقتی دستهامان  هنرمندانه  قلم را به  رنگ سبز دوستی،
رنگ سرخ محبت،
رنگ آبي پاکی،
رنگ سفید صفا میزند
و با موسیقی عشق ترکیبی می آفريند
تا همان بهشتی شود که در ذهن هامان رویاست،

#ع_دباغ
👏3👌3
ﺭﺍﺳﺖ ﮔﻔﺘﯽ ﺳﻬﺮﺍﺏ

ﻣﻦ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺗﺮﺩﯾﺪﻡ،،
ﻣﻦ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻋﺮﺻﻪ ﺁﻏﺸﺘﻪ ﺑﻪ ﺑﻐﺾ
ﻟﺐ ﺧﻨﺪﺍﻥ ﺩﯾﺪﻡ....
ﭼﺸﻢ ﮔﺮﯾﺎﻥ ﺩﯾﺪﻡ....
ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ
ﺍﻣـــﺎ……
ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺧﻨﺪﯾﺪﻡ!!
ﺭﻣﺰ ﺑﯿﺪﺍﺭﯼ ﺭا
ﭘﺸﺖ ﺑﯽ ﺧﻮﺍﺑﯽ ﺍﯾﻦ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﻫﺎ
ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ..!!
ﺗﻮ ﺑﻪ ﺁﻣﺎﺭ ﺯﻣﯿﻦ ......ﻣﺸﮑﻮﮐﯽ
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺩﻟﻬﺎﯼ ﺯﻣﯿﻦ...
4👍3
#کفش_های_قرمز

دخترک طبق معمول هر روز، جلوی ویترین کفش فروشی ایستاد و به کفش های قرمزرنگ با حسرت نگاه کرد. بعد به بسته های چسب زخمی که در دست داشت خیره شد و یاد حرف پدرش افتاد: اگه تا پایان ماه، هر روز تمام چسب زخم رو که داری بفروشی، آخر ماه کفش های قرمز رو برات می خرم.
دخترک به کفش ها نگاه کرد و با خودش گفت: یعنی من باید دعا کنم که هر روز، دست و پا و یا صورت 100 نفر زخم بشه تا .... و بعد شانه هایش را بالا انداخت و به راه افتاد و گفت: نه، خدا نکنه ... اصلا" کفش نمیخوام.

فقـــــــر اخلاقی به مــــراتب وحــشتنــاک تر و غیـــــرقـــابــــل تحمل تر از فقـــــــر مـــادی است.
6
هر صبح
پشت پنجره ی خیالم
نور از نگاه تو می تابد...
در آسمان لبخندت
گنجشک ها می خوانند
و من
رؤیای حضور تو را
در پیچ تاب و رقص پرده ها
جشن میگیرم
چقدر شیرین است
که دست در دست خیال عشق تو
روز را آغاز کنم...

#سارا قبادى
👍3
آدمی تا زمانی که سختی‌هایش را
می‌فهمد، زنده است...

ولی وقتی سختی‌های دیگران را درک
می‌کند، آن وقت یک انسان است...

#لئو تولستوی
3
روز دختر در تقویم ایرانی مبارک
3
📖 دختر پرتقالی
یوستین گردر
🔃مهوش خرمی پور
186 صفحه

در این داستان پسر پانزده‌ساله‌ای به طور اتفاقی به دست‌نوشته‌ای از پدرش دست می‌یابد. در حالی که پدرش ۱۱ سال پیش به دلیل ابتلا به بیماری صعب‌العلاجی از دنیا رفته و در آستانه مرگ، نامهٔ دور و درازی برای پسرش از خود به جا گذاشته‌است. به گفته مادرش، بیش‌ترین غم و اندوه پدر در آستانه مرگ این بوده‌است که پیش از آن که بتواند پسرش را بشناسد باید بمیرد. دختر پرتقال گفتگوی فلسفی و شاعرانه بین پدر و پسری است که در دو زمان مختلف زیسته‌اند. پدر ماجرای آشنایی با دختری را به شیوه‌ای جذاب برای پسرش بازگو می‌کند. پسر با خواندن یادداشت‌های پدرش دید جدیدی نسبت به زندگی پیدا می‌کند.

#دختر_پرتقالی
#یوستین_گردر
👍4
Bargardi Ey Kash ~ Music-Fa.Com
Mohammad Alizade ~ Music-Fa.Com
#دختر

دختر
زودتر راه میرود
زودتر به حرف می افتد
زودتر به سن تکلیف میرسد
اصلا انگار از همان اول عجله دارد ....
انگار هیچوقت برای خودش وقت ندارد...
حتی بازی هایش رنگ و بوی جان بخشیدن دارد...
رنگ و بوی ابراز عشق و محبت...

چنان معصومانه عروسکش را در آغوش میفشارد؛
گویی سالهاست طعم شیرین مادری را چشیده است...

آری ... دختر بودن یعنی همیشه عجله داشتن برای رساندن محبت به دستان دیگران... یعنی وقف کردن بند بند ساقه وجود برای رشد کردن نهال عاطفه...

دختر که باشی مهربانی ات دست خودت نیست .... خوب میشوی حتی با آنان که چندان با تو خوب نبوده اند... دل رحم میشوی حتی در مقابل آنهایی که چندان رحمی به تو نداشته اند.... دختر که باشی زود میرنجی، زود میبخشی، زود میگریی، زود میخندی .... چون سرشار از احساسی....

اگر دختر نبود،
تمام عروسکهای جهان بی مادر میشدند...
7👍1💯1
همیشه چشمی
که قشنگه پاک نیست

ولی چشمی که
پاکه همیشه قشنگه

پاکترین نگاه ها
مال پاکترین چشم هاست

و پاک ترین چشم ها
مال پاک ترین دل هاست
3
اگر خواستی
چیزی را پنهان کنی
لای کتاب بگذار
این ملت کتاب نمی‌خوانند...!

#احمد‌شاملو
👍4👌1
چند بار هم این را از من شنیده‌اند ولی می‌ترسم این بار واقعاً آخرین کتابم باشد. همیشه از بیمارانم می‌خواهم که تأسف‌های زندگی‌شان را زیرورو کنند و در اشتیاق یک زندگی بدون تأسف باشند. اکنون که خودم به عقب برمی‌گردم، می‌بینم که چیزهای کمی برای تأسف خوردن دارم. من همسر فوق‌العاده‌ای دارم. بچه‌ها و نوه‌های دوست‌داشتنی و عزیزی دارم و در جایی از دنیا زندگی می‌کنم که کم‌ترین فقر و جرم و جنایت و زیباترین پارک‌ها و بهترین آب‌وهوا را دارد. در استنفورد که بهترین دانشگاه دنیا است تدریس کرده‌ام و هر روز نامه‌هایی به دستم می‌رسد که به من یادآوری می‌کنند برای کسی در سرزمینی دوردست مفید بوده‌ام. و جمله‌ای از چنین گفت زرتشت به من می‌گوید:
«اگر هدف و معنای خلقتم، رسیدن به همین زندگی‌ای است که به آن رسیده‌ام، خب پس دلم می‌خواهد یک‌بار دیگر زندگی کنم.»

کتاب #من_چگونه_اروین_یالوم_شدم 
#اروین_یالوم
3
عشق
راهی ست برای بازگشت به خانه
بعد از کار
بعد از جنگ
بعد از زندان
بعد از سفر
بعد از ...
من فکر می کنم
فقط عشق می تواند پایان رنج ها باشد...

#رسول_یونان
👏31