میگفت :
هر بامداد که بیدار میشوم میدانم که چه
کسی لقمه حلال خورده و یا حرام؟
پرسیدند چگونه ؟
گفت : آنکه حرام خورده باشد
مرتب صحبتهای بیهوده و لغو کرده
و فحش و غیبت میگوید
و آنکس که حلال خورده زبان به شُکر
و ذکر دارد.
عطار نیشابوری ، تذکره الاولیا
هر بامداد که بیدار میشوم میدانم که چه
کسی لقمه حلال خورده و یا حرام؟
پرسیدند چگونه ؟
گفت : آنکه حرام خورده باشد
مرتب صحبتهای بیهوده و لغو کرده
و فحش و غیبت میگوید
و آنکس که حلال خورده زبان به شُکر
و ذکر دارد.
عطار نیشابوری ، تذکره الاولیا
پایانی برای قصه ها نیست...
نه بره ها گرگ میشوند،نه گرگها سیر،
خسته ام ازجنس قلابی آدمها...
دار میزنم خاطرات کسی را که،
مرا آزرده،
حالم خوب است،
اما گذشته ام درد میکند...
نه بره ها گرگ میشوند،نه گرگها سیر،
خسته ام ازجنس قلابی آدمها...
دار میزنم خاطرات کسی را که،
مرا آزرده،
حالم خوب است،
اما گذشته ام درد میکند...
امام جعفر صادق (عليه السلام):
پدرم مرا به سه چيز ادب_آموخت
و از سه چيز نهے فرمود.
سه نكته ادب
فرزندم هركس با #دوست_بد بنشيند
سالم نمى ماند
و هر كس گفتارش را كنترل نكند
پشيمان مى شود
و هر كس به جايگاه هاى بد وارد شود
مورد #بدگمانى قرار مى گيرد
و آن سه چيز كه مرا از آن نهى فرمود:
دوستى با كسى كه چشم ديدن
نعمت كسى را ندارد
️و با كسى كه از مصيبت ديگران
شاد مى شود
و دوستے با سخن_چين
امام جعفر صادق (عليه السلام):
پدرم مرا به سه چيز ادب_آموخت
و از سه چيز نهے فرمود.
سه نكته ادب
فرزندم هركس با #دوست_بد بنشيند
سالم نمى ماند
و هر كس گفتارش را كنترل نكند
پشيمان مى شود
و هر كس به جايگاه هاى بد وارد شود
مورد #بدگمانى قرار مى گيرد
و آن سه چيز كه مرا از آن نهى فرمود:
دوستى با كسى كه چشم ديدن
نعمت كسى را ندارد
️و با كسى كه از مصيبت ديگران
شاد مى شود
و دوستے با سخن_چين
تو هوای سرد زمستون از حموم عمومی در اومدیم و نم نم بارون میزد، خانومی جوون و محجبه بساط لیف و جوراب و ... جلوش پهن بود، تختی رفت جلو و آروم سلام کرد و نصفه بیشتره لیف و جوراباشو خرید! تعجب کردم و پرسیدم: داداش واسه کی میخری؟
ما که تازه از حموم در اومدی، اونم اینهمه! گفت تو این سرما از سر غیرتشه که با دستفروشی خرجشو در میاره، وگرنه میتونست الآن تو یه جای نرم و گرم باشه!!!
پس بخر و بخریم تا شرف و ناموس مملکتمون حفظ شه ، برگشت تو حموم و صدا زد: نصرت اینارو بزار دم دست مردم و بگو صلواتیه ...
خاطرهای از شادروان عباس زندی
ما که تازه از حموم در اومدی، اونم اینهمه! گفت تو این سرما از سر غیرتشه که با دستفروشی خرجشو در میاره، وگرنه میتونست الآن تو یه جای نرم و گرم باشه!!!
پس بخر و بخریم تا شرف و ناموس مملکتمون حفظ شه ، برگشت تو حموم و صدا زد: نصرت اینارو بزار دم دست مردم و بگو صلواتیه ...
خاطرهای از شادروان عباس زندی
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
فکر می کردم آدم ها همانطور که آمده اند، می روند .
نمی دانستم که نمی روند، می مانند .
ردشان می ماند حتی اگر همه چیزشان را هم با خودشان بردارند و بروند .
📚رویای تبت
فریبا وفی
نمی دانستم که نمی روند، می مانند .
ردشان می ماند حتی اگر همه چیزشان را هم با خودشان بردارند و بروند .
📚رویای تبت
فریبا وفی
جامعه زیبا
متعلق به مردمی ست که
در کنار تلاش
برای زیبایی و رسوم ظاهر ی ،
به زیبایی درونی و فکری
هم بپردازند . ..
#ع_دباغ
متعلق به مردمی ست که
در کنار تلاش
برای زیبایی و رسوم ظاهر ی ،
به زیبایی درونی و فکری
هم بپردازند . ..
#ع_دباغ
Saghi [MihanSeda.com]
Hayedeh
آنان که با آهنگ عشق آسمانى
به رقص می آيند
دیوانه اند
آری دیوانه اند
در نظر آنان که آهنگی نمی شنوند !!
#ع_دباغ
به رقص می آيند
دیوانه اند
آری دیوانه اند
در نظر آنان که آهنگی نمی شنوند !!
#ع_دباغ
سکوت کن...
فرقی نمیکند از روی رضایت باشد یا دلخوری،
این مردم از سکوت
کمتر داستان می سازند...!
سکوت خطر ناکتر از حرف های نیشدار است !!
بدون شک کسی که سکوت می کند ،
روزی حرف هایش را سرنوشت به شما خواهد گفت ..
گاهی سکوت
شرافتی دارد که گفتن ندارد ...
سکوت در اثر بستن دهان نیست؛
در اثر باز کردن فکر است،
هر چه فکر بازتر، سکوت بیشتر،
هر چه فکر بسته تر، دهان بازتر
#الهی قمشه ایی
سکوت کن...
فرقی نمیکند از روی رضایت باشد یا دلخوری،
این مردم از سکوت
کمتر داستان می سازند...!
سکوت خطر ناکتر از حرف های نیشدار است !!
بدون شک کسی که سکوت می کند ،
روزی حرف هایش را سرنوشت به شما خواهد گفت ..
گاهی سکوت
شرافتی دارد که گفتن ندارد ...
سکوت در اثر بستن دهان نیست؛
در اثر باز کردن فکر است،
هر چه فکر بازتر، سکوت بیشتر،
هر چه فکر بسته تر، دهان بازتر
#الهی قمشه ایی
نه با کسی بحث کن
نه از کسی انتقاد کن ...!
هرکی هرچی گفت بگو حق با شماست ...
و خودت رو خلاص کن ...
آدم ها عقیده ات را که می پرسند،
نظرت را نمی خواهند ...!
می خواهند با عقیده خودشان
موافقت کنی ...!
نه از کسی انتقاد کن ...!
هرکی هرچی گفت بگو حق با شماست ...
و خودت رو خلاص کن ...
آدم ها عقیده ات را که می پرسند،
نظرت را نمی خواهند ...!
می خواهند با عقیده خودشان
موافقت کنی ...!
تقدیم به پدرم تنها عشق واقعی زندگیم
آب را گل نکنیم ؛ پدرم در خاک است …
وقتی دیروز باران بارید
"آن مرد در باران آمد" را به یاد آوردم
"آن مرد با نان آمد" یادم آمد که دیگر پدرم در باران با نانی در دست و لبخند بر لب نخواهد آمد، دیروز دلم تنگ شد و با آسمان و دلتنگیاش با زمین و تنهائیش
با خورشید و نبودنش به یاد پدر سخت گریستم. پدرم وقتی رفت سقف این خانه ترک بر میداشت، پدرم وقتی رفت دل من سخت شکست، خاطر خاطره ها رخ بنمود
زندگی چرخش یک خاطره است
خاطر خاطره ها را نبریدش از یاد
پدرم وقتی رفت آسمان غمزده بود
و زمین منتظر …
زندگی چرخش ایام و گذار من و توست
و کسی گفت به من:
آب را گل نکنید،پدرم در خاک است
زندگی میگذرد،کاش یک فاتحه مهمان شقایق باشیم و زمین کوچک نیست
دل ما تنگ و نفس سنگین است
کاش میشد آموخت که سفر نزدیک است
خاطر خاطرهها را نبریدش از یاد.
زندگی میگذرد
کاش یک فاتحه مهمان شقایق باشیم
بیاد همهی پدرای خوب دنیا..
زندگان به یادها
زندگان به دنیا ها
پیشاپیش روز #پدر مبارک
تقدیم به پدرم تنها عشق واقعی زندگیم
آب را گل نکنیم ؛ پدرم در خاک است …
وقتی دیروز باران بارید
"آن مرد در باران آمد" را به یاد آوردم
"آن مرد با نان آمد" یادم آمد که دیگر پدرم در باران با نانی در دست و لبخند بر لب نخواهد آمد، دیروز دلم تنگ شد و با آسمان و دلتنگیاش با زمین و تنهائیش
با خورشید و نبودنش به یاد پدر سخت گریستم. پدرم وقتی رفت سقف این خانه ترک بر میداشت، پدرم وقتی رفت دل من سخت شکست، خاطر خاطره ها رخ بنمود
زندگی چرخش یک خاطره است
خاطر خاطره ها را نبریدش از یاد
پدرم وقتی رفت آسمان غمزده بود
و زمین منتظر …
زندگی چرخش ایام و گذار من و توست
و کسی گفت به من:
آب را گل نکنید،پدرم در خاک است
زندگی میگذرد،کاش یک فاتحه مهمان شقایق باشیم و زمین کوچک نیست
دل ما تنگ و نفس سنگین است
کاش میشد آموخت که سفر نزدیک است
خاطر خاطرهها را نبریدش از یاد.
زندگی میگذرد
کاش یک فاتحه مهمان شقایق باشیم
بیاد همهی پدرای خوب دنیا..
زندگان به یادها
زندگان به دنیا ها
پیشاپیش روز #پدر مبارک
شخصی از خدا دو چیز خواست…
یک گل و یک پروانه…
اما چیزی که به دست آورد
یک کاکتوس و یک کرم بود.
غمگین شد. با خود اندیشید شاید خداوند من را دوست ندارد و به من توجهی ندارد.
چند روز گذشت.
از آن کاکتوس پر از خار، گلی زیبا روییده شد و آن کرم تبدیل به پروانه ای زیبا شد.
اگر چیزی از خدا خواستید و چیز دیگری دریافت کردید، به او اعتماد کنید.
خارهای امروز، گلهای فردایند!
شخصی از خدا دو چیز خواست…
یک گل و یک پروانه…
اما چیزی که به دست آورد
یک کاکتوس و یک کرم بود.
غمگین شد. با خود اندیشید شاید خداوند من را دوست ندارد و به من توجهی ندارد.
چند روز گذشت.
از آن کاکتوس پر از خار، گلی زیبا روییده شد و آن کرم تبدیل به پروانه ای زیبا شد.
اگر چیزی از خدا خواستید و چیز دیگری دریافت کردید، به او اعتماد کنید.
خارهای امروز، گلهای فردایند!
تنهایی این نیست که دوستی نداشته باشی و از شهر و دیارت دور افتاده باشی و نه خانواده ای و نه قوم و خویشی و نه آشنا و نه همصحبت و نه همزبانی.
تنهایی این است که وقتی همه
دروغ می گویند، تو راست بگویی.
تنهایی این است که وقتی همه هزار چهره دارند، تو یک چهره داشته باشی.
تنهایی این است وقتی همه
خیانت می کنند، تو وفادار باشی.
تنهایی این است که وقتی همه چاپلوسند، تو متملق نباشی.
تنهایی این است که وقتی همه
از کج می روند، تو از راست بروی.
تنهایی این است که وقتی همه
بر بد بودن اصرار دارند، تو بر خوب بودن پای بفشاری.
تنهایی این است که انسان باشی.
و چه تنهایی باشکوهی است انسان بودن.
تنها بمان که این تنهایی هزار بار می ارزد به اینکه یکی باشی همچون دیگران.
#عرفان_نظرآهاری
تنهایی این است که وقتی همه
دروغ می گویند، تو راست بگویی.
تنهایی این است که وقتی همه هزار چهره دارند، تو یک چهره داشته باشی.
تنهایی این است وقتی همه
خیانت می کنند، تو وفادار باشی.
تنهایی این است که وقتی همه چاپلوسند، تو متملق نباشی.
تنهایی این است که وقتی همه
از کج می روند، تو از راست بروی.
تنهایی این است که وقتی همه
بر بد بودن اصرار دارند، تو بر خوب بودن پای بفشاری.
تنهایی این است که انسان باشی.
و چه تنهایی باشکوهی است انسان بودن.
تنها بمان که این تنهایی هزار بار می ارزد به اینکه یکی باشی همچون دیگران.
#عرفان_نظرآهاری
Audio
در دست گلی دارم ،
اینبار که می آیم
کانرا به تو بسپارم ،
اینبار که می آیم
در بسته نخواهد ماند ، بگذار کلیدش را
در دست تو بسپارم ،
اینبار که مى آیم
هم هر کس و هم هر چیز ،
جز عشق تو پالوده است
از صفحه پندارم،
اینبار که می ایم
خواهی که اگر سنجی ، می سنج که جز مهرت
از هر چه سبکبارم ،
اینبار که می آیم
سقفم ندهی باری، جایی بسپار آري
در سایه دیوارم ،
اینبار که می آیم
باور کن از آن تصویر،
آن خستگی ، آن تخدیر
بیزارم و بیزارم ،
اینبار که می ایم
دیروز بهل جانا، با تو همه از فردا
یک سینه سخن دارم ،
اینبار که میآیم
# حسین منزوی
اینبار که می آیم
کانرا به تو بسپارم ،
اینبار که می آیم
در بسته نخواهد ماند ، بگذار کلیدش را
در دست تو بسپارم ،
اینبار که مى آیم
هم هر کس و هم هر چیز ،
جز عشق تو پالوده است
از صفحه پندارم،
اینبار که می ایم
خواهی که اگر سنجی ، می سنج که جز مهرت
از هر چه سبکبارم ،
اینبار که می آیم
سقفم ندهی باری، جایی بسپار آري
در سایه دیوارم ،
اینبار که می آیم
باور کن از آن تصویر،
آن خستگی ، آن تخدیر
بیزارم و بیزارم ،
اینبار که می ایم
دیروز بهل جانا، با تو همه از فردا
یک سینه سخن دارم ،
اینبار که میآیم
# حسین منزوی
لذّت دنیا
داشتنِ کسى ست
که دوست داشتن را بلد است؛
به همین سادگى ..! ""
این روزها
گفتن دوستت دارم! آنقدر ساده است
که میشود آنرا از هر رهگذری شنید!
اما فهمش...
یکی از سخت ترین کارهای دنیاست
سخت است اما زیبا!
زیباست
برای اطمینان خاطر یک عمر زندگی
تا بفهمی و بفهمانی...
هر دوره گردی "لیلی" نیست...
هررهگذری"مجنون"...
و تو شریک زندگی هر کس نخواهی شد!
تا بفهمی و بفهمانی...
اگر کسی آمد و هم نشینت شد
در چشمانش باید
رد آسمان، رد خدا باشد
و باید برایش
از"من" گذشت
تا به
"ما" رسید.....
داشتنِ کسى ست
که دوست داشتن را بلد است؛
به همین سادگى ..! ""
این روزها
گفتن دوستت دارم! آنقدر ساده است
که میشود آنرا از هر رهگذری شنید!
اما فهمش...
یکی از سخت ترین کارهای دنیاست
سخت است اما زیبا!
زیباست
برای اطمینان خاطر یک عمر زندگی
تا بفهمی و بفهمانی...
هر دوره گردی "لیلی" نیست...
هررهگذری"مجنون"...
و تو شریک زندگی هر کس نخواهی شد!
تا بفهمی و بفهمانی...
اگر کسی آمد و هم نشینت شد
در چشمانش باید
رد آسمان، رد خدا باشد
و باید برایش
از"من" گذشت
تا به
"ما" رسید.....
آیین عشق بازی دنیا عوض شده است
یوسف عوض شده زلیخاعوض شده است
سر همچنان به سجده فرو برده ام ولی
درعشق سال هاست که فتوا عوض شده است
خو کن به قایقت که به ساحل نمی رسیم
خو کن که جای ساحل دریا عوض شده است
آن با وفا کبوتر جلدی که پر کشید
اکنون به خانه آمده اما عوض شده است
حق داشتی مرا نشناسی به هر طریق
من همچنان همانم و دنیا عوض شده است
#فاضل نظری
آیین عشق بازی دنیا عوض شده است
یوسف عوض شده زلیخاعوض شده است
سر همچنان به سجده فرو برده ام ولی
درعشق سال هاست که فتوا عوض شده است
خو کن به قایقت که به ساحل نمی رسیم
خو کن که جای ساحل دریا عوض شده است
آن با وفا کبوتر جلدی که پر کشید
اکنون به خانه آمده اما عوض شده است
حق داشتی مرا نشناسی به هر طریق
من همچنان همانم و دنیا عوض شده است
#فاضل نظری
زن بودن ، مهارت می خواهد ...
باید بلد باشی پایِ اجاق گاز ،
حینِ سرخ کردنِ کتلت ، با خودت
فکر و خیال هایِ عاشقانه کنی و
شعرهایِ دلبرانه بگویی ، در حالی که
غذایت نه ذره ای بسوزد ، نه بی نمک باشد ...
باید بتوانی هنگامِ شستنِ ظرف ها ،
موسیقیِ دلخواهت را زمزمه کنی ،
چشمهایت را ببندی و با همان حالتِ ژولیده
و دستهایِ کف آلود ، تصور کنی رویِ
صحنه ای و هزاران نفر تو را تشویق می کنند ...
زن که باشی ، باید بتوانی در حالی که
لباس می شویی و جارو می کشی ،
به همه چیز فکر کنی ...
فکر کردنی که انتهایش بشود
تصمیم های مهم و سنجیده گرفت ...
زن هایِ خانه دار ، استعدادهایِ کشف
نشده ای هستند که به حرمتِ زن بودن ،
متواضعانه در مقامِ یک همسر و یک مادر ،
کنجِ خانه مانده اند و بی هیچ توقعی برایِ
دنیایمان زنانگی می کنند ...
زن بودن ، ساده نیست ...
پیچیده ترین فرمولِ آفرینش است ...
"نرگسصرافیانطوفان"
باید بلد باشی پایِ اجاق گاز ،
حینِ سرخ کردنِ کتلت ، با خودت
فکر و خیال هایِ عاشقانه کنی و
شعرهایِ دلبرانه بگویی ، در حالی که
غذایت نه ذره ای بسوزد ، نه بی نمک باشد ...
باید بتوانی هنگامِ شستنِ ظرف ها ،
موسیقیِ دلخواهت را زمزمه کنی ،
چشمهایت را ببندی و با همان حالتِ ژولیده
و دستهایِ کف آلود ، تصور کنی رویِ
صحنه ای و هزاران نفر تو را تشویق می کنند ...
زن که باشی ، باید بتوانی در حالی که
لباس می شویی و جارو می کشی ،
به همه چیز فکر کنی ...
فکر کردنی که انتهایش بشود
تصمیم های مهم و سنجیده گرفت ...
زن هایِ خانه دار ، استعدادهایِ کشف
نشده ای هستند که به حرمتِ زن بودن ،
متواضعانه در مقامِ یک همسر و یک مادر ،
کنجِ خانه مانده اند و بی هیچ توقعی برایِ
دنیایمان زنانگی می کنند ...
زن بودن ، ساده نیست ...
پیچیده ترین فرمولِ آفرینش است ...
"نرگسصرافیانطوفان"
بزرگتر که شدیم
مدادهایمان هم تکامل یافتند
تبدیل به خودکارهایی بیرحم شدند
تا یادمان بدهند
هر اشتباهی پاک شدنی نیست
بزرگتر که شدیم
مدادهایمان هم تکامل یافتند
تبدیل به خودکارهایی بیرحم شدند
تا یادمان بدهند
هر اشتباهی پاک شدنی نیست
زندگی
عمر کردن نیست،
بلکه "رشد" کردن است
عمر کردن کاری است که از همهی
حیوانات برمیآید.
اما رشد کردن هدف والای انسان است
که عدهی معدودی میتوانند
ادعایش را داشته باشند...
واحد اندازه گیری انسانیت،
چیزی نیست جز،
دستهایی که گرفته ایم،
گره هایی که ازمشکلات دیگران باز کرده ایم
دل هایی که به دست آورده ایم،
امیدهایی که به زندگی ناامیدان
بازگردانده ایم،
اشک هایی که به شوق جاری کرده ایم،
دعاهایی که از دیگران در ازای رفتار و
کردار خود شنیده ایم...
عمر کردن نیست،
بلکه "رشد" کردن است
عمر کردن کاری است که از همهی
حیوانات برمیآید.
اما رشد کردن هدف والای انسان است
که عدهی معدودی میتوانند
ادعایش را داشته باشند...
واحد اندازه گیری انسانیت،
چیزی نیست جز،
دستهایی که گرفته ایم،
گره هایی که ازمشکلات دیگران باز کرده ایم
دل هایی که به دست آورده ایم،
امیدهایی که به زندگی ناامیدان
بازگردانده ایم،
اشک هایی که به شوق جاری کرده ایم،
دعاهایی که از دیگران در ازای رفتار و
کردار خود شنیده ایم...