کانال کتاب و کتابخوانی
407 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
یک پدر
تنها یک پدر نیست
گاهی نان در سفره است
گاهی سقفی بالای سر!
و گاهی جانی برای زندگیست...
پدر سپری است بر ناملایمات روزگار…
پدر فقط تاج سر نیست پدر دنیاست
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌     ‌‌‌‌‎‌‌
با پدرم رفتم سیرک، توی صف خرید بلیط؛
یک زن و شوهر با 4تا بچشون جلوی ما بودند.
وقتی به باجه رسيدند و متصدی باجه،
قیمت بلیط ها رو بهشون اعلام کرد،
ناگهان رنگ صورت مرد تغییر کرد
و نگاهی به همسرش انداخت،معلوم بود
که پول کافی ندارد و نميدانست چه بکند...!

ناگهان پدرم دست در جیبش کرد
و یک اسکناس صد دلاری بیرون آورد
و روی زمین انداخت،سپس خم شد
و پول را از زمین برداشت و به شانه مرد
زد و گفت: ببخشید آقا، این پول از جیب شما افتاده! مرد که متوجه موضوع شده بود،
بهت زده به پدرم نگاه کردو گفت:
متشکرم آقا...!

مرد شریفی بود ولی برای اینکه پیش
بچه هايش شرمنده نشود،
کمک پدر را پذیرفت،بعد از ينکه بچه ها
بهمراه پدر و مادرشان داخل سیرک شدن،
ما آهسته از صف خارج شدیم
و بدون دیدن سیرک به طرف خانه  برگشتیم
و من در دلم به داشتن چنین پدری افتخار کردم!
"آن زیباترین سیرکی بود که به عمرم نرفته بودم"
ثروتمند زندگی کنیم،  بجای آنکه ثروتمند بمیریم!
آبراهام لینکلن پسر یک کفاش بود، پدر او کفش های افراد مهم سیاسی را تعمیر می کرد. آبراهام پس از سالها تلاش،به عنوان رئیس جمهور برگزیده شد.

اولین سخنرانی او در مجلس سنای بدین صورت گذشت: نمایندگان مجلس از اینکه لینکلن رئیس جمهور شده بود ناراضی بودند. یکی از نمایندگان مخالف با عصبانیت و بی ادبی تمام از سوی جایگاه خود فریاد زد:

آبراهام!حالا که بطور شانسی رئیس جمهور شده ای فراموش نکن که می دانیم تو یک بچه کفاش بیشتر نیستی!!!

آبراهام لینکلن لبخندی زد و سخنرانی خود را اینطور شروع کرد : من از آقای نماینده بسیار بسیار ممنونم که در چنین روزی مرا به یاد پدرم انداخت.

چه روز خوبی و چه یاد آوری خوبی! من زندگی و جایگاهم را مدیون زحمات پدرم هستم.

آقایان نماینده بنده در اینجا اعلام می کنم که بنده مانند پدرم ماهر نیستم.با این حال از دستان هنرمند او چیزهایی آموخته ام.پس اگر کسی از شما تمایل به تعمیر کفش خود داشت با کمال میل حاضر به تعمیر کفشش خواهم بود.یکی ازاقدامات مهم او خاتمه بخشیدن به تاریخ برده داری بود.

ودرپایان جمله معروف:

عیار واقعی ثروت مااین است که اگر پولمان راگم کنیم، چقدر می ارزیم !!
Audio
پدر
با پ اش
پناه من  در بی پناهی ها
پا به پای من در سخت راه ها
پشتوانه ام در شیب زندگی ها
با د اش
دوست دار من در واقعیت ها
دست گیر من در سخت روز ها
دادخواه من در بی عدالتی ها
دل دار من در غمگین روزها
دست مهربان من بر شانه ها
با ر اش
راهنمای من در گذر گاه ها
روشنی بخش من در تاریکی ها
رمان من در تمام زندگی ....
آری
تا پدر هست
رود نیرومند عشق جاریست
باید به رود زد
غرق عشقش شد
چون شاید روزی نباشد
ولی باز
آن عشق جاریست
زنده باشی پدر
یادت بخیر پدر

#ع_دباغ
بابایِ خوبم، دلم برای کودکی‌هایی که تویِ آغوشِ مردانه‌ات مچاله می‌شدم تنگ شده...
برای روزهایِ بی‌غصه‌ای که "تو" خدایِ زمینی‌ام بودی و بی‌منت هوایِ بی‌قراری ام را داشتی...
با تو از هیچ چیز نمی‌ترسیدم، انگار دنیا تویِ دست‌هایِ تو بود
این روزها، ولی
دنیا به من سخت گرفته و من آنقدر بزرگ شده‌ام که دیگر پشتِ مردانگی‌ات جا نمی‌شوم...

تو هنوز هم امن‌ترین تکیه‌گاهِ منی
مهربان ترینم...
همیشه باش
بدونِ تو، دنیا جایِ ترسناکی‌ست
من زیرِ سایه‌ی محکمِ مردانه‌ات
قدرت می‌گیرم

برایم دعا کن بابا
شنیده‌ام دعایِ پدر، زود مستجاب می‌شود
هر روز روزِ توست
هر روزت مبارک.
قلبت که بی‌نظم زد،
بدون که عاشقی …!
اشکت که بی‌اختیار سرازیر شد،
بدون که دلتنگی …!
شبت که بی‌خواب گذشت،
بدون که نگرانی …!
روزت که بی‌شوق آغاز شد،
بدون که نا امیدی …!

سینه‌ات که بی‌جا آه کشید،
بدون که پُرحسرتی …!
دلت که بی‌دلیل گرفت،
بدون که تنهایی ...!
یه نگاه به خودت بنداز
ببین خودتو چقدر درگیر چیزای
بی ارزش کردی
ببین چقدر
غم میخوری و استرس داری
میترسی از اینده ای که هنوز نیومده ...
می ترسی از اتفاقاتی که
اصلا قرار نیست اتفاق بیفتن ...!
دلیل این همه ترس و احساس بی پناهی
یه جایی در اعماق وجودت
خدارو فراموش کردی و فکر میکنی تنهایی
چرا خدا رو حس نمیکنی ..
دیگه خدا باید چجوری بهت بگه که من هستم

چقدر آیه و نشانه باید بفرسته
که باورش کنی و بفهمی که بالاسرت
قدرتی هست به اسم "خدا" ...
خدایی که بی اذنش برگی از درخت نمیفته
خدایی که اگه برات بخواد
هیچ کس جلودارش نیست ...
پس خودتو دست غم و غصه نده
و توکل کن به خدا
مطمئن باش خودش بغلت میکنه
آرومت میکنه ..
در سال ۱۹۲۲، آلبرت آنشتاین به ژاپن سفر کرده بود.
در هتل محل سکونتش، یک پسربچه که پیش خدمت هتل بود نامه ای را به دستش رساند.

آنشتاین پول خرد نداشت که به پسرک انعام بدهد. به جای آن یک نسخه از "تئوری خوشبختی" را روی یک کاغذ نوشت و به پسرک داد.
{این کاغذ اخیرا به قیمت یک و نیم میلیون دلار به فروش رسید}

این چیزی ست که آلبرت آنشتاین روی آن کاغذ نوشته بود👇
« یک زندگی آرام و ساده،
شادی و خوشبختی بیشتری نسبت به جستجوی مضطربانه و دائمی موفقیت،
به ارمغان می آورد!»

لطفا" به این موضوع فکر کنید:
یکی از برجسته ترین نابغه های بشریت گفته است که
ذهن آرام و زندگی آرام #کلید شادی و خوشبختی ست!

اما ببینید امروزه تمام دنیا راجع به خوشبختی چطور فکر می کند؟!

مدام به ما گفته می شود:
"فلان چیز را بدست بیاور!
فلان کار را انجام بده!
به خودت بیشتر فشار بیاور!
به سختی کار کن...!
چون
پس از انجام این کارها ، به شادی و خوشبختی می رسی!!!"

ما اغلب فکر می کنیم که
خانه های بزرگ، ماشین های آنچنانی، جوایز و عناوین مختلف می توانند ما را خوشحال کنند.
اما هنرپیشه معروف ، جیم کری ، می گوید:

"امیدوارم همه آدم ها ثروتمند و مشهور شوند تا به چشم خودشان ببینند که ثروت و شهرت چاره کار نیست!"

پس بیائید در این روز جهانی خوشبختی آنچه را که آنشتاین گفت به یاد داشته باشیم.

بیایید #زندگی_شتابزده را
به امید اینکه روزی در آینده خوشحال خواهیم شد،
متوقف کنیم!
به جای آن از یک زندگی ساده و آرام لذت ببریم،
و خوشحالی و شادی را در همین لحظه تجربه کنیم!

آرامش را بیابید، خوشبختی تان را بسازید...
زندگی درلحظه های زمان حال جریان دارد..لحظه هاراازدست ندهید.....
تو یک انسانی...

زیبا باش!
لباس خوب بپوش!
ورزش کن!
مواظب هیکل و اندامت باش!
هر سنی که داری خوب و زیبا بگرد!
همیشه بوی عطر بده!
مطالعه کن و آگاهی‌تو بالا ببر.
خودت را به صرف قهوه ای یا چایی در يک خلوت دنج ميهمان کن!
برای خودت گاهی هديه‌ای بخر!
وقتی به خودت و روحت احترام میگذاری احساس سربلندی میکنى؛

آنوقت ديگر از تنهایی به ديگران پناه نمیبری و اگر قرار است انتخاب کنی کمتر به اشتباه اعتماد می کنی.

يادت باشد:
«برای انسان عزت نفس غوغا ميکند.»

#وین_دایر
باغ دو کمال
تبریز ، محله بیلانکوه، خیابان دو کمال
‌ ‌‌

زندگی ریاضی است

پس بیاییم اعتماد را
در زاویه ی چشمانمان جای دهیم

شادی را به توان برسانیم
غم و اندوه را تفریق کنیم

از کینه و نفرت جذر بگیریم
همدلی و دوستی را ضرب کنیم

و محیط و مساحت محبت را
در دایره ی قلب دیگران بدست آوریم
‌ ‌‌‌‌

تعریف زیبایی از زمان

زمان کند میگذره وقتی منتظری.
زمان تند میگذره وقتی دیرت شده.
زمان کشنده ست وقتی غمگینی
زمان کوتاهه وقتی خیلی شادی.
زمان بی پایانه وقتی دردی داری.
زمان طولانی میگذره وقتی بی حوصله ای.
توجه کن:زمان با توجه به اتفاقات درون تو می‌گذره
نه عقربه های ساعت
پس سعی کن خوش بگذرونی لحظه هات رو
‌ ‌‌

ماه را که میبینم
مادرم یادم می افتد
اما مادرم را که میبینم
ماه را فراموش میکنم

همه میپندارند که
عکس پدرم را به
دیوار خانه آویخته ام
اما نمیدانند دیوار خانه را
به عکس پدرم تکیه داده ام
‌ ‌‌

در گذرگاه زمان
خیمه شب بازے دهر
با همه تلخے و شیرینی
خود مے گذرد

عشق ها مے میرند
رنگ ها رنگ دگر مے گیرند

و فقط خاطره هاست
ڪه چه شیرین و چه تلخ....

دست ناخورده به
جا مے مانند ......

#اخوان_ثالث
گفتیم نمی‌گذره، گذشت !
گفتیم مگه می‌شه؟ شد !
گفتیم محال ممکنه؛ ممکن بود ...!

گفتیم باورم نمی‌شه؛ باورمون شد ...
گفتیم نمی‌گذرم؛ گذشتیم !
گفتیم نمی‌بخشم؛ بخشیدیم !
گفتیم حرف می‌زنم، سکوت کردیم !
گفتیم از پسش برنمیایم، اومدیم !

گفتیم دیگه طاقت نمیارم، طاقت آوردیم !
گفتیم تنهایی‌ مگه می‌شه؟ تنهایی شد  !
هرچی گفتیم و فکر کردیم طور دیگه‌ای شد
باور پشت باور یا قوی تر شد ...
یا نابود شد و از بین رفت !

این شدن و نشدن‌ها شد تا بشینیم
گوشه‌ی زندگی
پا رو پا بندازیم؛
بزنیم رو شونه‌ی خودمون
افتخار کنیم
که میون این شدن ها و نشدن ها
تبدیل به آدم بهتری شدیم برای این‌ دنیا!
نخستین آموزگار ، چنگیز ایتماتوف
Nafas
Salar Aghili
🆔 @Ahang1001

"#بارش عشق"

عشق
خود را در چشمان م  بارید !

وقتی
دلت در دستان م
نگاهت در چشمان م
یادت در قلب م
و
پاهایت قصد 
رفتن داشت !!

#ع_دباغ