Nimeye Penhan ~ Music-Fa.Com
Sina Sarlak ~ Music-Fa.Com
در هوای بارانی پاییزها
کنار پنجره شوق
روی شیشه بخار گرفته از عشق
قلبی می کشم
و از درونش
خیره می شوم
چه زیباست
منظره کوچه
وقتی
هوا بارانی ست
خانه زندگی گرم است
گویی
تصویر قلب شیشه ای
به گرمی نفس ها باقی ست ..
هوای سرد اتاق
نفس های بی بخار
و
آب شدن قلب
را می نگری !
بدان
قدر نفس ها را !
وقتی پنجره خیس آرزوهاست
قلبی بکش
و درونش باز قلبی
و بنگر
" زمان اب شدن قلبی
آب شدن قلبم را "
#ع_دباغ
کنار پنجره شوق
روی شیشه بخار گرفته از عشق
قلبی می کشم
و از درونش
خیره می شوم
چه زیباست
منظره کوچه
وقتی
هوا بارانی ست
خانه زندگی گرم است
گویی
تصویر قلب شیشه ای
به گرمی نفس ها باقی ست ..
هوای سرد اتاق
نفس های بی بخار
و
آب شدن قلب
را می نگری !
بدان
قدر نفس ها را !
وقتی پنجره خیس آرزوهاست
قلبی بکش
و درونش باز قلبی
و بنگر
" زمان اب شدن قلبی
آب شدن قلبم را "
#ع_دباغ
گاهی باید ساکت نشست
قلم را بر زمین گذاشت
و تنها خواند
انشایی را که سرنوشت رقم زده است
آرام باش جانم
تاریخ پر است
از این انشاء های تکراری ....
#ع_دباغ
قلم را بر زمین گذاشت
و تنها خواند
انشایی را که سرنوشت رقم زده است
آرام باش جانم
تاریخ پر است
از این انشاء های تکراری ....
#ع_دباغ
بعضـی چیزها درجهان؛
خیلـی مهم تر از دارایـی هستند
یکی از آنها ؛
توانایی خوش بودن
با چیزهای ساده است...
#دیل_کارنگی
خیلـی مهم تر از دارایـی هستند
یکی از آنها ؛
توانایی خوش بودن
با چیزهای ساده است...
#دیل_کارنگی
Heyran
Sina Javanshir | Aba-Music.IR
وقتی دیدنش
زبان را بند
دستها را خشک
پاها را میخکوب
میکند
تنها
با چشمهاست که
میتوان حرف عشق را زد .
#ع_دباغ
زبان را بند
دستها را خشک
پاها را میخکوب
میکند
تنها
با چشمهاست که
میتوان حرف عشق را زد .
#ع_دباغ
کنون رؤیای ما باغی است
بن هر جاده اش میعادگاهی خرم و خوش بو
سر هر شاخه اش گلبرگ های نازک لبخند
به ساق هر درختش یادگاری ها
و با هر یادگاری نقش یک سوگند
کنون رؤیای ما باغی است
زمین اما فراوان دارد اینسان باغ
که برگ هر درختش صدمه ی دیدارها برده است
که ساق هر درختش نشتر سوگند ها خورده است
کنون رویای ما باغی است
بن هر جاده اش میعادگاهی خرم و خوش ، لیک
بیا رسم قدیم یادگاری را براندازیم
و دل را خوش نداریم از خراش ساقه ای میرا
بیا تا یادگار عشق آتش ریشه ی خود را
به سنگ سرخ دل با خنجر پیوند بتراشیم
که باران فریبش نسترد هرگز
که توفان زمانش نفکند از پا
که باشد ریشه ی پیمان ما در سینه ی ما
زنده تا باشیم.
#منوچهر_آتشی
بن هر جاده اش میعادگاهی خرم و خوش بو
سر هر شاخه اش گلبرگ های نازک لبخند
به ساق هر درختش یادگاری ها
و با هر یادگاری نقش یک سوگند
کنون رؤیای ما باغی است
زمین اما فراوان دارد اینسان باغ
که برگ هر درختش صدمه ی دیدارها برده است
که ساق هر درختش نشتر سوگند ها خورده است
کنون رویای ما باغی است
بن هر جاده اش میعادگاهی خرم و خوش ، لیک
بیا رسم قدیم یادگاری را براندازیم
و دل را خوش نداریم از خراش ساقه ای میرا
بیا تا یادگار عشق آتش ریشه ی خود را
به سنگ سرخ دل با خنجر پیوند بتراشیم
که باران فریبش نسترد هرگز
که توفان زمانش نفکند از پا
که باشد ریشه ی پیمان ما در سینه ی ما
زنده تا باشیم.
#منوچهر_آتشی
چه داستان غریبی است
"داستان زندگی"
دستی که داس را برداشت
همان دستی است که گندم را
کاشته بود...
"داستان زندگی"
دستی که داس را برداشت
همان دستی است که گندم را
کاشته بود...
Zibaye Khaab Alood [Nex1Music.IR]
Sina Sarlak
بیا بنشین دمی
بیا برایم داستان بگو
از آن قصه های شیرین زندگی
گرم بر دور کرسی زمستان های سرد بگو
آن نگاه های پر مهر پدر
و دستهای نرم مادر بگو
از بی غمی روز های سادگی بگو
بیا بنشین دمی
همگی خسته از درد ها
کمی از خوبی ها بگو
چای را بهانه ای کن
از شیرینی قند پهلو بگو
دیگر تابی نیست
از هوای پاک و دل های پاک بگو
از کوچه های برف گرفته و مردمی مهربان بگو
بیا بنشین دمی
از نگاه های زیبا
از خاطره های خوش
از شیرینی ٱرزوها
از رویاهای جوانی
بگو
بیا
از داستان دل های تنگ
بگو
#ع_دباغ
بیا برایم داستان بگو
از آن قصه های شیرین زندگی
گرم بر دور کرسی زمستان های سرد بگو
آن نگاه های پر مهر پدر
و دستهای نرم مادر بگو
از بی غمی روز های سادگی بگو
بیا بنشین دمی
همگی خسته از درد ها
کمی از خوبی ها بگو
چای را بهانه ای کن
از شیرینی قند پهلو بگو
دیگر تابی نیست
از هوای پاک و دل های پاک بگو
از کوچه های برف گرفته و مردمی مهربان بگو
بیا بنشین دمی
از نگاه های زیبا
از خاطره های خوش
از شیرینی ٱرزوها
از رویاهای جوانی
بگو
بیا
از داستان دل های تنگ
بگو
#ع_دباغ