کانال کتاب و کتابخوانی
408 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک

آسمان آبی و ابر سپید
برگ‌های سبز بید

عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می‌رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار

خوش به حال چشمه‌ها و دشت‌ها
خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها

خوش به حال غنچه های نیمه‌ باز
خوش به حال دختر میخک که می‌خندد به ناز

خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب

ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی‌‌ پوشی به کام
باده رنگین نمی‌بینی به جام

نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می‌‌ باید تهی است

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار

گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ

شاعر : فریدون مشیری
با نام هستی بخش

آفریدگار عشق طبیعت ، بهار

زندگی با اولین بهار آغاز داشت
هر سال این زندگی تکرار داشت
این  قشنگی ها خبر از راز داشت
راز خًلق ما تکرار این آغاز داشت

بهار می آید و

رنگ ها تابلویی میشوند در لوح طبیعت
عطرها یادی میشوند در لوح خاطره ها
زیبایی ها تصویری میشوند در گلبرگ ها
صداها نشانی میشوند در نغمه های شاد پرنده ها
عشق ها بیدار میشوند به نگاه معشوق ها

آنکه پی بر راز خود بردش همی
بخت خوش بر زندگی دارد همی

آفریدگار ی باش
از
رنگ های شاد بر چهره ها
عطرهای محبت بر مشام ها
زیبا شکوفه ها بر دست ها
نغمه امید بر دل ها
نسیم مهر بر سینه ها
و نشان صداقت بر ذهن ها
و
انسانیت بر انسان ها

بهاری باش
زیبا باش و زیبا بمان
شریف باش و عزتمند بمان
زندگی رازش همین است و بس

از دورها
می سپارم نامه را بر دست این آهن نگار
تا رساند عشق من بر دست یار

مبارک باد این تکرار و این نوروزها

#ع_دباغ
بیشتر مردم منتظر فرا رسیدن سال نو هستند تا دوباره به عادت های کهنه مشغول شوند!

#پائولو_کوئلیو
دیرگاهی ست که افتاده ام از خویش به  دور
شاید این عید به دیدار خودم هم بروم

#قیصر امین پور
تقویم فقط دور خودش می پیچد
نه!
عید بعید است بیاید بی تو

#جلیل صفر بیگی
نگاهش به سبزه عید که افتاد رفت توی فکر  ...
لحظاتی گذشت  ...
وقتی سرشو بالا آورد و فهمید که دارم با تعجب نگاه می کنم، لبخند تلخی زد. 
گفتم: " گیله مرد " ! توی سبزه ها چی دیدی که رفتی تو فکر ؟!
کمی سکوت کرد و گفت : 
به این دونه های سبز شده نگاه کن  ... چند روز آب و غذا و نور خورشید خوردند و رشد کردند  ...
گفتم : خب !
گفت : سیصد شصت و پنج روز از خدا عمر گرفتیم و آب و غذا و فلک در اختیارمون بود ؛ می ترسم رشد که نکرده باشم هیچ؛  افت هم کرده باشم !
دونه ای که نخواد رشد کنه ؛ هر چقدر آب و آفتاب بهش بدی فقط بیشتر می گنده...

#بزرگ_علوی
📕 گیله مرد
یک روز قشنگ بارانی، از امانوئل اشمیت
فیلم سینمایی فارست گامپ 1994 دوبله فارسی
فیلم دیدنی و با مفاهیمی چون سادگی و مهربانی
https://www.aparat.com/v/Q5k2X
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 ببینید/ شعرخوانی احد ارسالی شاعر طنزپرداز هشترودی در برنامه "هموطنز" شبکه دو



♨️ پیک هشترود، بزرگترین و پربازدیدترین رسانه در  #هشترود و #چاراویماق 👇

🌐 سایت 👈
peykehashtrood.ir

💠 روبیکا 👈
Rubika.ir/peykehashtrood

🔰 تلگرام 👈
T.me/peykehashtrood

🔰 ایتا 👇
eitaa.com/peykehashtrood
"کتابی باز روی میز توما دیده می شد.در این قهوه خانه هرگز کسی کتاب باز روی میز نگذاشته بود.
ترزا کتاب را همچون نشانه اخوتی پنهانی تلقی کرد.در برابر دنیای پر از وقاحتی که اون را در بر می گرفت،ترزا فقط یک سلاح داشت،کتاب.
او کتاب های زیادی خوانده بود کتاب به او فرصت گریختن از نوعی زندگی را می داد که هیچ گونه رضایت خاطری از آن نداشت.کتاب به عنوان یک شی هم برای اون معنای خاصی داشت:دوست داشت کتاب زیر بغل در خیابان ها گردش کند.

کتاب برای او به منزله ی عصای ظریفی بود که آدم متشخص قرون گذشته به دست می گرفت کتاب او را از دیگران به کلی متمایز می ساخت."

بارهستی
#میلان کوندرا
باید یک مکانی باشد
هر مکانی ...
حتی یک مکان خیالی!
تا بتوانیم به آنجا برویم
و از نو زاده شده ، برگردیم ...

📙 پوست انداختن
#کارلوس_فوئنتس
هیچکس مجبور نیست انسان بزرگی باشد؛

تنها، انسان بودن کافی است...

#آلبر_کامو
اولین #پزشک_ایرانی

دکتر ابوالقاسم بختیار اولین پزشک ایرانی است که تا سن ٣٩سالگی تحصیلات ابتدایی داشت و خدمتکار یکی از خوانین بزرگ بختیاری بود او هر روز فرزندان خان را به مدرسه میبرد وهمان جا می ماند تا مدرسه تعطیل می شد و دوباره آنها را به منزل میبرد دبیرستانی که فرزندان خان در آن تحصیل می کردند یک کالج آمریکایی (دبیرستان البرز) بود که مدیریت آن برعهده دکتر جردن بود.
دکتر جردن از پنجره دفتر کارش می دید که هر روز جوانی قوی هیکل چند دانش آموز را به مدرسه می آورد.
یکروز که این جوان در شکستن و انبار کردن چوب به خدمتگذار مدرسه کمک کرد دکتر جردن از کار او خوشش آمد واو را به دفتر فرا خواند و از او پرسید که چرا ادامه تحصیل نمی دهد جوان (دکتر ابولقاسم بختیار) گفت که بعلت سن بالا و نداشتن هزینه تحصیل و همچنین با داشتن سه فرزند قادر به این کار نیست ؛
دکتر جردن پذیرفت که خود شخصا آموزش او را در زمانی که باید منتظر بچه های خان باشد بر عهده بگیرد او بعلت استعداد بالا ظرف چند سال موفق به اخذ دیپلم شد و با کمک دکتر جردن برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت وسرانجام در سن ۵۵ سالگی مدرک دکترای پزشکی خود را از دانشگاه نیویورک گرفت دکتر بختیار چهار فرزند داشت که همگی آنها پزشک بودند .
دکتر سامویل مارتین جردن معلم و
مبلغ آمریکایی از سال ١٨٩٩تا١٩۴٠ریاست
کالج آمریکایی در تهران بر عهده داشت
و به پاس خدماتش خیابانی در تهران
بنامش نامگذاری شد.
گاهی یک خدمت ما میتواند سرنوشت فرد
وحتی اجتماعی را تغییر دهد خوبی
خوبیست با هر مذهب ویا هر ملییتی !!!

اینم دلیل نامگذاری خیابان جردن
Moo Meshki
Garsha Rezaei
Garsha Rezaei - Moo Meshki.mp3

زیبایی های این دنیا را

کنار رنگ گل
کنار صدای آب
کنار آواز پرندگان
کنار بوی خاک
کنار طعم نان
کنار گرمی آفتاب
کنار آرامش شب
کنار چشمان زیبا
کنار آبي دریا
کنار لالایی مادر
کنار گرمی دست پدر
کنار نوازش معشوق

لمس می توان کرد

#ع_دباغ
عجایب هفتگانه

از یک گروه از دانش اموز خواستد اسامی عجایب هفتگانه را بنویسند...
علی رغم اختلاف نظر ها، اکثرا اینها را جزو عجایب هفت گانه نام بردند:
اهرام مصر
تاج محل
دره بزرگ (به نام گراند کانیون در امریکا(کانال پاناما
کلیسای پطرس مقدس
دیوار بزرگ چین
آبشار نیاگارا
آموزگار هنگام جمع کردن نوشته های دانش آموزان، متوجه شد که یکی از آنها هنوز کارش را تمام نکرده است.
از دخترک پرسید که آیا مشکلی دارد...
دختر جواب داد : بله کمی مشکل دارم، چون تعداد شگفتی ها خیلی زیاد است و نمیدانم کدام را بنویسم!...
آموزگار گفت: آنهایی را که نوشته ای نام ببر شاید ما هم بتوانیم کمک کنیم...
دخترک با تردید چنین خواند:به نظر من عجایب هفت گانه دنیا عبارتند از:
دیدن
شنیدن
لمس کردن
چشیدن
احساس کردن
خندیدن
دوست داشتن

اتاق در چنان سکوتی فرو رفت که حتی صدای زمین افتادن سنجاق شنیده می شد...!آن چیزهایی که به نظرمان ساده و معمولی میرسند، آنها را نادیده و دست کم میگیریم، حقیقا شگفت انگیزند...با ملایمت به یادمان می آورند که با ارزش ترین چیزهای زندگی ساخته دست انسان نیستند و آنها را نمیتوان خرید ، آن قدر خود را مشغول نکنید که بی توجه از کنارشان بگذرید
به باورهای دل بود که

زندگی را
باختیم

ولی غمی نیست

زیبایی به سادگی دلهاست !

#ع_دباغ
تاجری انگلیسی هر روز اشیا تاریخی مصر را بار شتر می کرد تا به کشتی برساند و به انگلیس ببرد . افسار شتر را هم مرد عربی می کشید که از این که تاریخش به تاراج می رفت ناراحت بود و مدام به زمزمه به تاجر انگلیسی فحش می داد ولی برای مزد هنگفتی که می گرفت راهنمای کاروان هم بود!

تاجر از مترجمش پرسید مرد عرب چه می گوید؟
مترجم گفت :
به شما فحش می دهد و نفرین می کند

تاجر گفت این فحش و نفرین بر کارش هم خللی وارد می کند؟ مترجم پاسخ داد : نه کارش را به خوبی انجام میدهد

تاجر لبخندی زد و گفت بگذار هر چه می تواند نفرین کند
در زندگی وقتی،
کاری برای انجام دادن
چیزی برای عشق ورزیدن يا
انگیزه ای برای امیدوار بودن داشتی
بدان که فرد خوشبختی خواهی بود ...              

#ارسطو
بار اندوه را به تنهایی می توان کشید،
اما برای شاد بودن
به دو نفر نیاز است...

#البرت_هوبارد