Rotoo Barnagardon azam ( MusicTaj.Com )
باید خندید و گریست
عشق ورزید، کار کرد
لذت برد و رنج کشید
با نوسانی بسیار کوتاه
در تمام طول حیات
این به گمان من
هستیِ حقیقیِ انسان است....
#گوستاو_فلوبر
عشق ورزید، کار کرد
لذت برد و رنج کشید
با نوسانی بسیار کوتاه
در تمام طول حیات
این به گمان من
هستیِ حقیقیِ انسان است....
#گوستاو_فلوبر
گذشت میکنم
تا آسایش داشته باشم ...
به فراموشی میسپارم
تا لبخند بزنم ..
سکوت میکنم تا
با کسی بحث وجدل نکنم ..!
چشم پوشی میکنم
چون هیچ چیز ارزش ..
ناراحت شدن ندارد !
صبر میکنم چون
بی نهایت به خدا امیدوارم ...
تا آسایش داشته باشم ...
به فراموشی میسپارم
تا لبخند بزنم ..
سکوت میکنم تا
با کسی بحث وجدل نکنم ..!
چشم پوشی میکنم
چون هیچ چیز ارزش ..
ناراحت شدن ندارد !
صبر میکنم چون
بی نهایت به خدا امیدوارم ...
مهم ترین چیز در روابط انسانها گفتگو است، اما مردم دیگر با هم حرف نمیزنند، به هم گوش نمیکنند؛
آنها سینما میروند، تلویزیون تماشا میکنند، به رادیو گوش میدهند، کتاب میخوانند،
پست های روی اینترنت را به روز میکنند،
اما تقریبا هرگزبا هم صحبت نمیکنند!
اگر بنا داریم دنیا را تغییر بدهیم، چاره ای جز این نیست که از نو برگردیم به دورانی که جنگجوها دور یک آتش جمع میشدند و برای هم قصه تعریف میکردند...
#پائولو_کوئيلو
آنها سینما میروند، تلویزیون تماشا میکنند، به رادیو گوش میدهند، کتاب میخوانند،
پست های روی اینترنت را به روز میکنند،
اما تقریبا هرگزبا هم صحبت نمیکنند!
اگر بنا داریم دنیا را تغییر بدهیم، چاره ای جز این نیست که از نو برگردیم به دورانی که جنگجوها دور یک آتش جمع میشدند و برای هم قصه تعریف میکردند...
#پائولو_کوئيلو
شاه باشی یا گدا ؛ از دست ساقی فلک
باید این ته جُرعۂ جام اجل نوشید و رفت
گر کنیز پادشاهی یا زن بقال کوی
در تغار صبر باید کشک خود سابید و رفت
سنگ باشی یا گهر ؛ از تختۂ تابوتها
در سیه چال لَحِد خواهی بِسَر غلتید و رفت
حلقۂ طاعت بگوش آویز و در آتش نرو!
اهرمن بود آنکه فرمان خدا نشنید و رفت
زین جهان تا آن جهان ظلمات پُر پیچ و خمیست
باید از اختر شناسان راه خود پرسید و رفت
شهریار از ذوق رفتن در وداع آخری
دوستان با وعده گاه بوستان بوسید و رفت
#شهریار
شاه باشی یا گدا ؛ از دست ساقی فلک
باید این ته جُرعۂ جام اجل نوشید و رفت
گر کنیز پادشاهی یا زن بقال کوی
در تغار صبر باید کشک خود سابید و رفت
سنگ باشی یا گهر ؛ از تختۂ تابوتها
در سیه چال لَحِد خواهی بِسَر غلتید و رفت
حلقۂ طاعت بگوش آویز و در آتش نرو!
اهرمن بود آنکه فرمان خدا نشنید و رفت
زین جهان تا آن جهان ظلمات پُر پیچ و خمیست
باید از اختر شناسان راه خود پرسید و رفت
شهریار از ذوق رفتن در وداع آخری
دوستان با وعده گاه بوستان بوسید و رفت
#شهریار
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
4_956330822720291040.pdf
11.6 MB
از هر نعمتی که امروز خدا به شما داده استفاده کنید.نعمت را نمیتوان پسانداز کرد.
هیچ بانکی وجود ندارد که ما بتوانیم نعمتهایی را که دریافت کردهایم به آن بسپاریم تا هر زمان که صلاح میدانیم از آنها استفاده کنیم.
اگر از نعمتها استفاده نکنید،نعمتها از دست میروند،بدون اینکه بتوان دوباره آنها را بدست آورد.
#پائولو_کوئیلو
هیچ بانکی وجود ندارد که ما بتوانیم نعمتهایی را که دریافت کردهایم به آن بسپاریم تا هر زمان که صلاح میدانیم از آنها استفاده کنیم.
اگر از نعمتها استفاده نکنید،نعمتها از دست میروند،بدون اینکه بتوان دوباره آنها را بدست آورد.
#پائولو_کوئیلو
یروز به پدرم زنگ زدم , هر روز زنگ میزنم و حالش را میپرسم.
موقع خداحافظی حرفی زد که حسابی بغضی شدم
گفت:"بنده نوازی کردی زنگ زدی".
وقتی که گوشی را قطع کردم هق هق زدم زیر گریه که چقدر پدر خوب و مهربان است.
دیشب خواهرم به خانهام آمده بود ,شب ماند, صبح بیدار شدم و دیدم حمام و دستشویی را برق انداختهاست .
گاز را شستهاست , قاشق و چنگالها و ظرفها را مرتب چیدهاست و ....
وقتی توی خیابان ماشینم خاموش شد اولین کسی که به دادم رسید برادرم بود...
و منو از نگاه ها و کمک های با توقع رها کرد...
امروز عصر با مادرم حرف میزدم ,
برایش عکس بستنی فرستادم .مادرم عاشق بستنیست گفتم بستنی را که دیدم یادت افتادم .
برایم نوشت:"من همیشه به یادتم...چه با بستنی...چه بی بستنی".
و من
نشستهام و به کلمهی "خانواده" فکر میکنم ،
که در کنارِ تمامِ نارفاقتیها،
پلیدیها و
دوروییهای آدمها و روزگار،
تنها یک کلمه نیست،
بلکه یک دنیا آرامش و امنیت است.
قدر خانواده هاتون رو بدونید...
موقع خداحافظی حرفی زد که حسابی بغضی شدم
گفت:"بنده نوازی کردی زنگ زدی".
وقتی که گوشی را قطع کردم هق هق زدم زیر گریه که چقدر پدر خوب و مهربان است.
دیشب خواهرم به خانهام آمده بود ,شب ماند, صبح بیدار شدم و دیدم حمام و دستشویی را برق انداختهاست .
گاز را شستهاست , قاشق و چنگالها و ظرفها را مرتب چیدهاست و ....
وقتی توی خیابان ماشینم خاموش شد اولین کسی که به دادم رسید برادرم بود...
و منو از نگاه ها و کمک های با توقع رها کرد...
امروز عصر با مادرم حرف میزدم ,
برایش عکس بستنی فرستادم .مادرم عاشق بستنیست گفتم بستنی را که دیدم یادت افتادم .
برایم نوشت:"من همیشه به یادتم...چه با بستنی...چه بی بستنی".
و من
نشستهام و به کلمهی "خانواده" فکر میکنم ،
که در کنارِ تمامِ نارفاقتیها،
پلیدیها و
دوروییهای آدمها و روزگار،
تنها یک کلمه نیست،
بلکه یک دنیا آرامش و امنیت است.
قدر خانواده هاتون رو بدونید...
یکبار از زنی موفق خواستم تا
راز خود را با من در میان بگذارد.
لبخندی زد و گفت:
موفقیت من زمانی آغاز شد که
نبردهای کوچک را به جنگجویان
کوچک واگذار کردم.
دست از جنگیدن با کسانی که
غیبتم را می کردند برداشتم.
دست از جنگیدن با خانواده همسرم کشیدم.
دیگر به دنبال جنگیدن برای
جلب توجه نبودم،
سعی نکردم انتظارات دیگران را
برآورده کنم و همه را شاد و راضی
نگه دارم.
دیگر سعی نکردم کسی را راضی کنم
که درباره من اشتباه می کند.
آنگاه شروع کردم به جنگیدن برای:
اهدافم
رویاهایم
ایده هایم و
سرنوشتم
روزی که جنگ های کوچک را
متوقف کردم، روزی بود که مسیر
موفقیتم آغاز شد.
هر نبردی ارزش زمان و روزهای
زندگی ما را ندارد.
نبردهایمان را عاقلانه انتخاب کنیم.
"ژوان وایس
راز خود را با من در میان بگذارد.
لبخندی زد و گفت:
موفقیت من زمانی آغاز شد که
نبردهای کوچک را به جنگجویان
کوچک واگذار کردم.
دست از جنگیدن با کسانی که
غیبتم را می کردند برداشتم.
دست از جنگیدن با خانواده همسرم کشیدم.
دیگر به دنبال جنگیدن برای
جلب توجه نبودم،
سعی نکردم انتظارات دیگران را
برآورده کنم و همه را شاد و راضی
نگه دارم.
دیگر سعی نکردم کسی را راضی کنم
که درباره من اشتباه می کند.
آنگاه شروع کردم به جنگیدن برای:
اهدافم
رویاهایم
ایده هایم و
سرنوشتم
روزی که جنگ های کوچک را
متوقف کردم، روزی بود که مسیر
موفقیتم آغاز شد.
هر نبردی ارزش زمان و روزهای
زندگی ما را ندارد.
نبردهایمان را عاقلانه انتخاب کنیم.
"ژوان وایس
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
رمان معروف کیمیاگر، از پائولو کویلیو
خواستیم نشد
خواستیم دورها رو نزدیک کنیم نشد
خواستیم دیر ها رو زود کنیم نشد
خواستیم غربتها رو نزدیک کنیم نشد
خواستیم غصه ها رو دور کنیم نشد
خواستیم شادی ها رو زود کنیم نشد
خواستیم آرزو ها رو بغل کنیم نشد
خواستیم شوخی با زندگی کنیم نشد
خواستیم دل را عاشق ش کنیم نشد
خواستیم آغوش بر بالینش کنیم نشد
خواستیم خیره در نگاه ش کنیم نشد
خواستیم دست در دست ش کنیم نشد
خواستیم ..
خوب چه میشد کرد !!
پس
به دورها نگاه کردیم
به دیرها امید کردیم
به زودها عادت کردیم
به غصه ها لبخند کردیم
به آرزو ها رویا کردیم
به زیبایی ها عشق کردیم
به آغوش ها پرواز کردیم
به قلب ها محبت کردیم
به نگاه ها شادی کردیم
به شادی ها شوق کردیم
تا
تا بمانیم !!
تا بدانیم
جملگی رمزی ست بر پنهان درٌ قلب ها
تا شاید قفلش بشکند
آنوقت
هیچ دوری دور نیست
هیچ دیری دیر نیست
هیچ ...
همگی عشق ست و زیبایی
نیکویی است و دانایی
و تو هستی
همان درٌ انسانیت !!
#ع_دباغ
خواستیم دورها رو نزدیک کنیم نشد
خواستیم دیر ها رو زود کنیم نشد
خواستیم غربتها رو نزدیک کنیم نشد
خواستیم غصه ها رو دور کنیم نشد
خواستیم شادی ها رو زود کنیم نشد
خواستیم آرزو ها رو بغل کنیم نشد
خواستیم شوخی با زندگی کنیم نشد
خواستیم دل را عاشق ش کنیم نشد
خواستیم آغوش بر بالینش کنیم نشد
خواستیم خیره در نگاه ش کنیم نشد
خواستیم دست در دست ش کنیم نشد
خواستیم ..
خوب چه میشد کرد !!
پس
به دورها نگاه کردیم
به دیرها امید کردیم
به زودها عادت کردیم
به غصه ها لبخند کردیم
به آرزو ها رویا کردیم
به زیبایی ها عشق کردیم
به آغوش ها پرواز کردیم
به قلب ها محبت کردیم
به نگاه ها شادی کردیم
به شادی ها شوق کردیم
تا
تا بمانیم !!
تا بدانیم
جملگی رمزی ست بر پنهان درٌ قلب ها
تا شاید قفلش بشکند
آنوقت
هیچ دوری دور نیست
هیچ دیری دیر نیست
هیچ ...
همگی عشق ست و زیبایی
نیکویی است و دانایی
و تو هستی
همان درٌ انسانیت !!
#ع_دباغ
زن ها وقتی میخندند،
انگار دنیا میخندد،
میگویید نه؟!
فکر کنید به خنده های مادرتان؛
مادرتان که میخندد، پدرتان مگر میتواند نخندد؟!
جنس زن خوب است که خنده رو باشد،
دنیا به لبخندشان نیازمند است؛
زن بخندد،
تمام مردان وابسته به آن میخندند
آنها بلدند کاری کنند
تا پدر بخندد، برادر بخندد
عشق بخندد
تمام در و دیوار خانه بخندد
دنیا بخندد...
#سیما امیرخانی
انگار دنیا میخندد،
میگویید نه؟!
فکر کنید به خنده های مادرتان؛
مادرتان که میخندد، پدرتان مگر میتواند نخندد؟!
جنس زن خوب است که خنده رو باشد،
دنیا به لبخندشان نیازمند است؛
زن بخندد،
تمام مردان وابسته به آن میخندند
آنها بلدند کاری کنند
تا پدر بخندد، برادر بخندد
عشق بخندد
تمام در و دیوار خانه بخندد
دنیا بخندد...
#سیما امیرخانی