ماه را که میبینم
مادرم یادم می افتد
اما مادرم را که میبینم
ماه را فراموش میکنم
همه میپندارند که
عکس پدرم را به
دیوار خانه آویخته ام
اما نمیدانند دیوار خانه را
به عکس پدرم تکیه داده ام
ماه را که میبینم
مادرم یادم می افتد
اما مادرم را که میبینم
ماه را فراموش میکنم
همه میپندارند که
عکس پدرم را به
دیوار خانه آویخته ام
اما نمیدانند دیوار خانه را
به عکس پدرم تکیه داده ام
در گذرگاه زمان
خیمه شب بازے دهر
با همه تلخے و شیرینی
خود مے گذرد
عشق ها مے میرند
رنگ ها رنگ دگر مے گیرند
و فقط خاطره هاست
ڪه چه شیرین و چه تلخ....
دست ناخورده به
جا مے مانند ......
#اخوان_ثالث
در گذرگاه زمان
خیمه شب بازے دهر
با همه تلخے و شیرینی
خود مے گذرد
عشق ها مے میرند
رنگ ها رنگ دگر مے گیرند
و فقط خاطره هاست
ڪه چه شیرین و چه تلخ....
دست ناخورده به
جا مے مانند ......
#اخوان_ثالث
گفتیم نمیگذره، گذشت !
گفتیم مگه میشه؟ شد !
گفتیم محال ممکنه؛ ممکن بود ...!
گفتیم باورم نمیشه؛ باورمون شد ...
گفتیم نمیگذرم؛ گذشتیم !
گفتیم نمیبخشم؛ بخشیدیم !
گفتیم حرف میزنم، سکوت کردیم !
گفتیم از پسش برنمیایم، اومدیم !
گفتیم دیگه طاقت نمیارم، طاقت آوردیم !
گفتیم تنهایی مگه میشه؟ تنهایی شد !
هرچی گفتیم و فکر کردیم طور دیگهای شد
باور پشت باور یا قوی تر شد ...
یا نابود شد و از بین رفت !
این شدن و نشدنها شد تا بشینیم
گوشهی زندگی
پا رو پا بندازیم؛
بزنیم رو شونهی خودمون
افتخار کنیم
که میون این شدن ها و نشدن ها
تبدیل به آدم بهتری شدیم برای این دنیا!
گفتیم مگه میشه؟ شد !
گفتیم محال ممکنه؛ ممکن بود ...!
گفتیم باورم نمیشه؛ باورمون شد ...
گفتیم نمیگذرم؛ گذشتیم !
گفتیم نمیبخشم؛ بخشیدیم !
گفتیم حرف میزنم، سکوت کردیم !
گفتیم از پسش برنمیایم، اومدیم !
گفتیم دیگه طاقت نمیارم، طاقت آوردیم !
گفتیم تنهایی مگه میشه؟ تنهایی شد !
هرچی گفتیم و فکر کردیم طور دیگهای شد
باور پشت باور یا قوی تر شد ...
یا نابود شد و از بین رفت !
این شدن و نشدنها شد تا بشینیم
گوشهی زندگی
پا رو پا بندازیم؛
بزنیم رو شونهی خودمون
افتخار کنیم
که میون این شدن ها و نشدن ها
تبدیل به آدم بهتری شدیم برای این دنیا!
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
نخستین آموزگار ، چنگیز ایتماتوف
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
nakhostin_amozegar.pdf
3.5 MB
Nafas
Salar Aghili
🆔 @Ahang1001
"#بارش عشق"
عشق
خود را در چشمان م بارید !
وقتی
دلت در دستان م
نگاهت در چشمان م
یادت در قلب م
و
پاهایت قصد
رفتن داشت !!
#ع_دباغ
"#بارش عشق"
عشق
خود را در چشمان م بارید !
وقتی
دلت در دستان م
نگاهت در چشمان م
یادت در قلب م
و
پاهایت قصد
رفتن داشت !!
#ع_دباغ
💕زندگی با همه وسعت خویش
محفل ساكت غم خوردن نیست!
حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نیست!
اضطراب و هوسِ دیدن و نادیدن نیست!
زندگی خوردن و خوابیدن نیست!
زندگی جنبشِ جاری شدن است
زندگی کوشش و راهی شدن است
از تماشاگه آغاز حیات
تا به جایی كه خدا میداند ...
زندگی چون گل سرخی است پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطیف
یادمان باشد اگر گل چیدیم ،
عطر و برگ و گل و خار ،
همه همسایهی دیوار به دیوار همند!
#سهراب_سپهری
💕زندگی با همه وسعت خویش
محفل ساكت غم خوردن نیست!
حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نیست!
اضطراب و هوسِ دیدن و نادیدن نیست!
زندگی خوردن و خوابیدن نیست!
زندگی جنبشِ جاری شدن است
زندگی کوشش و راهی شدن است
از تماشاگه آغاز حیات
تا به جایی كه خدا میداند ...
زندگی چون گل سرخی است پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطیف
یادمان باشد اگر گل چیدیم ،
عطر و برگ و گل و خار ،
همه همسایهی دیوار به دیوار همند!
#سهراب_سپهری
دستی که
گل می بخشد
همواره
خوشبوست
پدر گفت: دوست داشتن كه عيب نيست باباجان. دوست داشتن دل آدم را روشن میكند. اما كينه و نفرت دل آدم را سياه میكند.
اگر از حالا دلت به محبت انس گرفت، بزرگ هم كه شدی آمادهی دوست داشتن چيزهای خوب و زيبای اين دنيا هستی.
دل آدم عين يك باغچه پر از غنچه است. اگر با محبت غنچهها را آب دادی باز میشوند، اگر نفرت ورزيدی غنچهها پلاسيده میشوند.
آدم بايد بداند كه نفرت و كينه برای خوبی و زيبایی نيست
📗 سووشون
"سیمین دانشور
دستی که
گل می بخشد
همواره
خوشبوست
پدر گفت: دوست داشتن كه عيب نيست باباجان. دوست داشتن دل آدم را روشن میكند. اما كينه و نفرت دل آدم را سياه میكند.
اگر از حالا دلت به محبت انس گرفت، بزرگ هم كه شدی آمادهی دوست داشتن چيزهای خوب و زيبای اين دنيا هستی.
دل آدم عين يك باغچه پر از غنچه است. اگر با محبت غنچهها را آب دادی باز میشوند، اگر نفرت ورزيدی غنچهها پلاسيده میشوند.
آدم بايد بداند كه نفرت و كينه برای خوبی و زيبایی نيست
📗 سووشون
"سیمین دانشور
هـــميشه
از اون پاهایی پشت پا می خوری
که از سر دلسوزی
خودت نشستی بند کفشاش و بستی
هـــميشه
از اون پاهایی پشت پا می خوری
که از سر دلسوزی
خودت نشستی بند کفشاش و بستی
انصاف نیست؛
یک بار به دنیا آمدن
و هزاران بار قبل از مرگ
از دنیا رفتن ...
از ترس، از حرص
از بغض، از حسرت
از خشم، از عصبانیت
از نفرت، از پرخاش
از بد دلی، از دنیا رفتن ...
سوال اساسی این نیست که
زندگی پس از مرگ چگونه ست ...
سوال اساسی اینه که
آیا قبل از مرگ تو زندگی کرده ای ...
دلی رو به دست اوردی
لبی را شاد کردی و به لبخند کشوندی ...؟!
یک بار به دنیا آمدن
و هزاران بار قبل از مرگ
از دنیا رفتن ...
از ترس، از حرص
از بغض، از حسرت
از خشم، از عصبانیت
از نفرت، از پرخاش
از بد دلی، از دنیا رفتن ...
سوال اساسی این نیست که
زندگی پس از مرگ چگونه ست ...
سوال اساسی اینه که
آیا قبل از مرگ تو زندگی کرده ای ...
دلی رو به دست اوردی
لبی را شاد کردی و به لبخند کشوندی ...؟!
- زشت ترین ویژگی شخصیت: خودخواهی
- بزرگ ترین سرمایه طبیعی انسان: جوانی
- مخرب ترین عادت: نگرانی
- بزرگ ترین لذت: بخشش
- بزرگترین فقدان: فقدان اعتماد به نفس
- رضایت بخش ترین کار: کمک به دیگران
- بزرگترین دلگرمی: تشویق
- موثرترین داروی خواب آور: آرامش فکر
- قوی ترین نیرو در زندگی: عشق
- بدترین فقر: یأس
- مهلک ترین سلاح: زبان
- پرقدرت ترین جمله: من می توانم
- زیبا ترین آرایش: لبخند
- با ارزش ترین ثروت: عزت نفس
- زشت ترین ویژگی شخصیت: خودخواهی
- بزرگ ترین سرمایه طبیعی انسان: جوانی
- مخرب ترین عادت: نگرانی
- بزرگ ترین لذت: بخشش
- بزرگترین فقدان: فقدان اعتماد به نفس
- رضایت بخش ترین کار: کمک به دیگران
- بزرگترین دلگرمی: تشویق
- موثرترین داروی خواب آور: آرامش فکر
- قوی ترین نیرو در زندگی: عشق
- بدترین فقر: یأس
- مهلک ترین سلاح: زبان
- پرقدرت ترین جمله: من می توانم
- زیبا ترین آرایش: لبخند
- با ارزش ترین ثروت: عزت نفس
این روزها
داشتن حال خوش غنیمت است
حال خوب را نمیتوان خرید
اما خیلی چیزها حال آدم را خوب میکنه
دیدن بعضی آدمها
بعضی آمدنها بعضی رفتنها
شنیدن بعضی حرفها
خط لبخندی که گوشهی لبت میافتد
حتی چین روی پیشانی
یا همین ابروهای به هم گره خورده
و چال روی گونهات
گاهی میتواند دلخوشی کسی باشد
که فکرش را هم نمیکنی
این روزها به حال خوش هم نیاز داریم
دلیل حال خوب هم باشیم ...
داشتن حال خوش غنیمت است
حال خوب را نمیتوان خرید
اما خیلی چیزها حال آدم را خوب میکنه
دیدن بعضی آدمها
بعضی آمدنها بعضی رفتنها
شنیدن بعضی حرفها
خط لبخندی که گوشهی لبت میافتد
حتی چین روی پیشانی
یا همین ابروهای به هم گره خورده
و چال روی گونهات
گاهی میتواند دلخوشی کسی باشد
که فکرش را هم نمیکنی
این روزها به حال خوش هم نیاز داریم
دلیل حال خوب هم باشیم ...
نظری نیست، به حال منت ای ماه، چرا؟
سایه برداشت ز من مهر تو ناگاه چرا؟
روشن است این که مرا، آینه عمر، تویی
در تو آهم نکند، هیچ اثر، آه چرا؟
گر منم دور ز روی تو، دل من با توست
نیستی هیچ، ز حال دلم آگاه چرا؟
برگرفتی ز سر من، همگی سایه مهر
سرو نورسته من، «انبتک الله» چرا؟
دل در آن چاه زنخ مرد و به مویی کارش
بر نمیآوری، ای یوسف از آن چاه چرا؟
نیکخواه توام و روی تو، دلخواه من است
میرود عمر عزیزم، نه به دلخواه چرا؟
پادشاه منی و من، ز گدایان توام
از گدایان، خبری نیستت ای ماه چرا؟
در ازل، خواند به خود حضرت تو سلمان را
«حاش لله» که بود، رانده درگاه چرا؟
#سلمان_ساوجی
نظری نیست، به حال منت ای ماه، چرا؟
سایه برداشت ز من مهر تو ناگاه چرا؟
روشن است این که مرا، آینه عمر، تویی
در تو آهم نکند، هیچ اثر، آه چرا؟
گر منم دور ز روی تو، دل من با توست
نیستی هیچ، ز حال دلم آگاه چرا؟
برگرفتی ز سر من، همگی سایه مهر
سرو نورسته من، «انبتک الله» چرا؟
دل در آن چاه زنخ مرد و به مویی کارش
بر نمیآوری، ای یوسف از آن چاه چرا؟
نیکخواه توام و روی تو، دلخواه من است
میرود عمر عزیزم، نه به دلخواه چرا؟
پادشاه منی و من، ز گدایان توام
از گدایان، خبری نیستت ای ماه چرا؟
در ازل، خواند به خود حضرت تو سلمان را
«حاش لله» که بود، رانده درگاه چرا؟
#سلمان_ساوجی
اشکهای دیگران را پاک کنید
دست افتاده را بگیرید،
التیام بخش دیگران باشید...
وقتی اینگونه باشید
به هیچ وجه
لطف و رحمت خداوند
در زندگی شما تمام نخواهد شد...
اشکهای دیگران را پاک کنید
دست افتاده را بگیرید،
التیام بخش دیگران باشید...
وقتی اینگونه باشید
به هیچ وجه
لطف و رحمت خداوند
در زندگی شما تمام نخواهد شد...
پند_های_ارزنده علامه طباطبایی
قال مولانا امیرالمومنین علی علیه السلام:
"آن کس که در عیب خود بنگرد از عیب جویى دیگران باز ماند، و کسى که به روزى خدا خشنود باشد بر آنچه از دست رود اندوهگین نباشد.
و کسى که شمشیر ستم بر کشد با آن کشته شود و آن کس که در کارها خود را به رنج اندازد خود را هلاک سازد.
و هر کس خود را در گردابهاى بلا افکند عرق گردد، و هر کس به جاهاى بدنام قدم گذاشت متهم گردید.
و کسى که زیاد سخن مى گوید، زیاد هم اشتباه دارد، و هر کس که بسیار اشتباه کرد، شرم وحیاء او اندک است.
و آن که شرم او اندک، پرهیزکارى او نیز اندک خواهد بود، و کسى که پرهیزکارى او اندک است دلش مرده، و ان که دلش مرده باشد، در آتش جهنم سقوط خواهد کرد.
و آن کس که زشتى هاى مردم را بنگرد، و آن را زشت بشمارد سپس همان زشتى ها را مرتکب شود، پس او احمق واقعى است.
قناعت، مالى است که پایان نیابد، و آن کس که فراوان به یاد مرگ باشد در دنیا به اندک چیزى خشنود است.
و هر کس بداند که گفتار او نیز از اعمال او به حساب مى آید جز به ضرورت سخن نگوید."
پند_های_ارزنده علامه طباطبایی
قال مولانا امیرالمومنین علی علیه السلام:
"آن کس که در عیب خود بنگرد از عیب جویى دیگران باز ماند، و کسى که به روزى خدا خشنود باشد بر آنچه از دست رود اندوهگین نباشد.
و کسى که شمشیر ستم بر کشد با آن کشته شود و آن کس که در کارها خود را به رنج اندازد خود را هلاک سازد.
و هر کس خود را در گردابهاى بلا افکند عرق گردد، و هر کس به جاهاى بدنام قدم گذاشت متهم گردید.
و کسى که زیاد سخن مى گوید، زیاد هم اشتباه دارد، و هر کس که بسیار اشتباه کرد، شرم وحیاء او اندک است.
و آن که شرم او اندک، پرهیزکارى او نیز اندک خواهد بود، و کسى که پرهیزکارى او اندک است دلش مرده، و ان که دلش مرده باشد، در آتش جهنم سقوط خواهد کرد.
و آن کس که زشتى هاى مردم را بنگرد، و آن را زشت بشمارد سپس همان زشتى ها را مرتکب شود، پس او احمق واقعى است.
قناعت، مالى است که پایان نیابد، و آن کس که فراوان به یاد مرگ باشد در دنیا به اندک چیزى خشنود است.
و هر کس بداند که گفتار او نیز از اعمال او به حساب مى آید جز به ضرورت سخن نگوید."
چه چیز را برای خود تدارک می بینیم؟
از زبان مردم می شنویم که:
«باید پولی برای روز بیماری کنار بگذارم.»
آن ها با پای خود به استقبال بیماری می روند.
قانون تدارک در هر دو جهت کار می کند. اگر برای آنچه که از آن می ترسید یا نمی پسندید تدارک ببینید، همان را به سوی خود جذب خواهید کرد.
مشیت الهی برای هر انسان، وفور نعمت و فراوانی است.
باید یاد بگیریم که درست بطلبیم.
مثلا این عبارت را تکرار کنید:
«روزی من از جانب خدا است و هم اکنون در پرتو فیض فرو می بارد و انبوه می گردد.»
هر روز هشیاری خود را بیازمایید تا ببینید که برای چه تدارک می بینید.
آیا از تنگدستی می هراسید و به پول خود می چسبید و از این رو، تنگدستی بیشتری را به سوی خود می کشانید؟
یا آنچه را که دارید خردمندانه به کار می گیرید تا راه را برای دارایی هر چه بیشتر بگشایید؟
#اسکاول_شین
چه چیز را برای خود تدارک می بینیم؟
از زبان مردم می شنویم که:
«باید پولی برای روز بیماری کنار بگذارم.»
آن ها با پای خود به استقبال بیماری می روند.
قانون تدارک در هر دو جهت کار می کند. اگر برای آنچه که از آن می ترسید یا نمی پسندید تدارک ببینید، همان را به سوی خود جذب خواهید کرد.
مشیت الهی برای هر انسان، وفور نعمت و فراوانی است.
باید یاد بگیریم که درست بطلبیم.
مثلا این عبارت را تکرار کنید:
«روزی من از جانب خدا است و هم اکنون در پرتو فیض فرو می بارد و انبوه می گردد.»
هر روز هشیاری خود را بیازمایید تا ببینید که برای چه تدارک می بینید.
آیا از تنگدستی می هراسید و به پول خود می چسبید و از این رو، تنگدستی بیشتری را به سوی خود می کشانید؟
یا آنچه را که دارید خردمندانه به کار می گیرید تا راه را برای دارایی هر چه بیشتر بگشایید؟
#اسکاول_شین
عمر زاهد همه طى شد
«به تمناى بهشت»
او ندانست که در
«ترک تمناست بهشت»
این چه حرفیست که در
«عالم بالاست بهشت»
هر کجا وقت خوش افتاد
همانجاست بهشت ...!
دوزخ از تیرگی بخت درون من و توست
دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت...!
#صائب تبریزی
عمر زاهد همه طى شد
«به تمناى بهشت»
او ندانست که در
«ترک تمناست بهشت»
این چه حرفیست که در
«عالم بالاست بهشت»
هر کجا وقت خوش افتاد
همانجاست بهشت ...!
دوزخ از تیرگی بخت درون من و توست
دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت...!
#صائب تبریزی
سنگ ها را نمی دانم
اما گنجشک ها مفت نیستند!
قلبشان می تپد.
نگویید سنگ مفت، گنجشک مفت ...!
بعضی آدمها ؛
ناخواسته ؛ همیشه متهم اند!
همیشه مقصرند…
بخاطر سکوتشان،
مهربانیشان
گذشتشان،
بی کینه بودنشان ...
کمک نخواستنشان،
بی آزار بودنشان!
گویی جان می دهند برای اتهام بستن.
و از همه بدتر اینکه ؛
خوبی هایشان زود فراموش می شود!
اما گنجشک ها مفت نیستند!
قلبشان می تپد.
نگویید سنگ مفت، گنجشک مفت ...!
بعضی آدمها ؛
ناخواسته ؛ همیشه متهم اند!
همیشه مقصرند…
بخاطر سکوتشان،
مهربانیشان
گذشتشان،
بی کینه بودنشان ...
کمک نخواستنشان،
بی آزار بودنشان!
گویی جان می دهند برای اتهام بستن.
و از همه بدتر اینکه ؛
خوبی هایشان زود فراموش می شود!
سالهاست
منتظر آمدن روزهای بهترم
ولی نمیدانم چرا هنوز هم
دیروز ها بهترند ...
سالهاست
منتظر آمدن روزهای بهترم
ولی نمیدانم چرا هنوز هم
دیروز ها بهترند ...