اگر موفق شدید به کسـے خیانت کنید
آن شخص را احمق فرض نکنید
بلکه بدانید
او خیلـے بیشتر از آنچه لیاقت داشته اید
به شما اعتماد کرده است...
#باب_مارلی
آن شخص را احمق فرض نکنید
بلکه بدانید
او خیلـے بیشتر از آنچه لیاقت داشته اید
به شما اعتماد کرده است...
#باب_مارلی
کودکیمان را
در کوچه های زمان
گم کردیم
و مهربانیمان را در میان
سنگ و آجرآرزوهای بزرگسالی
جا گذاشتیم
جهان امروز
به دلهای مهربان و کودکانه
نیاز بیشتری دارد..!
کودکیمان را
در کوچه های زمان
گم کردیم
و مهربانیمان را در میان
سنگ و آجرآرزوهای بزرگسالی
جا گذاشتیم
جهان امروز
به دلهای مهربان و کودکانه
نیاز بیشتری دارد..!
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
4_911842142719049769.pdf
3.1 MB
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
📖 دختر پرتقالی
✍ یوستین گردر
🔃 مهوش خرمی پور
186 صفحه
در این داستان پسر پانزدهسالهای به طور اتفاقی به دستنوشتهای از پدرش دست مییابد. در حالی که پدرش ۱۱ سال پیش به دلیل ابتلا به بیماری صعبالعلاجی از دنیا رفته و در آستانه مرگ، نامهٔ دور و درازی برای پسرش از خود به جا گذاشتهاست. به گفته مادرش، بیشترین غم و اندوه پدر در آستانه مرگ این بودهاست که پیش از آن که بتواند پسرش را بشناسد باید بمیرد. دختر پرتقال گفتگوی فلسفی و شاعرانه بین پدر و پسری است که در دو زمان مختلف زیستهاند. پدر ماجرای آشنایی با دختری را به شیوهای جذاب برای پسرش بازگو میکند. پسر با خواندن یادداشتهای پدرش دید جدیدی نسبت به زندگی پیدا میکند.
#دختر_پرتقالی
#یوستین_گردر
✍ یوستین گردر
🔃 مهوش خرمی پور
186 صفحه
در این داستان پسر پانزدهسالهای به طور اتفاقی به دستنوشتهای از پدرش دست مییابد. در حالی که پدرش ۱۱ سال پیش به دلیل ابتلا به بیماری صعبالعلاجی از دنیا رفته و در آستانه مرگ، نامهٔ دور و درازی برای پسرش از خود به جا گذاشتهاست. به گفته مادرش، بیشترین غم و اندوه پدر در آستانه مرگ این بودهاست که پیش از آن که بتواند پسرش را بشناسد باید بمیرد. دختر پرتقال گفتگوی فلسفی و شاعرانه بین پدر و پسری است که در دو زمان مختلف زیستهاند. پدر ماجرای آشنایی با دختری را به شیوهای جذاب برای پسرش بازگو میکند. پسر با خواندن یادداشتهای پدرش دید جدیدی نسبت به زندگی پیدا میکند.
#دختر_پرتقالی
#یوستین_گردر
برای یک احساس بیش از سایر احساسها ترانهها خوانده، شعرها سروده و قلبها شکسته شده است. این احساس، عشق است. من فکر میکنم که ما عشق را بیش از حد اسرارآمیز کردهایم، راستش من معتقدم که عشق آموختنی است. بله، آموختن عشقورزی با آموختن دوچرخه سواری فرق دارد، اما عشق آموختنی است و برای همین است که عدهای در درس عشق رد میشوند. آنها هرگز عشقورزی نیاموختهاند.
پله پله تا اوج
#زیگ زیگلار
پله پله تا اوج
#زیگ زیگلار
دل اگر بی غم بود ..
خار خنديد و به گل گفت سلام
و جوابي نشنيد
خار رنجيد ولي هيچ نگفت
ساعتي چند گذشت
گل چه زيبا شده بود
دست بي رحمي نزديک آمد،
گل سراسيمه ز وحشت افسرد
ليک آن خار در آن دست خليد و گل از مرگ رهيد
صبح فردا که رسيد
خار با شبنمي از خواب پريد
گل صميمانه به او گفت سلام...
گل اگر خار نداشت
دل اگر بي غم بود
اگر از بهر کبوتر قفسي تنگ نبود،
زندگي،
عشق،
اسارت،
قهر و آشتي،
همه بي معنا بود . . . .
خار خنديد و به گل گفت سلام
و جوابي نشنيد
خار رنجيد ولي هيچ نگفت
ساعتي چند گذشت
گل چه زيبا شده بود
دست بي رحمي نزديک آمد،
گل سراسيمه ز وحشت افسرد
ليک آن خار در آن دست خليد و گل از مرگ رهيد
صبح فردا که رسيد
خار با شبنمي از خواب پريد
گل صميمانه به او گفت سلام...
گل اگر خار نداشت
دل اگر بي غم بود
اگر از بهر کبوتر قفسي تنگ نبود،
زندگي،
عشق،
اسارت،
قهر و آشتي،
همه بي معنا بود . . . .
میگفت :
هر بامداد که بیدار میشوم میدانم که چه
کسی لقمه حلال خورده و یا حرام؟
پرسیدند چگونه ؟
گفت : آنکه حرام خورده باشد
مرتب صحبتهای بیهوده و لغو کرده
و فحش و غیبت میگوید
و آنکس که حلال خورده زبان به شُکر
و ذکر دارد.
عطار نیشابوری ، تذکره الاولیا
هر بامداد که بیدار میشوم میدانم که چه
کسی لقمه حلال خورده و یا حرام؟
پرسیدند چگونه ؟
گفت : آنکه حرام خورده باشد
مرتب صحبتهای بیهوده و لغو کرده
و فحش و غیبت میگوید
و آنکس که حلال خورده زبان به شُکر
و ذکر دارد.
عطار نیشابوری ، تذکره الاولیا
پایانی برای قصه ها نیست...
نه بره ها گرگ میشوند،نه گرگها سیر،
خسته ام ازجنس قلابی آدمها...
دار میزنم خاطرات کسی را که،
مرا آزرده،
حالم خوب است،
اما گذشته ام درد میکند...
نه بره ها گرگ میشوند،نه گرگها سیر،
خسته ام ازجنس قلابی آدمها...
دار میزنم خاطرات کسی را که،
مرا آزرده،
حالم خوب است،
اما گذشته ام درد میکند...
امام جعفر صادق (عليه السلام):
پدرم مرا به سه چيز ادب_آموخت
و از سه چيز نهے فرمود.
سه نكته ادب
فرزندم هركس با #دوست_بد بنشيند
سالم نمى ماند
و هر كس گفتارش را كنترل نكند
پشيمان مى شود
و هر كس به جايگاه هاى بد وارد شود
مورد #بدگمانى قرار مى گيرد
و آن سه چيز كه مرا از آن نهى فرمود:
دوستى با كسى كه چشم ديدن
نعمت كسى را ندارد
️و با كسى كه از مصيبت ديگران
شاد مى شود
و دوستے با سخن_چين
امام جعفر صادق (عليه السلام):
پدرم مرا به سه چيز ادب_آموخت
و از سه چيز نهے فرمود.
سه نكته ادب
فرزندم هركس با #دوست_بد بنشيند
سالم نمى ماند
و هر كس گفتارش را كنترل نكند
پشيمان مى شود
و هر كس به جايگاه هاى بد وارد شود
مورد #بدگمانى قرار مى گيرد
و آن سه چيز كه مرا از آن نهى فرمود:
دوستى با كسى كه چشم ديدن
نعمت كسى را ندارد
️و با كسى كه از مصيبت ديگران
شاد مى شود
و دوستے با سخن_چين
تو هوای سرد زمستون از حموم عمومی در اومدیم و نم نم بارون میزد، خانومی جوون و محجبه بساط لیف و جوراب و ... جلوش پهن بود، تختی رفت جلو و آروم سلام کرد و نصفه بیشتره لیف و جوراباشو خرید! تعجب کردم و پرسیدم: داداش واسه کی میخری؟
ما که تازه از حموم در اومدی، اونم اینهمه! گفت تو این سرما از سر غیرتشه که با دستفروشی خرجشو در میاره، وگرنه میتونست الآن تو یه جای نرم و گرم باشه!!!
پس بخر و بخریم تا شرف و ناموس مملکتمون حفظ شه ، برگشت تو حموم و صدا زد: نصرت اینارو بزار دم دست مردم و بگو صلواتیه ...
خاطرهای از شادروان عباس زندی
ما که تازه از حموم در اومدی، اونم اینهمه! گفت تو این سرما از سر غیرتشه که با دستفروشی خرجشو در میاره، وگرنه میتونست الآن تو یه جای نرم و گرم باشه!!!
پس بخر و بخریم تا شرف و ناموس مملکتمون حفظ شه ، برگشت تو حموم و صدا زد: نصرت اینارو بزار دم دست مردم و بگو صلواتیه ...
خاطرهای از شادروان عباس زندی
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
فکر می کردم آدم ها همانطور که آمده اند، می روند .
نمی دانستم که نمی روند، می مانند .
ردشان می ماند حتی اگر همه چیزشان را هم با خودشان بردارند و بروند .
📚رویای تبت
فریبا وفی
نمی دانستم که نمی روند، می مانند .
ردشان می ماند حتی اگر همه چیزشان را هم با خودشان بردارند و بروند .
📚رویای تبت
فریبا وفی
جامعه زیبا
متعلق به مردمی ست که
در کنار تلاش
برای زیبایی و رسوم ظاهر ی ،
به زیبایی درونی و فکری
هم بپردازند . ..
#ع_دباغ
متعلق به مردمی ست که
در کنار تلاش
برای زیبایی و رسوم ظاهر ی ،
به زیبایی درونی و فکری
هم بپردازند . ..
#ع_دباغ
Saghi [MihanSeda.com]
Hayedeh
آنان که با آهنگ عشق آسمانى
به رقص می آيند
دیوانه اند
آری دیوانه اند
در نظر آنان که آهنگی نمی شنوند !!
#ع_دباغ
به رقص می آيند
دیوانه اند
آری دیوانه اند
در نظر آنان که آهنگی نمی شنوند !!
#ع_دباغ
سکوت کن...
فرقی نمیکند از روی رضایت باشد یا دلخوری،
این مردم از سکوت
کمتر داستان می سازند...!
سکوت خطر ناکتر از حرف های نیشدار است !!
بدون شک کسی که سکوت می کند ،
روزی حرف هایش را سرنوشت به شما خواهد گفت ..
گاهی سکوت
شرافتی دارد که گفتن ندارد ...
سکوت در اثر بستن دهان نیست؛
در اثر باز کردن فکر است،
هر چه فکر بازتر، سکوت بیشتر،
هر چه فکر بسته تر، دهان بازتر
#الهی قمشه ایی
سکوت کن...
فرقی نمیکند از روی رضایت باشد یا دلخوری،
این مردم از سکوت
کمتر داستان می سازند...!
سکوت خطر ناکتر از حرف های نیشدار است !!
بدون شک کسی که سکوت می کند ،
روزی حرف هایش را سرنوشت به شما خواهد گفت ..
گاهی سکوت
شرافتی دارد که گفتن ندارد ...
سکوت در اثر بستن دهان نیست؛
در اثر باز کردن فکر است،
هر چه فکر بازتر، سکوت بیشتر،
هر چه فکر بسته تر، دهان بازتر
#الهی قمشه ایی
نه با کسی بحث کن
نه از کسی انتقاد کن ...!
هرکی هرچی گفت بگو حق با شماست ...
و خودت رو خلاص کن ...
آدم ها عقیده ات را که می پرسند،
نظرت را نمی خواهند ...!
می خواهند با عقیده خودشان
موافقت کنی ...!
نه از کسی انتقاد کن ...!
هرکی هرچی گفت بگو حق با شماست ...
و خودت رو خلاص کن ...
آدم ها عقیده ات را که می پرسند،
نظرت را نمی خواهند ...!
می خواهند با عقیده خودشان
موافقت کنی ...!
تقدیم به پدرم تنها عشق واقعی زندگیم
آب را گل نکنیم ؛ پدرم در خاک است …
وقتی دیروز باران بارید
"آن مرد در باران آمد" را به یاد آوردم
"آن مرد با نان آمد" یادم آمد که دیگر پدرم در باران با نانی در دست و لبخند بر لب نخواهد آمد، دیروز دلم تنگ شد و با آسمان و دلتنگیاش با زمین و تنهائیش
با خورشید و نبودنش به یاد پدر سخت گریستم. پدرم وقتی رفت سقف این خانه ترک بر میداشت، پدرم وقتی رفت دل من سخت شکست، خاطر خاطره ها رخ بنمود
زندگی چرخش یک خاطره است
خاطر خاطره ها را نبریدش از یاد
پدرم وقتی رفت آسمان غمزده بود
و زمین منتظر …
زندگی چرخش ایام و گذار من و توست
و کسی گفت به من:
آب را گل نکنید،پدرم در خاک است
زندگی میگذرد،کاش یک فاتحه مهمان شقایق باشیم و زمین کوچک نیست
دل ما تنگ و نفس سنگین است
کاش میشد آموخت که سفر نزدیک است
خاطر خاطرهها را نبریدش از یاد.
زندگی میگذرد
کاش یک فاتحه مهمان شقایق باشیم
بیاد همهی پدرای خوب دنیا..
زندگان به یادها
زندگان به دنیا ها
پیشاپیش روز #پدر مبارک
تقدیم به پدرم تنها عشق واقعی زندگیم
آب را گل نکنیم ؛ پدرم در خاک است …
وقتی دیروز باران بارید
"آن مرد در باران آمد" را به یاد آوردم
"آن مرد با نان آمد" یادم آمد که دیگر پدرم در باران با نانی در دست و لبخند بر لب نخواهد آمد، دیروز دلم تنگ شد و با آسمان و دلتنگیاش با زمین و تنهائیش
با خورشید و نبودنش به یاد پدر سخت گریستم. پدرم وقتی رفت سقف این خانه ترک بر میداشت، پدرم وقتی رفت دل من سخت شکست، خاطر خاطره ها رخ بنمود
زندگی چرخش یک خاطره است
خاطر خاطره ها را نبریدش از یاد
پدرم وقتی رفت آسمان غمزده بود
و زمین منتظر …
زندگی چرخش ایام و گذار من و توست
و کسی گفت به من:
آب را گل نکنید،پدرم در خاک است
زندگی میگذرد،کاش یک فاتحه مهمان شقایق باشیم و زمین کوچک نیست
دل ما تنگ و نفس سنگین است
کاش میشد آموخت که سفر نزدیک است
خاطر خاطرهها را نبریدش از یاد.
زندگی میگذرد
کاش یک فاتحه مهمان شقایق باشیم
بیاد همهی پدرای خوب دنیا..
زندگان به یادها
زندگان به دنیا ها
پیشاپیش روز #پدر مبارک