کانال کتاب و کتابخوانی
407 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
جامعه زیبا
متعلق به مردمی ست که
در کنار تلاش
برای زیبایی و رسوم  ظاهر ی ،
به زیبایی درونی و فکری
هم بپردازند . ..

#ع_دباغ
Saghi [MihanSeda.com]
Hayedeh
آنان که با آهنگ عشق آسمانى
به رقص می آيند
دیوانه اند
آری دیوانه اند
در نظر آنان که آهنگی نمی شنوند !!

#ع_دباغ
‌‌

سکوت کن...
فرقی نمیکند از روی رضایت باشد یا دلخوری،
این مردم از سکوت
کمتر داستان می سازند...!

سکوت خطر ناکتر از حرف های نیشدار است !!
بدون شک کسی که سکوت می کند ،
روزی حرف هایش را سرنوشت به شما خواهد گفت ..
گاهی سکوت
شرافتی دارد که گفتن ندارد ...
سکوت در اثر بستن  دهان نیست؛
در اثر باز کردن فکر است،
هر چه فکر بازتر، سکوت بیشتر،
هر چه فکر بسته تر، دهان بازتر

  #الهی قمشه ایی
نه با کسی بحث کن
نه از کسی انتقاد کن ...!

هرکی هرچی گفت بگو حق با شماست ...
و خودت رو خلاص کن ...
آدم ها عقیده ات را که می پرسند،
نظرت را نمی خواهند ...!

می خواهند با عقیده خودشان
موافقت کنی ...!
‌‌‌‌‌

تقدیم به پدرم تنها عشق واقعی زندگیم
آب را گل نکنیم ؛ پدرم در خاک است …

وقتی دیروز باران بارید
"آن مرد در باران آمد" را به یاد آوردم
"آن مرد با نان آمد" یادم آمد که دیگر پدرم در باران با نانی در دست و لبخند بر لب نخواهد آمد، دیروز دلم تنگ شد و با آسمان و دلتنگی‌اش با زمین و تنهائیش
با خورشید و نبودنش به یاد پدر سخت گریستم. پدرم وقتی رفت سقف این خانه ترک بر میداشت، پدرم وقتی رفت دل من سخت شکست، خاطر خاطره ها رخ بنمود
زندگی چرخش یک خاطره است
خاطر خاطره ها را نبریدش از یاد
پدرم وقتی رفت آسمان غمزده بود
و زمین منتظر …
زندگی چرخش ایام و گذار من و توست
و کسی گفت به من:
آب را گل نکنید،پدرم در خاک است
زندگی می‌گذرد،کاش یک فاتحه مهمان شقایق باشیم و زمین کوچک نیست
دل ما تنگ و نفس سنگین است
کاش میشد آموخت که سفر نزدیک است
خاطر خاطره‌ها را نبریدش از یاد.
زندگی می‌گذرد
کاش یک فاتحه مهمان شقایق باشیم
بیاد همه‌ی پدرای خوب دنیا..
زندگان به یادها
زندگان به دنیا ها

         پیشاپیش روز #پدر مبارک


شخصی از خدا دو چیز خواست…
یک گل و یک پروانه…
اما چیزی که به دست آورد
یک کاکتوس و یک کرم بود.

غمگین شد. با خود اندیشید شاید خداوند من را دوست ندارد و به من توجهی ندارد.
چند روز گذشت.

از آن کاکتوس پر از خار، گلی زیبا روییده شد و آن کرم تبدیل به پروانه ای زیبا شد.

اگر چیزی از خدا خواستید و چیز دیگری دریافت کردید، به او اعتماد کنید.

خارهای امروز، گلهای فردایند!
تنهایی این نیست که دوستی نداشته باشی و از شهر و دیارت دور افتاده باشی و نه خانواده ای و نه قوم و خویشی و نه آشنا و نه همصحبت  و نه همزبانی.

تنهایی این است که وقتی همه
دروغ می گویند، تو راست بگویی.
تنهایی این است که وقتی همه هزار چهره دارند، تو یک چهره داشته باشی.
تنهایی این است وقتی همه
خیانت می کنند، تو وفادار باشی.
تنهایی این است که وقتی همه چاپلوسند، تو متملق نباشی.
تنهایی این است که وقتی همه
از کج می روند، تو از راست بروی.
تنهایی این است که وقتی همه
بر بد بودن اصرار  دارند، تو بر خوب بودن پای بفشاری.
تنهایی این است که انسان باشی.

و چه تنهایی باشکوهی است انسان بودن.

تنها بمان که این تنهایی هزار بار می ارزد به اینکه یکی باشی همچون دیگران.

#عرفان_نظرآهاری
Audio
در دست گلی دارم ،
اینبار که می آیم
کانرا به تو بسپارم ،
اینبار که می آیم
در بسته نخواهد ماند ، بگذار کلیدش را
در دست تو بسپارم ،
اینبار که مى آیم
هم هر کس و هم هر چیز ،
جز عشق تو پالوده است
از صفحه پندارم،
اینبار که می ایم
خواهی که اگر سنجی ، می سنج که جز مهرت
از هر چه سبکبارم ،
اینبار که می آیم
سقفم ندهی باری، جایی بسپار آري
در سایه دیوارم ،
اینبار که می آیم
باور کن از آن تصویر،
آن خستگی ، آن تخدیر
بیزارم و بیزارم ،
اینبار که می ایم
دیروز بهل جانا، با تو همه از فردا
یک سینه سخن دارم ،
اینبار که میآیم

# حسین منزوی
لذّت دنیا
داشتنِ کسى ست
که دوست داشتن را بلد است؛
به همین سادگى ..! ""
این روزها
گفتن دوستت دارم! آنقدر ساده است
که میشود آنرا از هر رهگذری شنید!

اما فهمش...
یکی از سخت ترین کارهای دنیاست
سخت است اما زیبا!
زیباست
برای اطمینان خاطر یک عمر زندگی
تا بفهمی و بفهمانی...

هر دوره گردی "لیلی" نیست...
هررهگذری"مجنون"...
و تو شریک زندگی هر کس نخواهی شد!
تا بفهمی و بفهمانی...
اگر کسی آمد و هم نشینت شد
در چشمانش باید
رد آسمان، رد خدا باشد
و باید برایش
از"من" گذشت
تا به
"ما" رسید.....
‌‌

آیین عشق بازی دنیا عوض شده است
یوسف عوض شده زلیخاعوض شده است

سر همچنان به سجده فرو برده ام ولی
درعشق سال هاست که فتوا عوض شده است

خو کن به قایقت که به ساحل نمی رسیم
خو کن که جای ساحل دریا عوض شده است

آن با وفا کبوتر جلدی که پر کشید
اکنون به خانه آمده اما عوض شده است

حق داشتی مرا نشناسی به هر طریق
من همچنان همانم و دنیا عوض شده است

#فاضل نظری
زن بودن ، مهارت می خواهد ...

باید بلد باشی پایِ اجاق گاز ،
حینِ سرخ کردنِ کتلت ، با خودت
فکر و خیال هایِ عاشقانه کنی و
شعرهایِ دلبرانه بگویی ، در حالی که
غذایت نه ذره ای بسوزد ، نه بی نمک باشد ...

باید بتوانی هنگامِ شستنِ ظرف ها ،
موسیقیِ دلخواهت را زمزمه کنی ،
چشمهایت را ببندی و با همان حالتِ ژولیده
و دستهایِ کف آلود ، تصور کنی رویِ
صحنه ای و هزاران نفر تو را تشویق می کنند ...

زن که باشی ، باید بتوانی در حالی که
لباس می شویی و جارو می کشی ،
به همه چیز فکر کنی ...
فکر کردنی که انتهایش بشود
تصمیم های مهم و سنجیده گرفت ...

زن هایِ خانه دار ، استعدادهایِ کشف
نشده ای هستند که به حرمتِ زن بودن ،
متواضعانه در مقامِ یک همسر و یک مادر ،
کنجِ خانه مانده اند و بی هیچ توقعی برایِ
دنیایمان زنانگی می کنند ...

زن بودن ، ساده نیست ...
پیچیده ترین فرمولِ آفرینش است ...

"نرگس‌صرافیان‌طوفان‌"
‌‌

بزرگتر که شدیم

مدادهایمان هم تکامل یافتند

تبدیل به خودکارهایی بیرحم شدند

تا یادمان بدهند

هر اشتباهی پاک شدنی نیست
زندگی
عمر کردن نیست،
بلکه "رشد" کردن است
عمر کردن کاری است که از همه‌ی
حیوانات برمی‌آید.
اما رشد کردن هدف والای انسان است
که عده‌ی معدودی می‌توانند
ادعایش را داشته باشند...

واحد اندازه گیری انسانیت،
چیزی نیست جز،
دستهایی که گرفته ایم،
گره هایی که ازمشکلات دیگران باز کرده ایم
دل هایی که به دست آورده ایم،
امیدهایی که به زندگی ناامیدان
بازگردانده ایم،
اشک هایی که به شوق جاری کرده ایم،
دعاهایی که از دیگران در ازای رفتار و
کردار خود شنیده ایم...
قبل از اینکه بخوای
من و زندگیم و قضاوت کنی
کفش هایی که من پوشیدمو بپوش
و تو راهی که من قدم زدم، قدم بزن !

از خیابون و کوه و دشت هایی
که من گذر کردم گذر کن !
اشک هایی رو بریز که من ریختم ..
دردها و خوشی هایی رو تجربه کن
که من کردم ...
سالهایی رو بگذرون که من گذروندم ..
روی سنگهایی بلغز که مم لغزیدم ..
دوباره و دوباره بلند شو و
توی همون راه سخت قدم بزن
همونطوری که من انجامش دادم ..
وقتی که تموم این کارارو کردی
حالا میتونی قضاوتم کنی ...!


در کشور دانمارک با قطار سفر میکردم..بچه ای بسیار شلوغ میکرد..
خواستم او را آرام کنم به او گفتم اگر آرام باشد برای او شکلات خواهم خرید..

آن بچه قبول کرد و آرام شد..قطار به مقصد رسید و من هم خیلی عادی از قطار پیاده شده و راهم را کشیدم و رفتم...ناگهان پلیس مرا خواند و اعلام نمود شکایتی از شما شده مبنی بر اینکه به این بچه دروغ گفته ای......به او گفته ای شکلات میخرم ولی نخریدی!!!

با کمال تعجب بازداشت شدم!!در آنجا چند مجرم دیگر بودند مثل دزد و قاچاقچی...!!!آنها با نظر عجیبی به من مینگریستند که تو دروغ گفته ای آن هم به یک بچه...!!!به هر حال جریمه شده و شکلات را خریدم و عبارتی بر روی گذرنامه ام ثبت کردند که پاک نمودن آن برایم بسیار گران تمام شد!!!آنها گدای یک بسته شکلات نبودند...آنها نگران بدآموزي بچه شان بودند و اینکه اعتمادش را نسبت به بزرگترها از دست بدهد و فردا اگر پدر و مادرش حرفی به او زدند او باور نکند !

نقل از کتاب چرا عقب مانده ایم ؟
متن بسیار کوتاه اما خواندنی است
نوشته دکتر علی محمد ایزدی
‌‌‌

هر كسي عشق را با زبان خود بيان ميكند

داركوب ، ميكوبد
نقاش ، نقاشي ميكند
قناري ، ميخواند
آهو ، ميدود
نويسنده ، مينويسد

و اما خدا ميبخشد!!!
‌‌‌‌‌

شهرت يا صداقت ؛ كدام يك مهم‌تر است ؟ 
ثروت يا شادى ؛ كدام يك ارزشمندتر است ؟ 
موفقيت يا شكست ؛ كدام يك مخرب تر است ؟ 
اگر براى خوشنودى به ديگران وابسته 
باشيد، هرگز خوشنودِ حقيقى نخواهيد بود ... 

اگر شادى شما به پول و ثروت وابسته 
باشد، هرگز با خود شاد نخواهيد بود ... 
از آن چه داريد راضى باشيد و زندگى 
را همان گونه كه هست جشن بگيريد ... 

وقتى درك كنيد هيچ كاستى و نقصى 
وجود ندارد، كل دنيا متعلق به شما خواهد بود ... 

#لائوتسه


انوشیروان را معلمى بود.
روزى معلم او را بدون تقصیر بیازرد.
انوشیروان کینه او را به دل گرفت تا به پادشاهى رسید.
روزى او را طلبید و با تندى از او پرسید که چرا به من بى سبب ظلم نمودى ؟
معلم گفت : چون امید آن داشتم که بعد از پدر به پادشاهى برسى .
خواستم که تو را طعم ظلم بچشانم تا در ایام سلطنت به کسى ظلم ننمائى ...

امثال و حکم
#علی اکبر دهخدا
بگذارید بنام انسان زندگی کنیم.

بگذارید آنانی که
در جست‌وجوی حقیقت
طبیعت بودند
و هرگز انسان‌های مشابه
خود را اعدام نکردند
را بیاد بیاوریم.

ستاره‌شناسان و شیمی‌دان‌ها
هرگز زنجیر آهنین بهم نبافتند
هرگز حفره‌ی تاریک زندان نساختند.

زمین‌شناسان هرگز ابزاری
برای شکنجه و آزار ابداع نکردند.

فیلسوفان تئوری‌های حقیقی
و حقیقت را با سوزاندن
همسایگانشان به مردم ارائه ندادند.

آزاداندیشان و دگراندیشان
برجسته فقط برای نیکی مردمان
و انسان‌ها زیسته‌اند . . .!

#رابرت‌_اینگرسول
‌‌‌‌‌

گاهی یک نگاه
آنقدر مهربان است که
چشم هرگز رهایش نمی کند،...

گاهی یک رفاقت
آنقدر ماندگار است که
زمان حریفش نمی شود....

و
گاهی یک نفر
آنقدر عزیز است که
قلب رهایش نمی کند....